تاریخ پست:1395/9/9 0:1
9 آذر، سالگرد بازگشت بوموسا، تنب بزرگ وکوچک

جزایر همیشه ایرانی خلیج فارس را پاس بداریم

دکتر میر مهرداد میرسنجری*

خلیج فارسخليج فارس همواره محور ملاحظات ژئوپلتيك بوده كه تماميت ارضي ايران را هم تحت تاثير خود قرار داده است.جزیره بوموسا با وسعت ۱۲ کیلومتر مربع، تنب بزرگ با ۱۱ کیلومتر مربع و تنب کوچک با ۲ کیلومتر مربع مساحت همراه با دیگر جزایر ایرانى خلیج فارس، دنباله چین خوردگى هاى زاگرس در آب‌های کرانه‌ای ایران به‌شمار می‌رود.

وجود نقشه‌هاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگ‌نبشته‌هاي متعدد، نام‌هاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از ٢٣ نقشه رسمي و نيمه‌رسمي كه توسط دولت‌هاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامه‌هاي رسمي دولتي حكومت‌هاي گوناگون ايران‌زمين و اسناد و كتاب‌هاي تاريخي موجود در كتابخانه‌هاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات مي‌رساند.

خليج فارس و جزاير آن از جمله بوموسا ( كه توسط عرب ها به ابوموسي تغيير نام يافت) در روزگار عيلاميان به ويژه در زمان سلطنت «شيلهک اين شوشيناک» در ۱۱۶۵ سال پيش از ميلاد تحت تسلط اين سلسله بوده است. در دولت ماد جزاير خليج فارس جزو يکى از ايالت هاى جنوب غربى و سپس جزو ساتراپ (استان) چهاردهم دولت ماد به نام «درنگيانه» و بخشى از کرمان بود. در دوران هخامنشيان جزيره هاي خليج فارس از جمله بوموسا و تنب کوچک و بزرگ به موجب بند ۶ ستون نخست کتيبه بيستون جزو استان پارس بوده است.

در کتيبه داريوش بزرگ در بيستون سندي بر مالکيت ايران بر خليج فارس و کليه جزاير آن موجود است و  داريوش شاه از اربابه ـ بخشي از عربستان ـ ماکا ـ قسمت مجاور تنگه هرمز ـ و... نام مي‌برد و اين که جنوب تنگه هرمز و سواحل خليج فارس نيز کاملا تحت اختيار ايران بوده است.

يکي ديگر از قديمي‌ترين اسناد مالکيت ايران بر کرانه های جنوبی خلیج فارس، به محمد ابن جرير طبري باز مي گردد. وي مي‌نويسد: در زمان اشکانيان عرب‌ها همه در حجاز بودند و بادیه و مکه و يمن سکونت گاه آنان. آن گروهي که در حجاز و باديه بودند به قحطي و گرسنگي دچار شدند. پس به عراق و بحرين کوچ کردند که در اختيار اشکانيان ايران بود.

«دکتر وستفلد» نیز در جای دیگری مي‌گويد: پيش از اسلام سواحل غربي درياي پارس توسط ايرانيان اداره مي‌شده است. حتي شهري نيز ار دوره ساساني باقي است که به نام يکي از سرداران ايراني نام گذاري شده است. اين شهر امروزه اسپيدگان ـ اسفنج ـ نام دارد که در جزیره بحرین قرار داشته و از نام سردار اسپيدويه گرفته شده است. همچنين در دوران اشکانيان در روزگار سلطنت مهرداد اول (۱۷۱- ۱۳۸ پيش از ميلاد) بنادر و جزيره هاى پارس تحت حکومت اين سلسله قرار گرفت.

در عهد ساسانيان جزاير و بنادر خليج فارس جزو قلمرو ايران و شهر اردشير از استان پارس و جزو پادکيسان نيمروز بود. پس از ورود اسلام به ايران در دوره اقتدار آل بويه از ۳۲۲ هجرى قمرى بنادر و جزاير سراسر کرانه هاى خليج فارس در قلمرو فرمانروايى آنها قرار داشت.

اين فرمانروايى به دست سلجوقيان کرمان ادامه داشت تا اين که پس از انقراض ملوک کيش در سال ۶۲۶ هجرى قمرى در روزگار اتابکان فارس و ايلخانان مغول والى هاى درياى فارس يا ملوک هرمز در جزيره کيش سکنى گزيدند و تا سال ۷۷۹ هجرى قمرى بر تمام جزاير خليج فارس و درياى مکران ـ عمان ـ حکومت کردند.

تيموريان نيز خراج جزيره کيش و ساير جزاير خليج فارس را تا سال ۸۷۳ هجرى قمرى که در ايران حکومت داشتند، جزو فارس محسوب و وصول مى کردند.با ورود پرتغالى ها به خليج فارس و آغاز فعاليت هاى استعمار نوين در منطقه، جزاير اين خليج از جمله بوموسا به اشغال دريانوردان پرتغالى درآمد.

در روزگار سلطنت شاه عباس صفوى، پس از يک دوره طولانى نبرد، جزاير و بنادر ايرانى در خليج فارس از جمله بوموسا، قشم، هرمز و بحرين به وسيله نيروهاى ايرانى آزاد شد که به همين مناسبت بندر گمبرون به بندر عباس تغيير نام يافت. شاه عباس در سال ١٦٠٢ میلادی، بحرین را از اشغال پرتغالی‌ها خارج كرد و در سال ١٦١٢ ميلادي (١٠٠١  خورشیدی و سالروز روز ملی خلیج فارس)، «جلفاوه » که امروزه امارات متحده است را اعاده حاکمیت كرد.

در سال ۱۱۴۷ هجرى قمرى (۱۷۳۵ميلادى ) نادرشاه افشار، لطيف خان دشتستانى را به سمت حاکم ايالت هاى جنوب ايران و کاپيتانى کل سواحل و بنادر و جزاير خليج فارس منصوب کرد که اين فرد در سال ۱۷۳۶ ميلادى به بحرين لشکر کشيد و شيخ جبار هوله، ياغى بحرين را شکست داد و کليد دژ بحرين را براى نادرشاه فرستاد.

کريم خان زند نيز در سال ۱۱۷۹ هجرى قمرى (۱۷۶۵ ميلادى) بر سراسر منطقه فارس و جزاير خليج فارس از جمله بوموسا و بحرین و ... اعمال حاکميت کرد. در دوره قاجاريه آقامحمدخان پس از شکست دادن جانشينان کريم خان زند، موفق شد بر تمام ايران از جمله بنادر و جزاير خليج فارس مسلط شود. در روزگار فتحعلى شاه هم جزاير درياى پارس از جمله کيش، بحرين، بوموسا، هندرابى، تنب بزرگ و تنب کوچک، فارور و ... جزو ايالت فارس محسوب مى شد و در سال ۱۲۶۳ ه.ق کرانه ها و جزيره هاى خليج فارس از جمله جزيره ابوموسى بخشى از ايالت «بنادر خليج فارس» شد.

بريتانيا، از سال ۱۸۱۹ ميلادي به بهانه حفظ امنيت خليج فارس  از نا امني ناشي از تحركات اعراب بادیه نشین جنوب خلیج فارس (اجداد حکام کنونی شیخ نشین های جنوب خلیج فارس)که علاوه بر چوپانی از  راه دزدی دریایی امرار معاش می کردند، در منطقه استقرار يافته بود و در راه تثبيت سلطه خود بر آمد. دولت لندن بر اين پايه، شيوخ عرب منطقه را در کنفراسى جمع کرد و آن ها قراردادى را تحت عنوان صلح جاويدان امضا کردند که به موجب آن بريتانيايى ها اجازه يافتند نه تنها به بهانه مبارزه با دزدان دريايى بلکه به بهانه حفظ امنيت خليج فارس بتوانند در هر حادثه اى که در کرانه هاى خليج فارس اتفاق مى افتد مداخله کنند.

در پى اين کوشش ها، جزيره هاي بوموسا، تنب بزرگ و تنب کوچک را که از روزگار کهن در تملک ايران و جزو لاينفک خاک آن بود به اشغال بريتانيا و سپس شيوخ عرب شارجه و رأس الخيمه درآمد.  در میان نقشه های رسمی  که حاکمیت ایران بر جزيره هاي سه گانه را به اثبات می رساند، يك نقشه رنگی موجود است که وزارت جنگ انگلیس در سال ١٨٦٨میلادی تهیه کرده و «لرد سادیس بری» از طریق وزارت خارجه تقدیم ناصرالدین شاه كرد، نقشه اي بسيار تاريخي كه جزایر سه گانه، به رنگ  کشور ایران مشخص هستند.

در نقشه ديگري كه توسط «لرد کرسن» نایب سلطنه انگلیس در خلیج فارس در سال ١٨٩٠ میلادی تهیه شده نیز جزيره هاي بوموسا و تنب بزرگ و تنب كوچك به رنگ خاك ایران رنگ آميزي شده است. افزون بر اين دو، در نقشه دریاداری انگلیس که در اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن بیست تهیه شده نیز باز جزایر سه گانه به رنگ ایران نمايان هستند.

از ديگر مستندات  حقانیت ایران در مالكيت جزيره هاي سه گانه مي‌توان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در اسناد جالب توجه آن مي‌توان به سندي اشاره كرد كه در آن اجداد شیوخ فعلی شارجه و رأس‌الخيمه که پيشه آن ها چوپانی بود، براي تعليف احشام خود در جزيره بوموسا ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گپ سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه مي‌گرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام مي‌داشتند!!

دولت ايران حتي در دوره فترت شاهان بي كفايت قاجار و نيز در دوران رضاشاه، بارها حق حاکميت خود را بر جزيره هاي تنب و بوموسا اعلام کرد. از جمله در تاريخ ۵ اسفند ۱۳۰۸ خورشيدي، وزارت خارجه دولت رضاشاه پهلوی، نامه اعتراضى را مبنى بر برافراشتن پرچم بريتانيا بر فراز جزيره هاي بوموسا و تنب بزرگ به وزير مختار بريتانيا در تهران نگاشت. در نهايت پس از سال ها تلاش پیگیر همه دولت های ایرانی، سرانجام در ٩ آذر ١٣٥٠ خورشيدي  سه جزیره بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك از اشغال بيگانگان خارج شدند و به مام میهن بازگشتند. 

در ساعت ٦:١٥ دقیقه بامداد روز ٩ آذر ١٣٥٠ خورشيدي ( ٣٠ نوامبر ١٩٧١ ميلادي )، یک روز پيش از ترک نيروهاي  انگلیسی از خلیج فارس یگان‌های نیروی دریایی ايران در سه جزیره تنگه هرمز( تنب بزرگ تنب کوچک و بوموسا ) پیاده شدند. نخستين پرچم ایران پس از گذشت کمتر از ٣٥ دقیقه از آغاز عملیت بر نخستين جزیره افراشته شد و در راس ساعت ٨ در هر سه جزیره پرچم ایران همراه با شلیک ٢١ گلوله توپ برافراشته گردید.

بخشی ازنیروهای ایرانی بر چهار گوشه بوموسا وبر فراز کوه حلوا به عنوان بلند ترین نقطه جزیره پرچم سه رنگ ملی ایران را بر افراشتند. بخش دیگر نیروها نیز پس از اعزام به جزیره تنب بزرگ به طور مسالمت آمیز و بدون حمل سلاح برای تحویل پاسگاه از گماشتگان عرب استعمار انگلیس در حال حرکت بودند که با شلیک آتشبار شرطه‌های عرب از داخل پاسگاه مواجه و ناجوانمردانه به شهادت رسیدند.

نام این سه شهید جاویدان راه میهن عبارتند از:

١- سروان رضا سوزنچی

٢- مهناوی یکم حبیب الله کهریزی

٣- ناوی آیت ا.. خانی...

بدین ترتیب پس از ٦٨ سال که سیاست استعمار برخلاف حقوق مسلم تاریخى مانع اعمال حاکمیت ایران بر این جزایر شده بود، پس از گفت وگوهاى طولانى و پیگیر، بار دیگر این جزایر تحت حاکمیت بر حق ایران قرار گرفت.

پس از اعمال حاکمیت دوباره ایران بر جزایر سه‌گانه، چند کشور عربی از جمله لیبی، عراق و یمن، در دسامبر ١٩٧١ ميلادي از ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کردند که شورای امنیت با بررسی پرونده، آن را برای همیشه پایان یافته اعلام کرد، چرا که این شورا برای یک موضوع، دو بار تصمیم گیری نمی‌کند. 

این‌گونه بود که كشورهاي عربي به دنبال راهکاری برای بین‌المللی کردن دوباره این ادعاهای بی‌پایه خود بودند. این‌که بهترین حربه را برای اعمال فشار به ایران برای چشم پوشی از مالکیت بر جزایر سه گانه ایرانی را توسل به دادگاه لاهه یافتند.

امارات متحده عربى اینک بر پایه همین توافق است که پس از ٤٥ سال بر ادعاهاى خود مبنى بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانى اصرار مى ورزد. در واقع ادعاهاى امارات بر پایه خلقیات ناسیونالیستى كشورهاي عربي  یک ادعاى حیثیتى فاقد مبناى حقوقى و سیاسى است که خود امارات هم به آن واقف است.

ضعف و ذلت تاریخی شیوخ جنوب خلیج فارس در برابر ایران در این سند برگرفته از خاطرات اسدالله علم قابل تامل است:

امیر دوبي در دیدار با شاه ایران می‌گوید: «من مطمئنم که اعلیحضرت هرگز تصور تحت فشار قرار دادن کشور ضعیفی مثل ما را هم نمی‌کنند؛ اما شما هر چه صلاح می‌دانید انجام بدهید، کاملا در اختیار شما هستیم.» (خاطرات علم، پنجشنبه، ١٠ مهر ١٣٤٩ خورشيدي)  و یا در جای دیگر این کتاب نیز آمده : «ما همه چاکران وفادار اعلیحضرت فارس هستیم. ما را راهنمایی کنید» (شنبه، ١٠خرداد ١٣٤٩) 

بنابراين افکار عمومی ایران در انتظار پاسخ شایسته و قاطع  دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به یاوه گویی های مكرر امارات،این شیخ نشین کوچک خلیج فارس است که یکی از بهترین راه های آن از طریق باز كردن مباحث مستندات مالکیت ایران بر استان جلفاوه (امارات کنونی)، جزیره ایرانی «آریایی» یا «سیربو نعیر» و جزیره نفت خیز «زرکوه» است که در اشغال امارات متحده عربی قرار دارند.

*استاديار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگي و ژئوپلتيك


تاریخ پست:1395/9/9 0:1 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :892

دیدگاه هموندان

نام : پژمان زمان : ۹ آذر ۱۳۹۵ _ ۱۳:۰۰:۲۷

خدا بدترین جزاها را برای فردی که موجبات جدایی بحرین از ایران را صورت داد، بدهد.

نام : یوسف زمان : ۱۰ آذر ۱۳۹۵ _ ۰۲:۲۷:۴۲

انصافا خیلی حال میکنم از این نوشته ها مو به تنم سیخ میشه همش عشقه به ایرانه واقعا امرداد ایول زرتشتیا عاشقتونم کاش روزی جمعیتتون حداقل بشه یک میلیون

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

کامنت خصوصی است؟ بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



نظر سنجی

کدام مورد را برای ثبت در یونسکو پیشنهاد می‌دهید؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد