فرهنگ سانسکریت-انگلیسیِ دانشجویان را شخصی به نام «وامن شیورام آپته (Vaman Shivram Apte)» گردآوری کرد و زیر نظر «گوت (Govt)» انتشار یافت. این فرهنگ، ۳۲ تعریف از کلمهی یوگا را ارائه میدهد.
از میان تعاریف آن، عبارت زیر برای اهداف این مقاله مناسبترین تعریف است؛ یوگا:
«دستگاه فلسفی که پاتانجلی (Patanjali) وضع کرد، شق دومی از فلسفهٔ سانکیه (Sankhya) تصور میشود، اما عملا دستگاهی مجزا بهحساب میآید. هدف اصلی فلسفهٔ یوگا تعلیم راهی است که روان انسان بدان وسیله ممکن است با روح متعال کاملاً اتحاد حاصل کند و از اینرو در پی موجود مطلق است…»
دستهبندی عمومی از یوگا
«طرق»ی که پذیرفته شده و در تعریف بالا بدان اشاره رفت، پنج نوع است:
۱. راه ایمان یا عشق به نام «سپنت آرمیتی (Spenta Armaiti)» یا «دئنه (Daena)» در اوستا و «دین» در فارسی است. این مورد منطبق با بهاکتییوگای (Bhakti Yoga) بهگودگیتاست (Bhagavad Gita).
۲. راه دانش و حکمت به نام «ویدیا (Vidya)» یا «خِرَتو (Khratu)» در اوستا و «دانش» یا «علم» در فارسی است. این مورد منطبق با جنانایوگای (Jnana Yoga) گیتاست.
۳. راه کردار یا اعمال به نام «وَریشتَه (Varshta)» یا «شیاَتنَه (Shothana)» در اوستا،
«کنشنِی (Knnashni)» در پازند و «کردار» یا «عمل» در فارسی است. این مورد منطبق با کارمایوگای (Karma Yoga) گیتاست.
۴. راه پرورش جسم برای کمال، به نام «ایریهمَن (Airyaman)» در اوستا، «تندرستی» در فارسی است. این راه به رهایی از ناخوشی اشاره دارد و با هاتایوگای گیتا منطبق است.
۵. راه ترکیبی از چهار مورد بالا به نام «خشترهوئیریه (Kshathra Vairya)» در اوستا یا
«خُوْرِه (Khoreh)» در پازند یا «فرایزدی» یا «خداشناسی» در فارسی است. این مورد منطبق با راجایوگای (Raja Yoga) بهگودگیتاست.
۱. بهاکتییوگا (یوگای ایمان و عشق)
مَزدَیَسنا به ایمان (بهاکتی) راسخ و استوار نسبت به بزرگی و خوبی اهورامزدا (خدا) سفارش میکند؛ یعنی ایمان به این اعتقاد که آتش، نماد عینی اهورامزدا است و نیز ایمان به جاودانگی روان.
روح عشق در اوستا «آرمَیتی (Armaiti)» نام دارد. آن، مانند آرمیتی وِداها، مظهر دینداری یا عشق است. عنوان «سپنتَ (Spenta)» به معنای «مقدّس»، اغلب برای آن به کار میرود.
در یسنای ۴۴:۷، زردشت از اهورامزدا میپرسد:
چه کسی آرمیتی را آفرید؟ و آنگاه در ادامه پاسخ میدهد:
چه کسی غیر از تو، ای اهورامزدا میتواند؟
در یسنا ۴۵:۴، آرمیتی دختر اهورامزدا به حساب میآید که کردار نیک انجام میدهد، بدین صورت:
«اَت هویی، دَغد هوشی اثنه آرمیتیش»
Athoi dugda hu–Shyothana Armaitish
آرمیتی در یسنا ۳۱:۹ خود اهورامزدا بهحساب میآید، بدین ترتیب:
«آرمیتی، تو خود هستی»
زردشت به اهورامزدا نماز میبرد تا قلبش را از آرمیتی پر کند (یسنا ۴۴:۱۱).
مریدانش نیز همینطور به اهورامزدا نماز میبرند (یسنا ۳۱:۱).
موهبت آرمیتی (بهاکتی)
آرمیتی، فهم و اطاعت فرامین اهورامزدا را آسان میکند (یسنا ۴۸:۶) و به شخص کمک میکند تا به خشترهوئیریه (راجایوگا)، یعنی درک خدا برسد.
بنابراین، بهاکتییوگا (آرمیتی) بر طبق یسنا ۲۸:۳ به راجایوگا (خشترهوئیریه) میانجامد.
از آنجا که عشق به تقدیس میانجامد، عنوان «سپنتا» به معنای مقدّس، برای «آرمیتی» به کار میرود (یسنا ۵۱:۲۱).
آنانی که از راه آرمیتی پیروی میکنند، روح فداکاری (یسنا ۴۹:۵) و توان (یسنا ۳۳:۱۲) را پرورش میدهند.
اظهار عشق، روش مطمئنی برای تمجید مقام اهورامزدا در نظر عاشق است (یسنا ۴۵:۱۰).
سخنانی که با احساسی پرشور بیان میشوند، شخص را برای انجام اعمال درست برمیانگیزند (یسنا ۴۴:۱۰).
در ریگودا ۵:۴۳:۶ (Rig Veda)، آرمیتی یعنی بهاکتی با «ریتا (Rta)» (نظم اخلاقی) مرتبط است.
این مسئله بدین معنی است که بهاکتی برای رعایت اخلاق ضروری است.
همچنین در گاتاها (Gathas) مذکور است که آرمیتی بر درستی میافزاید (یسنا ۴۶:۶).
بنابراین، شخص خردمند با پیروی از راه آرمیتی میخواهد درستکار باشد (یسنا ۳۴:۱۰).
این آمیزه، «کمالی است که خداترسان از روی اخلاص آرزومندند» (یسنا ۴۳:۱۰ و یسنا ۴۸:۱۱).
آرمیتی، چشمان عاشق را به آیندهٔ کوتاهمدت و نقایص شخص باز میکند، یعنی پیرو خود را در طبیعت، دروننگر میکند (یسنا ۳۱:۱۲).
دئنه و چیستی (Chisti)
در بالا ملاحظه شد که سپنتا آرمیتی (روحالقدسِ عشق) ما را به اهورامزدا نزدیکتر میکند.
عشق و ایمان یا اعتقاد به تعالیم مزدَیَسنا در اوستا، «دئنه» و در فارسی، «دین» نام دارد.
عاشق مزدَیَسنا آن را بزرگترین و بهترین دین از تمام ادیان گذشته، حال یا آینده میداند (یسنا ۱۲:۹).
آن نسبت به تمام ادیان دیگر والاتر است، همانطور که واروکاشا (Vaurukasha) دریای کاسپین (Caspian) نسبت به تمام آبها و رودخانهٔ بزرگ نسبت به نهر کوچک، برتری دارد، و نیز همانطور که آسمان، یعنی اثیر یا اَکاشا، زمین را فرا میگیرد
(وندیداد، ۵:۲۵–۵:۲۲).
مریدی از دئِنائو مزدَیَسْنائو (Daeniao Mazdayasnia = ایمان مزدَیَسْنایی) معتقد است:
۱. کشاورزی اهمیت والایی دارد، زیرا درگیر شخم زمین است، و فرشتهٔ نگهبان آن، سپنتا آرمیتی، یعنی روحالقدس عشق است.
کاشت پیدرپیِ غله، مزدَیَسنا را میپرورد و آن را چنان نیرومند میکند که قادر است بهاندازهٔ پاهای یکصد نفر گام بردارد و آن را از پستانهای یکهزار سینه شیر میدهد (وندیداد، ۳:۳۱–۳۳).
۲. جسم سالم و تیزهوشی برای دینداری لازم است (یشت، ۱۶:۱۶).
۳. رنگ سفید نماد پاکی مزدَیَسناست (یشت، ۱۰:۱۲۶).
چیستی، واژهای اوستایی است که بر پاکی قلب دلالت دارد، بنابراین بههمراه دئنه (ایمان) ذکر میشود، زیرا اگر شخص نسبت به آفرینش، کردار نیک انجام دهد و آفریدگار را ستایش کند، همواره باید ایمانش از قلب پاک سرچشمه بگیرد.
در غیر این صورت، خسرانی بزرگتر از این نمیتواند باشد که معلول ایمان نامقدّسی است که از احساسات ناپاک برمیخیزد.
برای نمونه، ایمان پرشوری را در نظر بگیر که بهمنظور خشنود ساختن برخی خدایان، الههها یا اهریمنان موهوم و تشنهبهخون، پیروان خود را گمراه ساخته تا قربانیهای انسانی را پیشکش کنند.
چنین پیروان گمراه نیز «بهاکتییوگی» هستند، اما در دندهٔ معکوس! ایمان پرشورشان که سزاوار هدف بهتری است، در جهت ویرانی به کار گرفته میشود. در این طبقهبندی، افراد متعصب وابسته به ادیان مختلف نیز دچار سقوط میشوند.
بنابراین، زردشت از چیستی درخواست میکند تا نعمتِ روشنترین دید را به او ببخشد (یشت، ۲:۱۳–۱۶).
دین در فارسیباستان
فردوسی، شاعر مزدَیَسْنایی (۹۳۵–۱۰۲۴ میلادی)، در شاهنامه توصیف میکند چگونه زردشت، روحِ سپنتا آرمیتی (بهاکتی مقدس)، یعنی دین را در ذهن گشتاسب (حاکم ایران) در جهت آفریدگار و آتش دمید.
کسی نمیتواند این مطلب را بهتر از خودِ ابیات شورانگیز و الهامبخش فردوسی بیان کند:
CopyEdit
یکی پاک پیدا شد اندر جهان
بدست اندرش مجمر عودیان
خجستهپی و نام او زردهدشت
که اهریمن بدکنش را بکشت
به شاهِ جهان گفت: پیغمبرم
ترا سوی یزدان همی رهبرم
یکی مجمر آتش بیاورد باز
بگفت از بهشت آوریدم فراز
جهاندار گوید که بپذیر دین
نگه کن بدین آسمان و زمین
که بیخاک و آبش برآوردهام
نگه کن بدو تا که چون کردهام
نگر تا تواند چنین کرد کس
مگر من که هستم جهاندار و بس
ار ایدون که دانی که من کردم این
مرا خواند باید جهانآفرین
ز گوینده بپذیر بدین اوی
بیاموز از او راه و آیین اوی
نگر تا چه گوید: بر آن کار کن
خِرَد برگزین، این جهان خوار کن
بیاموز آیین دینِ بهی
که بیدین نه خوب آید شهی
چو بشنید از او شاه، دینِ به
پذیرفت از او راه و آیین به
ابیات بعدی، اظهار احساسات و نظرات خودِ شاعر است.
چه سفارش شگفتانگیزی از پیامبر اهورامزدا به قدرتمندترین حاکم زمانش!
خوانندگان باید توجه داشته باشند که زردشت از امپراتور گشتاسب میخواهد تا معتقد شود که جهان را اهورامزدا آفریده، باشد که متقاعد شود هیچ انسانی بر این کار قادر نبوده است.
فردوسی، موعظهٔ زردشت در یسنا ۳۰:۲ را صرفاً به فارسی ترجمه کرده است؛
در آنجا میگوید: «بگذار هر کسی پیش از اعتقاد به هر چیزی، دربارهٔ خود فکر کند.»
بنابراین، زردشت بیشتر طرفدار ایمانِ معتدل است تا اعتقاد کورکورانهٔ متعصبان مذهبی و آنانی که قربانیهای انسانی و حیوانی پیشکش میکنند.
در ایام حافظِ شاعر (متوفی ۱۳۸۹ میلادی)، عنصر تعصب چنان قوی بود که وی میگوید عشق و اخلاص به متعصبان همچون «مروارید ریخته در برابر خوک» است (متی ۷:۶ – Mathew).
بنابراین وی اندرز میدهد:
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد با رنجِ خودپرستی
۲. جنانایوگا (یوگای دانش و حکمت)
همانطور که در بالا ذکر شد، زردشت نه از ایمان کورکورانه بلکه از ایمان معقول حمایت کرد.
این مسئله تنها زمانی ممکن میشود که پیروِ بهاکتی یا ایمان، قبل از اعتقادورزی به خود اندیشه کند (یسنا ۳۰:۲).
توانایی اندیشهٔ نیک (هومت Humata) از ذهن سالم (وَهومَنَه Vohumano) سرچشمه میگیرد و به حکمت میانجامد.
آنچه شخص بهعنوان نتیجهٔ مشاهدات خود جمع و ذخیره میکند، «آسنِ خِرَدی (Asn-e Khiradi)» یعنی حکمت ذاتی نام دارد.
آنچه که از طریق شنیدن گفتههای دیگران بهدست میآید، «گوشو سرُوتِ خِرَدی (Gosho Sroothe Khiradi)» نام دارد؛
یعنی حکمتی که بر طبق «دعا نامِ ستایِشْنه (Dua Nam Setayeshne)» بهدست آمده که نمازی پازَندی از خردهاوستاست.
در گاتاهای مقدس، کلمهٔ «ویدیا» (لفظاً بهمعنی دانش) و «خِرَتو (Khratu)» (لفظاً بهمعنی خِرَد) در همین معنا بهکار میروند.
هیچ تمایز ظریفی بین دانش و خِرَد وجود ندارد، زیرا (در بیان واقعی) خِرَد، فرد را به کسب دانش برمیانگیزد و کسب دانش، فرد را مجرّبتر و عاقلتر میکند.
هر دو لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند.
زردشت در یسنا ۴۸:۳ دعا میکند، باشد که اهورامزدا به او کمک کند تا بهترین تعالیم را دریافت کند (وهیشت ساسنهنام Vahishta Sasnanam) و دانشِ خداشناسی (سپنتُ ویدیائو Spenta Vidyao) را از طریق خِرَدی بهدست آورد که با ذهن دیندار پیوند دارد (وَنقوش مَننقو خِرَتْوَ Vangheush Mangngho Khratva).
در آیین نیایشی که در ستایش آتش است، گفته میشود: آتش اهورامزدا تعالیم را به همه میرساند.
در ودانتهکَسَری (Vedanta Kasari) – جولای ۱۹۷۷ – آنچه را که همهٔ ما میتوانیم با ذهن بسیار مؤمنانه از طریق مراقبه در پرتو آتش بیاموزیم، بهطور مفصل شرح داده شده است.
دانش، علم، خِرَد (جنانَه) در فارسیباستان
شاعر مشهور، سعدی (۱۲۹۲–۱۱۸۴) دانش را در عبارت زیر میستاید:
چو شمع از پیِ علم باید گداخت
که بیعلم نتوان خدا را شناخت
سعدی نادانی را نکوهش کرده، انسان را از معاشرت با اشخاص نادان در عبارات زیر هشدار میدهد:
دلا گر خِرَدْمندی و هوشیار
مکن صحبت جاهلان اختیار
فردوسی در مقام هشدار میگوید که:
چو دانا تو را دشمنِ جان بُوَد
به از دوست مردی که نادان بُوَد
بیت زیر نیز از فردوسی است:
توانا بُوَد هر که دانا بُوَد
ز دانش دلِ پیر، برنا بُوَد
۳. کرمهیوگا (یوگای اعمال و کردار)
اعمال پاک منجر میشود به ذهن سالم. همانطور که دیدیم، ذهن سالم، مخزن خِرَد و دانش است.
زردشت در یسنا ۵۰:۱۰ اظهار میکند:
اعمالی که از طریق القای وَهومَنه (ذهن سالم، خِرَد و دانش) انجام داده، در حال انجام میدهد و در آینده انجام خواهد داد، همگی بهخاطر شکوه اهورامزداست.
یک مزدَیَسنا پیمان میبندد (یسنا ۵۱:۱) که اکنون و همیشه سعی خواهد کرد تا امیال درونی را از طریق انجام اعمال پاک ابراز کند.
مزدَیَسنا، دینِ عمل است، نه بیعملی (در یک حدِّ تفوّق).
این مسئله را زرتشت به دامادش—غیبگوی خِرَدمند و دانشمند، جاماسپ، که وزیر اصلی گشتاسپ شاه، امپراتور ایران بود—روشن ساخته است (یسنا ۴۶:۱۷).
کردار یا عمل (کَرمه) در فارسیباستان
وقتی که فردوسی بر اهمیت اعمال تأکید میکند، میگوید:
بزرگی سراسر به گفتار نیست
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
وی بار دیگر، در روشناییای فراتر از شک میگوید:
کسی کو به دانش توانگر بود
ز گفتار، کردار بهتر بود
سعدی میگوید:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی
۴. هاتایوگا (یوگای تکمیل جسم)
در ادبیات اوستا، «ایریَهمَن» بهعنوان نبوغ جسم تلقی میشود.
نامش بههمراه «اَشا وَهیشتَه (Asha Vahishta)» امشاسپنتا (Amesha Spenta) اتخاذ میشود که مواظب سلامتی است و بر طبق سیروزهیشت ) (Seeroozah Yasht) ۱:۳ و ۳:۲)، بیشتر با اصطلاحشناسیِ بعدی از اردیبهشت امشاسپند (Ardibehisht Amshaspand) شناخته میشود.
بر طبق یسنا ۱۶:۱۶، بدن سالم برای دینداری لازم است.
جزئیات تمرینات فیزیکی به ادبیات اندکی که موجود است برنمیگردد، و باید استنباط کرد که با ویران شدن بخش بزرگی از ادبیات ایرانی بهدست اسکندر مقدونی (۳۳۰ ق.م)، از میان رفته است.
در هر صورت، با توجه به اشارات شاهنامه به شاهکارهای باورنکردنی از قدرت رستم در بلند کردن صخرههای بزرگ و تختهسنگها با یک دست، به سلامت گذشتن شاهزاده سیاووش از تودهٔ بزرگ آتش مشتعل، و یوگی بزرگ، ارداویراف، در آزمون نهادنِ سربِ گداخته بر سینهی عریانش بیآنکه مویی از او بسوزد، منطقی است که معتقد شویم ایرانیان باستان با تمرین هاتایوگا آشنا بودند.
۵. راجایوگا (یوگای شاهانه)
ترکیب معقولی از ایمان، دانش و خِرَد و عمل، پاداش رسیدن به خشترهوئیریه یعنی نیروهای الهی، ادراکِ خدا و ملکوت خداست.
در قدیمیترین نیایش اهونوئیریه ( یسنا ۲۷:۱۳) موعود است که:
«ملکوتِ خدا از آنِ کسی است که نیازمندیهای شخصِ فقیر را فراهم کند».
این مساله کاملا روشن میسازد که ادراکِ خدا در برگیرندهی خدمت به انسانیت، بدون توجه به طبقه کاست(Caste)، رنگ یا عقیده و بدون هیچ نوع انگیزهی نهانی است.
سعدی این مساله را در کتاب بوستان بهصورت زیر بیان میکند:
طریقت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
تیجهگیری
هزاران سال پس از ظهور اهونوئیریه که نخستین بار گزارش شد، یک شاعر انگلیسی همین احساسات را بهصورت زیر بیان کرد:
اگر بتوانی
انسان را در سراسر هستی احساس کنی
و خدا را در چهرهی هر برادری ببینی
بیآنکه بنگری به اعتقاد، رنگ یا نژادش؛
اگر آن احساسی که در کاخها داری،
در خانه و کلبه نیز همسان باشد؛
اگر سراسر اندیشه و سخن و کردارت
پاک و مقدس باشد
و هر چیزی تنها از ژرفترین احساس برخیزد،
آنگاه، بهراستی،
تو در ملکوت خدایی، پسرم!
* نویسنده: B.S. Surti
** این گفتوگو در تیرماه 1382 در رویهی 5 (اندیشه) شماره 70 امرداد چاپ شده است.
