تاریخ پست:1397/11/22 8:10
بوذرجمهر پرخیده

اى ایران، اى مرز پر گهر«ای ایران»: سرود میهنی ــ حماسی ایران   

شعر : حسین گل گلاب

آهنگساز : روح الله خالقی

آواز : استاد بنان

دستگاه : دشتی

تاریخ اجرا: ۲۷مهرماه سال ۱۳۲۳خورشیدی در تالار دبستان نظامی تهران

ویژگی : حماسی ــ میهنی، به کار بردن واژه‌های فارسی و...

كمتر ایرانی است که چکامه بی‌مانند میهنی- حماسی «ای ایران» را نشنیده و یا خود آن را زمزمه نكرده باشد. سرودی كه غرور به ایرانی بودن و عشق به میهن در واژه واژه آن موج می‌زند، عشقی به زیبایی ایران و غروری از سربلندی و آوازه‌ای همچون «سرچشمه هنر».

سرود « ای ایران» از دلنشین‌ترین و شورانگیزترین سرودهای ایرانی است که هر ایرانی با شنیدن آن، هیجان میهن‌پرستی‌اش شعله‌ور می‌شود. این سرود از روی سروده‌ای از حسین گل گلاب ساخته شده. آهنگساز آن روح الله خالقی است و نخستین بار با آوای گرم و استوار استاد بنان اجرا شده است. پس از بنان گروه‌ها و خوانندگان دیگری هم به سبب دوست داشتنی بودن، آن را اجرا کرده‌اند.

از نیمه دوم سال 1320خورشیدى (1941 میلادى) تا چهار سال پس از آن، ایران، ناخواسته، درگیر با جنگی شد كه جهان آن روزگار را به آتش ‏كشیده بود. رضاشاه از ایران رفته بود، قحطى و گرانى و ناامنى به فراوانی جریان داشت و روى هم رفته، مردم پایتخت، روزگار تیره‏اى را سپرى مى‏كردند. بیش از یك قرن بود كه مردم ایران، ورود سپاهیان ‏اشغالگر را از كشورهاى بیگانه به زادگاهشان ندیده بودند و اكنون در كوچه و خیابان، با سربازانی از ارتش سرخ شوروى، ارتش انگلیس و ارتش آمریكا، جنگ افزار به دست، روبرو‏شده بودند. اینان همه گونه تجاوز و ستمگری به مردم ناتوان و بلا كشیده روا مى‌داشتند؛ و نیرویی هم وجود نداشت كه جلوى آنها را بگیرد. مردان فرهیخته و دانایانى كه به چند و چون جهان آگاه بودند، از دیدن این ناهنجاری‌ها رنج مى‏بردند. زمینه‏اى در ناخودآگاه آنها آماده بود كه مى‏توانست یك دگرگونی پدید آورد و آورد. این دگرگونی، پیش چشمان شگفت‌زده یك مرد فرهنگى، یک فرهیخته تمام، یك‏ استاد دانشگاه و یك سخن‏سراى موسیقى‏شناس و نواندیش روی داد.

در این زمان که چکمه‌های سربازان بیگانه خیابان های تهران را در می‌نوردید، حسین گل گلاب در گذر از  خیابانی در شهر تهران، می‌بیند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی، بگو و مگو می‌شود و سرباز انگلیسی سیلی سختی به چهره افسر ایرانی می‌زند. گل گلاب پس از دیدن این پیشامد با چشمان اشک‌آلود به موسیقی‌سرای روح الله خالقی موسیقی‌دان نامدار می‌رود و اشک‌ریزان می‌گوید: کار ما به آن جا رسیده که سرباز بیگانه توی گوش نظامی ایرانی می‌زند. سپس همه توان و هنر خود را همراه با عشق به ایران در هم می‌آمیزد و می‌سراید:

اى ایران اى مرز پر گهر

اى خاك ات سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان‏

پاینده مانى تو جاودان‏

اى دشمن ار تو سنگ خاره‏اى، من آهنم‏

جان من فداى خاك پاك میهنم‏

مهر تو چون شد پیشه‏ام‏

دور از تو نیست اندیشه‏ام‏

در راه تو كى ارزشى دارد این جان ما

پاینده باد خاك ایران ما

سنگ كوهت درُّ و گوهر است‏

خاك دشت ات بهتر از زر است‏

مهرت از دل كى برون كنم‏

بر گو بى ‏مهر تو چون كنم‏

تا گردش جهان و دور آسمان بپاست‏

نور ایزدى همیشه رهنماى ماست‏

مهر تو چون شد پیشه‏ام‏

دور از تو نیست اندیشه‏ام‏

در راه تو كى ارزشى دارد این جان ما

پاینده باد خاك ایران ما

پس از سرودن « ای ایران»، روح الله خان خالقی آهنگ آن را می‌سازد و استاد بنان آن را می‌خواند و سرودی می‌شود جاودانه.

بی گمان سبب ماندگاری این سرود، عشق به ایران بود.«گل گلاب»، «خالقی»، و«بنان» سه عاشق ایران، این سرود را پایدار ساختند. اینان هر کدام از پایه ‌های نیرومند موسیقی ما به شمار می ‌روند.

 

استاد حسین گل گلاب

استاد حسین گل گلاب، فرزند ابوتراب خان ( مصورالملک ) نقاش و عكاس زمان قاجار، در سال 1276خورشیدی در تهران زاده شد. دوره آموزشی را در مدرسه علمیه و دارالفنون سپری کرد.

در دارالفنون زبان فرانسه آموخت و چون شاگرد برجسته ای بود، به کار آموزگاری و دبیری هم پرداخت.

او نخستین کسی بود که کتاب درسی در رشته طبیعی نوشت. او از سال 1304خورشیدی تا سال 1317خورشیدی دوازده جلد کتاب در رشته جغرافیا و طبیعی آماده کرد که در مدرسه ها آموزش داده می شد.

استاد گل گلاب از سال 1307خورشیدی سرپرست پژوهش های علمی گیاه شناسی شد و از زمان بنیان دانشگاه تهران تا سال 1345خورشیدی استاد این دانشگاه بود.

«حسین گل گلاب» در زمینه موسیقی دستی توانا داشت و شعرها و تصنیف های فراوانی سروده است. در شعرهای میهنی «گل گلاب»؛ ایران نه مشتی خاك، بلكه مادری مهربان است كه فرزند او در همه حال آماده جانفشانی از برای اوست. به غیر از كارهای علمی و ادبی «گل گلاب»، حضورش در زمینه موسیقی بسیار چشمگیر است و یكی از بهترین ترانه‌ سازان و تصنیف سرایان ایران است. سرودهای حماسی- میهنی او بی‌ گمان از ماندنی‌ ترین كارها در موسیقی ایران است.

وی یكی از شاگردان اولیه « مدرسه عالی موسیقی» بود. آشنایی او با موسیقی سنتی ایران و موسیقی علمی سبب شد تا یكی از استادان «مدرسه عالی موسیقی» شود. رساله «صداشناسی» وی در همان آغاز شكل‌ گیری مدرسه عالی موسیقی، با استادی خودش آموزش داده می ‌شد. او پیرامون چگونگی حضورش درعرصه موسیقی می ‌گوید:«موسیقی را با كلنل محمد تقی ‌خان وزیری» كار كردم. خودم اول تار می ‌‌زدم. در سال 1303خورشیدی به كلاس كلنل رفتم و بعد با او همكاری می ‌كردم. در آن زمان كسانی بودند كه برای ساخته‌های «كلنل» ترانه می ‌ساختند. اما من چون هم با شعر و هم با نت موسیقی آشنا بودم، توانستم با كلنل مدت زیادی كار كنم. بیشتر سرودهای حماسی و میهنی می ‌ساختم.

اگر بگوییم سرودهای حماسی او ازسرودهای شعرای روزگار او چند سروگردن بالاترست، سخن گزافی نیست. سرود جاودان « ای ایران»،‌«آذرآبادگان» ،«خاك ایران»،«پایدار ایران» از آن دست سرودهایی است كه همیشه ماندگارند.

استاد گل گلاب هموند فرهنگستان زبان ایران بود و واژه های بسیاری، به ویژه در رشته علوم طبیعی پیشنهاد کرد، که مورد پذیرش قرار گرفت و اکنون در زبان فارسی استفاده می شود.

استاد گل گلاب در 86 سالگی دست به فراهم آوردن فرهنگ نامه بیولوژی و گیاهان ایران دست زد. 

استاد در دوم آذر ماه 1363 خورشیدی در 87 سالگی درگذشت و آثار گرانسنگی از خود به یادگار نهاد.

 

روح الله خالقی

روح الله خالقی در سال 1285خورشیدی در کرمان پا به جهان گزارد. کار موسیقی را با تار آغاز کرد و سپس نزد میرزارحیم کمانچه کش، به فراگیری ویلن پرداخت. روح‏اللّه خالقى نوجوان، در سال 1301خورشیدى همراه پدرش، شبى در گراندهتل، به ‏كنسرت عارف رفت؛ و روح حسّاس او از شنیدن تكان دهنده ‏ترین اجراى عارف، زیر و روشد. مراد و معبود عارف، كلنل محمدتقى ‏خان پسیان را كشته بودند و دوست به یاد دوست، به ‏سوگ نشسته بود؛ با تصنیف «گریه كن كه گر سیل خون گرى ثمر ندارد». شرح آن شب را خالقى، پس از 34 سال ، در جلد اول کتاب «سرگذشت موسیقى ایران» نوشت و با همه چیرگی كه در مهاراحساساتش، به هنگام نوشتن داشت، تأثیرپذیرى ژرف او از كنسرت عارف، لابلاى جملاتى كه ‏به یاد آن شب نوشته، هویدا است. مدتی نیز نزد رضا محجوبی آموزش دید و در سال 1302خورشیدی وارد مدرسه موسیقی وزیری شد. خالقی در این مدرسه نوبنیاد، نزد علینقی وزیری که به تازگی از اروپا بازگشته بود، به آموختن شیوه درست ویلن نوازی و تئوری موسیقی پرداخت. کمی پس از آن، از راه نامه نگاری با دانشگاهی در پاریس، رشته های هارمونی و سازشناسی را فراگرفت. کوشش های پی گیر خالقی برای رفتن به اروپا و آمریکا برای فراگیری جدی این رشته ها به جایی نرسید.

خالقی از نوزده سالگی به تدریس ویلن و تئوری موسیقی در مدرسه موسیقی پرداخت و به موازات آن، در دانشسرای عالی تحصیلات خود را تا دریافت لیسانس در رشته ادبیات ادامه داد. وی در 1323خورشیدی با همکاری شماری از دیگر هنرمندان، «انجمن دوستداران موسیقی ملی» را تشکیل داد. این انجمن کنسرت هایی را ترتیب داد که مورد توجه دوستداران موسیقی ایرانی قرار گرفت.  خالقی در نهایت در 1328خورشیدی در زمانی که تدریس موسیقی ایرانی از برنامه کار هنرستان موسیقی حذف شده بود، هنرستان ملی موسیقی را بنیان نهاد.

خالقی تا سال 1338خورشیدی ریاست هنرستان موسیقی ملی را به عهده داشت و پس از کناره گیری از این سمت، در رادیو کوشش های خود را دنبال کرد. رهبری ارکستر گلها، تهیه و اجرای دو برنامه «یادی از هنرمندان» و «ساز و سخن»، تنظیم آثار نغمه پردازان پیشین مانند: عارف قزوینی، علی اکبر شیدا و ... (به صورت چند صدایی برای ارکستر)، از جمله فعالیت های گسترده خالقی در سازمان رادیو بود. وی مدیریت مجله های «چنگ» و «پیام نوین» را نیز به عهده داشت

از نوشته‏هاى زنده یاد خالقى، عشق  به میهن شعله مى‏كشد. دو معبود در زندگى او بود: ایران و موسیقى. این دو، همه زندگی عاشقانه و پر رنج او بودند.

فعالیت اصلی خالقی در موسیقی، آهنگسازی بود. او در آهنگسازی از سبک استادش علینقی وزیری پیروی می کرد و آهنگ های خود را با هماهنگی برای ارکستر می نوشت. خالقی بر این باور بود وزن در موسیقی ایرانی سبب جنبش است و از سوی دیگر اگر قطعه موسیقی به صورت چندصدایی نوشته شود اندوه و یکنواختی آن کاهش می یابد.

آثار موسیقایی خالقی را شاید بتوان در سه گروه کارهای با کلام (همچون «می ناب» روی سروده های حافظ، «حالا چرا» روی سروده های شهریار...)، آهنگ های بدون کلام (رنگارنگ، اتودهای ویلن، رنگ و پیش درآمد...) و سرودها (مانند سرود «ای ایران» با شعر حسین گل گلاب) رده بندی کرد.

آثار پژوهشی وی افزون بر نوشته های بسیار ، سه کتاب به نام های «سرگذشت موسیقی ایران» (سرچشمه بیشتر تاریخ موسیقی ایران در دوره معاصر)، «نظری به موسیقی»، «موسیقی ایران» و «آموزش ویلن» است.

روح الله خالقی در 21 آبان 1344خورشیدی بر اثر بیماری زخم معده در یکی از بیمارستان های شهر سالزبورگ در اتریش درگذشت. از وی سه فرزند به نام های گلنوش، فرهاد و فرخ به یادگار مانده است. گلنوش خالقی دانش آموخته هنرستان موسیقی ملی و هنرستان عالی موسیقی در رشته پیانو، کالج اوبرلین و دانشگاه ویسکانسین در رشته رهبری کُر است.

گلنوش در سال 1369خورشیدی در بیست و پنجمین سالروز درگذشت پدر به ایران سفر کرد و دو کاست با عنوان «می ناب» منتشر ساخت. در این آلبوم تعدادی از مشهورترین آثار خالقی با تنظیمی تازه برای ارکسترارایه شده است. به تازگی چهار سی دی نیز به کوشش گلنوش خالقی از اجرای اصلی آثار خالقی به بازار عرضه شده است.

آهنگ «ای ایران»، همه چیزش وابسته به روح پاك و زیرکی و هوشیاری شادروان روح الله خالقی است . آهنگساز بزرگ و موسیقی دان نوپرداز كه ملودی های بسیار زیبایی از ایشان در حافظه تاریخی موسیقی این سرزمین به جامانده است و این تصنیف ، تنها قطره ای از دریاست.

 

غلامحسین بنان

اردیبهشت ماه 1290خورشیدى، در تهران خیابان زرگنده (قلهك) پسرى چشم به جهان مى گشاید. پدر، كریم خان بنان الدوله نورى است و مادر، دختر شاهزاده محمدتقى میرزا ركنى (ركن الدوله)، برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار.

آن گونه كه حبیب الله نصیرى فر، در کتاب «مردان موسیقى سنتى و نوین ایران» مى نویسد، بنان از شش سالگى بنا به سفارش استاد نى داوود به خوانندگى و نوازندگى ارگ و پیانو مى پردازد، در این مسیر، مادر پیانیست، از هیچ یاری به او فروگزار نمى كند.  پدرش از دیوانیان و دارای آوازی خوش بود و مادرش که نسب از خانواده قاجار می برده، با نواختن پیانو آشنا بود.

اعضای دیگر خانواده نیز هر یک به شکلی با موسیقی نزدیک بوده اند. زندگی دیوانی و فرهنگی، سبب آشنایی خانواده با بزرگان موسیقی زمان شد.

دو برادر معروف وابسته به خاندان هنر: آقا حسینقلی و میرزاعبدالله و نیز درویش خان و مرتضی نی داود از میهمانان اصلی مجالس بزم در خانه آنها بوده اند. در یکی از همین مجالس بزم، پدر دریافت که فرزندش صدای خوش را از او به ارث برده است.

او را نیز چون خواهرانش نزد نی داود فرستاد تا به فراگیری موسیقی و رموز آواز خوانی بپردازد.

غلامحسین بعدها از آموزگار دیگری نیز بهره گرفت: ناصر سیف ، میرزا طاهر ضیاء رسایی و روضه خوانی معروف به «ضیاء الذاکرین».

غلامحسین بنان، از سال 1321خورشیدی، دو سال پس از بنیان نخستین فرستنده رادیویی در ایران به این سازمان پیوست و به آواز خوانی پرداخت. نخست، عبدالعلی وزیری، او را به خالقی معرفی کرد و خالقی نیز آزمایش و پرورش صدای او را به ابوالحسن صبا سپرد.

می گویند صبا در نخستین آزمایش، درآمد سه گاه را که به پایان برده از بنان خواسته که «گوشه حصار» را بخواند و او آن چنان با چیرگی خوانده که دیگر نیازی به آزمایش های بعدی باقی نگذاشت!

کشف بنان، برای خالقی و دیگر دست اندرکاران موسیقی ملی، بسیار اهمییت داشت. زیرا که تازه «انجمن موسیقی ملی» را بنیاد کرده بودند و به خواننده ای خوش صدا و ردیف شناس نیاز داشتند. با تبدیل انجمن، به هنرستان عالی موسیقی ملی، بنان نیز به استخدام هنرهای زیبای کشور در آمد و افزون بر همکاری با ارکستر هنرستان به تدریس آواز خوانی نیز پرداخت.

با بنیاد برنامه «گلها»ی رادیو از سوی «داود پیرنیا» زمینه تازه و گسترده تری برای آواز خوانی های بنان پدید آمده و او پانزده سال تمام (1350-1335خورشیدی) پابرجا در بخش های مختلف این برنامه (گلهای رنگارنگ، گلهای جاویدان، یک شاخه گل و...) بود.

در این برنامه، استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی، لطف الله مجد و جواد معروفی با او همکاری داشته اند.

بنان در آغاز کار در رادیو، تنها «آواز» می خواند، ولی چندی پس از آن به سفارش خالقی، پذیرفت که «تصنیف» نیز بخواند.

او با این کار نه تنها به تصنیف های دوره مشروطیت جلوه و جلای تازه بخشیده، بلکه آهنگسازان سنتی را نیز به ساخت و پرداخت تصنیف های ارزشمند برانگیخت.

تصنیف هایی که با صدای او به یارگار مانده، از بهترین آفریده ها در قلمرو موسیقی سنتی به شمار می رود.

بنان در سال 1336خورشیدی در یک سانحه اتومبیل، یکی از چشمان خود را از دست داد، ولی پس از آن نیز همچنان به خواندن ادامه داد. از سال 1345خورشیدی است کم کم از حجم خواندن هایش کاسته و پس ازچند سال خود را بازنشسته کرد.

بنان به گفته همسرش از اواخر سال 1357خورشیدی، به بستر بیماری افتاد و سرانجام در هشتم اسفند ماه سال 1364خورشیدی، چشم از جهان فرو بست.

ارزش موسیقایی در آوازخوانی های غلامحسین بنان از پیوند دو عامل طبیعی و هنری شکل می گیرد.

عامل طبیعی، جنس و رنگ صدای اوست که در تاریخ موسیقی سنتی ایران اگر نگوییم بی نظیر، دست کم کمیاب است.

 روانشاد فریدون مشیری، برای آواز خوانی های بنان، سرایش دل انگیزی به دست داده است:

نغمه می غلتید، گفتنی بر حریر

آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر

مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو

پرنیان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟

 

ویژگی سرود«ای ایران»

ویژگی سرود حماسی «ای ایران» آن است که تمام واژگان آن به زبان فارسی است و واژه بیگانه در آن راه نیافته است. سرود ای ایران در زمانی که به حماسه نیاز بود به دل و جان سراینده اش راه یافت و در آواز دشتی ساخته شد. گفته می شود که ملودی بنیادی اش از برخی نغمه های موسیقی حماسی بختیاری گرفته شده است. با پرداخت و تنظیم حرفه ای زنده یاد خالقی این سرود در اجرای نخست به صورت کر خوانده شد، اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه های پس از آن خوانندگان دیگری به صورت تک خوانی آن را اجرا كنند.

فرهاد فخرالدینی، رهبر ارکستر موسیقی ملی که سرود «ای ایران» را به مناسبت شصتمین سال ساختنش اجرا کرد، در باره آن می گوید: «یکی از رموز ماندگاری سرود ای ایران، آهنگسازی آن است که همه به راحتی با آن ارتباط برقرار می کنند. شعر روان و ساده آن نیز که از زبان مردم ایران صحبت می کند، رمز دیگر ماندگاری آن است. شصت سال از ساخت سرود ای ایران می گذرد، اما هنوز هم جایگاه خودش را از دست نداده است. یادم است وقتی آن را با ارکستر موسیقی ملی ایران اجرا کردیم، همه با ما همراهی می کردند.

استاد فخرالدینی گفت: «شعر و آهنگ این سرود، همان طور که شاعر و آهنگساز آن اشاره می کنند، به دنبال یک اتفاق واقعی شکل گرفته و از دل آنها برخاسته است. همین مسئله این سرود را به یک نماد ملی تبدیل کرده است. بافت این سرود و اشعار آن قابل درک و ساده است. طوری که تمام گروه های سنی از کودک تا بزرگسال می توانند آن را اجرا کنند. ضمن آنکه در این سرود تلفیق شعر و موسیقی به شکلی استادانه صورت گرفته...».

سرود «اى ایران» نخستین بار به دستور وزیر فرهنگ، در یك صفحه تك نسخه ای ضبط شد. از سرنوشت این نسخه ‏گران بها كه باید جایش در موزه ‏موسیقى ایران باشد، آگاهی در دست نیست. در تاریخ موسیقى ایران، آثارى كه به این جایگاه ‏رسیده باشند، بسیار کم هستند.

 

*نوشته هایی که از آن ها استفاده شد:

1- ناصری، فریدون/ «تقلید در موسیقی یعنی سقوط»، مجله گردون، سال یکم، شماره یکم، آذر 1369.

2- اکبرزاده، پژمان/ «موسیقی دانان ایرانی» (جلد 1)، انتشارات نوید شیراز،تهران، 1379.

3- سپنتا، ساسان/ «چشم انداز موسیقی ایران»، موسسه انتشاراتی مشعل، تهران، 1369.

4- خالقی، روح الله/ «نظری به موسیقی»، «هماهنگی موسیقی»،«سرگذشت موسیقی ایران» و...

5 ـ حبیب الله نصیری فر/ «سرگذشت مدارس موسیقی ایران».

6 ـ حبیب الله نصیری فر/ «ترانه ها و آهنگ های جاودانه».

7 ـ حبیب الله نصیرى فر/ مردان موسیقى سنتى و نوین ایران.

8 ـ ماهنامه حافظ / شماره 26 / صفحه 86.

 

 

 

 


تاریخ پست:1397/11/22 8:10 اشتراک گذار ی در تلگرام
شمار بازدید :711

دیدگاه هموندان

نام : میعود اسماعیلی زمان : ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ _ ۱۲:۵۸:۵۴

بعد از صدها بار گوش کردن و خواندنش باز هم شدیدا تحت تاثیر قرار می گیرم . بی نظیر است

ثبت دیدگاه

نام

رايانامه

ديدگاه

دیدگاه خصوصی است بله

برای ثبت دیدگاه عبارت امنیتی تصویررو به رو را وارد کنید.



مطالب مرتبط

هموندی در خبرنامه

آدرس رایانامه (:ایمیل) خود را وارد کنید تا خبرنامه ی امرداد روزانه نوشتارهایمان را برای شما بفرستد

Real Time Analytics