
چکيده: در این مقاله با عنوان «پایبندی به ریشهها پاسخ به نیازها، تاثیر باورهای زرتشتی بر مردم و مسوولان» به چیستی باورهای زرتشتی و کارکرد آنها بر مردم و مدیران جامعه میپردازیم. در این مقاله با شیوههای پژوهشی کتابخانهای و میدانی بررسیشده که باورهای زرتشتی و آموزههای زرتشت که هزاران سال پیش شکلگرفته است چه نقشی در زندگی اجتماعی ما و همچنین چه تاثیری در تصمیمات مدیریتی میتوانند داشته باشند.
نظرات جامعه شناسان و مدیران زرتشتی که امروز دستاندرکارند و همچنین رفتار و منش گذشتگان راهگشای ما برای یافتن پاسخ درست هستند و دانستن آن میتواند چراغ راهی برای همه باشد تا با کمک آموزههای زرتشت استوارتر قدم بردارند.
وجود مدیران باورمند و بااخلاق در هر جامعه و بنیادی میتواند باعث پیشرفت و توسعه بیشتر شود، اگر افراد در جامعه نیز همچنین منشی داشته باشند، پیشرفت و بهروزی اجتنابناپذیر خواهند شد.
واژگان کلیدی: گاتها؛ باورهای زرتشتی؛ جامعه زرتشتی؛ مسوولان؛ کتیبههای هخامنشی؛ مدیریت اخلاقمحور؛ زرتشتیان؛ اندیشه اشوزرتشت
مقدمه
از دیرباز، باورها و آیینها نقش مهمی در شکلگیری رفتارها و تصمیمگیریهای انسانها داشتهاند. یکی از این آیینهای کهن، آیین زرتشتی است که با باورها و آموزههای اخلاقی و اجتماعی خود، نهتنها میتواند بر زندگی روزمره مردم تأثیر بگذارد، بلکه میتواند بر نگرش و عملکرد مدیران و رهبران جامعه نیز اثرگذار باشد و به پیشرفت آنها کمک کند. در این مقاله، با نگاهی به گاتها و پیامهای ارزشمند آن و باورهای زرتشتی، تلاش میکنیم بررسی کنیم چگونه اصول زرتشتی میتوانند راهنمایی برای زندگی فردی و اجتماعی و تصمیمگیری مسوولانه در مدیریت و رهبری باشند.
باورهای زرتشتی:
باورهای زرتشتی از اندیشه اشوزرتشت و جهانبینی او برانگیختهشده، این باورهای زرتشتی را میتوانیم در آموزههای اشوزرتشت و گاتها ببینیم:
«1- توحید و یکتاپرستی
اشوزرتشت برابر یسنای 28 بند 3 در تعلیم یکتاپرستی مقدم و پیشرو دیگر پیامبران است او میفرماید:
من این سرودهای ستایش خود را آنچنانکه پیشازاین کسی نسروده است نثارت میکنم – ای اهورامزدا، ای نیکاندیش واقعی، از تو درخواست میکنم تا در جهان نیروی فناناپذیر معنوی تجلی نماید. اینک که تو را با ستایش خود فرامیخوانم به سویم شتاب و مرا کامیاب گردان. ای مردم، اینک شما را از پیامی آگاه سازم که تا حال کسی نشنیده- فرمانی که شنیدن آن برای بدکاران و دروغ پرستان ناگوار خواهد بود، ولی برای کسانی که از ته دل به مزدا ایمان آوردند دلپذیر است (یسنا 31، بند یک)» (شهزادی، 1377، صفحه 17 و 18)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای توحید و یکتاپرستی را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 31، بند 2، 7، 8، 13، 14 و 15 – یسنا 32، بند 1 – یسنا 33، بند 14 – یسنا 34، بند 5 و 6 – یسنا 43، بند 5،7،8 و 14 - یسنا 44، بند 3، 4 و 5 – یسنا 45، بند 6،7،8 و 11 – یسنا 47، بند 2 و 3 – یسنا 49، بند 10 – یسنا 50، بند 9، 10 و 11 (شهزادی، 1377، صفحه 18،19 و 20)
«2- آزادی انتخاب راه
ای مردم گفتار نیک دیگران را بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و میان نیک و بد خود داوری کنید، زیرا پیش از آنکه فرصت از دست برود، هر مرد و زن باید خودش راه خود را برگزیند. بشود که به یاری خرد اهورایی در گزینش راه نیک کامران گردید. (یسنا 30، بند 2)» (شهزادی، 1377، صفحه 20 و 21)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای آزادی انتخاب راه را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 30، بند 7 و 11 – یسنا 31، بند 9، 10، 11 و 12 – یسنا 45، بند 1 و 4 – یسنا 46، بند 13 – یسنا 48، بند 4 (شهزادی، 1377، صفحه 21 و 22)
«3- سپنتامینو و انگرهمینو
اشوزرتشت اساس و پایه هستی و آفرینش را بر دونیروی همیستار یا متضاد استوار داشته است و گردش ماه و زمین و سیارات و ستارگان را برکنش و واکنش این دونیروی برین میداند که هر دو آفریده اهورامزداست. امروز دانشمندان این دونیرو را به نامهای مختلف چون دافعه و جاذبه، مثبت و منفی، کنش و واکنش، ماده و انرژی، جسم و روح و غیره مینامند. در نزد پروردگار هیچیک از این دونیرو بد یا نیک نیست بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند، ولی هنگامیکه ما این دونیرو را با میزان اندیشه و پندار خود میسنجیم، یکی را نیک میپنداریم و دیگری را بد و حتی همین نیکی و بدی ما صورت عام و مطلق ندارد و بنا به محیط و زمان و مکان هر گروهی از مردم، این پندار فرق میکند، زیرا درجایی عملی را برخلاف دیگران نیک یا بد میدانند. مولوی معنوی گوید:
پس بد مطلق نباشد در جهان/ بد به نسبت باشد این را هم بدان
در گاتهای اشوزرتشت، آنچه را که به تصور گروهی از مردم نیک میآید، آن را منتسب به سپنتامینو یعنی منشنیک و پاک و آنچه را که بد و زشت میآید، منتسب به انگرهمینو که بعدها در زبان فارسی اهریمن شده است، همیشه در برابر سپنتامینو ذکر میشود، نه در برابر اهورامزدا.
از یسنای 30، بند 3 بهخوبی آشکار است که نیکی و بدی زاییده فکر و اندیشه بشر است نه اصل مطلق خلقت» (شهزادی، 1377، صفحه 23)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای سپنتامینو و انگرهمینو را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 30، بند 3 تا 7 – یسنا 45، بند 2 – یسنا 39، بند 9 (شهزادی، 1377، صفحه 24 و 25)
«4- اشوزرتشت بر ضد موهومات و خرافات مذهبی است
آموزگار دروغ تعالیم مقدس را تحریف میکند و با آموزشهای نادرست خویش اساس زندگی مردم را به هم میریزد. چنین کسانی همه را از بخشش گرانبهای عقل و خرد و به کار گماردن اندیشه درست و راست بازمیدارد. (یسنا 39، بند 9)» (شهزادی، 1377، صفحه 25)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای ضد موهومات و خرافات مذهبی را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 32، بند 10،12 و 14- یسنا 48، بند 10 – یسنا 33، بند 2(شهزادی، 1377، صفحه 25 و 26)
«5- کار و کوشش و آبادانی
ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را بهسوی آبادانی و پیشرفت و مردم را بهسوی راستی و پارسایی رهنمایند. (یسنا 30، بند 9)» (شهزادی، 1377، صفحه 26)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای کار و کوشش و آبادانی را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 31، بند 10 – یسنا 32، بند 7 – یسنا 34، بند 14 – یسنا 45، بند 4 – یسنا 49، بند 4 (شهزادی، 1377، صفحه 26 و 27)
«6- پاداش کارهای نیک و بد در جهان
کسانی که از نیروی خرد ایزدی و نیکاندیشی و راستی برخوردارند، در انتخاب راه نیک کامیاب گردند و به پاداش آن در دوجهان بهره نیک یابند. (یسنا 30، بند 7)» (شهزادی، 1377، صفحه 27)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای پاداش کارهای نیک و بد را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 30، بند 10 و 11 – یسنا 31، بند 14، 15 و 20 – یسنا 45، بند 7 (شهزادی، 1377، صفحه 27، 28 و 29)
«7- پیروزی نهایی نیکی بر بدی
هنگامیکه کیفر اهورایی برای گناهکاران فرارسد و بدان کیفر زشت خود رسند، جهان را نیروی پاک منشی فرا خواهد گرفت و در پایان بدی به دست نیکی شکست خواهد خورد و دروغ به بند راستی درخواهد آمد. (یسنا 30، بند 7)» (شهزادی، 1377، صفحه 29)
همچنین میتوانیم آموزههای اشوزرتشت در راستای پیروزی نهایی نیکی بر بدی را در دیگر بندهای گاتها بخوانیم:
یسنا 30، بند 8 – یسنا 32، بند 6 – یسنا 44، بند 15 (شهزادی، 1377، صفحه 29)
«8- امشاسپندان و ایزدان
معانی و صفات ویژه اهورامزدا در گاتها که بعدها پیشوایان دین برای درک و فهم مردم عامه به نامهای امشاسپندان یعنی فرشتگان مقرب درگاه پروردگار و گروهی دیگر به نام ایزدان یعنی صفات نیکی که مورد تعظیم و تکریم مردم (فرشتگان درجه دوم) میباشند.» (شهزادی، 1377، صفحه 29 و 30)
همچنین موبد شهزادی در سخنرانی خود در تاریخ هجدهم خردادماه 1325، در تالار دبیرستان فیروزبهرام به دیگر تعالیم اشوزرتشت نیز اشاره کردند ازجمله: صلح و آشتی، منع قربانیهای خونین، قانون اشویی، تساوی حقوق مرد و زن، تعلیم و تربیت، خیرات و مبرات، میهندوستی، جاودانی روان و هومت و هوخت و هورشت (شهزادی،1380، صفحه 17 و 19 و 21)
از تمام این آموزهها و اندیشهها میتوان به نُه باور کلی و پایه رسید:
«در نگارههایی که از اشوزرتشت ترسیمشده این پیامبر بزرگ ایرانی، عصایی ۹ (نُه) بند در دست دارد و بر اساس سنت زرتشتیان هر فرد بهدین، زمانی که به سن تکلیف میرسد، طی آیینی ویژه که «سدره پوشی» نامیده میشود، در برابر موبد «زوت» و جمع فامیل و آشنایانی که «انجمن وه مزدیسنی» گفته میشود با آزادی کامل به اصول و فروع دین اشوزرتشت پیمان وفاداری میبندد. پوشش ساده و سفیدرنگ سدره نیز از ۹ (نه) تکه تشکیل گردیده است، این ۹ بند یا نه تکه نشان از ۹ اصل از چکیده دین زرتشتی را به ما میآموزد که من کوشش میکنم، برای شما بهصورت بسیار فشرده بیان کنم. آنوقت خودخواهید فهمید که چرا و چگونه، این پیامها پایه دین زرتشتی را تشکیل میدهد، هرگز قدیمی نمیشود و نهتنها برای انسانهای امروزی، تازه و بکر و عملی قابل پیاده کردن است، بلکه تا انسان وجود دارد، اگر این اصول را پایه باورهای خود قرار دهد و پایبند باشد هم خود میتواند فرد شایسته و پیروزی باشد هم قادر است جامعه انسانی را بهسوی رسایی و کمال هدایت نموده و جهانی را آباد و آزاد سازد:
۱- باور به یکتایی خدا:
خدایی بیهمتا که اهورا (هستیبخش) و مزدا (بزرگ دانا) نام دارد و این دو وصف بزرگی و دانایی هماهنگ و از هم جداناشدنی است خدایی که در همهجا و در همهچیز در تجلی است؛ و هرچه را آفریده نیک و لازم و ملزوم یکدیگر آفریده و خلاصه خدایی که صفات کامل آن در نماز صد و یک نام خدا شرح دادهشده است: ایزد (سزاوار ستایش) هروسفآگاه (بر همهچیز آگاه) هروسفتوان و غیره…
۲- باور به پیامبری اشوزرتشت:
نخستین پیامآوری که پس از تردید کردن به باورهای گذشتگان خود، پس از ۱۰ سال اندیشیدن در کوه اشیدرنه، از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد و از یکتاپرستی (توحید) و پیامبری خود (نبوت) و جهان مینوی (معاد) خبر داد و پیام خود را مانتره (برانگیزنده اندیشه) نامید و از دین (دائنو) به مفهوم وجدان سخن به میان آورد و … باورهای اهورایی خود را به مردم ارائه نمود و با تاسیس انجمن مغان، قوانین مذهبی خود را از راه انجمنی بنیاد نهاد و با تربیتِ مبلغین مذهبی آرامآرام دین او بخش بزرگی از این کره خاکی را در بر گرفت و پیروان او «مزده یسنان» یا مزداپرستان و مذهب او «زرتشتی» نامیده شد.
۳- باور به بقای روان و جهان واپسین (جهان مینوی):
اشوزرتشت آموزش داد که مرگ به مفهوم نیستی حقیقت نداشته و تنها زندگی و نازندگی (شکل دیگری از زندگی) وجود داشته و جهان از دو بخش گیتی و مینیو تشکیلشده که این دو بههمپیوسته و از یکدیگر جدا نیست. وهیشتم مینیو (بهترین جهان مینوی) پادافره روان نیکوکار و اچیشتم مینیو (بدترین جهان مینوی) پاداش روان بدکاران خواهد بود.
۴-باور به اشا (راستی و هنجار):
اشوزرتشت نخستین کسی است که به وجود هنجار در هستی پی برد و از حاکم بودن قانون «اشا» در جهان هستی (گیتی و مینو) سخن گفت و فرمود انسان توان دارد که به علت برخورداری از خرد از قوانین «اشا» سر درآورد و از آن استفاده یا حتی سو استفاده نماید. آموخت که انسان تنها زمانی میتواند خوشبخت زیست کند که قوانین اشا را بهدرستی بشناسد و خود را با قانون ابدی (اشا) هماهنگ و همراه سازد و …
۵- باور به گوهر آدمی و آدمیت:
بر پایه آموزشهای اشوزرتشت، تمام انسانها از هر جنس و نژاد و مذهب دارای وجدان (دائنتو) و منه (خرد) بوده، از جسم و جان و روان و فروهر بسیار بالندهتر از همه موجودات جهان برخوردار میباشند و قدرت تشخیص نیک از بد و ارزشگذاری را داشته و آزادی کامل در انتخاب راه و توان شناخت قوانین حاکم بر طبیعت و ساختن سرنوشت خویش میباشند. درمجموع به تعبیر اشوزرتشت همه انسانها یک موجود مینوی بوده، «من» دارند و میتوانند من خویش را به هر حالتی که دوست دارند، هدایت کنند. دارای بهترین منش (سپنتهمن) یا بدترین منش (انگرهمن) گردند؛ که البته وظیفه هر زرتشتی پیروی از سپنتهمن و مبارزه خردمندانه با تمام نیروهای انگرهمن یا اهرمنی درون و برون است و …
۶-باور به هفتپایه کمال:
اشوزرتشت اهورامزدا را دارای شش فروزه: وهومن (منش یا اندیشه و گفتار و کردارنیک) اردیبهشت (راستی و پاکی و عشق اهورایی) شهریور (شهریاری بر خویش و تسلط بر نفس) سپندارمزد (مهر و فروتنی و وفای به عهد)، خرداد (دانش و تجربهاندوزی و کمالجویی) و امرداد (بیمرگی و جاودانگی) میشناسد و میآموزد که هرکس با تمرین و ممارست از این شش فروزه اهورایی بهطور کامل برخوردار گردد، در پایه هفتم تکامل خویش جز خدا نمیبیند و با او یکی میگردد. این باور اهورایی در دورانهای بعد بهصورت باور به هفت شهر عشق، هفتخان رستم و غیره در عرفان ایرانی باقیمانده است.
۷-باور به دادودهش و دستگیری از نیازمندان:
دین زرتشتی دور نگهدارنده جنگافزار و آشتیدهنده است و خوشبختی را شایسته کسی میداند که خوشبختی دیگران را فراهم مینماید. باور به اینکه هر کس در هر درجه مادی و مینوی میتواند و باید به دیگران یاریرسان باشد. گذشت و فداکاری (خویتودس) و بار دادن مادی و معنوی به دیگران، در دین زرتشتی بهصورت آیین (سنت)های اشوداد (وقف) و گاهانبار و جشنخوانیها و بخشش (میزد) و غیره، بهگونهای آبرومند، از مشخصه دین مزدیسنی است.
۸-باور به مقدس بودن چهارآخشیج:
سپنته (مقدس) دانستن آب و باد و خاک و آتش و پاسداری از محیطزیست بر هر زرتشتی بایسته (واجب) است.
۹-باور به فرشکرد بودن:
بنابر آموزشهای گاتها، ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را بهسوی پیشرفت میبرند و با تمام توان در پویایی اندیشه و گفتار و کردار و آبادانی جهان سهیم گردیده فرشکرد (تازه کننده جهان) میباشند. هر بهدین باید کوشش کند که با آوردن نور بر تاریکی و با دانش بر جهان پیروز شود. مثبتنگری و یافتن روشهای نوین در زندگی برای رسیدن به اهداف انسانی (فرشکرد) مشترک یکی از مهمترین پایههای اساسی دین زرتشت است.
هرکدام از این ۹ اصل را میتوان بهدرستی باز کرد در مورد آنها ساعتها گفتوگو نمود و کتابها نوشت ولی هرچه هست این باورها هرگز قدیمی نخواهد شد.» (خورشیدیان،۱۳۸۶، صفحات ۵۲، ۵۳، ۵۴ و ۵۵)
کارکرد باورهای زرتشتی بر مردم و جامعه:
«هدف اصلی زرتشت تربیت انسان و رشد فضایل عالی و معنوی در اوست. ازنظر زرتشت فقط در جامعه انسانهای راست دین که به کمک منش نیک و خرد مینوی به فضایل عالی دستیافته و سه عامل پندار، گفتار و کردار نیک را سرلوحه زندگی خود قرار دادهاند، سعادت و آرامش و شکوفایی میتوان تحقق یابد. تعالیم زرتشت بر اصولی کاملا عملی بناشده او آموزگاری است واقعبین که کمتر به مسائل تخیلی و مشکلاتی میپردازد که برای توجیه آن باید به اوهام و ذهنگرایی متوسل شد.» (آشتیانی، 1381، صفحه 451)
در این بخش پرسش این است که باورهای دینی و اخلاقی زرتشتی که ریشه در آموزشهای گاتها و پیامهای اهورامزدا دارند، آیا توانسته و میتوانند بر ساختارهای فردی و اجتماعی جامعه تاثیر بگذارند؟
به این منظور، از دیدگاههای دو تن از جامعهشناسان زرتشتی، فردین نمیرانیان 1 و رستم شهریاری 2، بهره گرفته و به بررسی کارکردهای این باورها در جامعه میپردازیم.
پرسش 1: چگونه یکتاپرستی در دین اشوزرتشت بر انسجام اجتماعی و وحدت فرهنگی در میان اقوام ایرانی تأثیر گذاشته است؟
«اگر به بعد زمینی دین و نه آسمانی آن نگاه کنیم، دین در بخش اصلی خود دارای یک جهانبینی است که خدا، انسان و قانون جهان را تفسیر میکند. هنگامیکه یک دین میان مردمان بسیاری مقبول واقع میشود، نگاه مردم معتقد به آن دین، علیرغم تفاوتهای طبیعی، در بسیاری از حوزهها دچار همگرایی میشود. دین اشوزرتشت به دلیل کلام و اندیشهاش مقبولیت بسیاری در ایران یافت و درنتیجه، مردمان زرتشتی، راه و رسم و نگاه زرتشت به جهان و خداوند و انسان را در زندگی پیشه کردند؛ و از این بابت همگرایی و انسجام مطلوبی در حوزه اجتماعی و فرهنگی در میان اقوام مختلف رواج یافت.» (فردین نمیرانیان)
پرسش 2: آموزههای اشوزرتشت در باب خرد و انتخاب اخلاقی، چه بازتابی در فرهنگ عمومی و رفتارهای شهروندی امروز دارد؟
«محوریت اصلی کلام زرتشت، آزادی در اندیشه و انتخاب راه است. چه در انتخاب دین، چه در انتخاب شریک زندگی و چه در هر انتخاب دیگر. این آزادی با تعصب و دگماندیشی در تضاد است. از این بابت در جامعهای که باور به زرتشت وجود دارد، اتفاقات تلخ و ناگواری همچون قتلهای ناموسی، قتل دیگر هممیهن به دلیل تفاوت دینی و مذهبی و … یافت نمیشود. امکان تعامل بیشتر افراد با نگرشها و اندیشههای مختلف را با یکدیگر فراهم میسازد و منافع جامعهی بزرگ را در درگاه اختلافات کوچک شخصی قربانی نمیکند.» (فردین نمیرانیان)
- فردین نمیرانیان، کارشناس ارشد علوم اجتماعی
- رستم شهریاری، دانشجوی دکترای جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی
پرسش 3: باور به جهان مینو و جاودانگی روان چه تأثیری در شکلگیری وجدان جمعی و مسئولیت اخلاقی در جامعه ایرانی داشته است؟
«در میان جامعهی زرتشتی، دهشمندی، دیگر دوستی و کمک به دیگران و رعایت اخلاقیات، بهشدت رواج دارد؛ اما بد نیست قدری علت آن بیشتر توضیح داده شود: در جهانبینی زرتشت، تفسیری که از جاودانگی و جهان مینو ارائه میشود باگذشت قرنها و قرنها همچنان اعتبار خود را حفظ کرده و تازگی دارد. از این بابت باورمندی به جاودانگی و جهان مینوی، همچنان حفظشده و تاثیرات ناشی از باور به آن نیز در حفظ وجدان جمعی و مسئولیت اخلاقی جامعه مشهود است.
از طرف دیگر، در جهانبینی زرتشت، ارزش و نتیجهی حاصل از هر رفتار، صرفا به جهان دیگر و در عالم جاودانگی واگذار نشده است. بلکه یکی از کلیدیترین باورهای دین زرتشتی، خوشبختی (زندگی نیک در همین جهان) از آنکسی دانسته شده است که خواهان خوشبختی دیگران باشد. درواقع حتی اگر جهان جاودانگی هم نادیده انگاشته شود، زرتشت کماکان باورمند است که زیست مطلوب و شایسته در همین جهان نیاز بهجز با نیکاندیشی و تعامل و کمک به دیگران محقق نمیشود.
از این بابت رفتار اخلاقی خصوصا دیگر دوستی، در جایگاه زرتشتی کیفیت کاملا مطلوبی را داراست. » (فردین نمیرانیان)
پرسش 4: چگونه مفهوم اشا و دو گوهر همزاد در شکلگیری درک عمومی از عدالت و اخلاق نقش داشته است؟
«اشوزرتشت بینش نوینی درباره خدا، زندگی و طبیعت را به مردمان میدهد. اشوزرتشت در آغاز با آشنا کردن انسانها، از دوگانگی منشی یا اندیشهای، خوبی و بدی را میشناسد و با دانایی و خرد، انسانها را به بهترین گزینش تشویق میکند.
دستور دالا میگوید: «انسان اندیشه را میآفریند و اندیشه انسان را» و اینها همه و همه از قانون و هنجار هستی (اشا) پیروی میکنند.
درک انسان از این هنجارها، سبب میشود که او دریابد که «او اشرف مخلوقات نیست!» و بلکه از این جهان هستی است و این دیدگاه او را اخلاق مدارتر و دادگسترتر بار میآورد. چراکه خود را فرای و بالاتر از دیگران و دیگر آفریدهها نمیداند.» (رستم شهریاری)
«برخلاف بسیاری از باورها که جهان را لبریز از تصمیمات ناگهانی خداوند و دخالت مدام او در زندگی انسان توصیف میکنند، اشوزرتشت از قانون اشا سخن میگوید. جهان با قانون اشا و هنجار هستی، دنیایی پر از تصمیمات ناگهانی نیست. بلکه جهانی است که نتیجهی هر کنش ما، بر مبنای قانون، از پیش مشخصشده است. ما برای زندگی بهتر و خوشبختی، از قانون اشا پیروی میکنیم.
و خب هر اتفاق خوب یا بد که برای آدمی رخ میدهد، چون بر مبنای قانونی از پیش مشخصشده و حاکم بر جهان است، عادلانه است و وجود این قانون اخلاق را در جامعه سبب میشود.» (فردین نمیرانیان)
پرسش 5: باور به برابری حقوق انسانها در دین زرتشتی، چگونه در عدالت اجتماعی و برابری جنسیتی در تاریخ ایران نقش بسته است؟
«در گاتها- یسنای 30، بند 2: میخوانیم: «ای مردم بهترین سخنان را به گوش و هوش بشنوید و با اندیشه روشن و ژرفبینی آنها را بررسی کنید، هر مرد و زن را ه نیک و بد را شخصا برگزیند …» اشوزرتشت در این بند بهروشنی برابری حقوق زنان و مردان را یادآور میشود. این نگرش تا آن اندازه در میان مردمان گسترش پیدا کرد که نمود خود را در بالاترین سطح حکمرانی ایران نشان داد. برای نمونه جایگاه زنان در روزگار ساسانیان را کوتاه یادآور میشویم: زن در روزگار ساسانی و در متون نوشتهشده در آن دوره نشان از جایگاه والای آن در بالاترین درجهی سیاسی، اداری دارد، بهگونهای در تزئینات وابسته به معماری همچون گچبری، نقاشی یا تبلیغات سیاسی اعم از نقوش برجسته، سکه و … دیده میشود.
در میان کتیبههای پادشاهی تنها در یک مورد و آن کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت، نام شانزده تن از زنان دربار آورده میشود.
از 33 نقش برجستهای که از روزگار ساسانی به یادگار مانده، در 9 تای آن تصویر زنان نقش شده است (مانند نقش برجستهی تاجستانی اردشیر یکم در نقش رجب) که این نشان از جایگاه والای بانوان دارد.
در میان 33 شاه دودمان ساسانی که از خود سکه به یادگار گذاشتهاند تنها روی یا پشت 3 تن از پادشاهان ساسانی نقش زن یا ایزد آناهیتا دیده میشود.
ارج نهادن به بانوان تا اندازهای بود که در سالهای پایانی ساسانیان، بانوانی چون پوراندخت و آذرمیدخت به پادشاهی میرسند. از پوراندخت سکهای به یادگار مانده است.» (رستم شهریاری)
«باور به برابری حقوق در دین زرتشتی سبب شد، زنان در حکومت هخامنشیان، شغل و دستمزد داشته باشند، مقامهای مهمی را به دست آوردند و حتی باگذشت قرنها در اشعار فردوسی نیز نقش زنان حتی در امور نظامی مطرح میشود (گرد آفرید). در جامعهی مدرن زرتشتی نیز، با تجدد مدارس در ایران، خانوادهها بین تحصیل پسران و دختران تفاوتی قائل نشدند و همچنین با مدرن شدن مشاغل و ایجاد مشاغل شهری، خصوصا مشاغل خدماتی، خانوادههای زرتشتی بهمراتب و بهصورت چشمگیری محدودیت و مانعی برای اشتغال زنان قائل نبودند.
همچنین نگاه برابر به زن و مرد، در موضوع ازدواج سبب شد تا زن و مرد برای زیستن در کنار یکدیگر آگاهانهتر تصمیم بگیرند و با حقوق معنوی منصفانهتر و متعادلتری وارد رابطهی زناشویی شوند و همین موضوع، سبب شد نهاد خانواده که به تعبیر جامعهشناسان همچون سلولهای تشکیلدهندهی جامعه است، کیفیت مطلوبی داشته باشد و افراد شایستهتر و موفقتر و سالمتری در دل خانوادهها پرورش یابند.» (فردین نمیرانیان)
پرسش 6: امشاسپندان، چگونه نمایانگر ارزشهای عرفانی و اخلاقی در فرهنگ ایرانی و تأثیرگذار در جامعه زرتشتی هستند؟
«در فرهنگ زرتشتی، ویژگی و فروزه های اهورایی بانام امشاسپندان یا پاکان جاویدان شناسانده شده است. ویژگیهایی که گروهی آنها را فروزههای اهورایی و گروهی آنها را گامهای رسیدن به کمال و رسایی میدانند. بههرروی وهومن، اردیبهشت، شهریور، سپندارمزد، خورداد و امرداد به همراه ذات یکتا و بیهمتای اهورامزدا را که نشانهی دربگیری همهی فروزههایش است را تمثیلوار به نام «هفت امشاسپند» میشناسیم. هفتی که در عرفان ایرانی نشانهی «همهچیز» است و «کل هستی» را میرساند.
برداشت انسان از فلسفه هفت امشاسپند، انسان را وامیدارد تا به پیرامون خود بیشتر اندیشه کند و رفتار خود را بیشتر پایش کند که این خود در درازمدت باعث آن شد که ایرانیان به مدت 1200 سال (هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان) بر جهان، جهانبینی خود را گسترش دهند و دیگر مردمان آن را الگو قرار دهند که هماکنون در جایجای جهان بدون آنکه یادی از فرهنگ پربار ایران شود، از آن یاد میشود.» (رستم شهریاری)
«در آیین زرتشتی، امشاسپندان شش جلوهی اهورامزدا هستند که هر یک نماد یک فضیلت بنیادیاند و نقش مهمی در شکلدهی ارزشهای اخلاقی و عرفانی ایرانی دارند. این مفاهیم، هم در آموزش فردی و هم در روابط اجتماعی زرتشتیان نقش داشته و باعث شده زندگی اخلاقمحور، احترام به طبیعت و همزیستی مسالمتآمیز بخشی از فرهنگ ایرانی شود. بهبیاندیگر، امشاسپندان هم مدل اخلاق فردیاند و هم چارچوبی برای ساماندهی جامعه.» (فردین نمیرانیان)
پرسش 7: فرهنگ نیکوکاری در جامعه زرتشتی چه تاثیری بر انسجام اجتماعی و کاهش شکاف طبقاتی داشته است؟
«اگر نابرابری و شکاف طبقاتی را «یکی از نامانوسترین حقایق زندگی اجتماعی بشر بدانیم»، باید گفت یکی از پرتوهای این نابرابری درزمینهی دین نمایان شده است و پدیدهای به نام نابرابری و شکاف طبقاتی دینی را پدید آورده است. گوشهای از این نابرابری که شکاف طبقاتی دینی را پدید آورده است، در زیر میخوانیم:
محمدتقی مجلسی (1003 تا 1070 ه) از علمای معاصر شاهعباس یکم و شاگرد شیخ بهایی در رساله «احکام اهل ذمه» میآورد: «اهل ذمه (یهود و نصاری و مجوس) نبایستی ایشان بلند آواز بخوانند و خانهی خود را بلندتر از خانهای مسلمین بسازند. آنان روز بارانی بیرون نیایند و در بازار راه نروند و مسلمانان را نجس نکنند. کفشهای زنان ایشان دورنگ باشد یک لنگه سرخ یا زرد و لنگ دیگر به رنگ دیگر …»
در تاریخ 1400 سالهی پس از یورش تازیان و رویارو شدن زرتشتیان بااینهمه نابرابری، فرهنگ نیک و سرشار از نیکوکاری خود را، همانند گذشته در دستور کار خود قراردادند. آنان اگر آموزشگاه میساختند برای عموم بود و اگر آبانباری بنیاد نهاده میشد، همگان میتوانستند از آن بهره برند. این رفتارها و کردارها که همگی در آموزشهای وزین اشوزرتشت نهفته شده است سبب شد که هماکنون جامعه ایرانی، زرتشتیان را بهترین و خوشنامترین شهروندان بدانند و در حافظه تاریخی خود نگهدارند.»(رستم شهریاری)
«در این مورد به جرات میتوان فراتر از جامعهی زرتشتی سخن گفت و بسیار نیز سخن گفت. فرهنگ نیکوکاری در جامعهی زرتشتی سبب شده تا وقتی حتی خبری از مالیات و… نیست، توانگران جامعهی زرتشتی به فکر دهش و نیکوکاری باشند. از آن زیباتر نحوهی نیکوکاری آنها است. ساخت مدرسه و آبانبار و بیمارستان و… همگی و همگی، زیرساختهای جامعه محسوب میشوند. وجود این زیرساختها فقر مطلق را در جامعه کاهش میدهد. از جانب دیگر زرتشتیان برای کمک به همنوع در خط مقدم افراد جامعه قرار میگرفتند. نمونهی آن تلاشهای ارباب کیخسرو شاهرخ، برای کمک به مردم در زمان قحطی جنگ جهانی اول بود. خیرات و نیکوکاریای که باوجود گذر دههها همچنان ادامه دارد و به ایجاد فرصت برابر برای رشد افراد در جامعه کمک کرده است.» (فردین نمیرانیان)
پرسش 8: چگونه باور سپندینگی و ارجمندی چهارآخشیج (آبوآتش و خاک و هوا) در دین زرتشتی بر شکلگیری فرهنگ محیطزیستی اثر گذاشته است؟
«در باور زرتشتیان انسان اشرف مخلوقات نبوده که بپندارد کل جهان هستی از برای او آفریدهشده است، بلکه در این جهانبینی انسان جزیی از زیستبوم بوده و ازاینرو میبایست به آن احترام بگذارد و آن را ارج نهد. چراکه با این نگرش، انسان خود را جدای از زیستبوم و چهار آخشیج آب، آتش، خاک و هوا نمیداند و میداند آن آسیب رساندن به هرکدام، آسیب رساندن به تکتک اجزای زیستبوم است، ازاینرو زرتشتیان بههیچروی بر روی زمین «تف» نمیکردند. در آب روان پوشاک خود را نمیشستند تا آب روان آلوده نشود. برای خشنودی هوا و خوشبویی آن از عود و عنبر بهره میبردند تا هوا هم خوشبو شود.»(رستم شهریاری)
«در دین اشوزرتشت، چهارآخشیج (آب، آتش، خاک و هوا) نه صرفاً عناصر طبیعی، بلکه آفریدگان مقدس اهورامزدا هستند که هرگونه آلودگی یا تخریب آنها گناهی بزرگ به شمار میآید. این باور باعث شده که زرتشتیان از دیرباز شیوههای زیستی خود را بر اساس پاکیزگی و پاسداشت محیط شکل دهند؛ مثلاً آب را با مواد آلاینده نمیآمیختند، آتش را در مکانهای آلوده نمیافروختند، خاک را با اجساد یا مواد فاسد نمیآلودند و هوا را با دود بیهوده نمیآشامیدند. چنین نگاهی، نوعی «اخلاق طبیعت» ایجاد کرده که نه بر اجبار قانون، بلکه بر حرمت معنوی عناصر استوار است؛ و همین، یکی از نخستین الگوهای فرهنگ محیطزیستی در تاریخ ایران و حتی جهان را رقمزده است.»(فردین نمیرانیان)
پرسش 9: فرشگرد بهعنوان باور به نوسازی، چه جایگاهی در فرهنگ پایداری، امید و اصلاح در جامعه ایرانی-زرتشتی دارد؟
«فرشگرد در آیین زرتشتی باور به نوسازی و بازگرداندن جهان به حالت آرمانی و بیآلایش نخستین است؛ مفهومی که هم جنبه کیهانی دارد و هم جنبه اجتماعی و فردی. این باور، امید به بهبود را زنده نگه میدارد و به انسان یادآور میشود که هر فساد، نا عدالتی یا تباهی، سرانجام با تلاش انسان و یاری نیروهای نیکو اصلاحپذیر است. در فرهنگ ایرانی-زرتشتی، فرشگرد الهامبخش پایداری در برابر سختیها و انگیزهای برای اصلاحگری بوده؛ زیرا هر عمل نیک و هر مبارزه با دروغ و بدی، گامی در مسیر این نوسازی بزرگ تلقی میشود. به همین دلیل، فرشگرد نه یک وعده دور، بلکه یک برنامه اخلاقی-اجتماعی برای بهبود مستمر زندگی و جامعه به شمار میآید.»(فردین نمیرانیان)
پرسش 10: بهطورکلی آیا باورهای زرتشتی برای جامعه و مردم مفید هستند؟ چگونه این باورها بر پیشرفت و توسعه فرهنگی جامعه اثر دارند؟
«باورهای زرتشتی، بهویژه سه اصل بنیادین «اندیشهنیک، گفتارنیک، کردار نیک»، یک چارچوب اخلاقی روشن برای زندگی فردی و جمعی فراهم میکنند که بر راستگویی، مسئولیتپذیری و تلاش برای بهبود مداوم تأکید دارد. این اصول، همراه با ارزشهایی مثل احترام به طبیعت، نیکوکاری، عدالت و راستی، نهتنها انسجام اجتماعی را تقویت میکنند، بلکه بستر رشد فرهنگی و توسعه پایدار را هم مهیا میسازند. تأکید بر خردورزی و انتخاب آگاهانه، مردم را به مشارکت فعال در تصمیمگیریهای اجتماعی و بهبود شرایط زندگی ترغیب میکند. درنتیجه، این باورها میتوانند نسلها را به سمت جامعهای اخلاقمحور، قانونمدار و فرهنگ دوست هدایت کنند که هم به گذشته خود وفادار است و هم آماده نوآوری و پیشرفت است.»(فردین نمیرانیان)
پرسش 11: نظر خودتان درباره باورهای زرتشتی و آثار و کارکرد آنها بر جامعه چیست؟
«باید یادآور شد که توسعه فراگیر بدون توسعه فرهنگی شدنی نیست. جایگاه و ارزش توسعه فرهنگی اگر از توسعه اقتصادی و سیاسی بیشتر نباشد، کمتر هم نیست.
از دیدگاه جامعهشناختی، فرهنگ به مجموع ویژگیهای رفتاری و باوری اکتسابی اعضای یک جامعهی خاص گفته میشود. توسعه و درک مفهوم نوین آن به فقر، اشتغال، برابری و توسعه عادلانه درآمد توجه دارد و کمتر اندیشمندان به بخش فرهنگ آن روی خوشنشان میدهند چراکه میدانند کشوری که بهعنوان کشور توسعهنیافته نامور شده است، اگر به غنای فرهنگی خود را آراسته کند، در دیگر بخشهای توسعه، به استواری و پایداری بالاتری خواهد رسید.
ازاینرو، باورهای زرتشتی همچون «اندیشهنیک، گفتارنیک و کردارنیک»، «خوشبختی را در خوشبختی دیگران دیدن»، «در دین زرتشتی، انسان همکار خداست و نه بندهی او»، «همواره ما از کسانی باشیم که این جهان را تازه میکنند» و … میتواند سرچشمهی رفتارهای اندیشمندانهای باشد که کشورهای توسعهیافته، در درازنای چندین سده شاید توانسته باشند به آن رسیده باشند.
بههرروی، یکی از اندیشههای ورودی، باخترزمینان آن است که میگویند علت پایداری توسعهنیافتگی را باید در فرهنگ جوامع سنتی آن کشورها دانست.»(رستم شهریاری)
«به نظر میرسد که باورهای زرتشتی، بهویژه اصولی مانند «اندیشهنیک، گفتارنیک، کردارنیک» و احترام به عناصر چهارگانه، چارچوبی روشن و ماندگار برای زندگی اخلاقی و مسئولانه ارائه میکنند. این آموزهها با تأکید بر خردورزی، مسئولیتپذیری و هماهنگی با طبیعت، نهتنها در سطح فردی باعث پرورش شخصیت متعهد و آگاه میشوند، بلکه در سطح اجتماعی نیز زمینهساز اعتماد متقابل، انسجام و همکاری هستند. چنین نگاهی، فرهنگی میآفریند که در آن عدالت، راستی و همزیستی مسالمتآمیز ارزشهای اصلی محسوب میشوند.
همچنین مفاهیمی مانند فرشگرد و امشاسپندان با ایجاد امید به بهبود و نوسازی مداوم، مردم را به تلاش برای اصلاح فردی و اجتماعی ترغیب میکنند. این باورها پیام میدهند که هیچ ناهنجاری یا مشکلی سرنوشت قطعی بشر نیست و با اراده و عمل نیک میتوان به شرایطی بهتر دستیافت. بدین ترتیب، آیین زرتشتی ترکیبی از معنویت، اخلاق و عملگرایی را به جامعه عرضه کرده که میتواند در هر دورهای، حتی امروز، نقشی مثبت و سازنده در توسعه فرهنگی و اجتماعی ایفا کند.»(فردین نمیرانیان)
کارکرد باورهای زرتشتی بر مدیران و مدیریت:
در روزگار کنونی که بسیاری از سیاستها مدیریتی بر پایه فریب و دروغ بناشده آیا باورهای زرتشتی میتوانند پایه و اساس سیاستهای مدیریتی نیک و کارساز باشند؟
برای پاسخ به این پرسش با یاری دو تن از مدیران خوب زرتشتی «رستم شاهگشتاسبی» در داخل ایران و «رکسانا ورزا» در خارج از ایران به باورهای زرتشتی و تاثیر آنها بر مدیریت میپردازیم.
«رستم شاهگشتاسبی»1 به تکتک پرسشها پاسخ جداگانه نوشتند که در زیر میخوانیم:
پرسش 1: آیا اصل یگانگی آفریننده میتواند الگوی مؤثری برای وحدت فرماندهی، ایجاد هماهنگی میان نهادهای اجرایی و کاهش پراکندگی تصمیمگیریها باشد؟
«در خصوص این سوال نخست وحدت فرماندهی را تعریف کنیم. منظور از وحدت فرماندهی این است که در یک سازمان، نیروها و کارکنان شرکت از یک نفر فرمانپذیر باشند. این بدان معنی است که اگر افراد بخواهند درست کار کنند باید یک راهبر داشته باشند و او است که سیاستها و برنامه سازمان را ابلاغ و دیگران اجرا میکنند. اگر در سازمانی و یا بخشی از سازمان دو یا چند نفر فرمانده شوند، کارکنان سردرگم خواهند شد زیرا هرکدام دستور خود را میدهند و ممکن است این اوامر باهم در تضاد باشد و در کل نتوان به سرانجام کار برسد.
حال بیاییم و این جهان هستی را به یک سازمان تشبیه کنیم و پروردگار یکتا را راهبر آن در نظر بگیریم در این صورت با توضیحات بالا متوجه میشویم که اگر اصل یکتایی خداوند نباشد، با چندگانگی مواجه خواهیم شد و در آن صورت است که مخلوقات این جهان نمیدانند که راه درست چیست و چه کسی درست میگوید زیرا با تعدد اصول مواجه میشوند. اگر خوب نگاه کنیم میبینیم که بشر هر جا این اصل را فراموش کرد به یکسری خرافات پناه برد که او را از اصل ماجرا دور کرده و سرگرم مسائلی میشود که جز پوچی و بیحاصلی ثمرهای برایش نداشته است.»
1- رستم شاه گشتاسبی شاغل در بانک ملت، از سال ۱۳۷۱، دانشآموخته کارشناسی مهندسی کامپیوتر از دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب در سال ۱۳۷۸ و کارشناسی ارشد رشته مدیریت از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی در سال ۱۳۸۹.
در مشاغل مدیریتی مختلفی در بانک مشغول خدمت بوده است. از سال ۸۹ تا ۹۷ مدیرعامل شرکت به پرداخت ملت، از سال ۹۷ تا ۱۴۰۲ مدیرکل زیرساخت و نرمافزار بانک ملت و در حال حاضر نیز عضو هیاتمدیره هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ملت و همچنین جانشین رئیس هیاتمدیره شرکت شاپرک است. در سال 1404 در انتخابات گردش ۴۶ انجمن زرتشتیان تهران شرکت و پذیرفتهشده است.
پرسش 2: آیا الگوی رهبری اشوزرتشت که بر پایه خرد و گفتوگوی آزاد است، میتواند الگویی برای مدیریت مشارکتی و شفاف امروز باشد؟
«یک سازمان موفق سازمانی است که بر اساس چشمانداز و برنامه و سیاستهای از پیش تعیینشده اقدامات اجرایی داشته باشد. با توجه به اینکه این اقدامات توسط افراد سازمان اجرا میشوند بهترین روش برای اقدام درست و جلوگیری از بیراهه رفتن مشارکت افراد در مدیریت موضوع و تصمیمگیری است. اگر به افراد موثر در پروژه اجازه مشارکت و تصمیمگیری داده شود علاوه بر ایجاد انگیزه در آنها باعث همافزایی و همفکری و درنهایت بهتر اجراشدن امور میشود. این یعنی آن سازمان بر پایه خرد جمعی استوار است و تصمیمگیری و اجرا میکند. حال اگر بخواهیم این مدل مدیریت مشارکتی را که مدل موفقیتی در رهبری یک سازمان است با پیرامون خود مقایسه کنیم باز به این نتیجه میرسیم که جهان هستی یک خالق دارد که سیاستهای کلان زندگی را تدوین کرده است که او پروردگار یکتا است و مدیرانی دارد که این سیاستها را درک و ابلاغ کرده است که پیامبران هستند و انسانها هم مجریان این سیاستها هستند. حال بهترین روش درک و اجرای این فرمانها چیست؟ همان الگویی که اشوزرتشت میفرماید که با اندیشه آزاد و خرد بیاندیشید و بهترین راه را برگزینید؛ یعنی بهنوعی از ما میخواهد که در این راه مشارکت داشته باشیم و راه درست را انتخاب و به دیگران هم توصیه کنیم.»
پرسش 3: چگونه میتوان از باور به جهان مینو و جاودانگی روان برای تقویت حس مسئولیت در مدیران و پاسخگویی بلندمدت به مردم بهره برد؟
«هنگامیکه ما در یک سازمان مسئولیت داریم به چه معنی است؟ این بدان معنا نیست که به ما مسئولیتی دادهاند تا چند وقتی در آن مسند باشیم و تصمیم بگیریم و مهم نباشد که تبعات این تصمیم چیست و قرار است چه اتفاقی بیافتد. بلکه در یک سازمان موفق همه افراد نسبت به تصمیمی که میگیرند چه در سطح کلان و چه در سطح خرد باید نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و اگر تصمیم آنها باعث یک تحول و رشد سازمان شد پاداش و اگر برعکس عمل کرد جریمه شوند. حتی باید افراد یک سازمان به این بلوغ برسند که پس از خروج از سازمان نیز نسبت به عملکرد خود مسئول و پاسخگو هستند. دوباره بیاییم و این تعریف را با جهان هستی مقایسه کنیم. عالم یک سازمان و انسانها افراد موثر در آن هستند. پروردگار سیاستهای کلان را تعیین کرده است. پیامبران آن را درک و ابلاغ کردهاند. انسانها با اندیشه آزاد پذیرفتهاند؛ یعنی قبول کردهاند که در قبال اعمال خود مسئول هستند. پس اگر رفتار اشتباه و خارج از چارچوبهای تعیینشده داشته باشند و باعث آزار هر مخلوقی در این جهان هستی باشند باید منتظر عکسالعمل و مجازات باشد و اگر درراه درست قدم بردارند اثر مثبت آن را در زندگی ببیند. حال اگر به جاودانگی روان بیندیشیم به این نتیجه میرسیم که بعد از مرگ، انسان همچنان نسبت به اعمال خود مسئول است و در جهان مینویی بازتاب اعمال خود را خواهد دید. با توجه به این توضیحات هر مدیر باید این مسئله را سرلوحه تصمیمات خود قرار دهد و به این موضوع توجه کند که هر تصمیمی که میگیرد بخصوص اگر در مقام قضاوت باشد اگر درست باشد و باعث کارگشایی در امور باقی مخلوقات شود مشمول لطف پروردگار در هر دوجهان فانی و باقی خواهد شد، نسبت به تصمیمات خود تفکر بیشتری خواهد کرد و همیشه سعی میکند بهترین راه را ارائه دهد.»
پرسش 4: آیا میتوان قانون اشا را بهعنوان چارچوبی برای تدوین اصول اخلاقی در تصمیمگیریهای مدیریتی به کار گرفت؟
«ابتدا قانون اشا را بررسی کنیم که سه اصل بر آن حاکم است، راستی، درستی و نظم. راستی به آن مفهوم است که دروغ و ریا نباشد. درستی یعنی که کجی و کاستی نباشد و نظم هم یعنی اینکه بر اصول درست باشد. این قانونی است که در باور زرتشتیان اهورامزدا بر آن اساس جهان هستی را آفریده و این جهان بر این قانون استوار و اداره میشود. حال بیاییم و حوزه بررسی را خیلی کوچکتر و از جهان و کشور و شهر به یک سازمان یا شرکت برسیم. میدانیم که بنای اداره یک سازمان سیاست و مدیریت آن سازمان است و سازمانی موفق خواهد بود که اصول آن بهدرستی تعریفشده باشد. فکر کنید در یکی از این سازمانها مشغول به کار هستید انتظار شما از کار در این سازمان چیست؟ مدیریت؟ همکاران؟ نوع کار؟ دستمزد؟
به نظر من تمام این موارد هست. کمی عمیقتر شویم. از مدیریت چه انتظاری است؟ بر پایه راستی و انصاف مدیریت کند. فرآیند درستی در شرکت بچیند. سیاستهای درستی تعریف کند. همکاران به یکدیگر دروغ نگویند کارشان را درست انجام دهند. نوع کار بر اساس قوانین درست چیده باشد و در آخر دستمزد بر اساس کار و عدالت باشد. اگر خوب توجه کنیم میبینیم که تمام اصولی را که در ابتدا برای قانون اشا تعریف کردیم در اینجا مرور کردیم یعنی اینکه اگر اهورامزدا جهان را بر اساس اصول درستی بنا کرد که پس از میلیاردها سال همچنان پابرجا و بر این اساس ادامه دارد، مدیر شرکت هم میتواند بر این اساس سازمانی را تاسیس کند یعنی در فرهنگ آن سازمان راستی را جزء اصول قرار داده و همه با یکدیگر شفاف باشند. کار درست انجام شود و کجی و کاستی در کارها نباشد و هرکس در حیطه کاری خود بهدرستی کار کند و فرآیندهای کاری با نظم تعریفشده باشند و به قولی مثل ساعت کار کند در اینجا خواهیم دید که همه عاشق کار کردن در این سازمان خواهند بود و امیدوارم روزی به این بلوغ برسیم که در کارها از قانون اشا استفاده کنیم.»
پرسش 5: چگونه باور به برابری حقوق همه انسانها میتواند راهنمای عملی برای توسعه سیاستهای عادلانه و فراگیر در جامعه امروز باشد؟
«باور به برابری حقوق همه انسانها یکی از اصول اخلاقی و انسانی است که دارای چند بخش است.
۱. عدالت اجتماعی که بر این اساس انسانها بدون توجه به جنس، مذهب، نژاد و قومیت و طبقه اجتماعی دارای حقوق برابر هستند و سیاستگذار در تدوین قوانین باید آن را مدنظر داشته باشد.
۲. فرصتهای اجتماعی یکسان که بر اساس آن میبایست سیاستهای برابر در قبال آن چیده شود بهطور مثال فرصت آموزشی رایگان و یکسان برای همه یا خدمات بهداشتی
۳. عدالت اقتصادی که در این رابطه سیاستگذار میبایست به صورتی عمل کند تا فاصله اقتصادی افراد کمتر شود بهطور مثال حمایت از کسبوکارهای کوچک و یا توزیع عادلانه منابع عمومی
با توجه به موارد فوق که مسائل سیاسی را هم میتوان به آن اضافه نمود میبینیم که در تمام موارد نقش سیاستگذار در ترویج این عدالت بسیار پررنگ است و میبایست سیاستها به صورتی چیده شود تا حقوق همگان یکسان دیده شود در این صورت است که همه افراد آن جامعه احساس یکسان بودن دارند و همبستگی و انسجام در آنها بیشتر شده و علاوه بر کاهش تنشهای اجتماعی باعث همافزایی در حل مشکلات پیش روی کشور و دولت خواهد شد و ذکر این نکته ضروری است که این اصل برابری حقوق همه انسانها جزئی از منشور حمایت از حقوق بشر و دموکراسی است.»
پرسش 6: آیا میتوان از مفاهیم امشاسپندان (مانند اردیبهشت = راستی، شهریور = فرمانروایی نیک) در تربیت مدیران اخلاقمدار بهره برد؟
امشاسپندان در باور زرتشتیان نمادهایی از صفات الهی و ارزشهای اخلاقی هستند. اگر به مفهوم دو امشاسپند اردیبهشت به مفهوم راستی و شهریور به معنای فرمانروایی نیک دقت کنیم میبینیم که دارای مفاهیم فرهنگی و معنوی هستند که میتوان در علم مدیریت از آنها استفاده کرد. اجازه دهید کمی دقیقتر شویم.
۱. اردیبهشت یا اشهوهیشته نمادی از راستی و عدالت است. به نظر شما یک مدیر نباید در مدیریتش از این اصول استفاده کند؟ مدیر باید بهراستی و عدالت ایمان داشته باشد و آن را در کارها جزء اصول قرار دهد. باید در کارها عادل باشد و عدالت را در سازمان خود فرهنگ و اجرا کند و در همچنین باید در کارهایش شفاف باشد و بهراستی و درستی اقدام نماید.
۲. شهریور یا خشترهوریه نماد فرمانروایی نیک و قدرت معنویی که اگر آن را به علم مدیریت تعمیم دهیم یعنی اینکه مدیر عادل است و نه قدرتطلب. مدیر برای خدمت است و مدیریت مسئولیت جمعی است و نه فردی
با توجه به توضیحات فوق میتوان گفت که مدیرانی که این دو مفهوم را سرلوحه قرار دهند مسوولیتپذیر و فروتن خواهند بود و مدیریت را برای نظم و خدمت میخواهند و قدرت ابزاری خواهد بود برای عدالت و توسعه و نه برای سلطهطلبی و زورگویی.»
پرسش 7: آیا باور به داد و دهش و نیکوکاری در مدیریت کارکردی دارد؟ چگونه؟
«ابتدا مفاهیم هرکدام از واژههای داد و دهش و نیکوکاری را تعریف و آن را خارج از مفاهیم اجتماعی آنکه کمک به مستمندان است خارج کنیم تا نتیجه بهتری بگیریم زیرا اگر ما فقط به مفاهیم عامه آن توجه کنیم نخستین پرسش پیش میآید که چرا یک شرکت یا سازمان باید به مستمند کمک کند؟
۱. کلمه داد به مفهوم عدالت که از اصول مدیریت عدالتمحور و منصفانه است یعنی اینکه یک مدیر میبایست عدالت را در بین کارمندان و مشتریانش برقرار داشته باشد و بدون توجه به جنسیت و مذهب و قومیت خدمت کند. بر اساس شایستگی ارتقا شغلی و پاداش بدهد و در کل عادل باشد.
۲. دهش به معنای سخاوت و بخشش که بخشی از اصول مدیریت و بر پایه مسئولیت اجتماعی است یعنی اینکه مدیر در سازمان میبایست از کارکنانش در شرایط سخت مثل بیماری، مشکلات خانوادگی، شرایط بحرانی حمایت کند. همچنین باید فضای کاری مبتنی بر توجه به نیازهای روانی و مالی کارکنان ایجاد کند و در آخر بخشی از منابع سازمان را در راستای مسئولیت اجتماعی صرف امور خیریه، آموزشی و محیطزیست قرار دهد.
۳. نیکوکاری که نشانه مدیر اخلاق مدار و مردمدوست است و به آن مفهوم است که مدیر علاوه بر توجه به منافع سازمانش به منافع اجتماعی و عمومی هم توجه دارد. این مدیر سعی در پرورش فرهنگ مشارکت و همکاری در سازمان میکند و الگویی برای مدیران جوانتر خواهد بود.
باور داشتن به این اصول نهتنها سازمانی موفق بر پایه اصول انسانی و اخلاقی میسازد بلکه کمک میکند تا جامعهای بهتر نیز شکل بگیرد.»
پرسش 8: چگونه میتوان از این دیدگاه باور به سپندینگی چهارآخشیج برای تدوین سیاستهای توسعهی پایدار محیطزیست ماندگار و حفاظت از منابع طبیعی استفاده کرد؟
«چهارآخشیج آب، باد، خاک و آتش نهتنها بخشی از طبیعت هستند بلکه امانتهای خدایی و مقدس هستند که احترام و نگهداری از آنها بر همگان واجب است. در اندیشه ایرانی بهخصوص در دین زرتشتی این چهارعنصر بسیار مقدس هستند و احترام ویژهای دارند؛ بنابراین آنچه برای ما مقدس است پس توجه ویژهای به آن میشود. به این مفهوم که در باور ما پاکیزه نگهداشتن این چهارعنصر بسیار واجب است اما چرا؟
۱. آب عنصری است که علاوه بر برطرف کردن نیازهای حیاتی انسان در پاکیزگی محیط بسیار اهمیت دارد و در قبال آن ما نیز میبایست آن را پاک نگاهداریم و همچنین از اصراف آن خودداری کنیم. منابع آب را باید از منابع فاضلاب جدا کنیم. آب شرب و کشاورزی را مجزا ببینیم و در نگهداری منابع آبی بکوشیم.
۲. باد یا هوا یکی دیگر از عناصری است که برای حیات انسان ضروری است و حق انسان استفاده از هوای پاک است بنابراین در سیاستهای اجتماعی باید در پاکیزگی هوا کوشید. کاهش آلایندههای صنایع و استفاده از سوخت استاندارد در خودروها، حملونقل پاک و افزایش فضای سبز شهری جزء اصولی هستند که در سیاستهای کلان باید موردتوجه قرار گیرند.
۳. خاک یا زمین که باعث باروری و ادامه حیات است و میبایست از ناپاکی و تخریب آن جلوگیری کرد. باید از فرسایش خاک و تخریب آن جلوگیری کرد و زبالههای سمی را نباید در خاک دفن کرد و سیاستها باید بهگونهای باشد تا خاک حاصلخیزتر گردد.
۴. آتش باعث پاکی، انرژی، روشنایی، گرما و قدرت است و باید درست و خردمندانه از آن استفاده کرد. از سوختهای که باعث ایجاد آتش میشوند باید درست و صلحآمیز استفاده کرد.
در انتها باید گفت که باور به سپندینگی و مقدس بودن این چهار عناصر نگاه ابزاری به طبیعت را کنار گذاشته و بر حرمت، همزیستی و مسئولیت تاکید دارد. سیاستگذاری زیستمحیطی بر پایه این نگرش هم جنبه علمی و پایدار دارد و هم ریشهدار در فرهنگ ایرانی است و برای عامه قابلپذیرشتر است.»
پرسش 9: آیا باور به فرشگرد و تازه گردانیدن جهان میتواند الگوی الهامبخشی برای نوسازی فرهنگی، اقتصادی یا اداری در دوران بحران باشد؟
«فرشگرد و تازه گردانیدن واژهای است که دارای بعد مثبت و بسیار امیدبخش است که حس بازسازی و تجدید را در انسان زنده نگه میدارد. اجازه بدهید در ابتدا دوران بحران را کنار بگذاریم و در شرایط عادی این باور را بررسی کنیم.
باور به فرشگرد به ما یادآوری میکند که میتوان برخی از اصول فکری و فرهنگی را که فرسوده شدهاند نوسازی کرد. خوب میدانیم که بسیاری از باورهای فرهنگی در طی ادوار گذشته به وجود آمدهاند و در شرایط خود خوب بودهاند برخی نیز از روی نبود اطلاعات و جهل بر پایه خرافه ایجادشدهاند بنابراین باگذشت زمان و پیشرفت علمی و اطلاعاتی نیاز به تازه شدن این افکار و فرهنگها بهشدت وجود دارد و اگر اتفاق نیافتد آن جامعه رو به سقوط فکری خواهد رفت. در حوزه اقتصادی نیز این باور حاکم است و پایههای قدیمی اقتصادی با شرایط جامعه جدید باید نوسازی گردد. نیاز به شفافیت، پاسخگویی و نوآوری وجود دارد. مدلهای جدید اقتصادی شرایط زندگی و مبادلات جامعه را بهبود میبخشد. همچنین همانطور که فرشگرد به بازسازی امید در جهان اشاره دارد در سطح اداری و حکمرانی هم میتواند امید و اعتماد را بیشتر کند. نیاز به تغییر در فرآیندها و بهروزرسانی آنها و شفافسازی امور، اصولی است که امروز باید در نظام کارآمد اداری وجود داشته باشند. با توجه به توضیحات فوق میبینیم که این باور جزء جداییناپذیری از نظام زندگی انسان است و بهصورت مختصر در سه حوزه فرهنگی و اقتصادی و اداری در شرایط عادی بررسی شد. اکنون اگر زمان بحران را به آن اضافه کنیم میبینیم که اولین تاثیر آن در این زمان ایجاد امید است اگر شما در شرایط بحران و ناگوار به این اصل اعتقاد داشته باشید که این دوران گذرا است و اوضاع بازسازی میشود امید در شما زنده شده و ناخودآگاه برای بهبود وضعیت تلاش خواهید کرد. برای بهبود وضعیت اقتصادی و اداری فکر خواهید کرد و این اثر همافزایی که براثر این اعتقاد در جمع به وجود آمده است، افراد را سریعتر از بحران خارج خواهد کرد.»
پرسش 10: بهطورکلی آیا باورهای زرتشتی برای مدیران و مدیریت مفید هستند و میتوانند رهنمود خوبی باشند؟ چگونه و چرا؟
«باورهای زرتشتیان بسیار زیاد و کلی است و تعمیم دادن همه آنها بهنظام مدیریتی شاید نتیجه مطلوبی ندهد. اگر کلی بخواهیم نگاه کنیم سه اصل اساسی و اصلی باور زرتشتیان بر مبنای هومت و هوخت و هورشت یعنی پندارنیک،گفتارنیک و کردارنیک را اگر موردبررسی قرار دهیم میبینیم که تمام باورهای زرتشتیان بر این اصول پایبند هستند. اگر مدیران ما بر آن اعتقاد داشته باشند چه اتفاقی خواهد افتاد.
نیکپندار باشند یعنی اینکه در هنگام مدیریت راستی و درستی را در افکار خود داشته باشند خوب فکر کنند، خوب تصمیم بگیرند، خوب قضاوت کنند، اصول خوب طراحی کنند و هر آنچه در اندیشه جهت مدیریت و اداره سازمان دارند بر پایه نیکی باشد تفکر آن سازمان بر نیکی استوار خواهد شد.
مدیر نیکگفتار باشد. درست صحبت کند. دیگران را درک کند فرهنگ درستی را در سازمان القا کند و نیکرفتار کند،کسی را نرنجاند و درست عمل کند.
میبینیم که این سازمان سازمانی است که بر پایه درستی و راستی و انصاف و عدالت اداره میشود. تمام اصولی را که بخشهای قبلی به آن اشاره کردیم در این سازمان خواهیم دید. افراد از کار کردن در آنجا احساس لذت و امنیت میکنند و همافزایی ایجادشده باعث رشد و تعالی آنجا میشود. اگر به شرکتها و سازمانهایی که رو به افول هستند و یا از بین رفتهاند دقت کنیم و دلیل آن را بررسی کنیم متوجه میشویم که چارچوبی در آنجا درست اجرا نشده است. یا مشتریان را از دست دادهاند یا کارکنان را یا تفکرات مخرب در آنجا وجود داشته و در کل نیکی در آن سازمان جای خود را گمکرده است؛ بنابراین اعتقاد بهراستی و درستی و اصولی که بر پایه باورهای زرتشتیان است باعث آرامش در محیط کار و نتیجه آن توسعه میشود.»
پرسش 11: نظر خودتان درباره استفاده از باورهای زرتشتی در مدیریت و تاثیر آن تاکنون بر مدیران و مدیریت چیست؟
«در انتها باید بگویم بهعنوان یک مدیر که سالیان زیادی به جامعه خدمت کردهام به این اصل اعتقاددارم که مدیریت سلطهطلبی و زورگویی نیست. سمتی نیست که قدرت را در دست شخصی بدهند و او بخواهد با این قدرت و با زور امور را جلو ببرد؛ زیرا این امور نهتنها به جلو نخواهد رفت بلکه باعث توقف آن سازمان خواهد شد. مدیر میبایست بر اساس اصولی که بر پایه راستی و درستی و عدالت و انصاف است سازمان خود را اداره کند. مدیر در خدمت آن سازمان، کارکنان و مشتریانش است و اگر این موضوع را فراموش کند سازمان نابود خواهد شد. اگر به مباحثی که در بخشهای قبل بررسی کردیم بازگردیم میبینیم که تمام موارد گفتهشده اصولی و بر پایه نیکی است.
برخی از مدیران بخشهایی از اصول گفتهشده را اجرا میکنند بدون آنکه بدانند ریشه آن چیست و به نظر من اگر مدیران این کشور با این اصول آشنا شوند و آنها را به کار ببندند سازمانهایی پویاتر و بهتر خواهیم داشت که اثر آن را بر کل جامعه و کشور شاهد خواهیم بود و آرزو میکنم در این کشور روزی به این درک برسیم.»
«رکسانا ورزا» 1 بهصورت کلی به تاثیر اندیشههای زرتشت بر مدیریت امروزی پرداختند که در زیر میخوانیم:
جهانبینی زرتشت:
«برداشت من از این دنیا و دید من از این دنیا مبنایش خیلی برمیگردد به تعالیم زرتشتی و دیدی که خود اشوزرتشت به دنیا داشته به زندگی داشته و به ما یاد داده که ما دنیا را یک جای خیلی مثبت میبینیم، یکروند خیلی سازندهای در این دنیا میبینیم یعنی اینکه منتظر نباید شویم تا به بهشت برویم و جای خوبی باشد. این دنیا را تبدیل میکنیم به بهشت و بهشت رو میسازیم که در آن زندگی کنیم. بچههایمان، اطرافیانمان، همه مردم اطرافیانمان همه مردم در بهشت باشند و بهقولمعروف چیزی که میخواهیم همینجا باشد و داشته باشیم و منتظرش نمینشینیم بلکه خودمان آن را میسازیم. این طرز فکر سازنده در وجود خیلی از زرتشتیها هست. این مبنای فکری من است و مبنای این حرکت مثبت و اشا که ما را بهطرف تکامل میبرد و ما هم سهمی داریم فعالیتی داریم در این مسیر جلو میرویم و دنیا رو میسازیم.»
خردگرایی در دین زرتشت:
«مبنای دینی فکری اشوزرتشت بر خرد است. برای من مهم است که میتوانم با اندیشه و فکر خودم، کار درستی که به فکرم میرسد انجام بدهم یعنی این قدرت در وجود من است و کس دیگری به من نمیگوید که این درست است یا غلط. درواقع خردگرایی ابزار کار است. خودت به آن فکر کن خودت با آن دنیا را بساز و بهطرف جلو برو و این دقیقاً خردگرایی و اندیشهگرایی در تعالیم زرتشت هست. مبنای فکر ما، مبنای کار ما از صبح که چشممان را باز میکنیم در خانه خودمان هستیم یا سرکارمان باخرد خود کار میکنیم از اندیشه خود کمک میگیریم و آن پیشبرنده ماست. این مساله خیلی روی من اثرگذار هست و با بقیه هم که کار میکنم و صحبت میکنم آنها را تشویق میکنم که شما هم منتظر این نباشید که کس دیگری بگوید که چهکار کنید بلکه به خرد خود مراجعه کنید حالا ممکن هست امروز بهترین جواب را پیدا نکنید ولی این خرد تقویت میشود و یاد میگیریم مثل کسی که ورزش میکند و در طول عمرش بهتر و قویتر و سالمتر میشود خرد هم همینطور است و تجربه و اندیشه شما بهتر میشود و در زندگی خیلی موثر است.»
1- رکسانا ورزا متولد پالو آلتو در ایالت کالیفرنیا است. دوران دبستان و دبیرستان را در این شهر گذرانید. لیسانس را در دانشگاه UCLA گرفت، فوقلیسانس از دانشگاه LSE انگلستان و Science Po فرانسه گرفت. چند سال در سانفرانسیسکو و بعد مسوول توسعه استارتآپها در شعبه پاریس مایکروسافت شد. سپس مسوول اجرای ساختن و مدیریت بزرگترین موسسه توسعه استارتآپها در پاریس یعنی Station F شد. همزمان ایشان عضو هیاتمدیره دو شرکت و یک موسسه غیرانتفاعی هستند. تا امروز ایشان در این مقام فعالیت دارند.
راستی و درستی در تعالیم زرتشت:
«تعالیم زرتشت به ما میگوید راستی و درستی بهترین است. دقیقاً در عمل هم همین را میبینیم یعنی آدمی که راست میگوید همیشه خیلی مسلط است و بهقولمعروف خیلی دستش پر است و برعکس کسی که دروغ میگوید در زندگی روزمره و ابزار کارش دروغ گفتن و کلک زدن است همیشه باید بخش بزرگی از انرژی زندگیاش را صرف این کند که ببیند به چه کسی چه دروغی گفته و حاشا کند ولی کسی که راست میگوید درواقع وجدانش به او میگوید چهکار کند اندیشهاش به او میگوید چهکار کند این آدم همیشه دستش پر هست و همیشه خیالش راحت است که با اندیشهاش به آنجا رسیده و اصراری ندارم چیزی را که قبلاً سر هم کردم یا دروغی که گفتم را بپوشانم یا پشت چیزی قایم شوم. میبینیم آدمهایی که در زندگی روزمرهشان در کارشان به شکلی دروغ میگویند اینها همیشه باید پشت سر دروغشان یک دروغ بزرگتری بگویند و انرژیشان را بگذارند. این دروغ گفتن خیلی کار پرانرژی است یعنی تمام زندگی و انرژی این افراد را حروم میکند و به دور ریخته میشود؛ اما من در زندگیام راست و درست حرف میزنم خیلی میتوانم مطمئن باشم و پشت سر حرف خودم و کار خودم بیاستم و بههیچوجه انرژیام به هدر نمیرود و بهطرف کارهای سازنده و مثبت میبرم.»
مدیریت و عقاید زرتشتی
«در مورد مدیریت و عقاید زرتشتی من فکر میکنم شهریور امشاسپند که فرماندار نیک صفت یعنی رهبری درست هست نقش خیلی مهمی دارد که ما در مدیریت مدرن به آن لیدرشیپ یا رهبری میگوییم؛ یعنی مدیریتی که خیلی قوی است نه به معنی دیکتاتوری به معنی کسی که به اطرافیانش و زیردستان خودش میتواند خوب کمک کند، کار کند، راهنمایی کند و کار را جلو ببرد و به سمتی ببرد که به هدف اصلی پروژه دست پیدا کند. این همان امشاسپندان اردیبهشت است که نقش مدیریت و بهاصطلاح فرمانروایی چند هزار سال پیش را داشته و الان در مدیریت مدرن و لیدرشیپ میتوان آن را دید.»
مدیریت پارسیان هندوستان
«وقتی به پارسیان یا تجار بزرگ پارسی که در قرن هجدهم و نوزدهم و بیستم میلادی در هند بودند نگاه میکنیم میبینیم که اینها زرتشتیهای استواری بودند. به آموزشهای زرتشتی و باورهای زرتشتی عمل میکردند همین مبنایی بوده که وقتی انگلیسیها به هند میآیند میبینند که چه خوب میتوانند با پارسیان کار کنند. من یکی دو نوشته دیدم که انگلیسیها گفتهاند رفتار پارسیان مبنایش درستی و راستی است. آنها درزمینههایی که استعداد داشتند مانند «تاتا» در صنعت فولاد، کارخانههای بزرگ ساختند و چندین خانواده هستند در چند نسل. تشکیلات تاتا و تشکیلات مختلف پارسی در هند خیلی گردنکلفت هستند. باوجودی که هند بسیار بزرگ است اما پارسیان هم همان اندازه بزرگ هستند. آدمهای بسیار درستیاند یعنی وقتی با آنها حرف میزنی نگران این نیستی که سرت را کلاه بگذارند یا کلک بزنند. اینها را میشود در اصول مدیریت پارسیان و ازنظر تاریخی مطالعه کرد. جهانبینی و آموزشهای اشوزرتشت در هندوستان و از سوی پارسیان عمل شده است. کارمندی را که تشکیلات پارسی استخدام میکرد برای همه عمر استخدام میکرد. اینطور نبوده که دو سال بعد او را اخراج کنند. البته کارمندها هم وظیفه داشتند که با تمام وجود کار کنند اگر این کارمند درست کار را یاد میگرفت و عمل میکرد برای همه عمر او و خانوادهاش تامین بودهاند.
من فقط به خاطر اینکه ببینم چطور میشود یک کارخانه فولاد را ساخت و اداره کرد رفتم و شهر «جمشیدپور» در هند را دیدم آنجا یکی از کارخانههای ذوبآهن تاتا بود. البته کارخانه ممکن است مال ۱۰۰ سال پیش باشد ولی وقتی میروی کارخانه را میبینی متوجه میشوی که عضو خیلی مثبت و سازنده شهر خودش نگران تمیزی، آبادی و درستی شهر هست؛ یعنی کارخانه نیامده که فقط سود ببرد و صاحبش را پولدار کند. در کارخانه ذوبآهن یک کلینیک هست که هر کارمندی، کارگری، هرکسی در کارخانه هرروز مشکلی داشته باشد ازنظر سلامتی میرود در کارخانه، در کلینیک معاینهاش میکنند و پرستارانی که از او مراقبت میکنند کمکش میکنند که بتواند هم خودش زندگی راحتی داشته باشد و همخانوادهاش. تا بتواند بهخوبی کار کند و باعث پیشرفت شهرش بشود. جالبتر اینکه بعد از ساعت کار کارخانه که مثلاً ساعت ۵ بعدازظهر درش بسته میشود، این کلینیک درش رو به شهر باز است. حالا مردم آن کوچه و محل هم یک کلینیک دارند که دکتر و پرستار دارد و اگر کسی احتیاجی داشت به آنجا میرود. این بینظیر است. دوستی، صمیمیت و احترامی را بین کارخانه، صنعت و مردم و شهر خودشان پیدا میکند که هنوز یک قرن بعد شبیه به آن وجود ندارد. شما میبینید که شرکتهای بزرگ دنیا محیطزیست را خراب میکنند صدمههایی میزنند که فقط بتوانند سود بیشتری به دست بیاورند ولی آنها دنیا رو خیلی زیباتر میبینند زیباتر میکنند و خیلی کار را درازمدتتر پیشبینی میکنند. بهقولمعروف بهشت را بساز و خودت در آن زندگی کن. پارسیان هندوستان هم این چیزها رو دیدند آموزشهای اشوزرتشت را میدانستند و به آن عمل کردند.»
باورهای زرتشتی در کتیبههای هخامنشی:
در سیاستهای مدیریتی ایران باستان نیز باورهای زرتشتی نقش داشتند و تاحدی به باورها و اصول ایرانی ملقب شدهاند.
باوجود نظریات مختلف درباره آیین و مذهب هخامنشیان، در این بخش وجود برخی از باورهای زرتشتی را در کتیبههای پادشاهان هخامنشی همچون کورش بزرگ، داریوش بزرگ و خشایارشا بررسی میکنیم.
یکتایی اهورامزدا: پادشاهان هخامنشی اغلب در ابتدای سنگنوشتههای خود اعلام میکنند که به خواست اهورامزدا فرمانروایی میکنند ازجمله داریوش بزرگ در «کتیبه بیستون» (شارپ، 1388، صفحه 34) و خشایارشا در «لوح سنگی مکشوف در شبستان تخت جمشید»(شارپ، 1388، صفحه 114)
اهمیت راستی: در بسیاری از سنگنوشتههای هخامنشی میتوان حمایت پادشاهان را از راستی و در مقابل سرزنش دروغ را مشاهده کرد، مانند سنگلوحی به نام خشایارشا که در نزدیکی تخت جمشید در سال 1345 کشف شد (شارپ، 1388، صفحه 123) و کتیبه داریوش بزرگ در بیستون (شارپ، 1388، صفحه 67)
امشاسپندان و ایزدان: میتوان نشانههایی از تسلط بر خود و خویشتنداری را که یکی از هفتپایه عرفان در باورهای زرتشتی است و توجه به عدالت و پاداش به اعمال انسانها وابسته به کوشش و تشویق به کار و کوشش همچنین بشردوستی و سپاسداری و بسیاری دیگر از نشانههای امشاسپندان و ایزدان را در کتیبههای هخامنشی همچون کتیبه داریوش بزرگ در نقش رستم (شارپ، 1388، صفحه 89) و سنگلوحی به نام خشایارشا که در نزدیکی تخت جمشید در سال 1345 کشف شد (شارپ، 1388، صفحه 123) و منشور کورش بزرگ (سالاری، 1402،صفحه 97 و 98) مشاهده کرد.
نتیجهگیری
باورهای زرتشتی اگر بهدرستی و بدون تحریف در جامعه و مدیریت آن به کار گرفته شود میتواند موجب انسجام، عدالت و توسعه پایدار در جامعه شود همچنین جلوگیری میکند از برخی مشکلات همچون مشکلات محیطزیستی و فساد اجتماعی. عملی کردن باورهای زرتشتی میتواند باعث همراهی و همدلی مردم در سطح اجتماعی شود همچنین خواست اجتماع برای بهتر شدن و پیشرفت را برمیانگیزد و باوجود مدیری باورمند و اخلاقمدار تمام اینها ممکن میشود، یک آرمانشهر.
قطعا حضور بنیادی این باورها در افکار و خانههای ما هستند که ارباب رستم گیو، ارباب کیخسرو شاهرخ و … را چون سوشیانتی برای جامعه زرتشتی فرستادند.
نوشتار بالا برای ارایه در سی و دومین همایش مانتره تابستان 1404 (رده زیر 18 سال، گاتاشناسی) از سوی چیستا سلامتی (Email: babak.salamati.sh@gmail.com) نگارش شده است.
این نوشتار برگزیده بخش پروژه محور گاتاشناسی شناخته شده است.
کتابنامه:
شهزادی، رستم (1377): برگردان گاتها: تهران: انتشارات فردوس
سالاری، کوروش (1402): چنین بود کورش: تهران: رهآورد مهر
شارپ، رالف (1388): فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی: تهران: موسسه فرهنگی و انتشاراتی پارینه
شهزادی، مهرانگیز (1380): مجموعه سخنرانیهای موبد موبدان رستم شهزادی: تهران: سازمان چاپ خواجه
خورشیدیان، اردشیر (1386): پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان: تهران: موسسه فرهنگی- انتشاراتی فروهر
آشتیانی، جلالالدین (1381): زرتشت (مزدیسنا و حکومت): تهران: شرکت سهامی انتشار
با سپاس از همراهی بزرگواران در پژوهش میدانی:
رستم شاهگشتاسبی، عضو هیئت مدیر هلدینگ فناوری اطلاعات بانک ملت و همچنین نائب رئیس هیاتمدیره شرکت شاپرک، کارشناس ارشد رشته مدیریت، ساکن تهران، متولد سال 1349
رستم شهریاری، دانشجوی دکترای جامعهشناسی، ساکن تهران، متولد سال 1349
فردین نمیرانیان، کارشناس ارشد علوم اجتماعی، ساکن تهران، متولد سال 1369
رکسانا ورزا، مسوول اجرای ساختن و مدیریت بزرگترین موسسه توسعه استارتآپها در پاریس، فوقلیسانس از دانشگاه LSE انگلستان، ساکن فرانسه، متولد سال 1363
و با سپاس از استاد راهنمای گرامی دکتر کتایون نمیرانیان و پدر و مادرم که در این پژوهش یارای من بودهاند.
فهرست ارایهکنندگان نوشتارهای گاتاشناسی همایش مانتره
از همهی فرهیختگانی که در این همایش سخنرانی یا نوشتاری داشتهاند، درخواست میشود، اگر مایلاند، نوشتههای خود را برای انتشار در تارنمای امرداد بفرستند. نوشتارها را میتوانید از راه نشانی تلگرام Amordadpayam@ و یا از راه واتساپ و تلگرام امرداد به شماره 09198040593 بفرستید.

یک پاسخ
همیشه تندرست و دلخوش باشی .