همازوری برای آبیاری درختان آرامگاه قصر فیروزه

آرامگاه قصر فیروزهنیک اندیش زرتشتی که چندین بار هزینه آبیاری درختان قصر فیروزه را پرداخت کرده است از همکیشان زرتشتی نیز خواست تا در دهش آبیاری درختان آرامگاه همازوری داشته باشند.

این نیک اندیش زرتشتی از همکیشان زرتشتی خواست تا با توجه به ماشین تانکر آبی که گنجایش آن  شش هزار لیتر و قیمت هر تانکر نیز یک‌میلیون و دویست هزار تومان یعنی لیتری ۲۰۰ تومان، است در این کار نیک همازوری داشته باشند. صاحب و راننده این تانکر محسن همتی است.

این نیک‌اندیش در فراخوان خود آورده است، از آغاز اردیبهشت امسال این تانکر از سوی فریدون رویین‌تن سرپرست آرامگاه به من معرفی‌شده و برای این مجموعه  چندین بار آب آورده است. برای هر نوبت دوازده میلیون به‌حساب راننده پول ریخته شده است و رسید را در واتساپ برای راننده فرستادم و او هم حساب دفتری دارد. وی هر بار ده تانکر برای آرامگاه آب می‌آورد و با صلاح‌دید مسوول آرامگاه آب را پای درخت‌ها می‌ریزد. این نیک‌اندیش در ادامه افزود پس از آبیاری با فرنشین هیات‌اجرایی تماس می‌گیرم که تعداد تانکرها را بشمارد و به من بگوید، اکنون هر کسی که علاقه‌مند است می‌تواند در این کار همازوری داشته باشد و  پول واریز کند. شماره کارت محسن همتی:

۶۰۳۷ ۹۹۷۵ ۳۵۸۹ ۴۳۰۸

و شماره تلفن محسن همتی:

8117338 0919

برای انجام این همازوری شیوه کار به شرح زیر است:

هر تعداد تانکر که خواستید ( هر تانکر یک‌میلیون و دویست هزار تومان) پولش را به‌حساب بالا واریز کنید و پس از واریز پول با راننده تماس بگیرید و درخواست کنید تا تانکرها را ببرد و خالی کند( اگر خواستید محکم‌کاری کنید بگویید نریمان خدادادی گفته است.) بعد هم با فیروز خسرویانی، فرنشین هیات‌اجرایی به شماره ۰۹۱۲۱۸۶۳۸۸۶ تماس بگیرید و از وی بخواهید تا تعداد تانکرها را بشمارد.

 

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

13 پاسخ

  1. با درود
    چرا انجمن در این زمینه هزینه نمی کنه با وجود اینکه انجمن از جاهای مختلف اجاره میگیره ولی همیشه برای هزینه کردن نیاز به خیراندیش داره پول های انجمن کجا هزینه میشه کسی میدونه؟

  2. سپاس از خیر اندیشانی که حتی نام خود را مطرح نمیکنند ما و همکیشان وظیفه داریم هازمان را حمایت کنیم. مطمئنا همکیشان دلسوز هرگز نمی‌پرسند هازمان برای ما چه کرده بلکه از خود میپرسند من برای هازمان چه کرده ام

  3. جناب شهریاری روزت بخیر. من پوراندخت قبادی هستم. در درگذشت اشو زرتشت و فرودگ دیدم درختان خشک شده بودند. اما در فرودگ دیدم سروهای کوچولویی جای درختان تنومند خشک را گرفته بودند اما بصورت محدود بود. اما وقتی اب نباشد درختان همه خشک میشوند. واقعا درختان سرو قشنگی در قصر فیروزه میباشد. خیلی از زیبایی این درختان لذت میبرم. چون اقلا از زمان درگذشت اقای کیخسرو شاهرخ این سرسبزی در قصر فیروزه تا اکنون میباشد. ای کاش خودمان به درگذشتگانمان بد نکنیم. ‌اهورامزدا کمک حال همه باشد. امیدوارم شما هم ناراحت نباشید. میدونی برای اینکه غصه خوردن دردی را برای من درمان نکرد. امیدوارم زندگی برای همه اسان شود. همکیش عزیزهم درست میگوید شما از کجا میدانی ‌به همکیش عزیز خود تهمت ناروا میزنی. وقتی انجمن تهران مسئولیت دارد باید عهده دار یک سری اعمال مثل بحران اب و…… باشد. پس امیدوارم که همه چیز با هییت رییسه ی جدید درست شود. به امید زندگی بهتر برای همکیشان عزیزم🙏🏼🍀

  4. چند مرتبه هست که به آرامگاه میایم ولی مسئول آرامگاه آقای روئین‌تن حضور ندارن. از افرادی که حضور داشتن جویای حالشون شدم گفتن که بیرونشون کردن و دیگه نیستن. ایشون تنها کسی بودن که در هر موقعیت و شرایطی آرامگاه را تنها نداشتن و به تمام امور رسیدگی میکردن و مراقب بودن. در زمان تعطیلی آرامگاه و زمانی که هیچکسی نبود ایشون تنها اونجا بودن و همه امور را انجام میدادن. دلیل این رفتار و برخورد از سوی انجمن چیه؟ لطفاً پاسخگو باشید

  5. دهش ریشه‌ در فرهنگ ما دارد؛ اما این بزرگواری زمانی پایدار می‌ماند که با احترام، برنامه‌ریزی دقیق و پاسخ‌گویی همراه باشد. متأسفانه در سال‌های اخیر، شاهد روندی نگران‌کننده بوده‌ایم که در آن برخی نهادها، به جای مدیریت خردمندانه منابع دهش، پروژه‌هایی تعریف می‌کنند که نه تنها فراتر از توان مالی دهشمند است، بلکه در عمل نیز به بهره‌برداری نمی‌رسد.

    نمونه‌هایی وجود دارد که در آن، پروژه‌ای چندفازی با امکانات پیشرفته طراحی شده، اما حتی یک فاز آن نیز به سرانجام نرسیده است. دهشمند، با نیت خیر و امید به خدمت‌رسانی، وارد مسیر ساخت‌وساز می‌شود، اما در ادامه با مطالبات افزوده، تغییرات بی‌برنامه و فشارهای غیرمنطقی مواجه می‌شود. این روند، نه تنها سرمایه مالی بلکه سرمایه روانی و انگیزه دهشمند را نیز تحلیل می‌برد.

    از سوی دیگر، امکاناتی که با هزینه‌های سنگین ساخته می‌شوند، در نهایت به دلیل محدود بودن بهره‌برداران درون جامعه، به بیرون سپرده می‌شوند تا منبع درآمدی برای نهاد باشند. این تصمیم، اگرچه ممکن است از منظر اقتصادی قابل توجیه باشد، اما از منظر اخلاقی و اجتماعی، فاصله‌ای عمیق با نیت اولیه دهشمند دارد.

    پرسش اینجاست: آیا دهشمند باید تا بی‌نهایت هزینه کند، بدون آن‌که نتیجه‌ای ملموس ببیند؟ آیا نهادها نباید پیش از تعریف پروژه، ظرفیت جامعه، توان مالی دهشمند و امکان بهره‌برداری واقعی را بسنجند؟

    دهشمندان، ستون‌های هازمان‌اند؛ اما اگر با آن‌ها با بی‌برنامگی و فشار برخورد شود، نه تنها دل‌زده می‌شوند، بلکه دیگران را نیز از مشارکت بازمی‌دارند.

    ما نیازمند نهادهایی هستیم که نه فقط دریافت‌کننده دهش، بلکه مدیر خردمندانه اعتماد باشند. و این، تنها با گفت‌وگو، شفافیت و احترام به نیت دهشمند ممکن است.

    نمونه‌هایی در جامعه ما وجود دارد که در آن، یک دهشمند با انگیزه شخصی و بدون هیچ برنامه‌ریزی از سوی نهاد، کاری را آغاز کرده—مثلاً آبیاری و رسیدگی به یک مکان آرامگاه. این حرکت، نه از سوی انجمن برنامه‌ریزی شده بوده و نه با بودجه‌ای از آن پشتیبانی شده. اما پس از آن‌که پویشی شکل گرفت و از دیگر همکیشان دعوت شد تا در این مسیر همراه شوند، عضو انجمن به مخاطب خودش می‌گوید (مطمئنا همکیشان دلسوز هرگز نمی‌پرسند هازمان برای ما چه کرده بلکه از خود میپرسند من برای هازمان چه کرده ام)؛ گویی که این اقدام از ابتدا در چارچوب برنامه‌های انجمن بوده است.

    این نوع برخورد، نه تنها بی‌احترامی به نیت و تلاش دهشمند است، بلکه نشانه‌ای از بی‌برنامگی ساختاری در نهادهایی‌ست که به جای برنامه‌ریزی و اقدام، منتظرند تا حرکت‌های مردمی شکل گیرد و سپس آن را به نام خود ثبت کنند.

    پرسش اینجاست: آیا نهادهایی که از منابع عمومی برخوردارند، نباید پیش‌گام در رسیدگی به امور باشند؟ آیا شایسته است که تلاش‌های خودجوش، به جای حمایت، به ابزار نمایش تبدیل شوند؟

    ما باور داریم که دهشمند، نه تنها باید دیده شود، بلکه باید با احترام و صداقت از او یاد شود. و نهادها، اگر می‌خواهند اعتماد عمومی را حفظ کنند، باید از مصادره تلاش‌ها بپرهیزند و به جای آن، با برنامه‌ریزی، پیش‌گامی و پاسخ‌گویی، نقش واقعی خود را ایفا کنند.

  6. پرسیدن این‌که «انجمن برای جامعه چه کرده» نه نشانه بی‌مهری، بلکه نشانه بلوغ اجتماعی است. جامعه‌ای که می‌پرسد، جامعه‌ای زنده است و نهادهایی که از پرسش می‌هراسند، باید در آیینه عملکرد خود بنگرند.

    ما باور داریم که همکیشان دلسوز، هم می‌بخشند و هم می‌پرسند. و این پرسش، اگر با صداقت پاسخ داده شود، می‌تواند آغازگر فصل تازه‌ای از اعتماد و همکاری باشد.

  7. ظاهرا دوستان منتقد متوجه واژه هازمان نشدند ، هازمان به معنای جامعه است . انجمن یک چیز دیگه هست و هازمان چیز دیگری . لطفا به لغت نامه های معتبر مراجعه کنید و پس از آنکه معانی واژگان را دریافتید وارد بحث و گفتگو شوید نیاز به عجله نیست ، صبر پیشه کنید تا کلامی پخته تر از خود به یادگار بگذارید . توصیه شده در این موارد که ممکن است به لغت نامه یا منابع معتبر دسترسی ندارید حداقل تا 10 بشمارید و پس از آن از خود عکس العمل نشان دهید واکنش های آنی موجب پشیمانی میشود .
    نکته مهم دیگری که دوستان فراموش کردند این است که انجمن وجودی خارج از ما ندارد ، انجمن یعنی من یعنی تو . اگر احیانا فکر میکنید انجمن چیز دیگری بجز خود تو است لطفا این نگرش را در خودتان اصلاح کنید و اگر به این نگرش رسیدید بجای اینکه وقت خود را با کامنت گذاشتن بگیرید حتما آستین بالا خواهید زد و مدد خواهید کرد .

  8. اگر «انجمن» از دل «ما» شکل گرفته، پس «تو» نباید ابزار سرزنش باشد، بلکه باید زمینه گفت‌وگوی محترمانه و هم‌فکری باشد.

    در گفت‌وگوی اجتماعی، واژه‌ها حامل معنا و نیت‌اند. هنگامی که در متنی عمومی، واژه «تو» به‌کار می‌رود، نه تنها حس تقابل و سرزنش را القا می‌کند، بلکه مسئولیت نهادی را به‌گونه‌ای نادرست به فرد منتقل می‌سازد.

    انجمن، نهادی‌ست با ساختار، منابع و مسئولیت‌های مشخص. هازمان، جامعه‌ای‌ست که با دهش، اعتماد و مشارکت، این نهاد را شکل داده است. اگر انجمن، به‌عنوان نهاد رسمی، در اجرای پروژه‌ها، مدیریت منابع یا پاسخ‌گویی به پرسش‌ها کوتاهی کرده باشد، نمی‌توان با خطاب «تو» به عضو جامعه، بار مسئولیت را از دوش نهاد برداشت و بر دوش فرد گذاشت.

    وقتی اعضای انجمن با رأی مردم انتخاب می‌شوند، این رأی نه به معنای اعطای مصونیت از نقد است، و نه به معنای انحصار تصمیم‌گیری. بلکه به معنای اعتماد مشروطی‌ست که جامعه به افراد منتخب می‌دهد تا مسئولیت‌پذیر، پاسخ‌گو و شفاف باشند. رأی جامعه برای او افتخار است؛ اما مسئولیت‌آور هم هست. و هیچ‌کس، حتی با بیشترین رأی، نمی‌تواند ادعا کند که از نظارت عمومی یا پرسشگری مصون است.

    انجمن از دل جامعه برمی‌خیزد، نه بالاتر از آن. و اعضای آن، نمایندگان اعتماد مردم‌اند نه صاحبان آن. اگر کسی با رأی جامعه وارد انجمن شده، باید بیش از دیگران آماده شنیدن، پاسخ‌دادن و هم‌فکری باشد نه مطالبه‌گر سکوت و اطاعت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *