امروز شش بامداد برخاستم. پساز چند تلفن و ایمیل به این سر (داخل) و آن سر (خارج) دنیا رفتم بر سر بررسی تلگرام و گروه کتابسرای زرتشتیان که چند ماهی است به یاری دوستان به راه انداختهایم. دیدم که دوستی ارجمند چند نسک (کتاب) در پیوند با “تلفظ واژهها به خط اوستایی” فرستاده است. با خود گفتم چه کسی دیگر این روزها به تلفظ واژهها به خط اوستایی توجه دارد؟ آیا خوانندهای، حتا در حد دو سه تن، برای چنین موضوعی یافت میشود؟ مگر آن که یک تن پژوهشگر ژرفبین دنبال چنین موضوعی ویژه باشد؟ اما زمانی که نسخه نخست کتاب را (در فرمت پی.دی.اف) گشودم و شروع به خواندن کردم دیدم داستانی ژرفتر است. نام کامل جلد نخست کتاب (از پنج جلد) چنین است: “فرهنگ نظام. فارسی به فارسی با ریشه شناسی و تلفظ واژه های اوستایی”. نگارنده این کتاب هم “سیدمحمدعلی داعیالاسلام” بوده است و کتاب در یکی از ایالات امیرنشین دکن هندوستان به سال ۱۳۰۵ هجری خورشیدی (۱۹۲۶ میلادی) به چاپ رسیده بود. آیا همه این موارد برای دستکم دیدن و مطالعه پیشگفتار و توضیحات ابتدای این کتاب جالب نمینماید؟!
شما میبینید که در ابتدای سدهی چهاردهم خورشیدی و درست هشت سال پس از پایان جنگ اول جهانی، یک سیدی به نام محمدعلی که داعیه اسلام هم دارد در آن سوی دنیا (ایالت دکن هندوستان[1]) سرآغاز کتابش را به نام ” اعلیحضرت پادشاه دکن” شروع میکند که: “ایا شاه نامآور با هنر…………….به نام تو کندم یکی کان زر” و سپس میرسد به اینجا که “زبان نیاکان تو فارسی است ……..عجم را زمهرت از آن دل قوی است” و تا آنجا میرسد که کتابش را با شاهنامه مقایسه میکند و میسراید که: “من اکنون چو فردوسی نیک نام ……….بدین نامه آغاز کردم کلام” (جلد اول، سرآغاز کتاب). در ادامه هم به برخلاف داستان سلطان محمود و فردوسی به اینجا میرسد که او به نیکاندیشی شاه دکن عاقبتی نیک مییابد که: “ولی شاه عثمان علیخان ز جود………..کتابم پذیرفت و قدرم فزود” و ” چو این نامه شد در جهان جاودان……….بماند بدو نام شه جاودان”. (داعی الاسلام، جلد نخست، ۱۳۰۵).
این نویسنده که استاد (پروفسور) نظام کالج در شهر حیدرآباد دکن در رشته زبان و ادبیات فارسی بوده است به یاری امیر یا شاه دکن در آن زمان به نام عثمان علیخان شروع مامور به گردآوری واژههای پارسی در پیوند با اوستا می گردد و ریشه اوستایی آن واژه ها را در یک فرهنگ پنج جلدی گردآوری میکند. امیر عثمان علیخان فرمانروای شیعی مذهب حیدرآباد دکن، آخرین امیر از آخرین حکومت مسلمان این ناحیه از فلات دکن بود که تا پیش از جنگ جهانی دوم و استقلال کشور هندوستان و سپس سه پاره شدن آن بر این منطقه حکم میراند و عاشق زبان فارسی بود. در واقع این کتاب با عنوان “فرهنگ نظام” با ریشهشناسی و تلفظ واژهها به خط اوستایی یک یادگار ارزشمند از این دوره از تاریخ ادبیات فارسی در هندوستان است.
د.مهرشاهی
ساعت ۹.۵ بامداد شنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۴
شفیلد
[1] در آن زمان (۱۳۰۵ خورشیدی) هندوستان هنوز یکپارچه بود و در ناحیه بلوچستان دو پاره شده توسط انگلیسی ها هم مرز با ایران بود.

5 پاسخ
سپاس بیکران دکتر داریوش جان مهرشاهی گرامی
دستت سبز که اگاهی رسانی کردی تا دوستداران فرهنگ ایران زمین بدانند که این کتاب پربار هم در سال 1305 نوشته شده و از ان استفاده کنند . درودت باد
درود بر شما فرشید جان گرامی و سپاس از این که این پنج کتاب را یاری کردید و در سپهر مجازی فرستادید تا بشناسیم.
تندرست و توانا باشید
چه روایت شگفتانگیزی! 👏
برایم جالب بود که بیش از صد سال پیش، در حیدرآباد دکن، چنین پژوهشی در پیوند زبان فارسی و اوستایی انجام شده و حتی به حمایت امیر آن زمان هم رسیده است. اینکه یک فرهنگ پنججلدی با ریشهشناسی واژههای فارسی و اوستایی فراهم آمده، نشان میدهد علاقه به زبان و میراث ما فراتر از مرزها و فراتر از زمان بوده است.
قدر دانستن این آثار، در حقیقت پاسداشت بخشی از هویت فرهنگی ماست.
خیلی جالب واندیشه بر انگیز:
در هندوستان زبان فارسی که اینهمه مورد توجه بود چگونه نابود گردید
سپاس از کدبان داریوش مهرشاهی عزیز و یارانشان . زنده باشید و پر توان امید که کوشش کنیم بدانیم و سربلند باشیم بویژه جوانان عزیزمان.
درود بر شما مهین بانوی گرامی. اما محو و نابود کردن زبان فارسی یک هدف بود. یکی از شوندهای پاره پاره کردن این سرزمین (هندوستان) و گسترش دادن زبان انگلیسی هم شاید دور کردن مردم هند از پهنه زبان فارسی بوده باشد که زمانی در قرن هیجده و نوزدهم از هند تا عثمانی و از تاجیکستان تا بحرین گسترش داشت.
تندرست و سرفراز باشید