انجمن زرتشتیان تهران به زمان برگزیدن رسیده. روز آدینه، بیستوهفتم تیرماه، روزیست که هر زرتشتی باید از خود بپرسد: آیا هنوز بودن ما، آینده ما، آیین ما برایم ارزش دارد؟
اگر پاسخ، آریست، جایش در پای صندوق است، نه در گوشه خاموشی.
هیچ خانهای با بیمهری نمیپاید، و هیچ نهاد آیینیای بیپشتیبانی مردمان، نمیماند.
۱. اگر نیاییم، جای ما را کسانی میگیرند که در پی چیزی دیگرند
خاموشی ما، میدان را خالی میکند. و جای خالی بیگمان پر میشود، اما نه با دلسوزان. اگر امروز نیاییم، فردا از کسانی خواهیم شنید که ما را نمیفهمند، ما را نمیشناسند، و برای ما دل نمیسوزانند.
۲. انجمن، تنها سنگ و دیوار نیست؛ نگهدار جانِ آیین ماست
ساختمان انجمن نماد بیرونی آن چیزیست که در درون ما زنده است: آیین، آداب، یاد نیاکان، سدرهپوشیها، پرسهها، همبستگی. انجمن اگر سست شود، دلها هم بیپشتوانه میماند. باید آن را نگه داریم.
۳. رأی من، نشان بودن من است
اگر رای ندهم، یعنی نیستم. یعنی دیگر باور ندارم، یا بیتفاوت شدهام.
با رای دادن، میگویم: «من هنوز اینجا هستم. هنوز باور دارم. هنوز زرتشتی بودن را گرامی میدارم.»
۴. اگر بانوان و جوانان نیایند، از یاد خواهند رفت
زمان آن نیست که بگوییم “ای کاش ما را دیده بودند”. باید آمد و خود را نشان داد.
هم برای بانوان، هم برای جوانان. چون اگر نیایند، از نگاهها خواهند افتاد، بیآنکه کسی آنان را پس زده باشد.
۵. ما وارثان فروهرهای روشنیم، نه تماشاگران خاموشی
نیاکان ما، با جان و دل، بنیاد این نهادها را گذاشتند. ما که وارث آنانیم، چگونه میتوانیم از شرکت در چنین روزی چشم بپوشیم؟
اگر آنان، در سختترین روزها ساختند، آیا ما در آسودگی امروز، حتی نمیتوانیم رأی بدهیم؟
۶. رای من، نیروی پرسشگری من است
اگر رای بدهم، میتوانم بپرسم، نقد کنم، بخواهم.
اما اگر خاموش باشم، دیگر کسی سخنم را نمیشنود. رأی، زبان ماست. زبانِ خواستن، نه گلایه بیپایه.
۷. اگر ما نیاییم، چراغِ انجمن کمنور خواهد شد
انجمن تا زمانی روشن است که با حضور ما گرم بماند. رای دادن، مانند دمیدن در آتش است؛ اگر ندمیم، خاموش میشود. اگر نیاییم، نه دشمن خاموشش میکند، بلکه بیتفاوتی خودمان.
فرجام سخن:
۲۷ تیر، روز بودن است؛ روز ساختن، نه سکوت
همه چیز به این روز بسته است: اعتبار، امید، آیین.
ما وارثان روشناییایم. بگذاریم شعله فروهر، با رایمان، گرمتر بتابد.
در خانه بمانیم، یعنی زرتشتیگری را پاس نداشتهایم.
بیاییم، یعنی هنوز دل در گرو راستی داریم.
> من هنوز باور دارم که هر رای، یادآور یک فروهر روشن است.
> من هنوز باور دارم که سکوت، دشمن آیین ماست.

4 پاسخ
درود و آفرین
بله ،سپاس
« سکوت دشمن آیین ماست »
از کسانی شویم که این جهان را تازه میکنند
« گاتها اشو زرتشت »
با درود و ارادت
سپاس فراوان از شما که با قلمی چنین توانمند، دلنشین و بیدارگر، ما را به مسئولیتی که بر دوش داریم آگاه ساختید. واژههای شما نه تنها یادآور ارزش آیین و هویتمان بود، بلکه روح همبستگی، مهر و پایداری را در دل هر خواننده زنده کرد.
متن زیبای شما، سرشار از خرد، حقیقت و انگیزه است. بیتردید اگر هر یک از ما، این سخنان را با دل بشنود، در راه نگاهبانی از انجمن و کیش نیکمان استوارتر گام خواهد برداشت.
از این همه مهر، دلسوزی و آگاهیبخشیتان صمیمانه سپاسگزاریم و برایتان تندرستی، روشنی و پویایی همیشگی در مسیر راستی و خدمت به جامعه آرزو داریم.
با بهترین درودها و سپاسهای قلبی
فرهاد اردشیری مبارکه
درود فرهاد جان.
دلنوشته ات را خواندم و بهره بردم.
باز هم از این کارهای خوب بکن!!
آقای متعجب ، من تعجب میکنم انتخابات دیروز پراز نکات منفی بود ، کدام نیمه ی پر لیوان ، کدام نکته ی مثبت ، کدام احترام به هم کیش .
آیا از این بدتر هم میشد؟