پیکرههایی غولآسا، نوروز بوستان لاله تهران را حالوهوایی دیگر داده است. این پیکرهها نیمتنههایی از آنِ پهلوانان شاهنامهاند: رستم و اسفندیار.
نمیدانیم چرا پیکرهها را میان داربستهایی آهنین جای دادهاند، اما هرچه هست، زیبا و دیدنی هستند و گردشگران بوستان را به سوی خود میکشند؛ بهویژه کودکان را که پیدرپی از پدران و مادرانشان میپرسند: «اینها چه کسی هستند؟» و پاسخی که میگیرند راهی به جهان شاهنامه است. شاید همین پرسش و پاسخهای کوتاه آنها را با شاهنامه آشنا کند و بخواهند داستانهای پهلوانانش را بدانند و از کار و سرگذشت آنها باخبر شوند.
شاهنامه برای هر جشن و روز و یادبودی که با گذشتهی باستانی ایران پیوند داشته باشد، داستانی و نَقلوگفتی شنیدنی و خواندنی دارد. در نوروز هم که زمان بیشتر و آزادتری برای خواندن شاهنامه در اختیار ماست، میتوان داستانهایی را از شاهنامه برای کودکان خواند و آنها را به جهان روشن و هزارتُو و سرگرمکنندهی شاهنامه بُرد. پس آنکه به این اندیشه افتاده است که در روزهای نوروزی پیکرههایی دیدنی از چند پهلوان و دلاور شاهنامه را در برابر چشم مردم بگذارد، کار ستودنیای کرده است و نوروز را برای کودکان و بزرگسالان شیرینتر ساخته است!