کتاب «اول شاهنامه؛ من گشتاسب را تبرئه میکنم»، نوشتهی ابراهیم بهزاد، فراخوانی است برای «نگاهی نو» به یکی از داستانهای شاهنامه، یا به سخن دیگر، بازخوانی حماسهی کهن «رستمواسفندیار». بهزاد برای رسیدن به چنین آرمانی، گام نخست را برداشته است. او به ما میگوید که گزارشنویسان امروزی شاهنامه، در شناخت داستان رستمواسفندیار به بیراهه رفتهاند و گشتاسب –شهریار کیانی- را بیسبب متهم به فرزندکُشی کردهاند. اینکه گشتاسب برای نگاهداری از تاجوتختاش، اسفندیار را به کام مرگ فرستاد، گمانی نادرست است و از خود داستانِ شاهنامه چنین برداشتی نمیتوان کرد. بهزاد ریشهی این «گشتاسبستیزی» را در «تاریخ طبری» مییابد و مینویسد که برخی از تاریخنگاران آن روزگار در بازگویی نوشتههای اوستایی و پهلوی امانتدار نبودهاند و در بازگفتها و داستانهای کهن دست بردهاند. نویسندگان امروزی نیز گرفتار همان برداشت بیپایهی طبری شدهاند و گشتاسب را «به هزار پستی و زشتی» (رویهی 64) آلوده کردهاند و آن داستان را « تا مرز یک دسیسهی پلید تکراریِ پیش پا افتاده، تقلیل دادهاند» (رویهی 18).
آیا آنگونه که بهزاد میگوید شاهنامهشناسان در شناخت این داستان به کژراهه رفتهاند؟ آیا آنچه دربارهی گشتاسب و رفتار او با اسفندیار به ما باوراندهاند، بهتان است و دروغ؟ برای آنکه پیشدرآمدی بر خوانش کتاب او بهدست داده باشیم، پرسشی را با ابراهیم بهزاد –نویسندهی کتاب «اول شاهنامه»- درمیان گذاشتیم. از او پرسیدیم چرا گشتاسب پافشاری میکند که اسفندیار، رستم را دستبسته به دربار بیاورد؟ آیا جز این است که با این خواستهی ناروا کاری ناشدنی را پیش پای اسفندیار میگذارد؟ آیا آن خواستهی گشتاسب بهانهتراشی نیست؟
– ابراهیم بهزاد: برای پاسخ به این پرسشها نخست باید نظریهی «سوء تفاهم کاراکترها» را به یاد بیاوریم. در جهان غرب، سوء تفاهم کاراکترها، تنها در تغزل دیده شده است، اما من دریافتهام که این نظریه در استورهها هم کاربرد دارد. البته شناخت آن در استورهها، کار دشواری است.
سوء تفاهم کاراکترها به تراژدی میانجامد. به سخن دیگر، تراژدی سوء تفاهم کاراکترهاست. پژوهش دامنهداری انجام دادم تا این را دریابم. من اثبات کردهام که سوء تفاهم کاراکترها در استورهها و در «داستان رستمواسفندیار» هست. اگر خوانندگان به آنچه من در کتابم گفتهام، باریکبینانه بنگرند، خود میتوانند چنین سوء تفاهمی را در داستان رستمواسفندیار و نیز چهبسا در زندگی خود بیابند؛ چون زندگی هر انسان یک تراژدی است؛ پس در همهی زندگیهای انسانی سوء تفاهم کارکترها دیده میشود.
آنچه در بالا آمده است بخشی از گزارش-گفتوگویی است درباره کتاب «اول شاهنامه؛ من گشتاسب را تبرئه میکنم»، نوشتهی ابراهیم بهزاد که به کوشش شهداد حیدری در تازهترین شمارهی امرداد آمده است.
متن کامل این گزارشگفتوگو را در رویهی چهارم (شاهنامه) شمارهی 505 هفتهنامهی امرداد بخوانید.
«امرداد» شمارهی 505 در روزنامهفروشیها و نمایندگیهای امرداد در دسترس خوانندگان خواهد بود.
خوانندگان میتوانند برای دسترسی به هفتهنامهی امرداد افزونبر نمایندگیها و روزنامهفروشیها از راههای زیر نیز بهره ببرند.
فروش اینترنتی فایل پیدیاف شمارهی 505 هفتهنامه امرداد
فروش اینترنتی نسخهی چاپی شمارهی 505 هفتهنامهی امرداد
اشتراک ایمیلی هفتهنامهی امرداد
