دکتر یونس طغیان‌‌ساکایی و پیوندهای نوشتاری او با «امرداد»

درگذشت استاد شاهنامه‌شناس افغانستانی

Saakaeiشاهنامه‌شناس بزرگ افغانستانی، استاد دکتر محمدیونس طغیان‌ساکایی، درگذشت. از او در مجله‌های تخصصی زبان‌وادب فارسی ایران، کتاب‌ها و جُستارهای پژوهشگرانه‌ای بسیاری درباره‌ی شاهنامه منتشر شده است. دکتر طغیان‌ساکایی نویسنده‌ی کتاب مهم «خانواده‌های گودرز و پیران در شاهنامه» بود. او در سال 1335 خورشیدی در استان بغلان افغانستان زاده شد و در روز 12 مهرماه جاری (1404 خورشیدی) در کالیفرنیای آمریکا دیده از جهان فروبست.

در بهار سال 1390 خورشیدی، در تالار «همایش بین‌المللی هزاره‌ی سرایش شاهنامه» (24- 25 اردیبهشت‌ماه- تهران، فرهنگستان زبان‌وادب فارسی) نیکبختی دیدار دکتر محمدیونس طغیان‌ساکایی دست داد. شماره‌هایی از دوهفته‌نامه‌ی «امرداد» را به او پیشکش کردیم. با دلبستگی و مِهر بسیار امرداد‌ها را ورق زد و عنوان‌های آن را خواند. چندی پس از آن، استاد ساکایی جُستاری دانشورانه برای رویه‌ی شاهنامه‌ی امرداد فرستاد. عنوان نوشته‌ی او پُرمعنا بود: «بذرهایی که در شوره‌زار افکنده‌ایم». استاد ساکایی در آن نوشته به پژوهش‌هایی اشاره کرده بود که دانشمندان شاهنامه‌شناس افغانستانی و خودِ او درباره‌ی شاهنامه نوشته بودند و در مجله‌های ادبی افغانستان چاپ شده بود؛ اما به تعبیر استاد ساکایی: گویی افکندن بی‌ثمرِ بذر در شوره‌زار بود؛ چرا که در آن سال‌ها کسانی بر افغانستان چیره شده بودند که برای زبان فارسی و نیز شاهنامه‌ی فردوسی ارجی نمی‌شناختند. مقاله‌ی استاد ساکایی در رویه‌ی شاهنامه‌ی شماره 274 امرداد (1391 خورشیدی) با امتنان از مِهر و توجه او، چاپ شد.

من نیز آواره شدم!
سال‌ها گذشت و دورادور می‌شنیدیم که استاد طغیان‌ساکایی به سبب اوضاع سیاسی و آشفته‌ی افغانستان راهی آمریکا شده است و در یکی از دانشگاه‌های آن‌جا سرگرم تدریس زبان و ادبیات فارسی است. پُرسان زندگی و کارهای پژوهشی او شدیم. افزون بر آن خواهش کردیم که فهرستی از پژوهش‌های شاهنامه‌شناسی‌اش را برای ما بفرستد. بی‌درنگ رایان‌نامه‌ای از سوی او به دست ما رسید. استاد ساکایی چنین نوشته بود:
«درود بر امردادیان گرامی باد!
تشکر می‌کنم از این که یادی از کشتی شکستگانی چون من کردید. پس از آن که از تهران برگشتم، در یک بورسیه‌ی کشور تاجیکستان نام نوشتم و چهار سال برای گرفتن اسناد دکتوری رنج مسافرت کشیدم. قضیه از این قرار بود که در دانشگاه کابل برنامه دکتوری آغاز شد و من باید در آنجا تدریس می کردم. چون عنوان دکتورا نداشتم، قانوناً از این حق محروم بودم. مجبور شدم پیرانه‌سر رنج سفر تحمل کرده و این عنوان را بگذرانم. پس از آن تنها شش سال در دانشگاه کابل در مقاطع مختلف تدریس کردم. در سال 1399 بازنشسته شدم و در پی آن طالبان آمدند و من مانند هزاران دیگر آواره شدم. حالا در آمریکا بسر می‌برم.
در ذیل نوشته‌های من درباره‌ی فردوسی و شاهنامه آمده است:
– «صلح و آشتی در شاهنامه»، این یک رساله‌ی کوچک و اولین آزمایش‌های بنده در باب شاهنامه است که در افغانستان چاپ شده؛
– «متون نظم حماسی» با عنوان: «نظم در دری»، برای تدریس در دانشکده ادبیات که تا کنون باربار چاپ شده و در دسترس شاگردان قرار دارد؛
– «در شناخت فردوسی و شاهنامه»، این کتاب هم برای تدریس در دانشکده ادبیات تالیف شده و بارها به چاپ رسیده است؛
– «پله‌هایی بر کاخ بلند»، مجموعه مقاله در باره فردوسی و شاهنامه است که توسط انتشارات سعید در کابل چاپ شده است؛
– «خانواده های گودرز و پیران»، در شاهنامه که شما آن را دیده‌اید؛
– «شرح برخی از ابیات شاهنامه»، از بسیار پیش تا کنون روی آن کار شده است و اکنون آماده‌ی چاپ است؛
– «داستان دوازده رخ و نقش گودرز و پیران در شاهنامه»، تز دکتورای بنده است و هنوز توفیق چاپ نیافته است؛
– «که جمشیدِ کی بود و کاووسِ کی»، مجموعه مقاله آماده‌ی چاپ درباره‌ی فردوسی و شاهنامه است؛
– «حدیث رستم»، رساله ای درباره رستم در شاهنامه است».
نمی‌دانیم استاد طغیان‌ساکایی آیا فرصت انتشار نوشته‌ها و پژوهش‌های شاهنامه‌ای چاپ‌نشده‌اش را یافت یا نه.

اگر این آرزو برآورده شود!
اندک زمانی پس از آن، ویژه‌نامه‌‌ی بهاری امرداد را برای او فرستادیم. استاد ساکایی در پاسخ، نوشته‌ای مهرورزانه فرستاد:
«درود بسیار- نامه پُرمِهرتان را دریافت کردم. ویژه‌نامه‌ی بهاری را مرور کردم و مطالب مورد علاقه‌ی خودم را خواندم. تشکر می‌کنم از لطفی که کرده‌اید. از جمله نوشته‌هایم کوشش دارم که یکی دوتا را تا برگزاری نمایشگاه کتاب تهران برای چاپ بفرستم. اگر این آرزو برآورده شد، حتما خدمت‌تان می‌فرستم. روزهای بهاری خوب داشته باشید. روزگار به کام‌تان باد!
ارادتمند: ساکایی».
این، واپسین خبری بود که از استاد به ما رسید.

کتابی برجسته در شناخت شاهنامه
از استاد محمدیونس طغیان‌ساکایی کتابی به نام «خانواده‌های گودرز و پیران در شاهنامه (عَلَم‌برداران ایران و توران)» در تهران  چاپ شده است (زمستان 1388 خورشیدی). این کتاب 214 رویه‌ای، پژوهشی ارج‌دار و نکته‌بینانه درباره‌ی برخورد خاندان گودرز کشوادگان و پیران ویسه در نبرد پُرآوازه‌ی «یازده رُخ» شاهنامه است. کتاب یادشده سه بخش دارد و چندین فصل. در بخش نخست خاندان گودرز و خویشکاری آن‌ها و در بخش دوم خاندان پیران و فراز و فرود زندگی‌شان (آن‌گونه که در شاهنامه آمده است) بررسی شده است. بخش سوم نیز «نبرد تن‌به‌تن افراد خانواده‌ی گودرز و پیران» نام دارد و بررسی‌ای باریک‌نگرانه درباره‌ی نبرد یازده رُخ است.

از نگاهبانان زبان فارسی در افغانستان
یادگارهای نوشتاری و پژوهشگرانه‌ی ارزنده و درخور ستایشی که از استاد دکتر محمدیونس طغیان‌ساکایی انتشار یافته است، خود گویای جایگاه بلند او در پژوهش‌های زبان‌وادب فارسی است. او از استادانی بود که نگاهبانی از زبان فارسی را در افغانستان، خویشکاری خود می‌دانست و برای پایداری آن دمی آسوده ننشست. ‌
یادش پایدار و روان‌اش در آرامش جاودان!

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

یک پاسخ

  1. درود خدا بر این مرد بزرگ فرهنگ و ادبیات فارسی
    کاش در کابل یا مزارشریف یا غزنین و یا در هرات و یا در مشهد و یا نیشابور و یا در کنار حکیم ابوالقاسم فردوسی دفن می شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *