تاریخ پست:1395/11/9 12:5
هما ارژنگی

ای آتش سرخ تیرگی سوز

ای روشن آشیان  برافروز

 

ای بر شده آتش نیایش

ای خرمن گرم سوز سرکش

 

از  دور  مهین گو کیانی

هوشنگِ  نژاده، یادمانی

 

آورد ترا به فر و فرهنگ

چون گوهر سفته از دل  سنگ

 

افروخت به هیمه‌های سوزان

 بس آتش پر فروغ و تابان

 

وان روز نشاط و گاه امید

جشن  سده‌ی خجسته نامید

 

ای معبد مهر از تو روشن

هر گلخن مرده از تو گلشن

 

از نور تو آسمان برافروخت

دم سردی خاک و تیرگی سوخت

 

مهر تو به خاک مرده جان داد

بر آب فسرده دل روان داد

 

د م سردی و هیبت زمستان

بردی به فروغ خویش آسان

 

آری تو فروغ ایزدانی

آرایش  بزم موبدانی

 

جشن سده از تو یادگار است

میلاد سحر به شام تار است

 

ای آتش جان فروز تابان

 با مهر چو بسته‌ای تو پیمان

 

هر تیره که اهرمن بزاید

در پای فروغ  تو نپاید

 

اینک به امید پاک دادار

آن  یاور مهر بان و غم‌خوار

 

برخیزم و دست برفشانم

وز شوق، سرود تازه خوانم

 

از هیمه اجاق، برفروزم

غم‌نامه‌ی تیرگی بسوزم

 

اکنون که زمان شادمانی‌ست

هنگامه‌ی بزم و کامرانی ست

 

ای یار خجسته، ای نکوکار

از چهره نقاب غصه  بردار

 

از عشق، تو آتشی به پا کن

دلتنگی و خامشی رها کن

 

تا باد جهان به کام تو نوش

آیین کهن مکن فراموش

 


تاریخ پست:1395/11/9 12:5 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :928

دیدگاه هموندان

نام : محمد رضا محمدآبادی زمان : ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ _ ۱۱:۴۸:۳۲

مهرکهن ات همیشه جاودانی ای سرور زنده حماسی باسپاس از خانم ارژنگی

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

کامنت خصوصی است؟ بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



نظر سنجی

با چه هدفی به سفرهای نوروزی رفتید؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد