برگزاری «شب آتشکده‌ها» در بنیاد ایران‌شناسی

آتشکده‌ها شعله‌هایی از فرهنگ ایران هستند  

هشتصدوهشتادویکمین «شب‌های بُخارا» که از سوی مجله‌ی فرهنگی و هنری بُخارا برگزار می‌شود، ویژه‌ی بررسی جایگاه آتشکده‌ها در فرهنگ ایران و رونمایی از کتاب «آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های زرتشتیان استان یزد» بود. این کتاب به دستیاری گروهی از ایران‌شناسان یزد و با اِشراف «بنیاد ایران‌شناسی مرکز» انتشار یافته است.
در این رویداد فرهنگی که با عنوان «شب آتشکده‌ها» برگزار شد، شماری از فرهیختگان و دانشوران: علی‌اکبر صالحی، پدرام سروش‌پور، مهرداد قدردان، روزبه زرین‌کوب، علی مولودی آرانی و مسعود حاجی‌زاده به بررسی جایگاه آتشکده‌ها در فرهنگ دیرپای ایران پرداختند.

پخش کلیپ‌هایی از زیارتگاه پیرسبز که همراه با خوانش بخش‌هایی از اوستای سپند بود، و نیز نمایش مستندی کوتاه درباره‌ی آتشکده‌ی بزرگ یزد از دیگر برنامه‌های این نشست بود.

«شب آتشکده‌ها» از سوی بنیاد ایران‌شناسی و مجله‌ی فرهنگی و هنری بخارا، در پسین چهارشنبه 12 شهریورماه 1404 خورشیدی در مرکز بنیاد ایران‌شناسی برگزار شد.

1 3 2 3 3 2 4 2 5 3

آتشکده‌ها نماد پیوستگی دینی و فرهنگی ایرانیان بوده‌اند
دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران‌شناسی، سخنران آغازین این نشست بود. او با سپاسگزاری از علی دهباشی، مدیر مجله‌ی فرهنگی- هنری بُخارا، که در برگزاری این نشست با بنیاد ایران‌شناسی همراهی کرده است، یاد دکتر حسن حبیبی را گرامی داشت و کوشش او را در پی‌افکنی بنیاد ایران‌شناسی ستود. سپس افزود که ایرانیان باید شکرگزار سه موضوع باشند: این‌که در کشوری زاده شده‌اند که از دیرباز جایگاه «اهل معرفت» بوده است؛ این‌که ایرانی هستند و این افتخار بزرگی است. پس باید هر آن‌چه در توان داریم به سهم خود در جهت «اعتلای نام ایران» بکوشیم؛ چرا که کمتر ملتی را می‌شناسیم که مانند ایران چنذین هزار سال تاریخ مکتوب داشته باشد و هم‌چنان پابرجا باشد. شکرگزاری سوم آن است به سهم خود مسوولیتی را بپذیریم و به کشور خدمت کنیم. آن‌گاه افزود که: «ایران و اسلام دو روی یک سکه هستند و باید کوشش‌ کنیم که خدمات متقابل این دو به صدمات تبدیل نشود».
صالحی در ادامه با خواندن رباعی‌ای از مهستی گنجوی، سخنور سده‌ی ششم ایران، آن را نشانه‌ای آشکار از «همبستگی، دلبستگی و یکپارچگی ایرانیان در فهم و درک مسائل اجتماعی و ارزشی دانست». آن رباعی چنین بود: «ایام چو آتشکده‌ از سینه‌ی ماست/ عالم کهن از وجود دیرینه‌ی ماست؛ اینک به مثل چو کوزه‌ای آب خوریم؛ از خاک برادران پیشینه‌ی ماست». 6 2

این سخنران در ادامه گفت: «آتشکده‌ها در فرهنگ زرتشتیان ایران تنها مکان‌هایی برای نیایش و عبادت نبوده‌اند، بلکه نمادهای زنده‌ای از پیوستگی دینی و فرهنگی ایرانیان در طول تاریخ به‌شمار می‌روند. در آتشکده‌ها آتش عنصر مقدس و نماد پاکی است که زرتشتیان گرداگرد آن به راز و نیاز با خداوند می‌پردازند و در آن پیوندی عمیق میان انسان و هستی شکل می‌گیرد».
این سخنران افزود: «در شهر تاریخی یزد که از دیرباز مرکز گردهمایی زرتشتیان بوده است، آتشکده‌هایی وجود دارد که نماد فرهنگ و هنر ایرانیان هستند و هر کدام گنجینه‌ای از تاریخ این سرزمین‌اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند. آتشکده‌ها نه‌تنها محل نیایش بلکه محل تجمع اجتماعی و پاسداری از ارزش‌های فرهنگی و دینی ایرانیان بوده‌اند و معماری آن جلوه‌ای از هنر ایرانی را به نمایش می‌گذارد. آتشکده‌های یزد، در دل کویر، شعله‌های این فرهنگ را فروزان نگه می‌دارند».
صالحی در ادامه گفت: «آتش نامیرای این آتشکده‌ها همان آتش بهرام است. در تاریخ چه شعله‌ها از این آتش برگرفته شده و چه سرزمین‌ها را به فرهنگ ایران منور کرده است. هر کجا شعله‌ای از آتش فرهنگ ایران باشد، آن‌جا ایران است».
به سخن صالحی، انسان ایرانی کنونی بیش از هر زمان دیگر باید در تندباد حوادث پاسبان آتش فرهنگ باشد. در زمانه‌ای که جنگ‌ها دیگر به سلاح‌های آتشین محدود نمی‌ماند، پاسبانی از این آتش خویشکاری هر ایرانی است. ایرانی نه تنها باید پاسبان این آتش جاوید باشد، بلکه خود شعله‌ای است که باید با تاریکی بستیزد. یقین دارم که خداوند که در روزهای سخت تاریخ ایران حافظ این نور ایزدی بود، خود آن را کمال خواهد بخشید».
علی‌اکبر صالحی در پایان سخنانش از فراهم‌آورندگان کتاب «آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های زرتشتیان یزد» و نیز  ایرانیان زرتشتی سپاسگزاری کرد و سخنانش را با این بیت حافظ پایان داد: «از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند/ که آتش که نمیرد همیشه در دل ماست». 7 3 8 3 9 3 10 3 11 3 12 3 13 3

آتش در فرهنگ ایران جایگاه ویژه‌ای دارد
موبد پدرام سروش‌پور، پژوهشگر فرهنگ زرتشتی و هموند انجمن موبدان ایران، سخنران دیگر «شب آتشکده‌ها» بود. او در آغاز از سوی جامعه‌ی زرتشتی از برگزارکنندگان نشست و بنیاد ایران‌شناسی سپاسگزاری کرد و گفت: «ما زرتشتیان خودمان را وامدار ایران ِ کهن می‌دانیم و وظیفه‌ی خود می‌شناسیم که همواره به نام ایران و ایرانی برای بشریت و جهان هستی سودمند باشیم».
سپس در ادامه به جایگاه آتشکده‌ها در فرهنگ ایران و آیین‌های هم‌پیوند با آن پرداخت و گفت: «آتشکده‌های بزرگ ایران قدمتی به درازنای تاریخ این سرزمین دارند. شاید اگر بخواهیم ردِ پای آتش و آفرینش آتش را در فرهنگ ایران جست‌وجو کنیم به گهنبارها، یا جشن‌های آفرینش، برسیم. گهنبارها که دیرینگی‌شان به پیش از اشوزرتشت برمی‌گردد، آن‌گونه که از معنای این واژه برمی‌آید، جشن‌های فصلی و برای تقسیم‌بندی زمانی بوده‌اند. گهنبار به معنی گاهان یا زمان‌های انبار کردن و بارِ عام دادن و دهش کردن است».
او سپس از شش گهنبار میدیوزرم‌گاه (میان بهار)، میدیوشهم‌گاه (میان تابستان)، پیته‌شهم‌گاه (پایان تابستان)، ایاسرم‌گاه (آغاز فصل سرما)، میدیاریم‌گاه (میانه‌ی زمستان) و همس‌پت‌میدیم‌گاه (برابری شب‌ و روز) یاد کرد و آن‌ها را نمادهایی برای آفرینش آسمان، آب، زمین، گیاه، حیوانات و انسان برشمرد و افزود: «آن‌چه مشخص است -هم‌چنان که مری بویس نوشته است- نوروز را باید به‌ عنوان گاهِ آفرینش و تکمیل کننده‌ی این شش چهره گهنبار بشناسیم. فرهنگ آفرینش ما ایرانیان چنین است که در هفت گاه آفرینش، با آتش مینوی، نور مینو در جهان مادی دمیده می‌شود و به گاهِ نوروز که گاهِ آفرینش آتش است، زندگی آغاز می‌شود».
سروش‌پور سپس به نوشته‌ی پهلوی «بُندهش» استناد کرد و افزود: «به روایت دیگر، پیش از آفرینش جهان مادی، جهان مینوی آفریده شده است. در حقیقت، با آفرینش آتش، معنویت در جهان مادی دمیده شد. برای این است که گهنبارها از مهم‌ترین جشن‌های دینی ایرانیان در گذر یکسال به‌شمار می‌روند؛ گهنبارهایی که در آتشکده‌ها، خانه‌ها و مکان‌های پاک برگزار می‌شوند».
سروش‌پور گفت: «یکی از معنوی‌ترین آیین‌هایی که هنوز در ایران و هند باقی مانده است، آیینی در پیشوازی از گهنبارها است که واج یشت گهنبار نامیده می‌شود. پیش از آغاز گهنبار، موبدان در پاسی از شب، در مکانی از آدریان که به آن یزشت‌گاه می‌گویند، با خواندن بخش‌هایی از اوستا و انجام آداب و رسومی ویژه، این آیین را برگزار می‌کنند. در این آیین، از نمادهای آفرینش بهره برده می‌شود؛ مانند ادوات فلزی، روغنی که بر روی آتش ریخته می‌شود که نماد آفرینش موجودات است، و مهم‌تر از همه آبی که از چاه آتشکده برداشت می‌شود. بخشی از آن نمادها با هوم، از شب تا بامداد در کنار آتش دادگاه (آتش بزرگ) به‌وسیله‌ی موبد پاسداری و یزشن می‌شود و بدین‌گونه تقدس پیدا می‌کند و بار دیگر در صبح‌هنگام با ریختن جرعه‌ای از آب آتشکده، پاکی به همه‌ی جهان هستی تسرّی می‌یابد».
سروش‌پور چنان آیینی را یادآوری گونه‌ای از فلسفه‌ی آفرینش و نظم خلقت دانست و با اشاره به سخن مری بویس، گفت: «او باور دارد که اشوزرتشت با فلسفه‌ی نور، میان آفرینش آتش و آفرینش‌های دیگر پیوند می‌زند و بدین سان آفرینش‌های هفت‌گانه تکمیل می‌شود». 14 2

سروش‌پور آن‌گاه افزود: «اگر گات‌ها را بنگریم درخواهیم یافت که در آن‌جا سخن از نور است. نور نماد آگاهی است. زیرا اشوزرتشت که نخستین پیامبری بود که خدای هستی را به یگانگی نام بُرد، خدا را “مزدا” نامید؛ یعنی “دانای کل”. صفت او نیز “اهورا” است. مزدااهورا به معنی “دانای کل هستی‌بخش” است؛ و آن‌چه برای انسان شناساند این بود که انسانی می‌تواند به مزدا برسد که اندیشه‌اش نیک باشد و به آگاهی دست یابد. به سخن دیگر، به جایگاه بهمن (وهومن) برسد. نماد این آگاهی نیز چیزی نیست جز روشنایی (نور)».
سروش‌پور تکیه‌ی گاهان را بر «نور» دانست و گفت که آتش در فرهنگ ایران جایگاهی ویژه دارد. سپس به کشف آتش در زمان هوشنگ‌شاه پیشدادی و برپایی جشن سده پرداخت و آن کشف و جشن را «تمدن‌ساز» برشمرد. آتشکده‌ها نیز در زمان جمشیدشاه بنا شدند؛ اما تنها جایی برای نیایش نبودند، محلی برای آموزش، پرورش، همازوری و برگزاری جشن‌ها نیز بوده‌اند.
پدرام سروش‌پور در پایان گفت: «اعتقاد دارم که امروز، در این برهه‌ی حساس از تاریخ سرزمین‌مان، مسوولیت بزرگی بر دوش همه‌ی ماست. آن مسوولیت چنین است که باید بسیاری از فاصله‌ها را کنار بگذاریم و به‌دنبال انسجام و همازوری واقعی میان ایران و ایرانیان باشیم. این اتفاق رُخ نخواهد داد مگر آن‌که به ارکان هویتی خود بیشتر توجه کنیم. از این‌رو، بر ماست که دست در دست هم، با همازوری و همت بلند، برای حفظ این سرزمین و پیشرفت و شکوفایی آن و نیز برجای گذاشتن ایرانی سرافراز برای فرزندان‌مان، هم‌بسته باشیم». 15 3 16 2 17 1 18 2

تاریخ پُرفروغ ایران در برابر جهل و نادانی ایستاده است
نشست «شب آتشکده‌ها» با سخنرانی دکتر روزبه زرین‌کوب، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، ادامه یافت. زرین‌کوب از کوشش‌های بنیاد ایران‌شناسی به نیکی یاد کرد و شمار بسیار باشندگان نشست را نشانه‌ای از فراوانی دوستداران فرهنگ ایران برشمرد. او سپس به پیدایش آتشکده‌ها در ایران اشاره کرد و گفت: «اکنون سده‌هاست که آتشکده‌ها در سراسر جهان پراکنده‌اند. با این حال، کانون اصلی پیدایش آتشکده‌ها فلات ایران است. در گذر سده‌ها، مهم‌ترین آیین زرتشتیان نیز در آتشکده‌ها انجام شده است، هرچند تاریخ پیدایش آتشکده پیدا نیست».
زرین‌کوب با اشاره به «تاریخ هروردت» و اشاره‌های آن تاریخ‌نگار یونانی به شیوه‌ی پرستش ایرانیان و نیز روایت پیدایش آتش در شاهنامه‌ی فردوسی، گفت: «قرن‌هاست که فعل “پرستیدن” که درباره‌ی آیین‌های مربوط به آتش به‌کار می‌رود، در معرض سوء‌تفاهم و گاه معروض بهتان و افترا قرار گرفته است. از آن‌جا که ایرانیان مراسم دینی را در کنار آتش برگزار می‌کردند، بیگانان ایرانیان را به نادرست “آتش‌پرست” می‌نامیدند».
زرین‌کوب «پرستیدن» را به معنای «پرستار، خادم، خدمتگزار و فرمانبر» دانست و «پرستیدن آتش» را به معنی «در پیرامون و اطراف آتش ایستادن برای عبادت خداوند» دانست. او تاریخ‌گذاری بهتان آتش‌پرستی را به روزگار شاپور دوم ساسانی (شاپور ذوالاکتاف -309 تا 379 میلادی) برگرداند و آن را تهمتی از سوی مسیحیان دانست. 19 2

این استاد تاریخ افزود: «تاریخ و فرهنگ ایران در طی سده‌ها همواره سوء‌تفاهم‌های بسیاری را تجربه کرده است و حیات اجتماعی مردم ایران بارها در معرض خرافه و جهل و نادانی قرار گرفته است. اما چه باک! فرهنگ ایران چنان پُرفروغ و نورانی است که هر بار در برابر جهل و خرافه، با تجمع نیروهای درونی خود و با بهره‌بردن از تسامح و دانایی، ساحت خود را از بی‌اخلاقی پاک کرده است. آتش و آتشکده در ایران نیز از آن‌جایی که بخشی از میراث فرهنگی ایرانیان است، همواره خود را از برداشت‌های ناروا رهانیده است».
پایان‌بخش سخنان زرین‌کوب پیشنهادهایی برای به‌سامان‌تر کردن کتاب «آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های زرتشتیان استان یزد» و نیز کارهای بایسته‌ی بنیاد ایران‌شناسی بود. او سپس سخنان خود را چنین به پایان رساند: «از ورای بیست‌وشش قرن تاریخ پُرتلاطم ایران، هنوز نیایش آن بزرگ به گوش‌مان می‌رسد که برای مردم ایران درخواست کرد که خداوند این سرزمین را از دشمن و از خشکسالی و از دروغ بپایاد!». 20 2 21 2 22

شالوده و زیرساخت جهان برپایه‌ی اشا و راستی است
دکتر مهرداد قدردان، استاد و پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی، ادامه‌دهنده‌ی سخنرانی‌های نشست «شب آتشکده‌ها» بود. او از بنیاد ایران‌شناسی و علی دهباشی به سبب آن‌که «این شب روشن را برای ما تدارک دیده‌اند»، سپاسگزاری کرد و با اشاره به سپندینگی آتش، گفت: «آتش در نزد اقوام مختلف محترم بوده است. پیش از اشوزرتشت هم در این سرزمین، آتش مقدس بود. اما به نظر می‌رسد که تقدس و گرامی‌داشت آتش در نزد زرتشتیان با این بند از گاهان اشوزرتشتی آغاز می‌شود: “کیست آفریدگار و پدرِ اشه؟” (یسنا 44- بند 3). اشه، در اوستا، راستی و نظم و قانون معنا می‌دهد و یکی از ویژگی‌های اهورامزدا است. اشوزرتشت در یسنای 47- بند 2 به آن پرسش مهم خود چنین پاسخ می‌دهد: “او، مزدا، پدر اشه است”».
قدردان شش ویژگی دیگر اهورامزدا را برشمرد که در کنار اشه جای می‌گیرند و افزود: «به سخن دیگر، در گاهان و اوستا، هفت ویژگی برای اهورامزدا برشماری شده است که هر کدام از آن ویژگی‌ها -که در اوستا “امشاسپندان” نامیده شده‌اند- یک بُعد آفرینش را راهبری می‌کند. با آفرینش نیز در ارتباط هستند و هر کدام نیز نمادی در گیتی (یا جهان مادی) دارند تا بتوانند آن ویژگی‌ها را در خود نهادینه کنند».
قدردان در ادامه گفت: «ویژگی‌ هئوروتات (خورداد) رسایی اهورامزدا است که تجلی اراده‌ی او بر آفرینش آب است. خدا رسا و کامل است و بی‌نقص. تجلی اراده‌ی خداوند بر آفرینش گیاهان نیز امرتات (امرداد)، یعنی بی‌مرگی و جاودانگی خداوند است. تجلی اراده‌ی خداوند بر آفرینش زمین سپنتاآرمئیتی است؛ یعنی کامل‌اندیشی ِ مقدس. اندیشه‌ی اهورامزدا کامل است و نقصی در آن وجود ندارد. تجلی اراده‌ی خداوند بر آفرینش آسمان، شهریور است. ایرانیان باستان بر این باور بودند که بُن آسمان، فلز است. در اوستا، فلز و آهن و آسمان از یک ریشه‌اند. تجلی اراده‌ی خداوند بر آفرینش جانوران، وهومنه (انیشه‌ی نیک) است و تجلی اراده‌ی خداوند بر آفرینش آتش، اشا است».

او افزود: «می‌بینیم نمادها مشخص هستند. برای زرتشتیان نیز از دیرباز آفرینشگری اهورامزدا بسیار مهم بوده است. برای همین است که برای جشن‌ها گهنبار برگزار می‌کنند. آفرینش اهورایی، در شش چَهره یا دوره از سال پاس داتشه می‌شود. برای آن هم سفره‌های آیینی کشیده می‌شود. مادرِ سفره‌های آیینی زرتشتیان، سفره‌ی گهنبار است که به سفره‌های دیگر (سفره‌های گواه‌گیری، سدره‌پوشی، سفره‌ی درگذشتگان، خوان نوروزی و نمونه‌های دیگر) تسرّی پیدا می‌کند. در سرِ سفره‌ی گهنبار، هفت نماد آفرینش گذاشته می‌شود».
به سخن قدردان، در جای دیگر هم آن آفرینشگری تجلی پیدا می‌کند و آن در نیایشگاه‌ها و آتشکده‌هاست که آفرینشگری خداوند مورد تأکید قرار می‌گیرد. در آتشکده‌ها چهار آخشیج داریم؛ چون باور ایرانیان باستان بر این بود که از امتزاج و ترکیب و هم‌افزایی چهار آخشیج ِ آب و باد و خاک و آتش، آفرینش صورت تکوین پیدا کرده است و موجودات و آفریده‌ها پدید آمده‌اند.23 1

مهرداد قدردان با اشاره به این که: «آتشکده‌ها برای این نبوده است که زرتشتیان آتش بپرستند، بلکه برای این بوده است که آفرینشگری اهورامزدا را پاس بدارند»، این پرسش را پیش کشید که چرا تنها برای آخشیج آتش آتشکده ساخته شده است و نه برای سه آخشیج دیگر- آب و باد و خاک؟ سپس این پرسش محتمل را چنین پاسخ داد که: «به این سبب که در گاهان اشوزرتشت بسیار بر این نکته تأکید شده است که زیرساخت و شالوده‌ی جهان برپایه‌ی اشا و راستی است، تنها برای آخشیج آتش آتشکده برپا شده است».
قدردان در ادامه افزود: « جان ِ جهان در دیدگاه اشوزرتشت، اشا (راستی و نظم و قانون) است. بر این اساس است که آتش در مرکز آتشکده قرار می‌گیرد تا زمانی که زرتشتیان نیایش می‌کنند بدانند که باید راستی پیشه کنند و پیرو نظم و قانون باشند. در اوستا هم چنین آمده است که: راه در جهان یکی است و آن راستی است».
بخش دیگر سخنان مهرداد قدردان اشاره به حکمت اشراق (حکمت خسروانی) در پرداختن به موضوعی بود که بدان پرداخته بود. او گفت: «در حکمت اشراق نیز می‌بینیم که نیروی خلاقه و آفرینشگری خداوند دخالت دارد. در این حکمت، اهورامزدا دانای بزرگ هستی‌بخش است. “اهو” هم “گیتی” معنا می‌دهد و هم “سرور” و “سالار” و هم “جان”. در حکمت اشراق، اهورا، بُعد گیتی اهورامزدا است و “مزدا” بُعد مینوی او. یعنی گیتی و مینو در اهورا و مزدا تجلی پیدا می‌کند. در حکمت اشراق گفته می‌شود که اهورائیت خداوند از طریق اشه، گیتی (جهان) را پدید می‌آورد. این، نص صریح گاهانی دارد که اهورامزدا گیتی را پدید می‌آورَد: فرامی‌گستراند گیتی را از طریق اشا. این همان قوس نزول است. در گیتی، انسان پدید می‌آید و انسان با بهره‌مندی از نور قائم ِ معقول که بهره‌مندی از نورالانوار (روشنی‌های بی‌پایان) باشد، در پی آن است که به ذات مقدس اهورامزدا تقرب بجوید و با اندیشه‌ی نیک قوس صعود را طی کند و به اهورامزدا برسد و این تکمیل می‌شود با این عبارت گاهانی (یسنا 46- بند 9): هرمز ِ برکت‌بخش در فعل خویش خداوندگار صاحب اشه است».
مهرداد قدردان در پایان سخنانش به کتاب «آتشکده‌های زیارتگاه‌های زرتشتیان استان یزد» پرداخت و در ارزیابی این اثر آن را کتابی «وزین، ارزشمند و گرانسنگ» دانست؛ اما به این نکته نیز اشاره کرد که در کتاب یاد شده از دو آتشکده که اکنون ویران شده‌اند، نام برده نشده است: درِمهر تلّ و آتشکده‌ی دستور دستوران نامدار که به نام درمهر مَس (بزرگ) و درمهرِ خدایار هم شناخته می‌شوند. 24 2

آتشکده‌ی نویافته‌ی هراسکان
ادامه‌ی نشست، سخنرانی علی مولودی آرانی، باستان‌شناس و استاد دانشگاه کاشان، بود. او در سخنانش با اشاره به کاوش‌هایی که خود و گروه همراهش در شهر نویافته‌ی «هراسکان» کاشان انجام داده‌اند، به بررسی این نکته پرداخت که چگونه در ایران، گذار از ساسانیان به دوره‌ی اسلامی و روند مسلمان شدن بیشترینه‌ی ایرانیان، رُخ داده است. مولودی با بررسی کوتاه دیدگاه‌های شماری از دانشمندان تاریخ‌شناس (مانند عبدالحسین زرین‌کوب، احسان یارشاطر، گرانیل دنت، ریچارد بویس و جمشید گرشاسپ چوکسی) آن روند را آرام‌آرام و تدریجی دانست و برای اثبات سخن خود به آتشکده‌ی کشف شده در هراسکان اشاره کرد و گفت: «این آتشکده و بازمانده‌ی شهر هراسکان، گواه روند تدریجی مسلمان‌شدن ایرانیان است».

25 2 26 2 27 1 28 2 29 2

پژوهشی که با دلبستگی بسیار انجام شد
مسعود حاجی‌زاده میمندی، رییس بخش ایران‌شناسی یزد، که در تدوین و نوشتن کتاب «آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های زرتشتیان استان یزد» نقش مؤثر داشته است، در سخنانش اشاره کرد که آن کتاب با صرف وقت بسیار و با دلبستگی فراوان به انجام رسیده است. او گفت: «آتشکده‌ها نمادی دینی هستند و به این حوزه‌ی مقدس تعلق دارند و فراتر از امور عادی و روزمره به‌شمار می‌آیند».
حاجی‌زاده کتاب تدوین «آتشکده‌ها…» را کاری علمی و روشمند دانست.

30 2 31 2

ایران‌شناسی یکی از پایه‌های نگاهبانی از ایران است
سرآغاز نشست «شب آتشکده‌ها» سخنان کوتاه علی دهباشی، مدیر مجله‌ی فرهنگی- هنری بُخارا بود. او نخستین همکاری مجله‌ی بُخارا با بنیاد ایران‌شناسی را ارج نهاد و در ادامه گفت: «زمانی در این سرزمین صحبت کردن از ایران و ایران‌شناسی عملی مذموم به‌شمار می‌رفت. ما در آغاز کارمان در مجله‌ی “کلک” بارها مورد مؤاخذه قرار گرفتیم که چرا به این مسائل می‌پردازید؟ واقعیتی است که هر کدام از ما خاطراتی از این نوع برخورد داریم».
دهباشی سپس گفت: «خوشحالیم که بر اثر مرور زمان و ایستادگی استادان این رشته و دوستداران ایران، اکنون بنیاد ایران‌شناسی شکل گرفته است و دیگر فعالیت‌ها در این حوزه انجام می‌شود. مدیران جامعه –یا حداقل بخشی از آن‌ها- متوجه شده‌اند که ایران‌دوستی یکی از اصول اساسی حفظ و ماندگاری ایران است. این نشست نمونه‌ای از روندی است که طی کرده‌ایم. خوشحالیم که بنیاد ایران‌شناسی کار خود را با این زمینه‌ها آغاز کرده است و ادامه می‌دهد».

32 1

در پایان نیز از کتاب «آتشکده‌ها و زیارتگاه‌های زرتشتیان استان یزد» رونمایی شد. این کتاب برآمده از پژوهش گروهی از ایران‌شناسان یزد است که با نگرش بنیاد ایران‌شناسی مرکز، چاپ و منتشر شده است. 33 2 34 1 35 1 36 1

فرتور از مهربان افسر کشمیری است.
6744

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

3 پاسخ

  1. دستمریزاد آقایان حیدری و افسر کشمیری هم عکسها عالی بود هم توضیحات متن کاملا گویا و روان بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *