تاریخ پست:1395/12/23 13:53
مهرداد قدردان

مهرداد قدردانچهارشنبه‌سوري را مي‌توان نخستين جشن سال نو دانست كه پیش از فرارسيدن سال نو برگزار مي‌شود و برپايي آن نشانه‌ی استقبال از سال نو و به پايان آمدن سال كهنه است.

برپايي اين جشن در چند صد سال گذشته، در گوشه و كنار اين مرز و بوم اهورايي به همراه آداب و رسومي ويژه كه هر كدام نشان از باوري كهن دارد، آن را درخور انديشيدن و توجه مي‌سازد. از آداب و رسوم آن مي‌توان فالگوش‌نشيني، كوزه‌شكني، قاشق‌زني، شال‌اندازي و بخت‌گشايي را نام برد.

از ديرباز، زرتشتيان به‌ويژه در يزد و روستا‌هاي پيرامون آن و در واپسين ساعت‌هاي سال كهنه و پيش از دميدن آفتاب، در روز اورمزد و فروردين ماه (پس از اسلام و در گاه‌شماري بدون كبيسه) به آتش‌افروزي بر بام خانه، آن هم بر بلند‌ترين جاي بام مي‌پردازند. بر پایه‌ی دیدگاه پژوهشگران و انديشمندان، اين كار نشانگر استقبال از فروهر نياكانِ درگذشته است و اين آتش‌افروزي با برپايي آتش در شب چهارشنبه‌ی پایان سال نمي‌تواند بي‌ارتباط باشد، هرچند دگرگونی‌هایی در شيوه و باور به برگزاري آن رخ داده است.

1-   چهارشنبه‌سوري، باورهاي عامه، واژه‌شناسي

چهارشنبه‌سوري آييني است كه اكنون در شب واپسین سه‌شنبه‌ی سال خورشيدي برگزار مي‌شود (اين‌گونه نامگذاري به اشتباه وارد فرهنگ ما شده است. براي نمونه؛ مردم به پنج‌شنبه شب مي‌گويند، شب جمعه!؟، كه اين اشتباه است، زيرا در ايران آغازِ شبانه‌روز هم‌زمان با برآمدن خورشيد و آغاز روشنايي بوده است، در حاليكه در فرهنگ عرب چون آغازِ شبانه‌روز با غروب آفتاب و آغاز تاريكي است، پس ابتدا شب جمعه و سپس روز جمعه را خواهيم داشت) و با آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش و گفتن چامه‌ای(:شعري) با درون‌مایه‌ی «سرخي تو از من و زردي من از تو» انجام مي‌گيرد.

توضيح واژگاني چهارشنبه سوري به اين گونه است كه؛ واژه‌ی چهارشنبه كه يكي از روزهای هفته بوده و چنان‌كه در كتاب «المحاسن و الاضداد» نوشته‌ی «جاحظ بصري» آورده شده: (والاربعا يوم ضنك و نحس) يوم الاربعا (چهارشنبه) در ادبيات عرب نحس و شوم دانسته شده است و همچنين در گفته‌ها و پندار‌هاي عاميانه نيز چهارشنبه نامبارك خوانده شده، كه حتا سفر و عيادت مريض نيز در اين روند بد پنداشته شده و منوچهري در این‌باره سروده است:

چهارشنبه كه روز بلاست، باده بخور                                    به ساتكين مي بخور تا به عافيت گذرد

بر پایه‌ی پندار‌ عاميانه، اين آتش‌افروزي شب چهارشنبه براي سپردن درد و غم و نامباركي‌هاي سال كهنه به آتش و آغاز سالي نو بدون درد و غم، با گرفتن سرخي و تندرستي و بي‌آلايشي از آتش انجام مي‌شده و اين خود از چامه‌اي كه برخي‌ هنگام پريدن از آتش بر زبان مي‌آورند، پیداست. باور به نحوست اين شب، چنان رسوخ يافته كه در برخي جاهاي ايران از جمله نوروزآباد ايلام، كاشان و تويسركان، چهارشنبه‌سوري را در واپسين چهارشنبه‌ی ماه صفر برگزار مي‌كنند (بر پایه‌ی گاه‌شماري قمري). كه اين خود شايد همان دليل نحس بودن چهارشنبه در ادبيات عرب را موجه نمايد، ولي هنگامی که در واپسين چهارشنبه‌ی سال در گردش خورشيدي برگزار مي‌شود، نمي‌تواند دليل اين برگزاري تنها اين باور باشد (به نظام گردشي ما‌ه‌ها درگاه‌شماري قمري توجه شود).

دسته‌اي نيز آتش‌افروزي شب چهارشنبه را به قيام مختار ثقفي، از مدافعان نهضت امام حسين(ع) نسبت مي‌دهند و باور دارند او هنگامي که از زندان رهايي يافت به خونخواهي امام حسين(ع) و يارانش به‌پا خاست و براي اين‌كه موافقان را همراه كند به شيعيان گفت شبي ويژه بر بام خانه‌ی خود آتش افروزند و اين شبِ آتش‌افروزي همزمان با چهارشنبه‌ی پایان سال بود كه پس از آن مرسوم شده است (عقايد ورسوم عامه مردم خراسان، تاليف شكورزاده ابراهيم، بنياد فرهنگ ايران، تهران 1346).

اما چنان‌كه مي‌دانيم چهارشنبه در گاه‌شمار ايراني جایی نداشته و پس از چيرگي اعراب پديد آمده است. دیدگاهي كه در اين‌باره مطرح است و روان‌شاد دكتر بهار بدان اشاره مي‌كند، اين است كه چهارشنبه در پیوند با اعراب نيست و اين «چهار» مطرح شده در چهارشنبه مهم است. وی آن را اشاره‌ای به چهار فصل سال می‌داند و اساس آن را استوره‌اي می‌پندارد که برپايي آتش، نشان از استقبال گرما و گرم شدن زمين وهوا دارد و سرخي، دليل انرژي و حركت بوده و پس از جشن سوري خواب زمستاني به كنار مي‌رود و فصل كار و انرژي و حركت مي‌رسد (ازاسطوره تا تاريخ؛ بهار، مهرداد؛ نشرچشمه 1381).

اما درباره‌ی واژه‌ی «سوري» چنان‌كه مي‌دانيم در ادبيات فارسي به رنگ سرخ و هر چيز سرخ رنگ گفته مي‌شود و گل سوري و مي‌سوري به گل سرخ و مي سرخ‌رنگ گفته مي‌شود (فرهنگ عميد، عميد حسن، انتشارات اميركبير، چاپ 1369) و واژه‌‌ي سوري به احتمال بسیار از واژه‌ی «سوخرَ» اوستايي گرفته شده است كه برابر با واژه‌ی سرخ فارسي نو است. در اوستا هر كجا «R» وجود داشته باشد انتظار قلب و جابه‌جايي حرف‌ها را در واژگان داريم و بر اين پایه «سوخرَ» برابر سرخ قرار مي‌گيرد و برابرنهادِ پهلوي آن «سوريك» است به چَم(:معني) سرخ كه «سور» برابر سرخ و «ايك» پسوند صفت‌ساز است. اين سرخ يا سور بي‌ارتباط با چهارشنبه سوري نيست كه زمان آتش‌افروزي و رقص شعله‌هاي قرمز رنگ آتش است. شایان گفتن است كه بر پایه‌ی نوشته‌ی دكتر روح‌الاميني (آيين و جشن‌هاي كهن در ايران امروز، انتشارات آگاه 1376) هنوز در برخي بخش‌های ايران مانند اصفهان، چهارشنبه‌سوري را «چهارشنبه سرخي» نيز مي‌گويند.

2-   دیرینگی چهارشنبه‌سوري

چهارشنبه‌سوري را برخي در پیوند با جشن نوروز به چَم «باززايي طبيعت» دانسته و كار به ايراني بودن آن نداشته و نوروز را نه سنتي ايراني، كه بين‌النهريني يا دست‌کم بومي آسياي غربي و يا بومي خود ايران پیش از کوچ آرياييان مي‌دانند و چنان‌كه گفته شد، باور دارند جشن چهارشنبه‌سوري برای استقبال از گرما انجام مي‌پذيرفته است. برخي ديگر آن‌را به همراه جشن نوروز، جشني ايراني مي‌دانند و دليل‌هايي بر برگزاري آن پس از اسلام از كتاب «تاريخ بخارا»، نوشته‌ی ابوبكر محمدبن جعفر نرشخي (درگذشته در سده‌ی چهارم مهي) آورده‌اند كه امير منصوربن نوح ساماني در سال 350 مهي (سده‌ی چهارم مهی) جشن سوري (چهارشنبه‌سوري) را بنابر عادت قديم به جاي آورده است.

تش و بوم

3-   چهارشنبه‌سوري و زرتشتيان

بايد گفت كه زرتشتيان از ديرباز در پايان چَهره‌ی «هَمَسپَدمَيديم‌گاه» و بامداد روز پس از آن (اورمزد و فروردين‌ماه) براي پيشواز از سال نو و در ارتباط با فرود يا بدرقه‌ی فروهر درگذشتگان بر بام خانه آتش مي‌افروختند.

باور كنوني زرتشتيان آن است كه درسپيده‌دم روز آتش‌افروزي، فروهر و روان نياكان كه پنج روز پنجه يا به عبارتي، با احتساب پنجه بزرگ و پنجه‌ی كوچك ده روز، به ديدار فرزندان و خانه و كاشانه‌ی خويش مي‌آيند و به مأمن خود بازمي‌گردند و با پاشيدن آب و آويشن پس از آتش‌افروزي بر پشت‌بام، هر خانواده به راهنمايي فروهر‌هاي درگذشتگان خويش مي‌پردازد تا به سراي خود فرود آيند و در روزگار خوشي و سال نو در همسایگی اخلاف خود باشند و در جشن فرودينگان (فُرودُگ) كه جشن ويژه‌ی روان و فروهر درگذشتگان است از آنان به صورت همگاني و مفصل سپاس‌داری مي‌شود. شايان گفتن است كه دراوستا «فرودين يشت، پاره‌ی 49» آمده است:

«فروهر‌هاي نيكِ تواناي پاكان در هنگام هَمسپتمدم ازآسمان به سوي زمين فرود آيند و ده شب پي‌درپي از براي آگاهي يافتن از بازماند‌گان در اين‌جا به سر برند.»

4-   ديدگاه انديشمندان

دكتر ژاله آموز‌گار باور دارد كه گاه نوروز، گاه فرود آمدن ايزدان به زمين است. از جمله ايزدان مهمي كه در اين زمان فرود مي‌آيند ايزد اساطيري رپيهوين (rapihwim- رپيتون) است كه گاه مقدس و سپنتاي نيمروز بوده و نيمروز خود زماني است كه همه‌ی رخداد‌هاي مهم استوره‌اي در آن رخ مي‌دهد. از جمله نيايش اورمزد و آغاز آفرينش، رستاخيز و همپرسگي اُشيدر و اُشيدرماه و سوشيانس، همه در اين گاه صورت مي‌گيرد. همچنين رپيتون نام يكي از پنج گاه نيايش در دين زرتشتي است و ايزد تابستان است كه بنابر بخش‌بندی فصل‌هاي باستاني، تابستان بزرگ از نخستين روز فرودين تا سي‌ام مهرماه ادامه دارد و در اين هفت ماه، زندگي زاياست وبا آمدنش گرما و رويش و زايش طبيعت انجام مي‌شود و مي‌توان برداشت نمود كه با اين آتش‌افروزي به پیشواز اين ايزد و ايزدان همراه مي‌روند.

اما روان‌شاد استاد پورداوود باور دارد كه: آتش‌افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين‌هاي ديرين است و شك نيست كه افتادن اين آتش‌افروزي به شب واپسين چهارشنبه‌ی سال پس از اسلام رسم شده است، چون ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند و همچنين عبارت «جاحظ بصري» نويسنده كتاب «المحاسن والاضداد» را نيز آورده است (آناهيتا؛ پورداوود، ابراهيم؛ انتشارات اميركبير 1343)

روان‌شاد دكتر بهار نيز بر اين باور است كه آتش‌افروزي و گذاشتن چراغ در كنار خوراک بر پشت‌بام به واسطه‌ی جشن آمدن فروهر‌هاست و تنها به اين روش همه‌ی فَرو‌شي‌ها (فَروهر‌ها) مي‌آيند، نه يك‌تنه، بلكه همه با هم و به یاری هم مي‌آيند و از سيل‌هاي بهاري جلوگيري مي‌كنند و مي‌توانند اگر دشمني بخواهد به بازماندگان آسیب رساند او را دفع كنند. جشن بهار را هَمسپدميديم مي‌ناميدند كه جشن آمدن فروهرهاست و ايشان مي‌گويند كه در گذشته هرگاه جنگ خيلي مهمي در پيش بود، مي‌كوشیدند كه جنگ را در بهار آغاز كنند چون فرَوَشي‌ها (فروهر‌ها) در بهار به ياري بازماند‌گان مي‌آيند (كتاب ازاسطوره تا تاريخ؛ بهار، مهرداد؛ نشرچشمه 1381).

دكتر كتايون مزداپور نيز آتش‌افروزي بر بام‌‌ها را به هنگام پیشواز از نوروز پيش از بامداد روز اورمزد و فروردين‌ماه را برگرفته از امور سپندینه(:مقدس) دانسته و ريشه‌ی اين مراسم را كه در میان زرتشتيان و همچنين در روستا‌هاي گوناگون ايران و حتا بیرون از ايران (روستا‌هاي جنوب كشور روماني) برگزار مي‌شود را با هم در پیوند مي‌داند و به گونه‌ی كلي جوهرِ اصلي نوروز و جشن نوروز را چون روان‌شاد دكتر بهار، جشن ستايش و تجليل از شهادت مي‌داند و «سَمنوي نوروز» و «حلواي سِن» نزد زرتشتيان را از دیدگاه واژگاني از يك ريشه دانسته و آن را گونه‌اي حلوا براي شهيد مي‌داند كه در اعتدال بهاري به جهان بازمي‌گردد (مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز؛ پژوهشكده مردم‌شناسي ميراث فرهنگي 1379).

روان‌شاد استاد فروشي در كتاب جهان فروري (انتشارات كاويان، 1367- ص 43) آورده است «اين آتش‌افروزي درست پيش از آغاز جشن هَمسپثدم يعني سيصد وشصتمين روز سال كه آغاز روز‌هاي گاهانيك يا پنجه‌وَه است انجام مي‌گرفته، زيرا ايرانيان برآن بودند كه فروهر‌هاي نياكان در آغاز اين روز‌ها به زمين فرود مي‌آيند و بركت و نيك‌روزي براي خاندان مي‌آورند. در همين روز‌ها بود كه براي راهنمايي آنان به هنگام آغاز شب در بالاي بام يا صحن خانه‌ها آتش مي‌افروختند و مايه‌ی آتش را هم از آتشدان ويژه‌ی خانه فراهم مي‌آوردند تا آن‌ها راه خاندان خود را بازيابند و به سوي خانواده شتابند.»

5-   استوره‌ی شهادت و نوروز

روان‌شاد دكتر بهار نيز ديد‌گاه «ميرچا الياده» را مي‌پذيرد و باور دارد كه به‌گونه‌ی كلي آيين‌هاي نوروز جهاني‌اند و نمي‌توان آن‌را ويژه‌ي قوم و ملتي دانست. در همه جاي جهان براي جشن سال نو چيز‌هاي مشترك وجود دارد، ولي استوره‌ی نوروزي بين‌النهرينِ قديم، بومی (در پیوند با آن سرزمين) است. بدين معني كه بنابر اين استوره، خدا شهيد مي‌شده و زنده شدن دوباره‌ي وي با جشن و سرور همراه بوده است. به گونه‌ی معمول پيش از پنجه يا خمسه‌ي مسترقه، از پنج روز پيش از نوروز مردم به آرامگا‌ه‌ها مي‌روند. در گذشته هنگامي که به آرامگا‌ه‌ها مي‌رفتند با خود چراغ نيز مي‌بردند و به گريه و زاري مي‌پرداختند. بردن چراغ بدين منظور بوده كه راه روان درگذشتگان را روشن كنند، بدين اميد كه بازگردند (از اسطوره تا تاريخ؛ بهار، مهرداد؛ نشر چشمه 1381).

گفتن اين نكته بایسته است كه هنوز هم در روستا‌هاي زرتشتي‌نشين هنگامي كه به آیین سيروزه و سال درگذشتگان مي‌روند، چراغ به همراه خود مي‌برند كه افزون بر روشنايي راه، مي‌تواند باور آييني و استوره‌اي بالا را به همراه داشته باشد.

6-   نمونه‌ی زنده‌ی برپايي

در اينجا به يك نمونه‌ی زنده‌ی برپايي آتش در شامگاه نوروز در شهر سنندج و در راستاي همان آتش‌افروزي زرتشتيان بر بام خانه‌ها در بامداد روز اورمزد و فرودين‌ماه اشاره مي‌شود كه از باورهاي مردمان اين خطه درباره‌ی بازگشت روان ِدرگذشتگان از آسمان به زمين در روز نوروز نشان دارد. عبدالله گروسي در مقاله‌ی «جشن‌ها و آيين‌هاي نوروزي در مناطق ايران» مندج در نشريه‌ی كتاب ماه شماره‌ی 29-30 سال 1379 مي‌نويسد:

«مردم ‌شهرسنندج همانند تمامي مردم ده‌نشين و شهرنشينِ كُرد از چند روز قبل به جمع‌آوري هيزم و سرشاخه‌هاي هرس‌شده‌ی درختان باغ‌ها بر پشت‌بام خانه‌هاي خويش اقدام مي‌كنند. در شب نوروز، پس از فرونشستن خورشيد در پشت كوه‌هاي بلند و دل‌انگيز «آبيدر» به برافروختن آتش بر فراز بام مي‌پردازند. در اين هنگام چنانچه شخصي كه از گردونه‌ی صلوات‌آباد كه به شهر مشرف است به شهر بنگرد، بر فراز تمامي بام‌ها، لاله‌هاي سرخ و فروزان آتش كه براي استقبال از نوروز و روانِ درگذشتگان برپا مي‌شود را مي‌بيند كه اين مراسم همراه با شادماني و نشاط افراد خانواده برپا مي‌شود.» ايشان درپاورقي مقاله يادآور شده است كه برگزاري اين آیین از سوی مردم كردستان تَرك نشده است و امروزه نيز همچنان در سراسر كردستان برگزارمي‌شود.

7-   نتيجه‌گيري

با وجود آيين آتش‌افروزي بر بام‌ خانه‌ها كه هنوز در میان زرتشتيان (در سحرگاه روز اورمزد و فرودين‌ماه گاه‌شماري بدون كبيسه) مرسوم است، مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه بن‌مايه‌ی اين جشن به آتش‌افروزي سحرگاه اورمزد و فرودين‌ماه برمي‌گردد كه يادآور پذيرايي و راهنمايي فروهر درگذشتگان است.

ولي اين‌كه؛ چگونه اين آتش‌افروزي به شب چهارشنبه منتقل شده است و با پريدن از روي آن اشعاري با درون‌مایه‌های موهن سر مي‌دهند، نمي‌تواند پیوندی با زرتشتيان داشته باشد، چون؛ نخست در گاه‌شماري زرتشتي و باستاني ايران شنبه و چهارشنبه جایی ندارد و هر يك از سي روز، نام ويژه‌اي دارد و دوديگر اين‌كه پريدن از روي آتش بي‌احترامي به يكي از چهار آخشيج سپندینه (ايراني- زرتشتي) به شمار می‌آید.

در مجموع مي‌توان گفت نَـفسِ آتش‌افروزي مي‌تواند بازمانده‌ی آتش‌افروزي پایان سال زرتشتيان و همراه و هم‌سو با آن باشد، ولي بردن آیین آتش‌افروزي به چهارشنبه و پريدن از روي آن و خواندن چامه‌هایي توهين‌آميز را نمي‌توان در مقوله‌ی باور و فرهنگ زرتشتي-ايراني گنجاند.

 

ياری‌نامه‌ها

1-   اوشيدري، جهانگير؛ دانشنامه مزديسنا؛ نشرمركز، تهران 1371

2-   بلوكباشي، علي؛ نوروز جشن نوزايي آفرينش؛ دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، تهران 1380

3-   بهار، مهرداد؛ از اسطوره تا تاريخ؛ به كوشش ابوالقاسم اسماعيل‌پور؛ نشر چشمه، تهران 1381

4-   پورداوود، ابراهيم؛ آناهيتا؛ اميركبير، تهران 1343

5-   روح‌الاميني، محمود؛ آيين‌ها و جشن‌هاي كهن در ايران امروز؛ نشر آگاه، تهران 1376

6-   شكورزاده، ابراهيم؛ عقايد و رسوم عامه مردم خراسان؛ بنياد فرهنگ ايران، تهران 1346

7-   عميد، حسن؛ فرهنگ عميد؛ انتشارات اميركبير، تهران 1369

8-   گروه مردم‌شناسي آييني پژوهشكده مردم‌شناسي؛ مجموعه مقالات نخستين همايش نوروز؛ سازمان ميراث فرهنگي كشور، تهران 1379

9-   فره‌وشي، بهرام؛ جهان فروري؛ انتشارات كاويان، 1364

مقاله

1-   گروسي، عبدالله؛ 1379، جشن‌ها وآيين‌هاي نوروزي در مناطق ايران، كتاب ماه، 29-30 ، ص 89

ساير

1-   دستغيب بهشتي، محمودرضا؛ درس اوستا (مبحث كلاسي،‌ ونديداد 2)


تاریخ پست:1395/12/23 13:53 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :3301

دیدگاه هموندان

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

دیدگاه خصوصی است



هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد

Real Time Analytics