
انسان امروز، بهویژه ایرانی، با پرسشی بنیادین روبهروست: آیا فناوری، او را در تاریکی دادههای پراکنده فرو میبرد، یا میتواند وسیلهای برای رشد خرد و آگاهی شود؟ پاسخ این پرسش در مفهوم یوسایبورگ (YOUSAYBORG) نهفته است: انسانی که آگاهی او در پیوند با ابزارهای فناورانه گسترش مییابد، اما همچنان باخرد، اختیار و فروهر درونی خویش هدایت میشود.
تاریخچه کوتاه یوسایبورگ
مفهوم «سایبورگ» (Cyborg) نخستین بار در سال ۱۹۶۰ از سوی کلاینز و کلاین در پژوهشهای فضانوردی مطرح شد؛ به معنای موجودی نیمه زیستی و نیمه ماشینی که بتواند در شرایط دشوار زنده بماند.
در دهههای بعد، این مفهوم به پزشکی و رباتیک راه یافت (پروتزها، ایمپلنتها، رابط مغز با رایانه).
اما در فلسفه و علوم شناختی، معنای عمیقتری پدید آمد: اگر ابزارها بخشی از حافظه، تصمیمگیری و شناخت ما شوند، آگاهی انسان تنها به مغز محدود نخواهد بود.
از اینجاست که مفهوم تازهای زاده شد: یوسایبورگ (YOUSAYBORG)، یعنی سایبورگی که جوهرش آگاهی، خرد و انتخاب هوشمندانه است، نه صرفا بدن.
پیوند با گاتها و فروهر
اشوزرتشت در گاتها انسان را موجودی آزاد و خردورز میداند. او میآموزد که راه نیک با سه اصل روشن میشود:
- اندیشه نیک
- گفتار نیک
- کردار نیک
و همچنین بر اشه (راستی و نظم راستین هستی) و آزادی انتخاب تاکید میکند.
در یسنا ۳۰، بند ۲ آمده است:
«اکنون این سخن را برای شما میگویم، ای مردان و زنان؛ گوش فرا دهید با گوشهای خود و باخرد روشن خویش بنگرید. آنگاه هر یک از شما، مرد یا زن، برای خود انتخاب کند میان دوراهی که پیش روی شماست».
این فراز گاتها دقیقا به جوهر یوسایبورگ مربوط میشود: اینکه انسان باید باخرد روشن راه خود را در جهانی پر گزینه برگزیند.
در کنار این، باور کهن ایرانی به فروهر نیز یادآور میشود که در درون هر انسان، نیرویی مینوی و راهنماست. فروهر همان ندای ذاتی است که انسان را بهسوی راستی، خرد و آگاهی فرامیخواند؛ چراغی که در جهان دیجیتال امروز نیز میتواند راهنما باشد.
ضرورت خردورزی در این زمانه
امروز ما در جهانی غرق در اطلاعات زیست میکنیم. ابزارهای دیجیتال میتوانند یا:
- ما را اسیر سرگرمیهای سطحی و اخبار جعلی کنند،
- یا آگاهی و خرد ما را گسترش دهند.
تفاوت در چیست؟ در شیوه بهکارگیری خردمندانه.
فناوری همانند آتش است: میتواند روشنیبخش یا ویرانگر باشد. این ما هستیم که با فروهر درونی و انتخاب خردمندانه، آن را به شعلهای پاک برای روشنی آگاهی بدل میکنیم.
پیام به ایرانی امروز
یوسایبورگ بودن یعنی:
- فناوری را امتداد آگاهی کنیم، نه قفس ذهن.
- در شبکهها، صدق و مهربانی را بپراکنیم.
- ابزار را در خدمت آبادانی، دادگری و راستی بهکارگیریم.
- با فروهر درونی خویش، مسیر را از میان آشوب دادهها بجوییم.
پس رسالت امروز ما، همچون پیام گاتها، این است: باخرد روشن و انتخاب آزاد، راه نیک را برگزینیم.
سخن پایانی
یوسایبورگ (YOUSAYBORG) بودن یعنی پاسداری از آگاهی در جهانی فناورانه.
با اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، وفاداری به اشه و راهنمایی فروهر درونی، میتوانیم آیندهای روشن برای ایران و جهان بیافرینیم؛ آیندهای که در آن فناوری نه دشمن آگاهی، بلکه شعلهای برای فروغ خرد خواهد بود.
منابع
- اوستا، یسنا ۳۰، بند ۲ (ترجمه جلیل دوست خواه).
- Clynes, M.E. & Kline, N.S. (1960). Cyborgs and space. Astronautics.
- Haraway, D. (1985). A Cyborg Manifesto. Socialist Review.
- Clark, A. (1998). Being There: Putting Brain, Body, and World Together Again. MIT Press.
- تاریخ اندیشههای ایرانی درباره فروهر و اشه، برگرفته از متون اوستایی و سنت پهلوی.

3 پاسخ
جناب مبارکه تا انجا که میدانم فروهر یکسمبل است که نقاشی شده و در زمان اشو زرتشت این نقاشی وجود نداشته است. اشو زرتشت به دئنا نیروی درونی انسان معتقد بوده است. پس وقتی این نیروی درونی یا به گفته ی موبد شهزادی خدابیامرز معنی دیده ی دل در هرشخص بدرستی باید انجام شود. پس کلمات جدید مثل یو سایبورگ خودبخود نفی خواهد شد. اصلا این کلمه ریشه اش چیست که مطرح نمودید. انگار کم کم به اشو زرتشت نشان مسیحیت و شاخص های اینچینی داده میشود. لطفا درست توضیح دهید. سپاس.
با درود و سپاس از دقت و پرسش ارزشمند شما. مقصود من نماد تصویری فروهر نبوده، بلکه فرّ ایزدی یا همان ذات الهی درونی انسان است؛ همان چیزی که در گاتها سرچشمهی آزادی، خرد، و هدایت به سوی راستی دانسته میشود.
اما دربارهی واژهی «یو-سایبورگ (You-Cyborg)» اجازه دهید کمی توضیح دهم:
ریشه واژه:
«سایبورگ» (Cyborg) از ترکیب Cybernetic (کنترل و بازخورد هوشمندانه) و Organism (سازواره) ساخته شده است. این واژه نخستین بار در سال ۱۹۶۰ در پژوهشهای فضاپزشکی ناسا برای اشاره به انسانهایی که با ابزار و فناوری تواناییهای زیستیشان تقویت میشد بهکار رفت.
چرا «یو-سایبورگ»؟
پیشوند «یو (You)» برای تأکید بر خود فرد است؛ انسانی که هم با ابزار بیرونی سروکار دارد و هم با نیروی درونی و خرد خویش. این اصطلاح در واقع اشاره به همزیستی دئنا (وجدان بیدار در اندیشهی زرتشت) با فناوری و ابزارهای نوین است.
تفاوت با نشانهگذاری غربی یا مسیحی:
هدف در استفاده از این واژه نه تحمیل نمادهای بیگانه، بلکه طرح یک پرسش فلسفی–اجتماعی است:
آیا در عصر هوش مصنوعی و پروتزهای هوشمند، انسان بدون توجه به وجدان مینوی به ابزاری مکانیکی بدل میشود؟
یا میتواند با یادآوری آموزههای اشو زرتشت (گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک) هویت خود را نگاه دارد و فناوری را در خدمت رشد و راستی بهکار گیرد؟
همگرایی با اندیشهی زرتشت:
همانطور که شما اشاره فرمودید، اشو زرتشت بر بینایی دل و نیروی درونی انسان تأکید داشت. طرح «یو-سایبورگ» دقیقاً برای برجستهکردن این نکته است: حتی اگر بدن و زندگی ما با فناوری پیوند بخورد، باز هم این دئنا و فرّ ایزدی است که باید راهنما باشد، نه ابزار.
از این رو، یوسایبورگ (YOUSAYBORG) به معنای انسانی است که آگاهیاش در پیوند با فناوری گسترش مییابد، اما هدایت آن را همچنان از خرد و فروهر درونی میگیرد.
اصول بنیادین این نگرش را میتوان چنین برشمرد:
ذهن توزیعشده: ابزارها بخشی از فرآیند شناختی ما میشوند.
خودآگاهی و ابرآگاهی دیجیتال: شناخت اثر فناوری بر تصمیم و احساس؛ و درک پیوند کنشهای کوچک ما با کل هستی.
اندیشه، گفتار و کردار نیک دیجیتال: امتداد آموزهی گاتها در فضای مجازی.
راستیپالایی (اشه) در دادهها: پالایش منابع و پرهیز از دروغ و فیکنیوز.
فرّ ایزدی درونی: چراغی که پیش از هر کنش (حتی یک کلیک یا بازنشر ساده) باید با آن خود را بسنجیم.
گاتها به روشنی ما را به چنین نگرشی فرا میخواند:
در یسنا ۳۰، بند ۲: «اکنون بشنوید با گوش جان، بهترینها را با اندیشه روشن دریابید، و هر کس راه خود را با آزادی برگزیند…»
و در یسنا ۳۱، بند ۱۱: «اندیشه و کردار نیک تنها زمانی ارزشمند است که از روی شناخت و آگاهی باشد.»
به همین دلیل است که یوسایبورگ ادامهی همان پیام گاتهاست: انتخاب درست در جهانی که امروز شبکهها و فناوری هم بخشی از زندگی ما شدهاند.
پس هدف من نه نفی تعالیم زرتشتی و نه آمیختن با نمادهای مسیحی، بلکه دعوت به تأملی نو بوده است؛ اینکه چگونه میتوانیم در دنیای پرشتاب امروز، با تکیه بر خرد درونی و گاتها، فناوری را از تهدید به فرصت بدل کنیم.
به بیان ساده:
«یوسایبورگ یعنی ایرانیِ خردمندِ دیجیتال؛ همریشه در گاتها، هم بال در فناوری.»
با مهر و احترام فراوان
جناب مبارکه از توضیحات شما ممنون. اما در گذشته من در مورد هوش مصنوعی و داشتن ۳۴ نوع هوش که گفتم اقایانی که اسم نبرم بهتر است و ایشان من را مورد تمسخر قرار دادند. حال شما کلمه یوسایبرنتیک را درجهان امروز بکار بردید. به هرجهت پرورش هوش انسانی باعث تحولاتی در تکنیکها و علوم امروزی گشته و مورد استفاده قرار میگیرد. اما وقتی نیروی خوب و بد درون انسان به جایگاه مفید خود قرار نگیرد احتمال خطرهای ناخوشایندی خواهد بود. امیدوارم از ان کلمات و داده های خارجی از کلمات فارسی استفاده شود تا مردم متوجه باشند که ۳۰۰۰ سال پیش اشو زرتشت هم به این نیروهای خوب و بد واقف بوده اند. سپاس از توضیحات علمی شما با کلام جدید خارجی.