بُندارِبیدَخش، وزیرِ جَمشاه، دانشمندی است که در خدمت جم (جمشید) شاه بود. او از روی نیکخواهی همه علوم را به او میآموزد و زمینه پذیرش حکومتش را نزد مردم فراهم میکند. همچنین برای وی جام جهاننمایی میسازد تا شاه در آن مردمان ناتوان (: ضعیف) کشورش را بیابد و به آنها یاری رساند. اما قدرت چشمان جمشاه را کور میکند و با خداوند گلاویز میشود. جمشاه از ترس آنکه بُندار در آینده جام دیگری بسازد و آن جام به دست دشمنانش بیافتد، او را با بدگمانی برکنار میکند و به زندان «رویینهدژ» میفرستد؛ زندانی که خودِ بُندار ساخته و از آن جز به مرگ راهی نیست. بندار در زندان به گذشتهها مینگرد و افسوس میخورد که چرا به پادشاه خوشبین بوده و دستِکم در روئینهدژ راه پنهانی برای فرار خود نساخته است! شاه نیز که همچنان درونش آرام نیافته، از این میترسد که بندار با جادو از زندان بگریزد و یا جامی دیگر بسازد! پس شاگرد بندار (دبیرک) را که اکنون رازنویس جم است، به زندان میفرستد تا خود را به شکل افرادی با مشاغل گوناگون درآورد و بندار را به ساختن جام دیگری برانگیزد …
آنچه بازگو شد بخشی از نمایشنامهی «کارنامهی بُندارِ بیدَخش» نوشتهی بهرام بیضایی بود که با کارگردانی مهدی وحیدروش و ساناز پوردشتی، تهیه کنندگی سجاد افشاریان و بازی حسن فضلی و مهدی وحیدروش در بلک باکس پردیس تیاتر و موسیقی دکُر ( باغ کتاب تهران) بر روی صحنه رفت.
گفتوگوی ما را با مهدی وحیدروش دربارهی همین نمایش، پیش رو دارید.
– در آغاز بفرمایید چرا چنین نمایشنامهای را برای اجرا برگزیدید؟
– هرچه تجربهی زیستی و کاری ما تغییر میکند، دغدغههایمان نیز دیگرسان میشود و نگاه به نوشتههای تیاتری نیز تغییر میکند. این دگرگونی از آنروست که: در زندگی روزمره برای شهروند چنین سرزمینی که یارای هماوردی با نهاد قدرت را ندارد، فضای دراماتیک این نمایشنامه این امکان را به او میدهد تا نهاد قدرت را به چالش بکشد و مورد پرسش قرار دهد. نوشتههایی که قدرت را به چالش میکشند برای من گیرایی دارند؛ چراکه به گمانم بیننده دوست دارد لختی از هماوردی با قدرت را (که نمیتواند در زندگی روزمره به آن دست یابد) در درام تجربه کند. به این نتیجه رسیدیم اگر برای نوشتاری با زبان امروزی به دو یا سه ماه تمرین نیاز هست، برای این متن آقای بیضائی باید دو یا سه برابر زمان گذاشت. نمایشنامهی آقای بیضایی به زبان فارسی کهن است. این انکارشدنی نیست که زبان نوشتار از زبان روزمره ما بسیار فاصله دارد، مگر برای متخصص ادبیات یا زبانشناس یا فردی با دغدغه یا علاقمندی در این حوزه. دغدغهی ما این بود که با تمرین بسیار و شناخت ژرف متن، به گونهای آن را ارائه کنیم که نه تنها تماشاگر جهانِ درام را درک کند، بلکه بر او اثرگذاری داشته باشد و با خشنودی سالن نمایش را ترک کند.
آنچه در بالا آمده، بخشی از گفتوگوی آناهید خزیر با مهدی وحیدروش، کارگردان نمایش «کارنامهی بُندارِ بیدَخش»، نوشتهی بهرام بیضایی است، که با عنوان «بیضایی نهاد قدرت را به چالش میکشد»، در تازهترین شمارهی هفتهنامه امرداد چاپ شده است.
متن کامل این گفتوگو را در رویهی چهارم (ادبوهنر) بخوانید.
«امرداد» شمارهی 504 در روزنامهفروشیها و نمایندگیهای امرداد در دسترس خوانندگان خواهد بود.
خوانندگان میتوانند برای دسترسی به هفتهنامهی امرداد افزونبر نمایندگیها و روزنامهفروشیها از راههای زیر نیز بهره ببرند.
فروش اینترنتی فایل پیدیاف شمارهی 504 هفتهنامه امرداد
فروش اینترنتی نسخهی چاپی شمارهی 504 هفتهنامهی امرداد
اشتراک ایمیلی هفتهنامهی امرداد
