تاریخ پست:1395/7/15 14:24
علی حمیدی‌نیا

تاريخ بيهقي را مي‌توان يكي از ارزشمندترين آثار تاريخي – ادبي به شمار آورد كه از روزگار گذشته به ويژه زمان غزنويان به دست ما رسيده است. اگرچه تاريخ بيهقي از مهم‌ترين نگاشته‌هاي تاريخي به زبان پارسي است؛ ولي شوربختانه كمتر به آن توجه شده و به جز اندك نوشتارهايي كه به گونه‌اي تحليلي به اين اثر پرداخته‌اند، ديگر نوشتارها در دام كلي‌گويي و توصيف افتاده‌اند و كمتر نقادانه با اين اثر برخورد كرده‌اند.
شايد مهم‌ترين نوشتارها درباره‌ي تاريخ بيهقي در «يادنامه ابوالفضل بيهقي»، كه در سال 1349خورشیدی در دانشگاه فردوسي مشهد به چاپ رسيده، آمده است. اين مجموعه متن٬ سخنراني‌هايي است كه استادان بزرگ در آن دوره در همايش بزرگ‌داشت ابوالفضل بيهقي كه به كوشش دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد، ارايه کرده‌اند.

اگرچه اين نوشتارها در آن روزگار كمك درخوري به شناخت بيهقي و تاريخ ارزشمند او به پژوهشگران و دانشجويان كرد ولي به جز اندكي از آن‌ها به همان كلي‌گويي‌ها و توصيف متن كتاب بسنده كرده و پا فراتر از آن نهاده نشده است. در اين نوشتار تلاش شده است با روشي تحليلي و نه توصيفي به وجود بخشي از نمادهاي استوره‌‌اي در تاريخ بيهقي پرداخته شود و نشان داده شود كه با وجود برخي باورها كه تاريخ بيهقي را تاريخي ناب و خالص مي‌دانند، چندان هم از عناصر استوره‌اي خالي نبوده و به همين شوند(:دليل) اين اثر در مرزي ميان تاريخ و ادبيات قرار مي‌گيرد.

در اين نوشتار از آنجايي‌كه موضوع به عناصر استوره و برخي تناقض‌هاي تاريخي در تاريخ بيهقي پرداخته شده، نشان از آسيب رساندن به چهره‌ا‌ي بزرگي چون بيهقي و اثر ارزشمند او نيست و اميد است در نوشتارهاي جداگانه و گسترده‌تر به آن بپردازيم.

استوره و تاريخ بيهقي

پس از انقلاب «فرويد» در گستره‌ي روانشناسي و روان‌كاوي؛ علم استوره‌شناسي نيز به معناي امروزين خود در باختر زمين شكل تازه‌اي به خود گرفت؛ چرا كه اگر فرويد خواب را نمود(:تجلي) ناخودآگاه فردي دانست، استوره‌شناسي نيز استوره‌ها را گونه‌اي نمادين و رمزگونه از خواسته‌ها و آرزوهاي يك قوم دانست.

به گفته جين هرسين: «استوره بخشي از حيات معنوي و روياپردازي جمعي مردم است، همچنان كه رويا، اسطوره‌ فردي است.»

زنده‌ياد« محمد مختاري» نيز استوره و خواب را با هم درپيوند مي‌دانست. او مي‌گويد: «استوره و خواب از جهاتي به هم مرتبطند، نخست اينكه محتواي خواب به آشكار شدن در استوره گرايش دارد و اساتير يا برخي از آنها در خواب بازگو مي‌شود. اقوام ابتدايي حقايق را از درون خواب‌ها كشف مي‌كنند و در اساتير جمع مي‌آورند.»

«ويكري» استوره را زهداني مي‌داند كه ادبيات هم ازنظر تاريخي و هم از نظر روانشناسي از آن زاده مي‌شود و اين پيوند‌ در حوزه شعر بسيار ژرف‌تر از نثر است و يك متن هرچه به دنياي شعر نزديك‌تر باشد رابطه‌اش با استوره ژرف‌تر خواهد بود.

به گفته اشلگل: «استوره و شعر يكي هستند و از هم جدا نشدني‌اند.» تاريخ و تاريخ‌نويسي و استوره در گذشته چنان با يكديگر آميختگي داشته كه حتا بدون توجه نويسنده مرز روشني ميان آن دو وجود نداشته است. «لوي استراوس» در اين زمينه مي‌گويد: «مهم نيست چگونه افراد به استوره مي‌انديشند؛ نكته مهم اين است كه چگونه استوره‌ها در افراد مي‌انديشند، بي آنكه افراد با خبر شوند كه چه مي‌گذرد.»

دكتر« بهمن سركاراتي» در مورد استوره و تاريخ مي‌نويسد: «بايد توجه داشت كه ميان تاريخ و استوره تفاوت بنيادي وجود دارد. تاريخ گزارش راستين و مستند رويدادي است كه در زمان معين و فقط يكبار اتفاق افتاده است، در صورتي كه استوره بازگويي يك تصور ذهني است از رويدادي كه در گيتي يا حداقل در ذهن آدمي همواره اتفاق مي‌افتد و خواهد افتاد و تكرار اين رويداد هر بار به ناچار به تكرار بازگويي آن نيز منجر مي‌شود و بدين سان روايت‌هاي گوناگون از يك پندار اساتيري پرداخته مي‌شود.»

حال بايد براي پيوند نمادهاي استوره‌اي با تاريخ بيهقي نمونه‌هايي آورد تا اثبات شود كه تاريخ بيهقي نيز بهره‌هايي از نمادهاي استوره‌اي برده و حتا در برخي جا‌ها چه آگاهانه و چه ناخودآگاه در راستاي سياست حاكم بر دربار «مسعود غزنوي» عمل كرده است و به همين شوند(:دليل) شكل متناقضي از تاريخ را ارايه داده است.

 

«مسعود»: كهن الگويي (Archetype) استوره‌اي

شايد بيهقي در تاريخ خود بيشترين نمادهاي استوره‌اي را به شخصيت مسعود منتقل كرده و آن‌چه كه در انديشه‌ي ايرانيان با نام «فره ايزدي» خوانده مي‌شود به مسعود بخشيده است.

يعقوبي، رويدادنگار(:مورخ)، جغرافيدان و جهانگرد نامور دوره اسلامي كه ضمن اشاره به ادعاي پارسيان و چيزهاي شگفتي كه به پادشاهان خود نسبت مي‌دهند، استوره‌هاي ايراني را بازي و ياوه‌گويي مي‌شمارد  و در رديف چيزهايي كه خرد آنها را نمي‌پذيرد، قرار مي‌دهد. بيهقي خود نيز به‌عنوان يك تاريخ نگار، مدعي عدم وجود نمادهاي استوره‌اي در كتاب خويش است. او در رد اساتير و افسانه‌هاي دور و دراز مي‌گويد: « ... و بيشتر مردم عامه آنند كه باطل ممتنع را دوست‌تر دارند؛ چون اخبار ديو و پري و غول بيابان و كوه و دريا كه احمقي هنگامه سازد و گروهي همچنو گرد آيند و وي مي‌‌گويد: در فلان دريا جزيره‌اي ديدم و پانصد تن جايي فرود آمديم در آن جزيره پختيم و ديگ‌ها نهاديم، چون آتش تيز شد؛ تبش بدان زمين رسيد، از جاي برفت، نگاه كرديم، ماهي بود، و به فلان كوه چنين و چنين چيزها ديدم و ...»  جالب اينكه تاريخ بيهقي كه تاريخ دوره غزنويان است هيچ اشاره‌اي به فردوسي و اثر جاويدان او نكرده و اگر نگوييم اين جمله‌ها تعريفي و كنايه‌اي به فردوسي است بايد بگوييم كه در اين‌جا كساني چون فردوسي از طرف بيهقي به باد انتقاد گرفته شده‌اند!

بيهقي مي‌گويد كه او از جمله‌ي خواص است و تاريخ او خالي از هرگونه استوره و استوره‌سازي است. ولي با نگاهي نقادانه و با نقدي استوره‌شناختي مي‌توان دريافت كه تاريخ بيهقي شايد بيش از هر كتاب تاريخي ديگري انباشته از نمادهاي استوره‌اي است كه خود سرچشمه تناقض‌هاست.

بيهقي از مسعود غزنوي چنان «شبه‌خدايي» مي‌سازد كه حتا پس از شكست تحقيرآميزش در جنگ «دندانقان» حاضر نمي‌شود گناه‌كار اصلي را مسعود بداند و همه‌ي گناه‌ها را به گردن سرنوشت و تقدير مي‌اندازد. همچنين او در هر زمينه‌اي مسعود را «آيتي»(بخوانيد استوره‌اي) مي‌داند.

بيهقي در مورد سخنوري مسعود مي‌آورد: «... و امير اشارت كرد تا همگان را بنشاندند. دورتر و پس سخن بگشاد و چون اين پادشاه در سخن آمدي جهانيان بايستي كه در نظاره بودندي كه در پاشيدي و شكر شكستي و بيايد در اين تاريخ سخنان وي، چه آنكه گفته و چه نبشته تا مقرر گردد خوانندگان را كه نه به گزاف است حديث پادشاهان، قال الله عزوجل و قوله الحق: وزاده بسه في العلم و الجسم والله يوئي ملكه و من شياء». (و بفرمورد او را فراخي اندر دانش و تن و خداي بدهد پادشاهي آن را كه بخواهد).

 

«مسعود غزنوي»: سخنور؟!

استاد خالقي مطلق مي‌آورد: «بسياري از مورخان خود را راستگو و دوستدار حقيقت ناميده‌اند. چون در قديم چهار گروه مي‌بايست هميشه مردم را نسبت به درستي گفتار خود مطمئن مي‌ساخته‌اند وگرنه كار آنها كساد مي‌ماند: منجمان، مورخان، حماسه سرايان و ...»

 

«مسعود غزنوي»: يك منجي؟!

گفتني‌ست يكي از اساتيري كه ايرانيان به آن باور دارند، آمدن يك منجي است كه داد ستمديده را از ستمگر خواهد گرفت. بيهقي نيز از اين انديشه در راستاي توجيه پادشاهي خاندان مسعود سود جسته و مي‌گويد: «... و علم غيب او برفته است كه در جهان در فلان بقعت مردي پيدا خواهد شد كه از آن مرد بندگان او را راحت خواهد بود ...»

شگفت اين‌كه بيهقي كه مدعي خردورزي است، داستان‌هايي از جمله خوردن بيست‌وهفت ساتگين نيم‌مني شراب يا شيرگيري مسعود را مي‌آورد كه خرد هيچ خردمندي آن را نمي‌پذيرد: «امير فرود آمد و دست به نشاط و شراب كرد و سه روز پيوسته بخورد. روز چهارم بر نشست و به شكار شير و ديگر شكارها رفت و چهار شير را به دست خويش كشت.

«مسعود غزنوي»: داراي فره‌ي ايزدي

 اگر با تحليلي استوره‌شناختي به اين داستان بپردازيم بايد ببينيم كه شير در اساتير داراي چه جايگاهي بوده و نماد چيست؟ در برخي از فرهنگ‌ها شير جانداري آتشين و يكي از نمادهاي اهريمن است. در برخي از نگاره‌هاي به دست آمده، پادشاه با تاجي زرين در كنار شيري نشسته است. در اساتير ايراني نيز آسمان چهارم را برج شير(اسد) كه جايگاه خورشيد است، مي‌نامند. در سده‌هاي پس از مهرپرستي، پادشاه، خورشيد روي زمين بوده و او را داراي فره‌ي ايزدي مي‌دانستند. به گزارش «كريتوس»، خورشيد نشان فرمانروايي و بزرگي ايران بوده و در بالاي چادر شاه، نماي خورشيد كه از بلور ساخته مي‌شد، مي‌درخشيد.

در آيين مهر پرستي كه در آن هفت مرحله‌ي عرفان براي سير و سلوك وجود داشته، مرحله‌ي چهارم آن، مرحله‌ي شير (Leo) بوده است.

در يشت‌ها نيز خورشيد – كه جايگاه آن با شير يكي است – با صفت تيزاسب و يا دارنده‌ي اسب‌هاي تندپا آمده:

«خورشيد جاوداني با شكوه تيزاسب را مي‌ستايم در هنگامي كه خور با فروغ (خويش) بتابد.»

در برخي از جاها نيز خورشيد نماد بيمرگي و رستاخيز است. شير در ادب فارسي نيز كم‌وبيش نماد شجاعت و انسان دلاور است.

در داستان بهرام گور، بهرام نيز تاج پادشاهي را از ميان دو شير مي‌ربايد. در داستان‌هاي تاريخي، عارفي چون شيخ ابوالحسن خرقاني را نيز رام كننده‌ي شير دانسته‌اند كه همه‌ي اين‌ها خالي از نمادهاي استوره‌اي نيست.

 

«مسعود غزنوي»: شبه خدا؟!

پس جاي شگفتي نيست كه سلطان مسعود نيز براي رفتن در قالب چهره‌اي استوره‌اي كه توده‌ي مردم او را شبه‌خدا به شمار آورند، بايد شير شكار كند تا سرانجام نمايي آسماني پيدا كرده و ميانجي ميان زمين و آسمان باشد.

در افسانه‌هاي يوناني آمده كه نخستين هماوردي(:حريفي) كه هركول با آن روبه‌رو شد، شير وحشي بزرگي بود كه وي مامور كشتن و آوردن لاشه او شد. هركول تيرهاي بسياري به اين جانور انداخت كه هيچ‌كدام كارگر نشد؛ زيرا اين شير رويين‌تن بود؛ ناچار پهلوان با اين جانور پنجه در پنجه انداخت و سرانجام او را از پاي درآورد و خفه كرد. سپس پوستش را كند و از آن زرهي براي خود ساخت كه هيچ تيري به آن كارگر نمي‌شد و سپس لاشه شير را به شهر آورد. در برخي اساتير پادشاه، پسر خدا و از خورشيد تغذيه مي‌كند.

 

«مسعود غزنوي»: پيوند با خورشيد؟!

زال پسر سام نيز پس از زاده شدن و دور ساختن او توسط سام، سيمرغ كه به باور نگارنده شكلي نمادين از خورشيد – فرمانروا است، تغذيه مي‌كرد و مسعود نيز بايد به عنوان پادشاه – فرمانروا به شكلي با خورشيد فرمانروا پيوند داشته باشد تا بتواند توجيهي براي فرمانروايي خود در ايران‌زمين پيدا كند.

جشن مهرگان نيز يكي از دستاويزهايي بود كه مسعود به كمك آن براي خود مشروعيتي ايراني را به دست مي‌آورد. چرا كه مهرگان (Mithrakan)، جشني بود كه به افتخار و بزرگداشت «ميترا» برگزار مي‌شد و پادشاهان ايراني به افتخار خداوند دست به مي‌گساري مي‌زدند.

در روزگار ساسانيان نيز پادشاه تاجي به شكل خورشيد بر سر مي‌گذاشت و از اين راه نشان مي‌داد كه او نيز ميتراي روي زمين است. پس بدين واسطه كسي چون مسعود هم به خوش‌باشي‌هاي خود وجهه‌اي آييني مي‌داد و هم به اين بهانه ماليات‌ها و خراج‌هاي سنگين – با نام پيشكش و عيدي از سرزمين‌هاي زير فرمان خود – دريافت مي‌كرد. جشن مهرگان به همراه جشن نوروز حتا در دربار خلفاي عباسي نيز برگزار مي‌شد. اين جشن با چراغاني كردن و زدن طبل و پيشكش‌ها و عيدي‌ها رونق مي‌گرفت.

اين‌ها همه بيانگر انتقال مفاهيم استوره‌اي و برابري آن‌ها با شرايط فكري و اجتماعي تازه به تازه در دوره‌هاي گوناگون است و اين مفاهيم استوره‌اي بخشي از سرچشمه‌هاي تناقض‌هاي تاريخي در تاريخ بيهقي است كه به عنوان تاريخ ناب به ما انتقال يافته است.

 


تاریخ پست:1395/7/15 14:24 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :2071

دیدگاه هموندان

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

کامنت خصوصی است؟ بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



مطالب مرتبط

نظر سنجی

جای کدام درس در سامانه‌ی آموزشگاه‌ها خالی است؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد