پیشگفتار: هازمان زرتشتی، با پشتوانهای چند هزارساله از خردورزی، فرهنگ و آموزههای اشوزرتشت، امروز در نقطهای حساس از تاریخ خود ایستاده است. تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ایران و جهان، فشارهای تازهای بر این جامعه کوچک اما ریشهدار وارد کرده است. جوانان با کمبود فرصتهای شغلی و درآمد مناسب مواجهاند، ازدواج به تأخیر افتاده و تربیت فرزند با دغدغههای مالی و اجتماعی برای بسیاری دشوار شده است.
انجمنها و نهادهای رسمی، اگرچه همواره در راستای حفظ و تقویت جامعه تلاش کردهاند، اما ضعف شفافیت، نبود ساختار سیستمی مشخص و مدیریت ناکارآمد منابع، مانع پاسخگویی کامل به نیازهای امروز شده است. نتیجه این کمبودها، گسترش شایعات، برداشتهای نادرست و افزایش اختلافنظرهای درونی است که حتی نگاه دیگران به جامعه زرتشتی را تحت تأثیر قرار میدهد. طبقهبندی اجتماعی و تفاوتهای اقتصادی درون جامعه نیز بر رفتارها و تعاملات همکیشان اثر گذاشته و گاه انسجام جمعی را تهدید میکند.
بااینحال، همه این چالشها فرصتی منحصربهفرد برای بازاندیشی و بازآفرینی فراهم میآورند؛ فرصتی برای بازگشت به همازوری، همدلی و خردورزی که ریشه در آموزههای اشوزرتشت دارد. کلید عبور از بحران، همفکری میان نسلهای مختلف است؛ جایی که جوانان پرانرژی، پیشکسوتان و اندیشمندان، توانمندان و شایستگان در کنار یکدیگر قرار گرفته و با برنامههایی زمانمند و هدفمند، راهکارهای عملی و موثر را طراحی کنند.
بحرانهای امروز
جوانان زرتشتی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی جدی روبهرو هستند: کمبود فرصتهای شغلی، دشواری در تأمین درآمد مناسب، کاهش ازدواج و فرزندآوری، مهاجرت نیروهای مستعد و ضعف منابع مالی برای فعالیتهای فرهنگی، همگی بحرانهایی ملموس در جامعه ایجاد کردهاند.
ضعف شفافیت و ساختار مدیریتی در انجمنها و نهادها، افزایش اختلافنظرها، برداشتهای نادرست و گسترش شایعات را تشدید کرده است. رقابت ناسالم برای کسب شهرت و جایگاه اجتماعی در انجمنها، حتی در فعالیتهای داوطلبانه و بدون دستمزد، انگیزه خدمت جمعی را کاهش داده و گاه افراد را به روشهای نامشروع یا دور زدن اصول اخلاقی سوق میدهد.
طبقهبندی اجتماعی و تفاوتهای اقتصادی درون جامعه، فاصلهگیری و تغییر رفتارها میان همکیشان را افزایش داده و انسجام جمعی را تهدید میکند.
فرصتهای بازآفرینی
با وجود همه چالشها، ظرفیتهای ارزشمندی برای بازآفرینی جامعه زرتشتی وجود دارد:
- پیشکسوتان و خبرگان: ذخیرهای گرانبها از تجربه و خردورزی که راهنمای نسلهای جوان خواهند بود.
- جوانان پرانرژی: موتور حرکت و خلاقیت جامعه با ایدهها و انگیزههای نو.
- توانمندان اقتصادی و سرمایهداران: تأمین پشتوانه مالی و مدیریتی برای پروژهها و فعالیتهای فرهنگی.
- آیینها و همایشهای فرهنگی: اوستاخوانی، گاتاشناسی، جشنهای ملی و آیینی، و فعالیتهای کانونها و انجمنهای جوانان، بستری برای بازسازی انسجام و اعتماد اجتماعی فراهم میآورند.
ضرورت همفکری و همدلی
همفکری و همدلی میان جوانان، پیشکسوتان و خبرگان، شرط اصلی عبور از بحران است. این همفکری باید در قالب برنامههایی زمانمند، هدفمند و ساختارمند صورت گیرد تا انتقال تجربه، تبادل نظر و تدوین نقشه راه مشترک ممکن شود.
حضور فعال پیشکسوتان و خبرگان در کنار جوانان، امکان بهرهگیری از تجربه عملی و انتقال ارزشهای اخلاقی و فرهنگی را فراهم میکند. همایشهای اوستاخوانی و گاتاشناسی، اردوهای فرهنگی، کارگاههای آموزشی و جشنهای آیینی نه فقط مراسم نمادین، بلکه ابزار انسجام، امید و شادی جمعی خواهند بود.
راهکارها و پیشنهادات آیندهنگر
۱. شناسایی و پرورش استعدادها
- ایجاد نظام شناسایی استعدادهای جوانان و نخبگان.
- فراهم کردن بسترهای آموزشی و توسعه مهارتها در حوزههای علمی، فرهنگی، مدیریتی و اجتماعی.
- ارزیابی مستمر، بازخورد شفاف و تشویق فعالان برای افزایش انگیزه و استمرار حضور.
۲. تربیت نسل آینده از پایه
- توجه ویژه به آموزش در مهدکودکها و مدارس با رویکرد خلاق و الهامگرفته از آموزههای زرتشتی.
- تقویت فرهنگ مطالعه، همدلی، خردورزی و تفکر انتقادی در کودکان و نوجوانان.
- آمادهسازی نسلی که هم هویت ایرانی–زرتشتی خود را بشناسد و هم توان تعامل با جهان امروز را داشته باشد.
۳. ایجاد ساختار سیستمی و شفاف
- الزام انجمنها به گزارشدهی منظم و شفاف برای جلوگیری از سوءتفاهمها.
- طراحی نظام مدیریتی با اهداف مشخص و زمانبندیشده.
- استفاده از ابزارهای نوین مدیریتی و الگوهای سیستمی برای کاهش خطاها و تقویت پاسخگویی.
- بازخوردگیری و بررسی اثر بخشی فعالیتها به صورت سیستماتیک، به منظور بهبود عملکرد و تضمین تحقق اهداف تعریفشده
۴. بهرهگیری از توانمندان جامعه
- شناسایی و دعوت از مهندسان، پزشکان، سرمایهداران، پیشکسوتان و اندیشمندان
- استفاده از تجربهها و توانمندیهای آنان برای حل مسائل اولویتدار.
- طبقهبندی مشکلات بر اساس فوریت و حل آنها به ترتیب اولویت.
- استفاده از توانمندیهای بازوهای اجرایی و عملیاتی توانمند هازمان زرتشتی برای اجرای پروژهها و برنامههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی.
۵. تقویت هویت فرهنگی و معنوی
- بازگشت به آموزههای اوستا و اشوزرتشت بهعنوان ستون همبستگی اجتماعی و خردورزی جمعی.
- گسترش همایشهای اوستاخوانی و گاتاشناسی و جشنهای آیینی بهعنوان ابزار انسجام، امید و نشاط جمعی.
- آموزش آیینها و فرهنگ زرتشتی به کودکان و نوجوانان.
۶. نگاه آیندهپژوهانه
- درک اینکه ایران در حال گذار است و این وضعیت پایدار نخواهد ماند.
- طراحی پروژههای کوچک و عملی با قابلیت اجرا برای بازسازی امید و اعتماد.
- تشویق به مشارکت فعالان جوان و بهرهگیری از خرد جمعی برای تصمیمگیریهای راهبردی.
۷. مدیریت رقابت ناسالم و تقویت همکاری
- شفافسازی نقشها و مسئولیتها در انجمنها برای کاهش رقابت شخصی.
- تقدیر از خدمت و عملکرد واقعی با معیارهای روشن و مستند.
- تقویت فرهنگ همکاری و همدلی و آموزش ارزش موفقیت جمعی.
- نظارت و گزارشدهی شفاف برای کاهش سواستفادهها.
- ایجاد پروژههای مشترک تیمی با نتیجه عملی و اجتماعی.
۸. راهکارهای اقتصادی و جذب سرمایه
- ایجاد پروژههای فرهنگی، هنری و اقتصادی کوچک با بازده سریع.
- جذب سرمایه از توانمندان داخلی و دیاسپورای زرتشتی، بهویژه زرتشتیان هند.
- بهرهگیری از ظرفیت گردشگری فرهنگی و آیینی.
- توسعه کسبوکارهای دیجیتال و محتوای آموزشی آنلاین.
- ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری جمعی شفاف و مسئولانه.
۹. استفاده از ظرفیتهای دولتی و ایجاد فرصتهای شغلی و ازدواج
- همکاری با نهادهای دولتی و سازمانهای غیردولتی برای تسهیلات اشتغال و حمایتهای مالی.
- ایجاد مراکز مشاوره و توانمندسازی شغلی برای جوانان.
- پشتیبانی از راهاندازی کسبوکارهای محلی و دانشبنیان با وامهای کمبهره و تسهیلات قانونی.
- برنامههای تشویقی و حمایت برای ازدواج و تشکیل خانواده.
- ایجاد شبکههای همیاری و مشارکت اجتماعی با مدیریت شفاف.
فرجام سخن
جامعه زرتشتی، هرچند با مشکلات فراوان دستبهگریبان است، اما بر پایه سرمایهای گرانسنگ از خرد، تجربه و پیشینه فرهنگی استوار است. آینده این جامعه تنها زمانی روشن خواهد شد که جوانان، پیشکسوتان و خبرگان، با همفکری و همدلی، برنامههایی هدفمند و زمانبندیشده تدوین کنند.
اگر استعدادها شناسایی شوند، مهارتها توسعه یابند، شفافیت جایگزین شایعات شود، رقابت ناسالم کنترل گردد، و توانمندیهای خبرگان و شایستگان بهکار گرفته شود، جامعه زرتشتی نه تنها از بحران عبور خواهد کرد، بلکه میتواند الگویی الهامبخش برای سایر جوامع ایرانی و منطقهای شود و بار دیگر به نمادی از خردورزی، همدلی، انسجام و فرهنگ ایرانی–زرتشتی بدل گردد.
