فرهاد اردشیری مبارکه: اگرچه سعادت باشندگی فیزیکی در میزگرد برایم فراهم نشد، اما از آغاز تا پایان مطالب را با دقت دنبال کردم و نکات ارزشمندی برداشت کردم که مایلم با شما به اشتراک بگذارم. آنچه شنیدم، نشان میداد که جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک نگاه جدی، سیستمی و آیندهنگر به موضوع شایستهپروری است.
نشست اخیر با موضوع «پرورش شایستگان برای جایگاهها در جامعه زرتشتی» اگرچه فرصتی ارزشمند برای طرح دیدگاهها بود، اما نشان داد که ما هنوز در ابتدای راه گفتوگوهای جدی و تصمیمسازی در این حوزه هستیم. بحثهای پراکندهی نشست به نتیجهی واحدی نرسید، اما همین پراکندگی درواقع آینهای از یک واقعیت عمیقتر است: جامعه زرتشتی نیازمند نگاهی ساختارمند به شایستهپروری و جانشینسازی است.
از شخصیتها تا ساختارها
یکی از سخنرانان یادآور شد که ما دیگر افرادی مانند بانو شهزادی یا خانواده خادم را نداریم. این سخن تلنگری بود به یک کاستی دیرینه: تکیهبر شخصیتها، نه بر نظام جانشینپروری. نتیجه آن است که با کنار رفتن چند شخصیت شاخص، خلا (:نبود) رهبری و هدایت بهوضوح حس میشود.
بااینحال، تجربهی کانون دانشجویان زرتشتی نشان داده که وقتی نهادی بر پایهی ساختار و بازخورد پذیری بنا شود، حتا با تغییر نسلها میتواند پابرجا بماند. این تجربه میگوید آیندهی جامعه نه درگرو نامها، بلکه درگرو ساختارهاست.
شایستگی در جای مناسب
برخی بر «سلسلهمراتب» و خویشکاری فرد در جامعه تاکید داشتند. درست است که شایستگی باید در ظرف مناسب خودش قرار گیرد، اما نباید فراموش کرد که همه از مسیر مدرسه یا کانون عبور نکردهاند. تجربههای بیرون از جامعه نیز میتواند سرمایهای ارزشمند برای رشد هازمان باشد. نگاه بسته به مسیرهای سنتی، بخشی از شایستگان بالقوه را نادیده میگیرد.
کوچینگ، نقدپذیری و یادگیری
دیگری بر اهمیت «کوچینگ» برای پرورش نسل تازه تاکید کرد و هشدار داد که بدون آن، سالنهایی مانند مانتره خالی خواهد ماند. همچنین یادآور شد که جامعه ما کمتر نقدپذیر است و این خود موجب خستگی روحی میشود. اگر میخواهیم شایستگان واقعی داشته باشیم، باید محیطی بسازیم که اشتباه فرصتی برای یادگیری باشد، نه دلیلی برای حذف.
شایستگی و ریشههای فرهنگی
یکی از موبدان گرامی نیز یادآور شد که شایستگی تنها در دانش و مهارت خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در فرهنگ و هویت دارد. ارزشهایی چون سدره و کشتی، قانونمداری، شناخت گذشته و رعایت احترام میان کوچکتر و بزرگتر، همه بخشی از مقبولیت اجتماعی شایستگاناند. اگر این بُعد نادیده گرفته شود، مشروعیت شایستگان نیز کاهش خواهد یافت.
پرسشهای بنیادین
در میان نشست و بحثهای پیرامونی، پرسشهایی کلیدی شکل گرفت که ارزش بازاندیشی دارند:
- چرا نباید از امروز افرادی تربیت کنیم که فردا بتوانند نماینده مجلس شوند، در شورای شهر فعال باشند یا مسوولیتهای اجرایی انجمنها را بر عهده گیرند؟
پاسخ روشن است: چون شایستهپروری تنها در حد شعار مانده است. ما افراد توانمند داریم، اما فرصت رشد و ساختار حمایتی برایشان ایجاد نکردهایم. - چگونه میتوان مطمئن شد که انتخاب شایستگان گرفتار رابطهگرایی و باندبازی نمیشود؟
با تعیین معیارهای شفاف، ارزیابی چندجانبه، بازخورد جمعی و تشکیل بانک اطلاعاتی نخبگان. تنها زمانی که شایستهسالاری به فرهنگ تبدیل شود، این آسیبها از میان میروند. - چرا جامعهای با فرهنگی چند هزارساله در برخی حوزهها مانند هنر و فرهنگ کمرونق است؟
زیرا حمایت ساختاری و نگاه سیستمی وجود نداشته است. شایستهپروری باید در همهی عرصهها ـ از مدیریت و اقتصاد تا فرهنگ و ورزش ـ جریان پیدا کند. - چگونه تجربهی بزرگان به نسل تازه منتقل میشود؟
با مستندسازی تجربهها، تشکیل شوراهای تخصصی، کوچینگ و بهرهگیری از ابزارهای نوین انتقال دانش.
جمعبندی
پیام اصلی میزگرد این بود: جامعه زرتشتی برای پایداری و پیشرفت خود، نیازمند یک نظام شایستهسالار واقعی است. نظامی که در آن شایستگان شناسایی شوند، آموزش ببینند، تجربه بیندوزند و در جایگاه مناسب قرار گیرند.
شورای مرکزی شایستگان میتواند نقش کلیدی در این مسیر داشته باشد؛ شورایی متشکل از نمایندگان انجمنها و نهادها، با ویژگیهایی چون صداقت، تجربه عملی، تعهد اخلاقی، توان مدیریتی و دغدغهمندی واقعی. چنین شورایی میتواند هماهنگی انجمنها را سامان دهد، آموزش و کوچینگ را مدیریت کند، انتقال تجربه نسلها را تضمین نماید و از باندبازی جلوگیری کند.
شایستهپروری یک شعار زیبا نیست؛ ضرورتی تاریخی است. اگر امروز به جانشینسازی نیندیشیم، فردا با خلا رهبری روبهرو خواهیم شد. جامعهای با ریشههای هزاران ساله سزاوار آن است که با ساختارهای نوین و کارآمد، آیندهای روشنتر برای نسلهای خود بسازد.
فراموش نکنیم: این مسوولیت تنها بر دوش بزرگان نیست؛ هر یک از ما میتوانیم بخشی از فرآیند شایستهپروری باشیم. آینده از امروز ساخته میشود، با تصمیمها و اقدامهای کوچک اما هدفمند ما.
