در پی تحولات فرهنگی دهههای اخیر، بسیاری از ایرانیان مهاجر—بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا—آیینهای ملی چون مهرگان را در قالب جشنهای فرهنگی و گردهمآییهای جامعهی ایرانی بازآفرینی کردهاند.
بر اساسِ گفتهها و یادداشتها و آثاری که از تازهواردینِ بعد از سالِ ۱۳۵۷ در دسترس قرار گرفته، چنین برمیآید که مهاجرانِ دههی ۵۰، متاثر از هیجانِ ناشی از فیلمهایِ هالیوودی، اطرافِ شهرِ هالیوود را، سپس لوسانجلس و وستوود، آنگاه شهرِ بورلیهیلز را که همه در حوزهی جغرافیاییِ شهرستانِ لوسانجلس (لوسانجلسِ بزرگ) قرار دارند، برای اقامتِ خود برگزیدند. این گردهمآییها همزمان با نیویورک در این مناطق شکل گرفت، تا جایی که ما شاهدِ برگزاریِ سیزدهبهدرهایِ پر تکاپو و جشنهایِ مهرگانِ پر زرقوبرق در آنجا و سندیگو، بهویژه در اورنجکانتی به مرکزیتِ شهری نهچندان بزرگ ولی بسیار آرام بهنامِ ارواین باشیم.
در گزارشِ پیشِ رو، اکنون فقط به چند مرکزِ فعالیتِ میهنیمان که در آن، جشنِ مهرگان بهنحوِ برجستهای موردِ توجه قرار دارد، میپردازیم.
مهرگان، در مرکز زرتشتیانِ جنوبِ کالیفرنیا
شهرستانِ اورنج یا اورنجکانتی با شهرهایِ زیبا و درهمتنیده، پرجنبوجوش، فرودگاهِ زیبای «جان وین»، هوایِ ملایمِ مدیترانهای و سواحلِ جذابِ شرقِ اقیانوسِ کبیر، بیش از سایرِ نقاطِ آمریکا موردِ توجهِ ایرانیانِ راندهشده از ایران بعد از انقلاب قرار گرفته؛ تا جایی که حتی آنهایی که قبل از وقوعِ انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده بودند و در منطقهی هالیوود، وستوود و بورلیهیلز ساکن شده بودند، به این منطقه گرایش یافتند.
از اینروی، در بهارِ سالِ ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، شش تن از بانوانِ مهرپرورِ زرتشتی گرد هم آمدند و در پیِ اندیشهی داشتنِ یک مرکزِ آبرومند، مرکزِ زرتشتیانِ کالیفرنیا را پیافکندند تا بهگونهای باشد که امروزه پذیرایِ هزاران ایرانی و غیرایرانیِ مشتاقِ آیینهایِ آن باشد.
مرکزی که امروزه موردِ توجهِ مشتاقانِ دیدار یا بهرهمندی از امکاناتِ آن قرار دارد، ناشی از دیدگاههایِ همان بانوانِ فرزانه و نیکاندیش—چهلوهفت سال پیش—است که اکنون در شهرِ وستمینستر (Westminster) سربرافراشته و دارایِ بنایی با تمامِ امکاناتِ لازم برای اجرایِ آیینهایِ دینی و فرهنگی است؛ با سالن و تالارِ بزرگِ کنفرانس و گردهمآییِ همگانی، پارکینگ در محوطهی وسیع، کلاسِ آموزش، آتشکده و سایرِ امکاناتِ مربوط، بهویژه با سردرِ زیبا با نمادِ فروهر، در دسترسِ همگان قرار دارد.
در این مرکزِ روحانی، آیینِ همهی جشنهایِ ملیِ باستان و گهنبارها در زمانهایِ معین، بهنحوی که در تقویم یا سالنگارهایِ زرتشتی منتشر میشود، برگزار میگردد. در گهنبارها، بهطورِ معمول نان و آشهایِ سنتی و شیرینیهایی که خودشان پختهاند، به این مرکز میآورند تا همه از آن بهره ببرند. برگزاریِ آیینهایِ نوروزی، زادروزِ اشو زرتشت، سیزدهبهدر، مهرگان، سده، چهارشنبهسوری و سدرهپوشی، مهمترین بخشِ فعالیتِ زرتشتیانِ جنوبِ کالیفرنیا را تشکیل میدهد و آن، بیشترین جمعیتِ ایرانیان و علاقهمندانِ آمریکایی و افرادِ مهاجرِ خارجی را به خود جذب میکند.
در جشنِ مهرگانِ امسال که در چهارمِ اکتبر ۲۰۲۵ برابر با شنبه ۱۲ مهرماه در این محل برگزار شد، از ساعتِ شش تا ده شب، بیش از هزار نفر—که بخشی از آنها را زرتشتیانِ سایرِ ملیتها و آمریکاییهایِ مقیمِ منطقه تشکیل میدادند—در رفتوآمد دیدهایم.
کثرتِ جمعیت، مردم را وادار میکرد تا با خروج از تالارِ برگزاریِ جشن و خالیکردنِ پارکینگها، جایِ خود را برای استفادهی مردمی که دیرتر وارد میشدند، باز کرده باشند.
در این آیین، بعد از اجرایِ سرودِ «ای ایران» با همخوانیِ شرکتکنندگان و پخشِ آهنگهایی متاثر از آیینِ زرتشت به زبانِ انگلیسی و بیانِ چگونگیِ پیدایشِ اسطورهی کاوه و بیوراسب، هموندانِ مدیریت و کوشندگانِ جشنواره نیز معرفی شدند.
خوان یا بهگفتهی عوام، سفرهی مهر با تندیسِ برنزیِ دومتری از کورشِ بزرگ که توسطِ مهریار، مهندسِ بهنام آبادیان ساخته و پیشکش شده بود، در کنارِ آن، و نیز دو فروهرِ فایبرگلاسِ یکمترونیمی و ده سرستونِ تختجمشید، همراه با تعدادِ کثیری از طرحهایِ گچبریِ هخامنشی، از جمله دیدنیهایِ تازهی این همایشکدهی زرتشتیان بود.
گروهِ بانوانِ دفنواز و اجرایِ برنامههایِ رقصِ کودکان و دخترانِ جوان با لباسهایِ سنتی، جلوهی خاصی به جشنِ مهرگانِ مرکزِ زرتشتیانِ جنوبِ کالیفرنیا بخشیده بود.
این نهادِ غیرانتفاعی با سه رکنِ مدیریتی اداره میشود که با همکاری و مشورتِ یک هیأتِ امنایِ هفتنفره به شرحِ زیر، امورِ آن را پیشبرده میشود:
گروهِ امنا – دورهی هفتمِ مرکزِ زرتشتیانِ کالیفرنیا: شهناز غبیبی، اردشیر باغخاییان، بهروز مهرخداوندی، بیژن پورجاماسپ، داریوش باستانی، رستم شیرمردیان، هوشنگ فرهمند
گروهِ مدیرانِ لسآنجلس: آزیتا افشاری، اشا لرکلانتری، اردشیر بختیان، کورش کشاورزی، کیکاووس ورجاوند، کیارش تیراندازی، کیوان هور
گروهِ مدیران – سندیگو آرمیتا داویروالا، ژاله فرامرز، پریسا اورمزدی، پریناز پریچهر، میترا جاودان، رامک رهنمون، رامین امانی
گروهِ مدیران – اورنجکانتی ماندانا پیشدادی، اردشیر جمشیدی، آرمین سلامتی، جهانگیر مهرخداوندی، جمشید جمشیدی، ساسان سروشی، کیوان فلاحتی
مهرگان، در کانونِ فرهنگهایِ مختلف، ارواین
سالخوردگان در آمریکا از توجهِ خاصی برخوردارند. یکی از این توجهها، تخصیصِ سرا یا مرکز با عنوانِ «کانونِ سالمندان» است؛ که در آن، برنامههایی با هدفِ سرگرمساختنِ افرادِ بالاتر از پنجاه سال، با تشکیلِ کلاسهایِ رقص، کامپیوتر و رسانهها، نقاشی، بهداشتی، آموزشِ زبانهایِ مختلف و ورزشی و تفریحیِ داخل و خارجِ کشور دیده میشود. حضور و شرکتِ افرادِ جوان نیز موردِ استقبالِ این مراکز قرار میگیرد.
یکی از برنامههایِ این مراکز، نزدیککردنِ فرهنگهایِ ملتهایِ مختلف است که تحتِ عنوانِ Irvine Multicultural Culture Association به فعالیت میپردازد. کانونِ فرهنگیِ مذکور، سالها ساعتهایِ مختلفی را برای گروههایِ علاقهمند اختصاص میدهد که کانونِ ارواین یکی از نمونههایِ قابلتوجهِ آن است.
بخشِ ایرانیِ این کانون در سالهایِ دههی شصتِ خورشیدی به کوششِ تنی چند از ایرانیان شکل گرفت. سالهایِ جدیدی با مدیریتِ بانوییِ فرزانه بهنامِ ندا علوی، تحتِ نامِ «ندا»، به سرگرمکردنِ بانوان و مردانِ سالمند، حتی جوانها پرداخت؛ که در سالِ جاری، مهربانو لیلی نوبل عهدهدارِ برنامههایِ مربوط به ایرانیان بود و خوشبختانه اجرایِ برنامهی جشنِ مهرگانِ او، به شایستگی چهره نمود.
اعلامِ برنامه، توضیحِ اسطورهی فریدون و بیوراسب و پیروزیِ کاوهی آهنگر، چگونگیِ برگزاریِ این جشن در اقوامِ مختلفِ آریایی، همراه با فیلمِ مرتبط با موضوع، بهویژه موسیقی و رقصِ زنده و هنرنماییِ دخترِ فرزانهی مهربانو نوبل، و نیز پذیرایی با چای و شیرینی، از برنامههایِ اجراییِ این جشنِ ملیِ ما در این مرکز در شهرِ ارواین بود.
درخششِ جشنِ مهرگان در ارواین
در سالِ ۱۳۶۶، شش نفر از صاحبانِ کار و کسبِ موفق، برای معرفیِ بیشترِ فعالیتهایِ خود به جامعهی ایرانی–آمریکاییِ اورنجکانتی در جنوبِ کالیفرنیا، نهادی تحتِ عنوانِ NIPOC (Network of Iranian-American Professionals of Orange County) یا شبکهی متخصصینِ ایرانی–آمریکاییِ شهرستانِ اورنج (بهاختصار نیپاک) به ثبت رساندند و در پیِ آن، با همت و حمایتِ همهی آنان و برخورداری از امکاناتِ ویژهی دکتر فرخ شکوه، استادِ دانشگاه و کارآفرینِ شناختهشدهی تکنولوژی در آمریکا و خارج، گامهایِ استواری برداشته شد.
این نهادِ غیرانتفاعی، در راستایِ اجرایِ اهدافِ خود، به اندیشهی اجرایِ برنامههایی—بهگفتهی خودشان یک فستیوالِ آبرومند—افتادند که توسطِ مهریار مجید (نیک) آذرتاش عنوان شد.
سپس جهتِ انتخابِ نامی برای آن فستیوال، نامهایِ مختلفی اعلام شد که در نهایت، پیشنهادِ مهریار و دکتر فرخ شکوه مبنی بر «جشنِ مهرگان»، جشنی در دستورِ کار قرار گرفت و موردِ تصویبِ موسسینِ نیپاک قرار گرفت.
کوششِ این گروه در سالِ ۱۹۹۴ بهگونهای پیش رفت که حضورِ ۶۴۰۰ نفر را در خود تجربه کرد. رویآوریِ مردم به این جشنواره تا بدانجا پیش رفت که در سالِ ۱۹۹۹ طیِ دو روز، بیستهزار نفر در آن حضور یافتند و پیشبینی شده بود که در سالهایِ ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ تا سیهزار نفر از آن استقبال کنند. ولی در این دو سال، چالشهایِ سیاسی سرنوشتِ آن جشن را موردِ سوال قرار داد؛ تا جایی که در جریانِ اعتراضاتِ جنبشِ سبز در سالِ ۱۳۸۸، جشنِ مهرگانِ نیپاک به نابودی کشانده شد.
علیرغمِ این اتفاق، صاحبِ این قلم با همفکریِ دوستانی که سایتهایِ موسوم به ایرا و خانهی ایران و چادرهایِ استانها را اداره میکردند، نهادی تحتِ عنوانِ «دیدارِ پاییزی» را بهانگیزهی جایگزینیِ موقتیِ جشنِ مهرگان به ثبت رساندند، ولی آن هم بعد از دو سال فعالیتِ موفق، تحتِ فشارِ همان چالشها متوقف شد.
سر برافراشتنِ ققنوسِ نیپاک با سرودِ رسمیِ مهرگان
در سالِ ۱۴۰۳، یعنی بعد از چهارده سال، ققنوس مهرگان با شعارِ «درودی به ایران و ایرانیان، خجسته باد بر شما مهرگان»—از ساختههایِ صاحبِ این قلم، از دلِ تاریخِ فرهنگ—سر برافراشت؛ تا بهگونهای که با اجرایِ برنامههایِ قابلِ تحسینِ خود، در یکی از بزرگترین پارکهایِ آمریکا در ارواین (گریتپارک)، با استقبالِ مردمِ ارواین و شهرهایِ اطراف مواجه شود. کاری که موجبِ تشویقِ مدیرانِ این نهاد در تدارکِ برنامههایِ بهتر در سالهایِ پیشِ رو گردد.
امسال، جشنِ مهرگانِ نیپاک با کوششِ بیش از ۶۰۰ نفر داوطلب، بهویژه مدیرانِ باتجربهی پیشینِ نیپاک، با محوریتِ مهریار دکتر فرخ شکوه، مهریار مجید آذرتاش و مهربانو پرتو نیکپور، و همکاریِ مدیرانِ سالهایِ پیشینِ جشنوارههایِ آن نهاد، بهگفتهی مهربانو پرتو، پرزیدنتِ نیپاک، در یک مصاحبهی تلویزیونی، شکلِ بهتر و بهتری بهخود گرفته بود؛ بهگونهای که از دیدِ این گزارشگر، بعد از هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، در هیچیک از ادوارِ پادشاهیِ ایران—از جمله سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، آلبویه، زیاریان، حتی پهلویها—در هیچ نقطهی جهان دیده نشده است، جشنی با ورودیهی چهل تا دویستوبیست دلارِ آمریکا، در حضورِ شهردار، اعضایِ انجمنِ شهر، رییسِ پلیس و سایرِ مدیرانِ شهر و شهرهایِ دیگرِ اورنجکانتی!
ساختِ ماکتِ بسیار بزرگِ آرامگاهِ کورشِ بزرگ، نمادِ بلند و چشمگیرِ برجِ میدانِ شهیاد (میدانِ آزادیِ کنونی)، استوانهی هودههایِ آدمی (حقوقِ بشر)—نامیترین گوهرِ جهانِ هستی یعنی کورشِ بزرگ—از جلوههایِ دیدنیِ این جشنِ بزرگ بود.
در این جشنواره، علاوهبر سفرهی مهرگان، غرفه و چادرهایی در معرفیِ فرهنگِ استانها و نیز عرضهی خوراک و نوشابههایِ ایرانیِ موردِ علاقهی مردم، شیرینی و بستنیهایِ کاملاً ایرانی، پذیرایِ بازدیدکنندگان بود.
دفنوازی، رقصهایِ دستجمعی، ساز و آوازهایِ زندهی هنرمندانِ مشهور، همراه با رقص و دستافشانی و پایکوبی با لباسهایِ سنتیِ هنرمندان، حتی مهمانان، در تمامِ مدتِ جشن، بازدیدکنندگان را به شادی و نشاط برمیانگیخت.
آمارِ تعدادِ بازدیدکنندگانِ جشنِ مهرگانِ ارواین هنوز آماده نشده است. بهنظر میرسد طیِ دو روز، حدودِ پانزدههزار نفر ایرانی و غیرایرانی از این جشنواره—که از ساعتِ دو بعدازظهر تا ده شب در گریتپارکِ ارواین برگزار شده—دیدار کرده باشند. استقبال از انواع و اقسامِ غذاهایِ ایرانی و نوشیدنیهایِ موردِ علاقهی بازدیدکنندگان، در تمامِ هشت ساعت، کمنظیر بود.
جشنوارهای که در روزِ اول، شهردارِ شهر و در روزِ دوم، رئیسِ پلیسِ شهر—که جوانی برومند، بهراستی مدیر، از پدری ایرانی و مادری مصری بود—با تکاندادنِ پارچهی منقوش به متنِ نمادینِ مهرگان به زبانهایِ رسمیِ کشور و زبانِ فارسی و عربی سخن میگفت، به جشنوارهی مهرگانِ ۱۴۰۳ چهرهی گیرایی بخشیده بود.
مهرگان در جشنِ سالانهی دهکدهی جهانی، ارواین
Global Village برنامهای شاد و تفریحیِ خاص است که همهساله در ماهِ مهر، در شهرِ ارواین به اجرا درمیآید. کارگردان (متولی) اصلیِ این برنامه، شهردار است که با شرکتِ فعالانِ اجتماعی و اقتصادیِ منطقه به تدارکِ آن میپردازد.
امسال، جشنِ فرهنگیِ دهکده در فضایِ وسیعِ گریتپارکِ ارواین—یعنی همانجایی که جشنِ مهرگان برگزار شد—به اجرا درمیآید. این فضا، تا پایانِ جنگِ جهانیِ دوم، مرکزِ اداری و عملیاتیِ نیرویِ هواییِ کالیفرنیا و آشیانهی هواپیماهایِ جنگیِ آمریکا بود و متعاقباً، موزهی هواپیماهایِ قدیمی، از جمله هواپیماهایِ دشمن (ژاپنی)، شناخته میشد.
در این جشن، تمامِ ملیتهایِ ساکنِ اورنجکانتی، بهویژه ساکنانِ خودِ شهر، به عرضهی هنر و کالایِ خود، بهویژه معرفیِ فرهنگهایِ خاصِ کشورهایِ خویش میپردازند. ارائهی هنرِ هنرمندانِ نهادهایِ مختلفِ هنری و اجتماعی، از جمله برنامههایِ دائمیِ این جشنواره است.
در این برنامه، «اتاقِ ایران» و غالباً «کانونِ فرهنگهایِ مختلف» با در اختیار داشتنِ غرفهای مستقل، جدا از اجرایِ برنامههایِ اصلی، به معرفیِ فرهنگهایِ ایرانی، بهویژه معرفیِ جشنِ مهرگان میپردازند. در این راستا، با گستردنِ میزی که آن را «سفرهی مهرگان» مینامند، با تزیین و برافراشتنِ درفشِ کاویان و آثاری از ایرانِ باستان، به خانه یا اتاقِ ایران جلوه میبخشند. علاوهبر هنرنماییِ ایرانیها در جایگاهِ ویژه و بزرگِ جشنواره، در محلِ خانهی ایران نیز بهصورتِ محدود، برنامههایی قطعی است.
پایانبندی
در پایان باید یادآور شد، ورایِ همهی آنچه که در این گزارش آمده، و بهرغمِ اینکه همهی آنها در جایِ خود از درخششِ خاصی برخوردار بودند، همخوانیِ سرودِ «ای ایران» و اهتزازِ پرچمِ ملیِ ایران، بهویژه درفشِ کاویان—که در آغاز و پایانِ جشنوارهها، و گاهی در میانهی آیینها به اجرا درمیآمدند—حرفهایِ بیشتری برای گفتن داشتند؛ بهگونهای که آثارِ دیداریِ این آیینها، مرواریدهایِ درخشانی بودند که بر چهرهی نازنینانِ فرهنگِ باستان در حالِ غلتیدن بودند.
*رحیم تزری پژوهشگر و فعال فرهنگی ایرانی، نویسنده کتاب «مهر، آیین مهر و مهرگان» که حاصل تجربهی میدانی و پژوهشی او در ایران و آمریکا است.

فرتور رسیده است.
6744
