تاریخ پست:1397/1/26 17:20
استاد محمدرضا شفیعی‌کدکنی

آسمان تیره شد آن سبز چو بر خاک افتاد

شیون و همهمه در گنبدِ افلاک افتاد

باغ بیمار شد و لاله درآمد به کسوف

لرز در ناربُن و تب به تنِ تاک افتاد

«مویه‌ی زال» شد آن زمزمه‌ی «سرو سهی»

و آتشِ صاعقه در بیشه‌ی ادراک افتاد

مطربان، «کین سیاووش» سرودند به کوی

کان قد و قامتِ افراخته بر خاک افتاد

موبدان، ‌زمزمه‌گر بر دَرِ آتشکده‌ها

کاتَشی در جگر خلق شررناک افتاد

مادرانْ مویه‌کُنان، موی‌کَنان، جامه‌دران

کاین چه شومی است که مان کار به ضحاک افتاد؟

برج و بارویِ نشابور کهن یافت خَلَل

زان زلازل که ازین واقعه در خاک افتاد


تاریخ پست:1397/1/26 17:20 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :1431

دیدگاه هموندان

نام : ahdbez زمان : ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ _ ۰۲:۳۴:۱۱

بسیار زیبا و دلنشین از استاد گرانقدر شیعی کدکنی .

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

دیدگاه خصوصی است بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



مطالب مرتبط

نظر سنجی

آیا به کودکان کار کمک می‌کنید؟

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد

Real Time Analytics