موبد مهراب وحیدی در روز دوم برگزاری جام جانباختگان 42 میهمان امرداد بود. وی در این گفتوگو بیشتر به دوستیهایی که در این جام شکل خواهد گرفت تاکید داشت تا رقابتهایی که برگزار میشود.
موبد مهراب وحیدی خودش را اینگونه معرفی کرد:
من موبد مهراب وحیدی دبیر انجمن موبدان و سرپرست دهمین دوره جام جانباختگان هستم.
*نظر شما درباره چهل و دومین دوره جام جانباختگان چیست؟
اگر نظرم را درباره جام 42 نسبت به جامهای دیگر بخواهید بدانید اکنون تازه روز دوم جام است و هنوز کاملا بازیها آغاز نشده ولی در کل خوب است. هرچند تعدادی از تیمهای قوی به دلایل مختلف حضور ندارند که البته من دلایل آن را نمیدانم. شاید به خاطر بازیکنانی باشد که رده سنی آنها تغییر کرده، ولی کمینه چیزی که میتوانم بگویم این است که در تیمهای شهرستان بهویژه تیم فوتبال نونهالان کرمان که همیشه قوی بود امسال این تیم حضور ندارد. جام امسال در کل در این دو روز به نظرم خوب آعازشده و به خوبی هم پیش میرود. تنها مشکل ناهماهنگیهایی در زمانبندی است که مشکلی قدیمی است. البته من درباره جامهای دیگر خیلی حرف دارم که بزنم ولی اینجا جایش نیست.
*یعنی امسال جام را نسبت به جامهای گذشته در کل ضعیف میبینید؟
خیر نمیشود این را گفت چون روز دوم بازیها است ولی چیزهایی که من تا اینجا دیدم تیمهای قوی هنوز حضور ندارند و این را نمیشود ضعف دانست.
*آیا خودتان بهعنوان بازیکن در جام جانباختگان بودید؟
من هیچگاه بهعنوان بازیکن در جام نبودم. نخستین تجربه فعالیت کانونی من برای سال 1368 است. من سال 1367 دانشگاه قبول شدم و سال 1368 وارد کانون و شورای ورزشی شدم. در همان روز هم سرپرست دهمین دوره جام جانباختگان شدم. آن دوره جام جانباختگان را من و دو نفر دیگر باهم در دبیرستان فیروزبهرام برگزار کردیم و این تجربه جالبی برای من بود. بامداد برگزاری مسابقات بسکتبال با آرش کیومرثی رفتیم دبیرستان و دیدیم در دبیرستان فیروزبهرام تخته بسکتبال شکسته و تخته بسکتبال ندارد. به مدت دو ساعت ما دو نفر تخته و پیچ و مهره گرفتیم و با دریل کرایهای تخته بسکتبال درست کردیم و پسین همان روز همبازی بسکتبال را برگزار کردیم. پسازآن سال بود که جام جانباختگان به رستم باغ رفت و به مدت دو سال آنجا برگزار شد. پس از آن مکان برگزاری جام به مارکار تهرانپارس منتقل و مشعل جام جانباختگان در آن سالها درست شد.
موبد مهراب وحیدی در ادامه افزود، دهمین دوره جام جانباختگان نخستین دورهای بود که دومیدانی وارد جام شد. این هم داستان جالبی دارد. هنگام گرفتن مجوز از فدراسیون دومیدانی، این فدراسیون تعجب کرده بود و میگفت مگر زرتشتیان دانشجو دارند که جام داشته باشند، یعنی برای سال 1368 برگزاری جام تعجببرانگیز بود. به شکل کلی جام جانباختگان برای من ارزشمند است.
موبد مهراب وحیدی در ادامه خاطره دیگری از حدود 10 یا 12 سال پیش که در سپندینه پیر سبز بود تعریف کرد. وی گفت: در آن مکان تعدادی جوان بودند که مشخص بود از تهران، یزد و کرمان آمده بودند. جالب اینکه این بچهها در جام جانباختگان با یکدیگر دوست شده بودند و به نظر من قشنگی این موضوع این است که اینها در جام با یکدیگر دوست شده بودند. آنها به یکدیگر میگفتند پس ازاینجا همدیگر را چه زمانی ببینیم؟ یکی از آنها گفت مگر جام نمیآیید؟ دوست دیگرش گفت اگر جام نباشد چه زمانی یکدیگر را ببینیم و گفتند در پیر نارکی هم را ببینیم. این یعنی جام جانباختگان برنامهای است بهمانند همایش و گردهمایی که مکانی برای گذاشتن قرار ملاقات و دیدار تازه کردن است؛ مثلا من تهرانی دوست شهرستانی خودم را در جام میبینم و از دیدارش خوشحال میشوم. جام بهنوعی وعدهگاه شده است. به گمانم در کنار آن رقابتهای ورزشی این دوستیها و همراه بودنها بسیار ارزش دارد. من دوستم شهرام پوردهی را امسال از دور دیدم. چون شهرام کار داشت، برای من همینکه در جام توانستیم از دور برای هم دستی تکان بدهیم خوشایند بود.
موبد مهراب وحیدی افزود دوستی که در جام ایجاد میشود ارزش آن از رقابت بیشتر است؛ مثلا در جام جانباختگان 32 یا 33 بود که بچههای کانون نظرسنجی میکردند که ورودی به جام را برای تماشاچیان بلیتی کنند. با من گفتوگو و مصاحبه کردند و من بهشدت مخالفت کردم. میدانم جام هزینه دارد و بچههای کانون مجبور هستند از دهش نیکاندیشان یاری بگیرند ولی اگر ورودی بلیتی شود آن زمان جلوی همایش بزرگ دوستی گرفته میشود. جام برای من رقابت نیست بلکه دوستی است. جام جانباختگان بزرگترین گردهمایی زرتشتیان بهجز گردهمایی پیرانگاهای یزد است.
*آیا جام امسال کمبودهایی دارد؟
من تا به اکنون کلیات را گفتم. بله کمبودها که بسیار است. ما میدانیم خوابگاه مشکل دارد؛ مثلا سرویسهای بهداشتی خوابگاه مشکل دارد این را همه میدانند، ولی با این کاستیها همه در جام هستیم. شاید یکی از خوبیهای برگزاری جام تا به اکنون همین ساخته شدن سالن ورزشی خراشه باشد. پیشتر این سالن یک مکان مخروبه و خطرناک بود. من یکبار دیدم یک تماشاچی از طبقه اول سقوط کرد و گردنش بافاصله 30 سانتیمتر از میلگرد عبور کرد که اگر آن میلگرد به گردن برخورد کرده بود فاجعه وحشتناکی روی میداد.
اکنون آن ساختمان مخروبه جای خود را به ساختمان ورزشی خراشه داده است که در جام هم از آن مجموعه استفاده میشود. این به خاطر همان جام جانباختگان بود که دنبال کار را گرفتند و اکنون این ساختمان را داریم. اگر جام نبود این ساختمان ورزشی را ما نداشتیم.
*سخن پایانی
من یک پیشنهاد دارم که بچههای کانون کاری کنند که این دوستی بین تیمهای مختلف بهویژه تیمهای شهرستانی دور از هم ایجاد شود. این کار بر دوش کانون است که راهی برای آن بیابند. یک راه این است که سرپرستهای تیم نام بازیکنان و شماره تماس به یکدیگر بدهند. هرچقدر همبستگی بیشتر شود ارزش جام بیشتر میشود. چون این جام به یاد جانباختگان است و دین زرتشتی دین باهم بودن و شادی است. ما یک خانوادهایم. رسانهها هم میتوانند در این مورد تاثیر بگذارند و یک همهپرسی بگذارند که مردم نظر بدهند چه راهکاری میتواند این همبستگی را ایجاد کند.
