تاریخ پست:1396/5/19 11:57
یادداشت دکتر حکمت‌الله ملاصالحی

گره‌های کور ناگشوده میراث و میراثیان

دکتر حکمت‌اله ملاصالحی*

 اگر چو غنچه فرو بستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره‌گشا می‌باش
اینکه بدانیم و بشناسیم و بفهمیم هم اینک و اکنون در کجای تاریخ و جامعه و جهانی که در آن به سر می‌بریم و با آن به اصطلاح معاصریم و ایستاده‌ایم و بر چه تاریخ و فرهنگ و عقبه مدنی و معنوی و سنت و میراثی تکیه زده‌ایم و چه نسبتی با جامعه و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم داریم؛ اهمیت حیاتی و ضروری و فوری برای ملت و میهن ما بویژه ملتی که در منطقه و جغرافیای تاریخی بغایت حساس و پیچیده تقدیر تاریخش رقم خورده است، دارد و نمی‌باید بی‌توجه و تفاوت و نافهیده از کنارش گذشت. ما در آلاسکا و استرالیا زندگی نمی‌کنیم. ایران نه استرالیاست نه آلاسکا و نه امارات متحده عربی و نه داغستان و تاتارستان. ایران در همین جغرافیای سیاسی محدود و معاصرش همچنان یک جهان بغایت پیچیده و جغرافیای تاریخی و فرهنگی و انسانی و اقلیم و عالم مدنی و معنوی پرچین و شکن و زنده و غنیست.
ایران یک جغرافیای تاریخی متعارف و معمولی نیست. ایرانی بودن مسئولیت خطیر و سنگینیست که بر شانه همه ما بعنوان میراث‌دار و میراث‌خوار سنت و میراثی کهن و مواریث مدنی و معنوی پرمایه و غنی و جهانی نهاده شده است. شناخت این تاریخ کهن و جهان غنی و پرمایه از دستآوردهای فکری و فرهنگی و مدنی و معنوی در تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما است و یک ضرورت حیاتیست و شناساندن آن یک تکلیف بزرگ و سنگین نهاده شده بر شانه همه ما. برایش می‌باید سرمایه ریخت و به پایش عمر و اندیشه هزینه کرد.
متأسفانه بسیار اندکند در میان دولتیان و قضائیان و مجلسیان و نظامیان و مدیران جامعه پسا انقلابی ما که شناخت تاریخی عمیقی از موقعیت مدنی و معنوی و تاریخی و فرهنگی ویژه و ممتاز ایران در عرصه تاریخی جهانی دارند. تاریخ ناخواندگی از جمله معضل بزرگیست که جامعه معاصر ما از آن رنج می‌برد. درعصری که اندیشه و آگاهی و فهم تاریخی از واقعیت‌ها و ردیابی رصد رویدادهای تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و حرکات و سکنات و تصمیم‌گیری‌های سیاسی نظام‌های سیاسی قدرت‌های جهانی ایستاده است در برزخ بی‌تاریخی چونان خوابگرد‌ها تصمیم گرفتن بسیار خطرخیز و پرهزینه است.
چهار دهه هرچند به مقیاس و در ترازو و تراز زمان تاریخی زمان کوتاهیست لیکن به مقیاس عمر کوتاه هر یک از ما زمان کوتاهی نیست و یک نسل را به طور کامل در بر گرفته است. فرصت‌های مهم و بسیاری را در چهار دهه جامعه پسا انقلابی ملت و میهن ما بکف آورد و فرصت‌های زیادی را نیز از کف داد. دولتیانی پی به پی بر صحنه آمدند و برخی بیشتر فرصت آفریدند و برخی نیز فرصت‌سوزی کردند و فرصت‌های بسیاری را از کف ملت و مردم ما ربودند و گرفتند و با کارنامه‌ای سیاه رفتند و اینک نیز رمل توهم می‌افکنند و به کسی پاسخگوی خسارت‌های سنگینی که در کمتر از یک دهه به وسعت یکهزاره بر کشور وارد آوردند و تحمیل کردند نیستند!
متاثرانه و متأسفانه در حوزه تاریخ و فرهنگ و مواریث فرهنگی و مآثر تاریخی و باستانی کشور فرصت‌هایی در زمان مدیریت دولت‌های نامحمود و نامسعود و ناحمید نهم و دهم سوخت و دود شد و از کف رفت که هیچ جبرانی بر آن متصور و مترتب نیست. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از جمله سازمان‌ها و نهاد‌ها و تشکیلات فرهنگی بوده است که بیشترین آسیب‌ها را در چهار دهه اخیر متحمل شده است. اثرات و تبعات منفی و پرهزینه و خسارت‌بار آن را شما محسوس و ملموس‌تر از هر جای دیگر در تجاوز و تخریب و غارت گسترده و یله و بی‌مهار محوطه‌های باستانی و اماکن و ابنیه و مآثرتاریخی و مواریث مدنی و معنوی کشور می‌توانید ببینید. به جرئت و بی‌اغراق آنچه اتفاق افتاده و بر سر مواریث فرهنگی و مآثرتاریخی کشور طی دهه‌های اخیر خاصه در زمان دولتیان نامحمود نهم و دهم آمده است به وسعت و مقیاس یک فاجعه ملی بوده است. تخریب و تجاوز به ریشه‌ها و بنیان‌های مدنی و معنوی و مواریث تاریخی و فرهنگی یک ملت یک فاجعه ملی ست. چنانکه تحقیر و تحریف تاریخ یک ملت یک فاجعه ملی ست.
باری و به هر روی آن دولت نامحمود و نامسعود با آن کارنامه سیاه، دور باطل و روزگارش به سرآمد و دوره‌اش پایان گرفت و اینک دولتیانی دیگر بر صحنه‌اند و کلید بر کف و تدبیر امید در دل و شور و شعور اعتدال در سر. می‌پذیریم که یک سرزمین سوخته و هولوکاست سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مدنی و معنوی را به شما نو دولتیان آن دولتیان تیره‌بخت در کمتر از یک دهه وانهادند و رفتند. تردید نداریم که عناصر و عوامل نفوذی آن‌ها با شعارهای تند و غلیظ انقلابی و سپرگرفتن دیانت و اخلاق و معنویت و با صورتک و ماسک صیانت از شریعت در همان روزگار تیره دولتیان نامحمود چنان فعال شدند که هر نفس مخالفی را در سینه قبض و حبس می‌کردند و هر صدای حقی و فکر درست و راستی را نیز در نطفه خفه می‌کردند اینک نیز خاموش ننشسته‌اند. می‌پذیریم که کابوس سنگین و بختک شوم و آشوب و آنارشیزم و قهقرای فرهنگی و مدنی و معنوی آن سالهای غم‌انگیز همچنان بر روان و رفتار و فرهنگ و زندگی مردم ما سنگین می‌آید و سنگین حس می‌شود. و بی‌هیچ تردید و بی‌هیچ اغراق سازمان میراث فرهنگی و جامعه میراثیان و باستان‌شناسان میهن ما و مواریث فرهنگی کشور بیشترین زخم‌ها و تحقیر‌ها و آسیب‌ها را در آن روزگار تیره و نامحمود و نامسعود مدیریت دولتیان نهم و دهم سخت تحمل و سنگین تجربه کرد و دشوار از سرگذراند.

 اینک که دولتیان دوازدهم در راهند و آمده‌اند که قامت خمیده و ستون فقرات اقتصاد و معیشت و سیاست و فرهنگ و زندگی جامعه‌ای زخم خورده و آسیب دیده را راست و ترمیم کنند می‌باید بدانند و بشناسند و بفهمند و بپذیرند اینجا ایران است و کشوری تاریخی و جهانی بغایت فرهنگی با مواریث فرهنگی و مدنی و معنوی و مآثرتاریخی بسیارغنی. حکم حکمت و خرد و منطق تدبیر و امید و اعتدال ایجاب می‌کند بر کرسی رفیع میراث و میراثیان کشور کسی را بگزینیم و بنشانیم که هم تاریخ خوانده است و تاریخ‌دان هم فرهنگ‌شناس و چهره‌ای موجه و فرهنگی و فرهنگ دوست هم ایران‌شناس است و آشنا با دانش باستان‌شناسی و اندیشه و دانایی باستان‌شناسانه که در جامعه و جهان ما در خط مقدم اندیشه و آگاهی تاریخی انسان روزگار ما ایستاده است.

 فرهنگ امری کیفیست و کیفیت زندگی و نحوه بودن ما در چونان هستندگانی فرهنگی و تاریخمند. هر آسیبی به فرهنگ یک جامعه و یک ملت آسیب به تمامیت تاریخ و حیات مدنی و معنوی اوست. سازمان میراث فرهنگی سازمان سود و سودا نیست که هر ناباستان‌شناس فرهنگ‌نا‌شناس و سوداگر و سودازده و بیخبر از تاریخ و اندیشه و دانش و دانایی تاریخی را بر کرسی رفیع آن بگذاریم و بنشانیم. از کارنامه سیاه مدیریت‌های تیره‌بخت دولتیان نامحمود نهم و دهم در سازمان میراث فرهنگی درس عبرت بیاموزیم و گام بر گام آن‌ها ننهیم و راهشان را نرویم و تکرار آزمون نکنیم که هم پرهزینه و خسارت بار است برای ملت و میهن هم گناهی نا‌بخشودنی.

 دو دهه پیش سازمان گردشگری را چونان وصله‌ای ناموزون و پینه‌ای نا‌میمون بر قامت سازمان میراث فرهنگی دوختند تا دست‌های متجاوز و طرح‌ها و برنامه‌ها و نیات باطل سوداگرانه‌شان را بتوانند روان‌تر و آسانتر به اجرا درآورند و چنین نیز کردند و اینک نیز عناصر و عوامل پشت پرده و صحنه همچنان طرح و برنامه شوم می‌چینند تا با سلاخی کردن سازمان میراث فرهنگی و مواریث فرهنگی کشور غنیمت بیشتر بیاندوزند و زر فراونتر در انبان بریزند و سود سرشارتر در انبار ذخیره کنند!

 از جامعه میراثیان و باستان‌شناسان کشور انتظارمی‌رود همت کنند و مشفقانه و مجدانه از دولتیان جدید بخواهند از انتصاب و گماردن و نشاندن مدیران فرهنگ‌نا‌شناس و نا‌باستان‌شناس کاسب‌پیشه و سوداگر بر مسند رفیع سازمان میراث فرهنگی بپرهیزند که نه به مصلحت کشور است و نه به منفعت میهن و منزلت ملت ما.

 توسعه شتابزده و فله‌ای و نامتوازن موجود ناقص‌الخلقه‌ای را در رحم جامعه خواهد پروراند و پس خواهد انداخت که برای نگهداریش صد چندان می‌باید هزینه کرد. یک جامعه بیمار ناهنجاری‌های فرهنگی را با اعجاز اقتصادی نمی‌توان بهبود بخشید چنانکه در جامعه گرسنگان از مراعات اخلاق و معنویت و رستگاری ابدی سخن گفتن دور از عدالت است و بصیرت و واقع بینی و حکمت و همت و خرد. سازمان میراث فرهنگی سازمان حج و زیارت و اوقاف نیست. نهادیست بغایت فرهنگی و تشکیلاتی با مسئولیتی خطیر و سنگین در تراز و ترازوی قد و همطراز قامت یک وزارتخانه البته اگر درست فهمیده شود. سازمانی که سهم و نقش و تکلیفش در انسجام و اقتدار و اعتبار و عزّت و منزلت و جایگاه ملی و مدنی و معنوی ما در سطح جامعه جهانی، علی الخصوص در عصری بغایت پیچیده و دشوار و در معرض چالش‌ها و تنش‌های نامتعارف و در نوع خود بی‌سابقه می‌تواند بسیار موثر و تعیین کننده باشد. مرجعیت فرهنگی و مدنی و معنوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را در ارتقاء حیات فرهنگی و مدنی و معنوی جامعه معاصر ما کوچک و حقیر نشماریم که بسختی زیان می‌بینیم چنانکه دیده‌ایم. مخاطبان این مرجع عظیم فرهنگی در حوزه تاریخ و فرهنگ از حوزه‌های علمیه بمراتب بیشترند و بمراتب نیز فرهنگی‌تر. این‌ها را رویاروی هم و در تزاحم و تعارض هم نبینیم. هر کدام در سنگر و جایگاه خود بماند و در همان سنگر و جایگاهی که در حیطه و حد مسئولیتش است تلاش و مجاهدت کند. آنکه سنگرخود را‌‌ رها کرده و در جایگاه و سنگری که مناسب و حق و در تخصص و حیطه مسئولیت او نیست قرار می‌گیرد دست به ارتکاب خطایی زده است که هم به سنگر خود هم به سنگر دیگری آسیب رسانده است. تسخیر و تسلط بر سنگرهای دیگر جامعه بسیار خطرخیز و اثرات و تبعاتش بر حیات مدنی و معنوی جامعه منفی و پرهزینه و پرخسارت است و اساسا «حرکت وعملی نا‌بخردانه. هرج ومرج و آشوب‌ها و آشفتگی‌های اجتماعی را دامن خواهد.
آسیب رساندن و تخریب کردن و تحقیر سازمان میراث فرهنگی آسیب و تحقیر و تخریب تاریخ و فرهنگ یک ملت است. خاصه ملتی که بر تاریخ و فرهنگ و سنت و میراثی تکیه زده است که همچنان زنده است و بر صحنه تاریخ جهانی حضور فعال دارد. ملتی که هنوز میراثش به موزه‌های تاریخ سپرده نشده است و زیرسقف موزه‌های عالم مدرن بدنبالش نمی‌باید رفت. ملتی که هویت و ملیتش نه موزه ایست و نه ساخته و پرداخته ذهن و فکر و اندیشه تاریخی نظام‌های سلطه. هویت ما ملیت و مدنیت و معنویت ما اینجاست که هستیم. در همین جا و همین لحظه اکنون تاریخی. فعال و زنده بر صحنه تاریخ و فرهنگ جهانی. هویتی که ریشه‌هایش کهن است و همچنان به ریشه‌هایش زنده است و جان و توان و نیرو می‌گیرد.
سازمان میراث فرهنگی را فعال کنید آنگاه ثمرات و برکات آن را در ارتقاء سطح فرهنگ جامعه و روان و رفتار فرهنگی و کیفیت زندگی و کیفی‌ترشدن هر چه عمیق‌تر و اصیل‌تر حیات مدنی مردم و ملت ما ببینید و بچشید. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری صرفا» یک سازمان و نهاد و تشکیلات در میان دیگر نهاد‌ها و تشکیلات و سازمان ما نیست. جلوه‌ای زنده از تاریخ و فرهنگ یک ملت است. ملتی تاریخی. این سازمان و نهاد و تشکیلات فرهنگی مهم و تاثیرگذار می‌توانست کانون زنده و فعال جامعه معاصر ما در افکندن طرح‌ها و ریختن برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی و مدنی و معنوی کشور هم به مقیاس ملی هم در سطح و به مقیاس کلان جهانی باشد امّا و افسوس و دریغا که نه تنها چنین شد که ویرانش نیز کردند و رفتند!
دربند کردن و به محاکمه فراخواندن متجاوزان به مواریث فرهنگی کشور نیز حق ملت است و چنانکه صیانت از مواریث مدنی و معنوی و مآثر تاریخی کشور حق مسلم او. آزاد کردن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از بند حیاط خلوت سیاسی و جناحی این یا آن دولت و ارتقاء آن به وزارتخانه و تاسیس وزارتی مستقل نیز حق ملت و کشور است و در تشکیل و تاسیس آن هم اراده و انگیزه و عزمی ملی می‌باید در سر داشت هم احساس مسئولیت در پیشگاه تاریخ و فرهنگ ملتی تاریخی و با عقبه‌ای پرمایه و غنی از مواریث مدنی و معنوی.

 *استاد باستان‌شناسی دانشگاه تهران و هموند(:عضو) هیات‌امنای بنیاد ایران‌شناسی

13/5/1396 هجری خورشیدی ـ دانشگاه تهران

 

 


تاریخ پست:1396/5/19 11:57 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :230

دیدگاه هموندان

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

کامنت خصوصی است؟ بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



مطالب مرتبط

نظر سنجی

آیا با گلاسه شدن کاغد هفته‌نامه امرداد بدون افزایش قیمت موافقید؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد