این گزارش که در تاریخ ۱۶ اوت ۱۹۹۸ در مجله هفتگی جام جمشید، ویژه نوروز پارسی، به قلم پرویز دارووالا منتشر شد، به داستان حماسی انتقال «آتش مقدس» پارسیان در عدن (یمن) به هند (عدن ۱۸۸۶ – ۱۹۷۶) میپردازد. این رویداد، فصلی بسیار مهم و تقریبا معجزهآسا در تاریخ زرتشتیان است که در طول عمر بسیاری از ما رخ داده است.
این شرح، نه تنها یک رویداد تاریخی، بلکه تجلی عمق باور، پایداری و ارادههایی است که مرزها را درنوردید تا میراثی گرانبها را از گزند ناملایمات روزگار در امان نگه دارد.
پیشینه پارسیان و آتشکدههای مهاجر: ردپای باور قلبی در دورترین نقاط جهان
پارسیان همواره مردمانی با روحیه جهانگردی، کنجکاوی و کارآفرینی بودهاند. تاریخ گواه است که آنان برای یافتن فرصتهای تجاری، دستیابی به ثروت و گسترش دانش و فرهنگ خود، مسیرهای دریایی و زمینی بسیاری را پیمودهاند و در سرزمینهای دور و نزدیک اقامت گزیدهاند.
در این مهاجرتهای گسترده، یکی از مهمترین دغدغهها و نیازهای جوامع پارسی، حفظ هویت دینی و معنوی خود بوده است. از این رو، در بسیاری از نقاطی که پارسیان سکونت گزیدند، اقدام به ساخت و بنای آتشکدهها کردند تا بتوانند مراسم مذهبی خود را برگزار کرده و شعلههای دین زرتشت را فروزان نگه دارند.
نمونههای روشنی از این دست آتشکدهها را میتوان در نقاط مختلف جهان مشاهده کرد. در زَنزیبار، جامعه پارسی فعالیتی پررونق داشت و آتشکدههایی را بنا نهاد. همچنین در شانگهای چین، پارسیان مقیم، آتش مقدس را در معبدی گرامی میداشتند. اما شوربختانه، سرنوشت این آتشکدهها اغلب به سرنوشت جامعه پارسی در آن مناطق گره خورده بود. با ترک آن سرزمینها توسط پارسیان، یا با تغییرات سیاسی بنیادین مانند به قدرت رسیدن کمونیستها در چین، این مکانهای مقدس تعطیل شده و آتشهای مقدسی که در آنها شعله ور بود، خاموش شدند.
این سرنوشت تلخ، ارزش و اهمیت حفظ شعلههای ایمان را بیش از پیش نمایان میساخت و ضرورت اقداماتی برای حفاظت از میراث معنوی را پررنگ میکرد.
آتشکده عدن: نمادی از رونق، ایمان و هویت پارسی در شبه جزیره عربستان
عدن، در دورانی که سخن از آن میرود، نه تنها یک بندر، بلکه یکی از مهمترین مراکز تجاری و ارتباطی در شبهجزیره عربستان و جهان به شمار میآمد. این شهر بندری، به دلیل موقعیت استراتژیک خود در مسیر دریایی شرق به غرب، به ویژه با عبور کشتیها از کانال سوئز، شاهدی بر شکوفایی اقتصادی و تجاری گسترده بود. عدن میزبان جمعیتی قابل توجه از پارسیان (حدود ۱۳۰۰ نفر) بود که با سرمایه، دانش و پشتکار خود، نقش مهمی در رونق این شهر ایفا میکردند.
در سال ۱۸۸۳ میلادی، در اوج شکوفایی عدن، جامعه پارسی این شهر، اقدام به ساخت یک آتشکده از درجه «آدران» کردند. این بنای مقدس، نه تنها مکانی برای عبادت، بلکه نمادی از حضور مستحکم و هویت پایدار پارسیان در این سرزمین دور از وطن بود. ساخت این آتشکده، نتیجه تلاشها و سخاوت خانواده برجسته «کاوسجی دینشاه» بود. این خانواده که از بزرگان تجارت کشتیرانی به شمار میرفتند، نه تنها هزینه ساخت آتشکده را تقبل کردند، بلکه در راستای حسن همجواری و احترام به جامعه مسلمانان محلی، مسجدی را نیز بنا نهادند که امروزه به «مسجد کاوسجی» شهرت دارد و همچنان مورد استفاده قرار میگیرد.
علاوهبر آتشکده، پارسیان عدن، نیاز به محلی برای اجرای آیین های تدفین خود داشتند. از این رو، «دخمه» یا «برج خاموشان» نیز در این شهر بنا شد. این برج که بهمنظور اجرای آیین «سپردن مرده به طبیعت» و ادای احترام به عناصر پاک هستی (آب، آتش، خاک و باد) مورد استفاده قرار میگرفت، شاهد روزگارانی بود که عدن به عنوان یک قطب تجاری پررونق، حیات پویا و شادابی داشت. گشایش «آتشکده عدنوالا» و تقدیس آتش مقدس در سال ۱۸۸۳، نقطه اوج شکوفایی جامعه پارسی در عدن و نمادی از تجلی ایمان در این بندر استراتژیک بود.
رویدادهای سیاسی و تهدید خاموشی: سایه کمونیسم بر شعلههای مقدس
با تحولات سیاسی در منطقه، به ویژه در سال ۱۹۶۷ میلادی، هنگامی که نیروهای بریتانیا از یمن جنوبی عقبنشینی کردند و این منطقه به کشوری با حکومت کمونیستی تبدیل شد، موقعیت استراتژیک و تجاری عدن به تدریج افول یافت. با روی کار آمدن رژیم کمونیستی، سیاستهای اقتصادی و اجتماعی تغییر کرد و فضای فعالیت برای سرمایهگذاران خارجی و جوامع اقلیت، دشوارتر شد.
تجارت در عدن رو به رکود گذاشت و بسیاری از خارجیهایی که به اقتصاد شهر کمک میکردند، ازجمله پارسیان، چارهای جز ترک این سرزمین و بازگشت به وطن یا مهاجرت به کشورهای دیگر مانند انگلستان و کانادا نداشتند. در این میان، با تغییر ماهیت حکومت و سیاستهای آن، اموال و داراییهای مربوط به آتشکده، دخمه و موقوفات آن، همگی به اموال دولتی تبدیل شدند. این وضعیت، سرنوشت «آتش مقدس» را که نمادی از هویت دینی و استواری جامعهی پارسی در عدن بود، در هالهای از ابهام و نگرانی فرو برد. ترس از خاموشی این شعله مقدس، که سالها در این سرزمین دور از وطن فروزان مانده بود، جامعه پارسی را با چالشی جدی روبهرو کرد.
تصمیم سرنوشتساز و نقش کاوسجی دینشاه: پاسداری از میراث نیاکان
در چنین شرایط حساس و پرمخاطرهای، «کاوسجی دینشاه»، نوه بزرگ سازنده آتشکده اصلی در عدن، نقشی کلیدی و حیاتی ایفا کرد. او که به شدت به قدرتهای معجزه آسای آتش مقدس باور داشت، نمیتوانست اجازه دهد که این شعله، که در طول سالها، پیونددهنده جامعه پارسی در این سرزمین بیگانه بوده و مایه دلگرمی و پایداری آنان محسوب میشد، مانند سرنوشت آتشکده زنزیبار، خاموش شود.
قدرت و اهمیت این باور، در طول مبارزات سیاسی برای بیرون راندن بریتانیا از یمن، آشکارترشده بود. در آن دوران، با وجود بمباران های گسترده و تخریبهای فراوان در اطراف شهر، آتشکده عدن، به طرز معجزه آسایی، حتا یک ترکش هم نخورد و شعلههایش پایدار ماند. این واقعه، در ذهن کاوسجی دینشاه و بسیاری دیگر، دلیلی بر تقدس و حفاظت الهی از این آتش محسوب میشد. بر این اساس، او مصمم شد تا برای حفظ این میراث گرانبها، دست به اقدامی شجاعانه بزند.
فرآیند دشوار انتقال آتش مقدس: سفری پرخطر به سوی خانه
در دهه ۱۹۶۰ میلادی، با آغاز تغییرات سیاسی بنیادین در یمن و تبدیل شدن آن به تنها کشور خاورمیانه با حکومت کمونیستی، بحث انتقال «آتش مقدس» در جامعه پارسیان عدن شدت گرفت. آیا لازم بود این شعله، که نماد هویت دینی آنان بود، به مکانی امنتر منتقل شود؟
پس از حصول اجماع و اتخاذ این تصمیم مهم، سالها مذاکره با مقامات دولتی، اداری و سازمانهای مختلف برای اخذ مجوزهای لازم آغاز شد. این فرآیند، پیچیده و زمانبر بود و نیازمند دیپلماسی قوی و درک متقابل بود.
سرانجام، پس از طی مراحل دشوار، با شرکت هواپیمایی «ایر ایندیا» تماس گرفته شد و این شرکت هواپیمایی ملی هند، با درک اهمیت معنوی و تاریخی این اقدام، موافقت کرد که یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ را بهصورت چارتر در اختیار این ماموریت ویژه قرار دهد. برای انجام این سفر خطیر، رعایت دقیق پروتکلهای مذهبی و نکات بهداشتی ضروری بود. یکی از مهمترین این دستورات، این بود که تنها زرتشتیان پارسی باید اجازه سوار شدن به هواپیما را داشته باشند تا از قداست و پاکیزگی این سفر حفاظت شود.
برای رهبری این ماجراجویی مذهبی، «کاپیتان سام پدر»به عنوان خلبان انتخاب شد. او که از اهمیت این ماموریت آگاه بود، با انجام چند پرواز اضافی با هواپیمای بوئینگ ،۷۰۷ ساعت پرواز و تسلط خود را بر این نوع هواپیما افزایش داد تا آمادگی کامل را برای این سفر تاریخی کسب کند.
استقبال پرشور در هند: بازگشت شعله ایمان به سرزمین مادری
هواپیمای «لوتسه»، بوئینگ ۷۰۷ متعلق به ایر ایندیا، حامل «آتش آدران»، پس از برخاستن از باند فرودگاه عدن، با نواختن سرودهای مذهبی «یتا اَهو » و ادای احترام به اهورامزدا، به سوی هند پرواز کرد. این پرواز، نه تنها یک جابجایی فیزیکی، بلکه بازگرداندن روح و هویت یک جامعه به ریشههای آن بود.
در بدو ورود به هند، تمهیدات ویژهای برای حفظ قداست و امنیت آتش مقدس اندیشیده شده بود. یک «پاوی» (پوشش محافظ) مخصوص در اطراف اتوبوسی که قرار بود آتش را حمل کند، ایجاد شده بود و یک زنجیر فلزی برای حفظ ارتباط دائمی با زمین، به آن متصل بود. این نماد، نشاندهنده اتصال همیشگی زمین و آسمان، و پیوند ناگسستنی باور قلبی با واقعیت گیتی بود.
در یک اقدام بی سابقه و با هماهنگی کامل با مقامات دولتی، بزرگراه بمبئی به پونا، که در مسیرخود شهر لوناوالا را در بر میگرفت، تا رسیدن کاروان آتش مقدس، به روی تمامی ترافیک بسته شد. این اقدام، نشاندهنده احترام عمیق دولت ماهاراشترا به این رویداد و اهمیت آن برای جامعه پارسی بود. دولت ماهاراشترا همچنین اسکورت موتورسیکلت را برای تامین امنیت کاروان فراهم کرد. تعداد کثیری از پارسیان، مشتاقانه در این استقبال شرکت کردند. هشت اتوبوس و حدود ۶۰ تا ۷۰ خودروی شخصی، این کاروان باشکوه را همراهی میکردند. مسیر حرکت، مملو از پارسیانی بود که با ابراز شادمانی، دعا و نیایش، قدردانی خود را به خداوند برای عبور ایمن آتش مقدس از سرزمینهای دور، ابراز میداشتند. این صحنه، اوج اتحاد، ایمان و همبستگی یک جامعه بود.
جایگزینی آتش در لوناوالا و پیام آن: آغازی نو برای شعلهای کهن
در چهاردهمین روز از ماه خورداد، روز بهرام (روزهای خاص در گاهشماری زرتشتی)، در سال ۱۳۴۶ یزدگردی ،تقریبا برابر با ۱۴ نوامبر ۱۹۷۶ میلادی، «آتش شاهی»که برای اولین بار در سال ۱۸۸۳ در «آتشکده عدنوالا» در عدن یمن تقدیس شده بود، پساز سفری طولانی و پرماجرا، به خانه جدید و امن خود، «آتشکده عدنوالا» در لوناوالا، هند، رسید.
این آتش مقدس، در مجمر مخصوصی که به همین منظور در کنار «آتش شاهی اصلی» آتشکده لوناوالا (که از درجه دادگاه بود) ایجاد شده بود، جایگزین شد. این مکان جدید، فضایی سرشار از قداست و احترام را برای این شعله کهن فراهم آورد. در غروب همان روز، جشن شکرگزاری برگزار شد که در آن، فضای آتشکده از حضور پیروان و خدمتگزاران آتش مقدس و شور و شوق ایمان سرشار بود.
هزینههای هنگفت این عملیات انتقال، که بالغ بر صدها هزار روپیه بود، به طور کامل توسط شخص آقای کاوسجی دینشاه و همسر گرانقدرش تامین شد. او با فروتنی شگفتانگیزی از ذکر مبلغ دقیق خودداری کرد، که نشان از تواضع و بزرگواری کم نظیر او داشت. این ایثار، یادآور روحیه فداکاری و تعهد عمیق او به حفظ میراث دینی و فرهنگی جامعه پارسی بود.
امروز، هر دو «آتش شاهی»، با شکوه و درخششی خیره کننده، در مکان جدید خود فروزان هستند. آتش عدن، گواهی زنده بر روان های شجاعی است که در سرزمینی بیگانه، شعله ایمان را تقدیس کردند و با بصیرت، دوراندیشی و شجاعت، آن را در زمانهای پرمخاطره به مکانی امن منتقل ساختند. شعلههای درخشان این آتش، نه تنها گواهی شگفتانگیز از آفرینشهای خداوند است، بلکه باور قلبی پیروان این آیین را تقویت کرده و پیام امید، دلاوری، از خودگذشتگی، ایمان و پشتکار را به نسلهای آینده منتقل میسازد.
داستان انتقال آتش مقدس از عدن به لوناوالا، یک روایت واقعی و کمتر شنیده شده از تاریخ پارسیان است که درسهای فراوانی برای همه ما به ارمغان می آورد. این واقعه تنها بیستودو سال پیش از نگارش این گزارش(در سال ۱۹۹۸) رخ داده است و بخشی حیاتی از تاریخ معاصر مامحسوب میشود.
با توجه به اینکه ایرانیان قدیم، چندان به ثبت دقیق وقایع تاریخی شهرت نداشتند، این تلاش، کوششی کوچک و فروتنانه برای حفظ این داستان ایثار، شجاعت و ایمان است تا در گذر زمان فراموش نشود.
هدف از بازگویی این خاطرات، یادآوری اهمیت درس گرفتن از تاریخ و جلوگیری از قربانی شدن در ناآگاهی از گذشته خودمان است.
دخمه یا برج خاموشان عدن: یادگاری از گذشته و شاهدی بر تاریخ پارسیان
در دل شهر عدن، هنوز میتوان ردپای حضور پارسیان و یادگاری از دوران شکوفایی آنان را یافت. چندین مسیر ناشناس، به تپهای منتهی میشوند که در قله آن، طاقهای دایره داخلی « دخمه عدن» همچنان پابرجا هستند. از این بلندی، منظرهای پانورامیک از محله «کریتر»، بندر باستانی عدن و قلعه «سیرا» به چشم میخورد. این برج، که شاهدی خاموش بر آیینها و باورهای باستانی پارسیان بوده است، اکنون نیز بازماندهای از یک معبد زرتشتی است که دوران پررونق عدن به عنوان یک مرکز تجاری و فرهنگی را در خود حفظ کرده است. برج خاموشان عدن، یادآور تاریخ غنی و میراث دیرین جامعه پارسی در این منطقه از جهان است.
منبع : پارسی خبر



باقیمانده ساختمان دخمه در یمن
فرتور رسیده است.
6744
