برگی از تاریخ

معماران آینده‌نگر ساسانی

در درازنای پادشاهی پانصد ساله ساسانیان، نکته‌ای وجود دارد که از روشن‌ترین و اصلی ترین ویژگی هنر ایرانی است. یادمانی بودن یک بنای تاریخی نشان از جای آن، زمان، و باورها و اندیشه‌های دوران و منطقه دارد. ایرانیان به شوند (:دلیل) گوناگونی آب و هوایی ( شاید هر بیست کیلومتر) بناهایی با گوناگونی و تفاوت زیاد ایجاد کرده‌اند و ما در هر منطقه شاهد یک بنای زیبا و بی‌همتا و در مناطقی نایاب هستیم. حرکت رو به رشد معماری دوران ساسانیان در تکاب ( ساخت آتشکده آذرگشنسب ) ، تاق کسرا و… همه و همه نشان از آن دارد که آن‌ها در کنار باورهایشان، در اندیشه‌ی یادمانی بودن بناهایشان بودند. آغاز این اندیشه‌ها از دوران هخامنشیان بوده‌است و در دوران ساسانیان به اوج می‌رسد و همین‌گونه در دوران اسلامی‌نیز تفاوت در آثار معماری بسیار شد.

dej

شاید در بیشتر بناهای دوران اسلامی‌ما شاهد چیدمان ساختاری لاشه سنگ باشیم، اما ایجاد بافت و حرکت این لاشه سنگ‌ها در ساختار بنا تنوع زیادی دارد. مهم‌ترین چیزی که می‌تواند بناهای دوران ساسانی را یادمانی کند، جای قرارگیری آنها است. آنها مانند دوران‌های تاریخی و پیش از تاریخ مانند یک معمار درونگرا در همه‌ی خاک ایران به دنبال آب می‌گشتند که بناهای خود را در آن نقطه از زمین بسازند.

شگفتی، ارزشمندترین و بزرگ‌ترین درون مایه است که برای بناهای ساسانی می‌توانیم در نظر گرفت. آنها چه در ساخت، چه در حجاری و چه در کتیبه ، به گونه‌ای برخورد کردند که امروزه پس از 1500 سال هنوز برای همگان ایجاد شگفتی می‌کنند.

آیا بیشتر بناهای ساسانی هر کدام ارزش جهانی ندارند؟ در ایران دوران ساسانی چه در جنوب، چه در شمال و چه در خاور و باختر تفاوت‌های فراوانی در اصل و کاربری بنا می‌بینیم که شناسنده پادشاهان و معماران آن دوران هستند.

ساخت بناها با توجه به باورها و اندیشه‌ها، همیشه ایجاد کننده «فرم» بوده و پس از آن «ریتم» به وجود می‌آید. این یک اصل بزرگ در هنر است. «فرم» از طریق چیدمان ابراز و مصالحی به وجود می‌آید که در کل ساختار بنا (درونی و بیرونی) دیده می‌شود.

در دوران ساسانیان «فرم» بیشتر بر پایه‌ی پرستش بوده‌است ؛ به‌طور معمول چرخش، جریان، آب، دایره، و فرم منحنی که همه وهمه نشان از توانایی حرکتی انسان‌های آن دوران بوده‌است. بزرگ‌ترین پرورش فرمی‌ ساسانیان شکل دایره می‌باشد. استفاده بسیار از تاق سهمی‌( بیضوی یا خاگی) و تمرکز بر روی آن امروزه جوابگوی همه‌ی آسیبهای طبیعی از جمله زلزله‌ها و فرسایش‌ها می‌باشد. در بیشتر دژهای موجود در ایران زلزله‌خیز، با آنکه چندین بار زلزله آن منطقه را لرزانده، اما بناها به دلیل داشتن تاق‌های استوار، کم‌ترین آسیب را دیده‌اید.

پرستش هر چیزی می‌تواند «فرمی»‌ را تداعی کند و پایان آن «ریتم» است. ریتم حرکتی بناهای ساسانی به‌طور معمول از یک خط افق آغاز و به یک دایره، نیم دایره و یا استوانه ختم می‌شود. همه‌ی فرم‌های معماری ساسانی رو به آرامش است. پس از به‌وجود آمدن ریتم در بناها، جاهایی پیدا شد که مخاطب احساس سکوت و ایست می‌کند و این غریزه‌ای شده که جزو جدایی ناپذیر بناهای ساسانی است. حتا آن اندازه بناها دقیق و شگفت‌آور است که گویی همه‌ی فضای پیرامون (حریم منظر) بنا را به شکل خود در می‌آورد.

اگر بنای ساسانی دوار باشد، جهان پیرامونش را نیز به دایره می‌کشاند. حتا اگر کوه‌های عمودی و خشن و بلند، پیرامون بنا باشد. ساسانیان فرمی‌ را ایجاد کرده‌اند که نامش «منحنی» است و ساخت آن در بناهای تاریخی نیاز به نظم دقیق ریاضیات دارد.

به پایان رساندن یک فرم منحنی آن اندازه دشوار است که شاید تنها مرمت‌کاران جهان این مساله را به طورکامل دیده و چشیده  باشند. مرمت بخش‌های آسیب دیده‌ی یک قوس موجود در ورودی، تاقچه و پنجره بسیار دشوار است و اینجاست که «ویوله لودو» می‌گوید : «خود را جای معمار گذشته بگذارید تا مرمت شما درست به حساب بیاید.»

استفاده صحیح و ساده معماری ساسانیان هندسه گرایی، ما را به یاد هخامنشیان می‌اندازد و شناسایی معماری ساسانیان در کنار شناسایی سفال‌ها، آیین‌ها و باورها، ما را به این نکته می‌رساند، که آنها خود را وارثان پادشاهان هخامنشی می‌دانستند.

هندسه‌گرایی در همه‌ی فرم‌های معماری دوران‌های گوناگون بوده‌است، اما بر خلاف دوران هخامنشیان که عمود گرا بودند، ساسانیان منحنی‌گرا هستند و بلندی‌ها (:ارتفاع) را با ایجاد تاق و قوس‌های گسترده ایجاد می‌کنند. این مساله از پایه‌های اصلی ساختار هنری (به‌ویژه معماری) سال‌های پایانی ایران باستان است.

از دور، به‌طور كامل خط‌ها در یک ردیف هستند. گویی «مترور» در گذشته برای آماده كردن مصالح و انداز‌ه‌ها و حجم آن پژوهش کرده‌است. اما هنگامی كه نزدیک‌تر می‌شویم، می‌بینیم لاشه سنگ‌هایی با اندازه‌های گوناگون چشمانمان را به انحراف کشانده بوده‌است. ریتم و نظم چیدمان لاشه سنگ‌ها آن اندازه زیبا است که در آن هنر دقت را می‌توان دریافت. این سنگ‌ها ساختار نظم یک بنا را معنا می‌کنند. نظم در بی نظمی‌لاشه سنگ‌ها شگفت انگیز است و ما را به یاد قرینه در بی‌قرینگی هنر مدرن می‌اندازد. حتا بناهایی که بر روی لاشه سنگ‌های دیوارهایشان اندود بوده‌است و امروز اندود آن به دلیل آسیب های طبیعی و انسانی ریخته شده، باز هم نظم شگفت‌آوری دارند و گویی بنا در گذشته به همین شکل ریختگی داشته‌است.

یکی از شیوه‌های موجود، قرارگیری و چیدمان سنگ‌ها می‌باشد. به‌طورمعمول در بناهایی كه برای توی کار و یا روی کار از لاشه سنگ بهره برده می‌شده، تلاش بر این بود که ردیف لاشه سنگ‌های نامنظم را از اندازه‌های برابر و دست‌كم هم‌اندازه بچینند. به‌طور معمول ردیف ازاره یک دیوار از سنگ‌های بزرگ و ضخیم و بر روی ساقه دیوار از سنگ‌های کوچک‌تر و تا نوک دیوار از سنگ لاشه‌های مورد نظر در یک ردیف استفاده می‌کردند. البته در کنار سنگ‌ها و چیدمانشان نباید قرارگیری ملات در کل ساختار بنا را فراموش کرد.

لاشه سنگ به دلیل دشواری در چیدن، نیاز به شكیبایی و وقت فراوان دارد. برای چیدن باید چند سنگ را آزمایش كرد تا اینکه سنگ مورد نظر در جای خود قرار بگیرد.

در دوران ساسانیان که تاق و قوس بسیار زیاد بوده در نظر گرفتن لاشه سنگ‌ها برای ایجاد فرم منحنی بسیار سخت انجام می‌گرفت. با دیدن آثار بزرگ و با ارزش بناهای دوره‌ی ساسانی که با لاشه سنگ کار شده‌است ، متوجه هنرمند بودن معماران آن دوران می‌شویم که چگونه در جاهای سخت، تاق‌ها را با لاشه سنگ ساخته‌اند. هنرمند آن دوران، دشواری را جزو عنصرهای اصلی هنر می‌دانست و با این کار هنرش را بروز می‌داد.

بهره‌بردن از لاشه سنگ‌های محکم و پایدار یکی از راه‌های مهم نگهداری بناهای ایران باستان بوده‌است و مهم‌تر از آن ملات‌های محکم آنها است که هنگامی از دور بنایی با ساختار لاشه سنگ می‌بینیم، گویی همه‌ی سنگ‌ها تراشیده و ابعاد دار است.

همیشه با دیدن بناهای بزرگ و یادمانی پرسشی برای بازدیدکنندگان به وجود می‌آید: چگونه این بنا را ساخته‌اند؟ شگفتی سراسر وجود آدمی‌را فرا می‌گیرد و در حالی که به چشم ساخت بنا را می‌بیند، ساخت آن را نفی می‌کند! این کار آدمی نیست… اما هنگامی كه دقیق‌تر می‌شود متوجه موضوعی به نام باور خواهد شد. باور می‌تواند آب و هوایی (توجه به خدایان)، کمبود مواد گذران زندگی (آب، باد، خاک،آتش)، مواد غذایی( چیزهایی که در جهان مادی وجود دارد و شاید کم و زیاد شود) و گرایش‌های دیگر که همه و همه موجب ساخت یک بنا را دهد، باشد.

پرستشگاه‌های باستان از باور برخواستند و سازندگان آن از باور به اعتماد رسیدند. اعتماد آنها به خود، همکاران، خداوند، بناهای تاریخی را برای امروز جهان، ماندگار و جلوه‌گر کرده‌اند.

در گذشته ساخت بناها بر چند دلیل استوار بوده است. با دیدن بناهای دوران باستان به چند پرسش معماران می‌رسیم: هدف از ساخت؟ انگیزه ساخت؟ چگونگی ساخت؟ کاربری؟ ماندگاری برای آینده؟

دژها از مهم‌ترین بناهایی بودند که چندین و چند کاربری داشته‌اند: کاربری جنگی، کاربری پرستشگاهی، کاربری انبار، کاربری زندگی گذرا، کاربری زندگی پیوسته، کاربری گردشگری.

در بیشتر بناهای گذشته آرمان فرمانرویان و سپس معماران ساخت یک پایگاه استوار و پابرجا بوده‌است و آنها با در نظر گرفتن محیط، پایگاه را تجسم می‌کردند.

آورده شد که یک بنا می‌توانست چند كاره باشد. دژها به‌طور معمول جنبه دفاعی و نظامی‌داشتند. اما با دیدن بیشتر دژهای ایران به برآوردهای دیگری هم می‌رسیم. استحکامات سازه‌ای دژها این زمان را می‌داد که حتا در دوره‌های پسین هم بهره‌برداری شوند. گویی معماران آینده‌نگر آن دوران به تاریخ و زندگی مردمان پس از خود می‌اندیشیدند.

شکل هندسی آن دوران به آن آندازه ساده بود که گویی هیچ کاری انجام نشد، در حالی که همه می‌دانند در معماری، سادگی، سخت ترین کارها است. ما سادگی را این‌گونه تجسم می‌کنیم که می‌توانیم فرم‌های چند وجهی معماری را در یکی از اشکال معمولی(دایره، مربع، مثلث) قرار دهیم.

ایجاد تاق‌ها ی گوناگون، به‌ویژه «مازه‌دار» در ساختار بناهای تاریخی که جنبه تزیینی دارد و مهم‌تر از آن جنبه استحکامی‌، بسیار شگفت انگیز است. سادگی به همراه آزادی، مفهومی‌است که می‌توانیم به هنر ایران باستان نسبت دهیم. معمار در اندیشه شکل دادن بی‌مورد به بنا نبوده و با آزادی و رهایی ویژه‌ای سادگی‌اش را در هر فضایی گفته‌است.

تاثیر سادگی و بی پیرایگی آثار معماری گذشته به آن اندازه زیاد بوده‌است که حتا هنرهای مدرن هم به همان سادگی روی آوردند.

* این نوشتار  در آذرماه 1387، در رویه‌ی پنجم (اندیشه) شماره 199، هفته‌نامه امرداد، چاپ شده است.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

29 پاسخ

    1. جناب عالی نژاد پرستین و از این نوع ایراد گرفتنتون و حتماً کار همیشگیتون باشه ک سعی دارین از این کارتون کاری کنین ک لابد بشه از لغت و واژهایی فقط از زبان اصلیتون استخدام و استفاده شه اما صددر اشتباهین چون کسایی بهتر از شما زیادی بودن ک سعی کردن اما نشد خیلی هم سعی و تلاش کردن و درآخر ب بند بست خوردن و فهمیدن ک این کار نشدنیه حالا هم نمیخوام واستون اینجا توماری بزنم تا دلیل و اثباتاتش رو نشون بدم ک متاقعد شید خودتون میتونید با کمی تحقیق درست همه چی رو ببینید و بخونید و درآخر متوجه حرفایی ک زدم میشید خواهی فهمید هم ک چرا این کار حالا حالاها نشدنی بحساب میاد

      1. ارج گذاشتن به زبان پارسی ، میهن دوستی ست و شما بیگانه پرست هستید.

    1. قلعه کنگلو ، معروف به قلعه عقاب ها ( به خاطر ارتفاعی که نسبت به اطرافش داره )
      واقع در ، مازندران ، سواد کوه ، پل سفید ، خطیر کوه ، روستای کنگلو ، قبرستان و قلعه باستانی کنگلو

    2. ایران و ایرانی همیشه دارای برجسته ترین آثار تمدنی و زیستی در جهان بوده اند و حالا حالا ها مانده تا تاریخ شکوه و عظمت و بزرگی مردمان این سرزمین و دلاوران آن را دریابد .

  1. اینجور که نوشته شده گویا معماران گذشته فیلسوف و روانشناس هم بوده اند؟ آیا معماران امروزی هم فیلسوف یا از فلاسفه ، روانشناسان و علوم دینی استفاده میکنند؟!

    1. پل های مختلف و تاریخی ، دژها ، سیستم پیام رسانی با دود و آتش و نور ، انواع سلاح ، روشهای حکومت داری ، حقوق ، مالیات ، نگهداری و انبارداری و اشیاء عتیقه ، حجاری و مجسمه سازی ایران در جهان نظیر ندارند

    2. سلام در اون دوران تکنولوژی وجود نداشته پس بنا رو طوری میساختن که در هوای گرم خنک باشه داخل بنا و در سرما مقاوم باشه
      پس الان نیازی به این سبک از سازه نداریم چون گاز و برق و همه چی پیشرفته شده و ما در عصر تکنولوژی هستیم،
      درود به همه نجیب زادگان و شجاع ایران زمین

  2. طراحی و ساخت این دژ کهن میتونه هنوز تو دانشگاه ها بعنوان یک سازه و طراحی ایده آل بررسی بشه

  3. هروقت به تاریخ ایران نگاه میکنم ، به یاد
    حملات وحشیانه اسکندر مقدونی و عرب ها
    و مغولان و روس ها به میهن مان می افتم
    که در طول تاریخ چه جنایت هایی بر علیه
    نیاکان مان مرتکب شدند .

  4. هر چی داریم چه از نظر فرهنگ چه از نظر معماری و پزشکی و کشاورزی و دامداری از تجربه و اندوخته های گذشتگانمان داریم چه بسا که در مهندسی زمان های دور تجربه کمی داریم که باید برسیم .

  5. درود بر رسانه عزیز بخاطر این مطلب و همینطور درود بر ساسانیان پارسی پیشینه ساسانیان متعلق هست به شهر اصطخر در استان فارس ،شما اگر به استان فارس تشریف ببرین هنوز هم خیلی از شهرهای استان فارس با زبان ساسانی صحبت میکنند مثل مرودشت سروستان فیروز آباد کازرون نیریز استهبان … فارس اصیل و لهجه اصلی پارسی رو را در این شهرها پیدا کنید

    1. مهد تمدن ساسانی داربگرد کهن. شهر اردشیر پابکان با بناهای تاریخی نظیر آتشکده آذرخش، نقش شاپور و شهر تاریخی دارابگرد.

  6. درود
    دنیا همیشه همین بوده و خواهد بود، کشوری که ضعیف باشد خورده خواهد شد، همواره باید آماده بود و قَوی.

  7. ایران هرچه دارد از جمله سازهای بزرگ تاریخی دست آورد منجمان معماران باستان و دانشمندان شاعران بزرگ ازخود ایران هست و بس نه کشورهای شتر سوار

  8. ما همه ایرانپرستیم قوم و قبیله نیستیم
    عشق وبه فرهنگ و تمدن رخشنده ایران زمین نژاد پرستی مینامند
    نمیدانم چرا خرافه پرستی بد نیست
    دروغ پرستی بد نیست
    بت های قبایل بدوی را پرستیدن عیب نیست
    دروغ های شاخدار شاخدار صحرا نشین ها و شمن ها بد نیست
    چرا تمدن ایرانزمین را عاشقانه دوست میداریم
    ابداع واژه عشق که در هیچ ملتی وجود ندار د
    کلمه خرد در هیچ ملتی وجود ندارد
    اشا در هیچ ملتی هنوز وجود ندارد
    هزاران هزار نمونه از این وجود دارد که ما به فرهنگ خود ببالیم
    چشم اهدمن بد کنش و بد اندیشان و بیگانه پرستان کور باد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *