نشست بزرگداشت نخستین سال ثبت جهانی جشن مهرگان، دوشنبه 14 مهرماه 1404 در سالن خلیج فارس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با باشندگی شماری از دوستداران فرهنگ ایرانزمین و با حضور علیرضا حسنزاده، فرنشین پژوهشکده مردمشناسی و مسوول پروندهی ثبت جهانی مهرگان برگزار شد.
بابک سلامتی، مدیرمسوول و سردبیر هفتهنامهی امرداد و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ، موبدیار سرور تاراپوروالا و دکتر مریم دارا از سخنرانان این نشست بودند.
مریم پهلوانشریف، اجرا و گردانندگی نشست بزرگداشت نخستین سال ثبت جهانی جشن مهرگان، را بر دوش داشت.
پخش کلیپهایی از برگزاری جشن مهرگان در جایجای ایران و کشور تاجیکستان آغازبخش این نشست بود. 
پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری




جشن مهرگان در کشور تاجیکستان


دبیر نشست، مریم پهلوانشریف


بابک سلامتی، مدیر مسوول و سردبیر هفتهنامهی امرداد
ایرانیان باستان ارزش زمان و مفهوم آن را میدانستند
بابک سلامتی، مدیرمسوول و سردبیر هفتهنامهی «امرداد»، سخنانش را با درود بر ایزد مهر، ایزد نور و روشنایی، راستی و پیمان آغاز کرد و افزود: درود بر همهی مهریارانی که مهرگان را به ثبت جهانی رساندند و امروز ما به شادمانی این رخداد فرخنده، گردهم آمدهایم. او سپس از علیرضا حسنزاده، فرنشین پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و همکارانش که در راه ثبت جهانی جشن مهرگان گام برداشتهاند، سپاسگزاری کرد.
سلامتی سپس با اشاره به اینکه میخواهد دربارهی زمان و ارزش آن در اندیشهی نیاکانمان سخن بگوید، گفت:«همهی ما امروز تردیدی در ارزش زمان نداریم. بیگمان، مهمترین دارایی هر انسان، زمان است. زمان بدون بازگشت است و هنگامیکه آن را از دست دادیم جایگزینی برای آن پیدا نخواهیم کرد. داراییهای دیگر اینگونه نیستند و جایگزین دارند. این را بیگمان ایرانیان کهن دانسته بودند که ارج و ارزش بسیاری برای زمان میگذاشتند. برای نمونه، در شاهنامه، در داستان زالورودابه، آنجایی که منوچهر از بیم آن که مبادا از پیوند میان رودابهی ضحاکزاده و زال پهلوانزادهی ایرانی فرزندی به جهان بیاید که برای آیندهی ایران خطرآفرین باشد، با ستارهشناسان رایزنی میکند و آنها میگویند اینگونه نخواهد بود. بعد آزمونی برپا میکنند. در آن آزمون پرسشهایی از زال پرسیده میشود که همه دربارهی زمان است. این نشان میدهد که مفهوم زمان و ارزش آن در بینش ایرانیان مطرح بوده است و آن را در نگر خود داشتهاند».
این سخنران در ادامه گفت: اکنون باید زمان را در سالشماری و گاهشماری و شمارش ببینیم. در گاهشماریهایی که از گذشته و ایران باستان به یاد مانده، در همهی آنها ارزشی برای زمان شناخته شده است. برای نمونه، در گاهشماری زرتشتی، هر روزِ ماه نامی دارد و این نام مفهومی دارد. آن مفهوم را هر بامداد و هر سپیده که مردمان از خواب برمیخاستند، به همدیگر یادآور میشدند و به فرزندانشان آن مفهوم را میآموزاندند.
سلامتی گفت: میدانیم که ماههای زرتشتی با اورمزد (نام پروردگار) آغاز میشود و واپسین روز هم انارام است، یعنی نور و فروغ جاودانی اهورایی. در این میان، زمین، آسمان، خاک، آب، باد، آتش، پیمانداری، دئنا (وجدان)، آرام و آرامش، گرامی داشته میشد و پیوسته مفهوم و فرهنگی را به ما یادآوری میکرد. از سوی دیگر، معنای روز با معنای ماه آمیخته میشد. یعنی دوازده ماهِ سال هم هر کدام معنایی داشتند. وقتی اینها با هم تلاقی میکردند، مفهومی دیگری به دست میآمد. برای نمونه، بهمن (نیکاندیشی یا منش نیک) وقتی با فروردین (فروهر) میآمد، مفهومی دیگری داشت. زمانی که با اردیبهشت (یعنی بهترین راستی، هنجار هستی) یکی میشد، مفهوم تازهای میگرفت. با شهریور (شهریاری آرمانی) یا با مِهر، یا آبان، یا آذر، یا اسفند یکی میشد، مفهوم تازهای را میرساند. به سخن دیگر، در 365 روز سال هر روز که از خواب بیدار میشدیم، در نیازها و نمازها و نیایشهای روزانهمان، پنجبار در گاههای گوناگون این را میخواندیم، آن ارزش و مفهوم را ستایش میکردیم و سپس وارد روز دیگر میشدیم.
این سخنران سپس افزود: به آن مفهومها البته مناسبتهای دیگری هم افزوده میشد: گهنبارها یا جشنهای آفرینش آسمان و آب و زمین و گیاه و جانوران و سپس انسان. این مفهومها با هم همراه میشد و ما در گذر 360 روز این معانی را میگذراندیم و میرسیدیم به روز سیصدوشصتویکم که گاه آفرینش مردمان و انسان بود. آنگاه پنج روز، پنجهی بهیزک را میگذراندیم و به نوروز میرسیدیم و دوباره این مفهومها از نو، از سر گرفته میشد. میخواهم بگویم که در اندیشهی ایرانیان، مفهوم زمان با معانی و فلسفههای بسیار ژرفی پیوند خورده بود. از سوی دیگر، این مفهومها یک پیوند کیهانی هم داشتند.
سلامتی در معنای پیوند کیهانی آن مفاهیم افزود: جایگاه هر روز در این گاهشماری مهم است و هیچ تضادی با تقویم جلالی ندارد. شوربختانه گروهی ستیزه میکنند و میگویند تقویم قدیمی ما اشتباه داشته است و تقویم جلالی بسیار دقیق است. البته در دقت تقویم جلالی حرفی نیست، ولی داستان چیز دیگری است. کاری که خیام بزرگ انجام داد محاسبهی نجومی است. اما گاهشمار به این محاسبهها معنا میدهد. یعنی روزها را از اعداد خشک و خالی و سرد و سربی درمیآورد و به آن فلسفه و معنا میبخشد. شوربختانه ما فلسفهی روزها و ماهها را از دست دادهایم و چندین سده است آن را به فراموشی سپردهایم.
سلامتی با اشاره به کوششهای ایرانیان در سدهی گذشته برای اصلاح تقویم ایرانی، گفت: اکنون میخواهم برگردم به صدسال پیش، سال 1304. در آن سال، روانشاد سیدحسن تقیزاده کوشش و فرآیندی را آغاز میکند. او در مجلهی کاوه که در برلین چاپ میشد، مقالاتی مینویسد و ضرروتهایی را یادآوری میکند. از دید او یکی از آسیبهای تقویم آن زمان این بود که: در تقویم دیوانی از تقویم مَهی (:قمری) استفاده میکردیم اما بازرگانانمان از تقویم میلادی سود میجستند. تقیزاده این آشفتگی و درهمریختگی را یادآوری میکند و افکار اندیشمندان و همگان را به این سمت میبرد که باید تقویم را سروسامان داد.
سلامتی افزود: در آن روزگار میآیند و محاسباتی انجام میدهند و دوباره نامهای ایرانی را به تقویم بازمیگردانند. این، کار بسیار بزرگ و ارزشمندی بود که بهگمان من باید همواره مورد ستایش قرار گیرد. آنها سال خورشیدی را دوباره به جریان میاندازند و ما را از آن چندگانگی در تقویم و گاهشماری نجات میدهند. اما خود تقیزاده هم اشاره میکند که با این کار، پنجه را در پایان سال از دست میدهیم. سیویک روز شدن شش ماه نخست سال، باعث میشود که در پایان سال، پنجه از دست برود. به سخن دیگر، آن مفهومی را که در پایان سال دربارهی آفرینش انسان داشتیم، کموبیش به فراموشی سپرده میشود. البته نام روزها را هم از دست دادیم. البته مطمئن هستیم که آنها همهی کوشششان را انجام دادهاند که این اتفاق روی ندهد. اما به دلایل بسیار، نتوانستند این کار را بکنند.
بابک سلامتی در پایان سخنانش گفت: «اینکه اکنون با دشواریهای پرشماری روبهرو هستیم، اینکه هوایمان آلوده است، زمینمان خشک است، باران نمیبارد، رودخانههامان به شنزار تبدیل میشود و دریاچههایمان به شورهزار، همهی این گرفتاریها به گمان من از این برمیآید که ما معنای روزهایمان را به فراموشی سپردهایم. امیدواریم این مفهوم و بینش ایرانی را که میتوانست جهانگیر بشود، روزی دوباره کارکردش را در نزد ما ایرانیان به دست بیاورد.


موبدیار سرور تاراپوروالا، پژوهشگر
ثبت جشن مهرگان نگاهداشت فرّ و فروغ ایران است
موبدیار سرور تاراپوروالا، پژوهشگر دین و فرهنگ ایرانی، دیگر سخنران این نشست بود. او با شادباش جشن مهرگان، گفت: «امیدوارم هر سال دور هم جمع بشویم و مهرگان را جشن بگیریم و به هم شادباش بگوییم». سپس افزود: «پیش از هر سخنی لازم میدانم از همهی کسانی که برای ثبت جهانی مهرگان تلاش کردهاند، به ویژه از دکتر حسن زاده که مسوول این پرونده بودند، سپاسگزاری کنم. بیگمان برای نگهداری فرهنگ، خِرد و دانشمان، به یکدیگر نیاز داریم. به عنوان عضوی از جامعهی زرتشتی که فرهنگ ایران به جانشان بسته است، از ژرفای جانم سپاسگزار کاری که کردید، هستم. کار شما تنها پاسداری از یک جشن نیست؛ نگهداشت فروغ و فر ایران است و ادامهی تپش ایران است در دل تاریخ.
تاراپوروالا با اشاره به اینکه: امروز به فرخندگی جشن مهرگان گِردهم آمدهایم. پس باید نخست از مِهر بیشتر بدانیم»، به ریشهشناسی واژهی «مِهر» و مفهوم آن اشاره کرد و این واژه را در اوستا، «میثره» و در کتیبههای فارسی ایران باستان، «میتره» دانست و مِهر را به معنای «اندازهگرفتن و سنجیدن» برشمرد. سپس افزود: «پیش از اشوزرتشت، مِهر خدایی مهم برای آریاییان بود و نگهبان قراردادها دانسته میشد. کهنترین سند ما دربارهی این موضوع، سنگنوشتهای است در بغازکوی -در ترکیه امروزی- که پیمان صلح میان دو قوم هیتیها و میتانیها بوده است. این دو قوم، پیمان صلحی میبندند و در آن، مِهر را ناظر بر پیمان خود میکنند. اما پس از اشوزرتشت، مهر نه در مقام خدایی، بلکه در مقام ایزدی مهم و قدرتمند جای میگیرد. در گاهان –سرودههای اشوزرتشت- تنها یکبار نام مهر آمده است و آن هم در هات 46، بند 5 است. اما در یشتها، یشت دهم به مِهر اختصاص دارد که پس از فروردینیشت، بلندترین یشت است. مهریشت شعری دلکش و بلند با 146 بند است و واژههایی شاعرانه دارد.
این سخنران پس از خواندن بخشهایی از مهریشت، گفت: مهر از تمام ایزدان نیرومندتر، جسورتر و پیروزمندتر است. مهر نگهبان راستی و اشا، یعنی نظم جهانی است و راستی و نظمِ پیمانها را حفظ میکند. پیمان به معنی «اندازه نگهداشتن» است و در معنی «قرارداد» راهی برای اندازه نگهداشتن پیمان است. در باورهای زرتشتی، اندازه نگهداشتن بسیار مهم است.
تاراپوروالا در ادامهی سخنانش افزود: در پاسداری و نگهبانی از اشا و راستی، مهر تنها نیست و همکارانی دارد: رشن، سروش، ارد، بهرام، چیستا و دین، همه همکاران مهرایزد هستند. در مهریشت، چون مهر باید نگهبان و مراقب همهی پیمانها باشد، بنابراین صفتهایی متناسب به مسوولیت و خویشکاریاش مییابد. او همیشه بیدار، هوشیار و بیخواب است. مهر پیش از خورشید در آسمان حرکت میکند و هنگام غروب خورشید، مهر مانند ستارهی صبح از دل تاریکی طلوع میکند. بنابراین در مهریشت، مهر با خورشید یکی نیست. پس چرا در ادبیات امروز ما، مهر با خورشید یکی دانسته میشود؟.
او در پاسخ به چنین پرسشی گفت: به گمان من، شاید چون در ادبیات فارسی باستان، مهر در بالای کوهها جای دارد و اهورامزدا او را نورانیتر از دیگر ایزدان مینویی آفریده است. او با تنی نورانی و چهرهای درخشان آفریده شده است. از بین زمانهای روز، گاه هاون که از طلوع خورشید تا نیمرزو است، از آنِ ایزد مهر است. پیش از اشوزرتشت، مهر سرور آتشها است و با بزرگترین آتش گیتی – یعنی خورشید- رابطه برقرار میکند. شاید به همین دلایل است که بعدها در ادبیات فارسی، مهر و خورشید یکی گرفته میشود.
این پژوهشگر دین و فرهنگ ایرانی، گفت: در ادبیات فارسی گاهی «مهر» و «دوستی» یکی دانسته میشود. در حالیکه از نظر زبانشناسی هیچ پیوندی میان واژهی مهر و واژهی دوستی نیست؛ البته در زبان فارسی. در هند و زبان سانسکریت، داستان دیگری داریم. در زبان اوستایی و در گاتها، واژههای بسیاری برای واژهی دوستی داریم. اما میثره فقط نگهبان راستی و پیمان است و در متون فارسی میانه (یعنی متون پهلوی) باز هم مهر فقط نگهبان راستی است. اما بعد از متون پهلوی، در گذار فارسی میانه به فارسی نو، بهتدریج مهر به محبت و دوستی نزدیک و سپس منتقل میشود. البته میتوانیم دوستی را نوعی پیمان میان دو نفر در نظر بگیریم و میدانیم که حلقهای که به عنوان پیمان زندگی در دست داریم، هم حلقهی مهر است. شاید به همین دلیل است که در مهریشت مهر به ادامهی نسل کمک میکند. مهر به کسانی که پیمانشکن نباشند، نسل آزاده میبخشد. بنابراین در مهریشت، آگاهی، راستگویی، پیماندار بودن، قانونگذاری، فرهبخشی و اعطای شهریاری، معرفت و آگاهی به علوم روحانی و درک کلام مقدس، صلحبخشی، یاریرسانی و سلامتبخشی، از خصوصیات دیگر مهرایزد دانسته شده است.
به سخن او، در کنار همهی صفتهای نیکی که مهر نسبت به انسانهای نگهدارندهی پیمان دارد، نسبت به آنان که پیمان میشکنند، بسیار خشم میگیرد و این خشم بسیار هراسانگیز است. مهر مجازات کنندهی سختی است. او مجازات کنندهی مردم مهرودُروج (یعنی کسانی که پیمان را بشکنند) است و هیچ چیز از چشم و گوش او دور نمیماند.
تاراپوروالا سپس افزود: مهر پیمانشکنان را مجازات میکند، برای اینکه همه باید بدانند که پیمان برای نگهداشتن نظم در آفرینش جهان، مهم است. همه باید بدانند که بدون پاسبانی از پیمانها نمیتوانند سعادتمند زندگی کنند. همه باید بدانند که مهر بر هر پیمانی –چه پیمان دو همشاگردی و چه پیمان میان دو کشور- نظارت میکند. همه باید بر سر پیمان بمانند و هیچ دلیلی برای شکستن پیمان وجود ندارد. به همین دلیل است که پیمان در استورههای ایرانی مهم است. پیمان 9 هزارسالهی هرمزد در ابتدای آفرینش، پیمان میان منوچهر و افراسیاب برای تعیین مرزهای ایران و توران، پیمانی که در دینکرد آمده است، پیمان رستم در خوان پنجم، پیمان سام با پسرش زال، بر سر پیمان ماندن سیاوش و نمونههای دیگر همه از اهمیت پیمان در استورههای ما و جهان خبر میدهد.
او در ادامه گفت: «ما ایرانیان سدههاست که میدانیم جامعه، چه کوچک و چه بزرگ، بدون پیمانداری پایدار نمیماند و این اصل اگر به روابط میان کشورها کشیده شود، میتواند ستون فرهنگ صلح و همبستگی جهانی باشد. پیمانداری مهر، الگویی کهن برای دنیای امروز است. چرا که جهان شاید چهرهاش دگرگون شده باشد، اما نیاز به پیمان راستین، همان است که بود.
سرور تاراپوروالا گفت: «برگزاری جشن مهرگان، این یادگار روشن از دل ایران، در میان فرهیختگان و آنها که دل در گرو مهر ایران دارند، بسیار نیکوست و مایهی افتخار و شادی ما. اما جشن مهرگان اگر جشن ملی است، اگر ثبت جهانی شده است، پس باید در مدرسهها جشن گرفته شود. باید در روز مهرگان مردم در پارکها شادی کنند. رسانهها حتما باید برنامهای ویژه برای مهرگان داشته باشند. یا کمینه بر روی تابلویی در خیابان شادباش مهرگان نوشته شده باشد. اما، دریغا!
او در پایان سخنانش از آنها که فروغ جشن مهرگان را نگه داشتهاند سپاسگزاری کرد و گفت: امید که در سالهای پیش روی، مهرگان نه در روی برگه و کاغذ و دفتر، بلکه در دل همهی ایرانیان جاودانه بماند.


دکتر مریم دارا، استاد دانشگاه
در جهان باستان، مهر با خورشید پیوند دارد
در این نشست، دکتر مریم دارا، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی پژوهشکده زبانشناسی، متون و سنگنوشتهها، دربارهی جایگاه آتش در مهرپرستی سخن گفت. او در آغاز به این نکته اشاره کرد که: در جهان باستان، گاه آتش، نور و پیمان در یک خدا تجلی پیدا کردهاند. سپس افزود: اقوامی نیز بودهاند که بهخاطر اهمیت آتش و نور و خورشید، در متون و استورههایشان از آنها یاد کردهاند. در نزد اقوامی نیز پیمان اهمیت بسیار داشته است. در بینالنهرین، در نزد اورارتوییها یا اعراب، در حضور آتش پیمان بسته میشد. اگر دقت کرده باشید، هنوز هم ازدواج در نزد هندیها همراه با روشن کردن آتش است. چون ازدواج پیمانی مهم برایشان به حساب میآید و باید حتما در حضور آتش این پیمان بسته شود. در نزد بینالنهرینیها و اورارتوییها، خدایان خورشید (شَمَش) را دارند اما خویشکاری و وظیفهی خورشید در درجهی دوم اهمیت بوده است. از زمان سومر تا آخر بابِل و آشور، بیشترین اهمیت خدایان خورشید نظارت بر پیمانها بوده است. حتا متونی از بینالنهرین داریم که در آنها اشاره شده که دادگاهها حتما باید در نیمهی روز و معمولا در فضای باز برگزار بشوند. چون بر این باور بودند که خورشید ناظر قضاوت و دادگری آنهاست و باید عدالت برقرار بشود.
او در ادامه افزود: اقوامی هم بودهاند که نفرینهایی در پایان کتیبههایشان میآوردند. در آن نفرینها خدای خورشید ناظر بر اجرای نفرینها بود. حتا اگر خدای درجه یک آنها نبود، اجرای نفرینِ کسی که اثری را از میان میبُرد، زیر نظر خدای خورشید برگزار میشد. بنابراین در جهان باستان، خدایان خورشید بسیار با موضوع پیمان درهم آمیخته بودهاند.
به سخن او، آتش در ایران باستان، ایزدان مختص به خود را داشت. تمام نیایشها هم در کنار آتش انجام میشد تا نیایش به جهان بالایی بُرده شود. نام آتش اصلی هم بهرام است. ایزد بهرام وظیفهی پیروزی را دارد.
مریم دارا سپس با طرح این پرسش که در جهان باستان، جایگاه مِهر در کجا بوده است؟ گفت: «بزرگترین سندی که دربارهی میثره در جهان باستان وجود دارد، «مهریشت» است. در همهی زیستِ مهر، مهر چند پدیده را بسیار پوشش میدهد: پیمان، خورشید و جنگ. پیمان در مهریشت بسیار به چشم میآید و پُررنگ است. اما سندی که در آن خدای مهر شخصاً خویشکاری خورشید را داشته باشد، نداریم. اما اینکه مهر حافظِ پیمان و راستگویان و راستکرداران باشد و پیمانشکن و دروغگو را به جزای خود برساند، بارها و بارها در مهریشت آمده است. مهر، عهد و پیمان را پاسداری میکند و دروغگویان را به مجازات میرساند.
این سخنران سپس گفت:یک نکته در مهریشت هست که شاید مهر را به خورشید نزدیک کند. آن نکته چنین است که در روزگار باستان که نمیدانستند جهان کروی است، در مهریشت گفته میشود که مهر سوار بر گردونهای، هر روز از شرق به غرب در حرکت است و در زمان حرکت تمام راستگویان و دروغگویان را شناسایی میکند و آنگاه در غرب به زیر زمین میرود. این سخن بر اساس جهانشناسی باستان است که جهان را مسطح گمان میبردند.
مریم دارا آنگاه افزود: نخستینباری که مهر معادل خورشید گرفته شده است، کموبیش در زمان اشکانیان بوده است. در نزد اشکانیان، مهر و خورشید تقریباً یکی دانسته میشد».
به سخن او، آنچه از مهر میدانیم آن است که ستایش این ایزد به جاهای دیگر –آسیای صغیر و روم- هم رفته است. در مطالعات مهرشناسی، سه حوزه برای مهرپرستی شناخته میشود: ایران، آسیای صغیر و امپراتوری روم. اما پرسش این است که آیا مهر از ایران به اروپا رفته است؟ و اگر چنین است، این گسترش چگونه بوده است؟
او در پاسخ به پرسشی که طرح کرده بود، گفت: بهطور کلی آکادمیسینها بر این باور هستند که مهرپرستی از ایران به اروپا رفته است. برخی گفتهاند که دزدان دریایی کیلیکیه مهرپرستی را به غرب بردند و اشاعه دادند. اما آیا میتوان پذیرفت که مردمان اعتبار دینی خود را از دزدان دریایی گرفته باشند؟ کسانی هم بر این نظر هستند که ایرانیان در زمان هخامنشیان با گسترش مرزهایشان مهرپرستی را با خود به دیگر جاها بردند. اما باز پرسیدنی است که آیا مردمان از سربازانی که آمدهاند کشورشان را بگیرند، دین پذیرفتهاند؟ نظری که به منطق نزدیکتر است آن است که سربازان رومی باورهایی را که از آسیای صغیر گرفته بودند، با خود به جاهای دیکر بردهاند. نظر علمیتر آن است که بازرگانان در مراوداتشان، اعتقادات مهرپرستی را به جاهای دیگر بردهاند. به هر حال، مهر به هر جا و منطقهای که رفته است، با خدای خورشید ارتباط پیدا کرده است.
او در ادامه دربارهی مهرکدهها گفت: مهرکدهها و معابد میتره یک ویژگی دارند و آن این است که معمولاً به شکل تکفضاهایی تاریک ساخته شدهاند که آتش در آن فروزان میشد. آتش در مهرکدهها روشن میشد تا تجلی مهر و خورشید را ایجاد کند. در مهرکدهها آتش مقدس همیشه روشن بوده است. احتمال دادهاند که آتش، در آیین تشرف میترا نقش داشته است.

مهرگان در مسیحیت



بخش پرسش و پاسخ






دکتر علیرضا حسنزاده فرنشین پژوهشکده مردمشناسی و مسوول پروندهی ثبت جهانی مهرگان





فرتور از همایون مهرزاد است.
2393

یک پاسخ
با درود و سپاس فراوان،
مایلم از برگزارکنندگان نشست بزرگداشت نخستین سال ثبت جهانی جشن مهرگان در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، بهویژه جناب آقای دکتر علیرضا حسنزاده، سرکار خانم مریم پهلوانشریف، و سخنرانان گرامی، جناب آقای بابک سلامتی، موبدیار سرور تاراپوروالا و سرکار خانم دکتر مریم دارا صمیمانه قدردانی کنم.
حضور در این نشست برای من فرصتی ارزشمند و پربار بود. سخنان هر یک از استادان و پژوهشگران ارجمند، نگاهی تازه و ژرف به مفاهیم فرهنگی، فلسفی و تاریخی ایرانزمین، بهویژه در پیوند با جشن فرخندهی مهرگان، گشود.
مطالب ارائهشده برایم آموزنده و الهامبخش بود و نشان داد که چگونه میتوان با بازخوانی اندیشههای نیاکان، پیوند میان فرهنگ، فلسفه و هویت ایرانی را دوباره زنده نگه داشت.
از همهی بزرگوارانی که با تلاش، دانش و مهر خود این برنامه را برپا کردند سپاسگزارم و امید دارم که چنین نشستهایی همچنان ادامه یابد تا فروغ مهر و فرهنگ ایران همواره تابان بماند.
با دعای خیر