همانطور که پیشتر اشاره شد، شرکت در برخی برنامهها و گفتوگوها، از جمله در «مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی یزد» و پس از آن مباحث پیرامون اهمیت اسناد و مدارک بهطور عام و میراث جامعه زرتشتی بهطور خاص، باعث شد تا توجه بیشتری به این موضوع معطوف کنم.
سالها بود که کیسهای از نامهها را در کمد خانهمان در یزد میدیدم، اما بیتفاوت از کنارشان میگذشتم. با این حال، همان گفتوگوها و رویدادهای بعدی انگیزهای شد تا به بررسی آنها بپردازم. در نتیجه، به مجموعهای از نامههای ردوبدلشده میان روانشادان، پدرم «اسفندیار مرادیان» و «میرزا سروش لهراسب»، در فاصله دهههای چهل تا شصت خورشیدی دست یافتم. این نامهها اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت «پرورشگاه مارکار» در آن دوران در اختیار قرار میدهند که در حال تنظیم و آمادهسازی آنها هستم. این نامهها میتوانستند نادیده گرفته شوند یا حتی از بین بروند. به باور من، سرنوشت اینگونه اسناد زمانی به نیکی رقم میخورد که اصل یا تصویر اسکنشده آنها در مکانی امن و در دسترس پژوهشگران قرار گیرد. همه ما در خانههایمان چنین نامهها، مدارک یا عکسهایی داریم که شاید در نگاه نخست اهمیت چندانی برایمان نداشته باشند؛ اما آگاهیرسانی و فرهنگسازی در خصوص اهمیت حفظ این آثار، تدوین آییننامهای مشخص و ایجاد امکانات لازم برای مرمت، اسکن و نگهداری آنها، نخستین گام در ساماندهی این میراث است.
از سوی دیگر، در پی پرسوجوهایی که در محلههای مختلف یزد داشتم، به چهار نسخه به «فارسی زرتشتی» دست یافتم که بسیار حائز اهمیتاند و امیدوارم بهزودی گزارش معرفی آنها منتشر و در نشستهای تخصصی بررسی شود. نکته جالب این است که این نسخهها سالها به شکلی اتفاقی و بدون توجه کافی باقی مانده بودند، در حالی که احتمالاً نسخههای مشابه آنها در محلههای دیگر از میان رفتهاند. کوشیدم صاحبان این نسخهها را از ارزش آنها آگاه کنم تا برای حفظ و نگهداریشان بکوشند. طبیعتاً در این مسیر نیز آگاهیرسانی و برنامهریزی راهگشا خواهد بود.
به همین ترتیب، انجمنها و سازمانهای زرتشتی مجموعهای از مدارک، اسناد و عکسها را در اختیار دارند که نیازمند تدوین آییننامههای روشمند هستند؛ از جمله تعیین بازههای زمانی که پس از آن، اسناد (با دستهبندیهای عادی، خصوصی یا محرمانه) بتوانند در دسترس عموم قرار گیرند. این مدارک میتوانند جنبههای مختلف زندگی جامعه زرتشتی در گذشته را روشن کنند که از اهمیت بسیاری برخوردار است.
بهعنوان پیشنهادی اولیه، میتوان برای اختصاص بخشی در «کتابخانه یگانگی» در تهران جهت مرمت، طبقهبندی و اسکن اسناد و عکسها برنامهریزی کرد. بهموازات آن، تخصیص فضایی در «موزه تاریخ و فرهنگ زرتشتیان (مارکار)» برای نمایش این اسناد نیز پیشنهاد میشود. البته همکاری و هماهنگی با سازمان اسناد و کتابخانه ملی، و همچنین سایر کتابخانهها و موزههای زرتشتی در یزد، تهران، کرمان، شیراز و اصفهان جایگاه ویژهای در این طرح دارد و باید در نظر گرفته شود.
