گفتن این خبر دشوار است اما شوربختانه «تارنمای امرداد»، در آستانهی خاموشی است و بیش از یک ماه توانایی ادامه راه را ندارد. سالهاست که امرداد کوشیده است روشناییبخش کسانی باشد که دل در گرو فرهنگ و ریشههایشان دارند، اما اکنون در برابر تنگناهای اقتصادی، خسته و همچنان امیدوار ایستاده است.
زمستان 1402 دشواریهای اقتصادی تارنمای امرداد را به تعطیلی کشاند، اما خوشبختانه با همدلی و همیاری نیککرداران و دوستداران فرهنگ ایران، بازگشایی شد. در کنار دهش پیوستهی خیراندیشان که بیشتر آن، تا چندی پیش جریان داشت، بر آن بودیم برای درآمدزاییهای همراستا بیاندیشیم و بکوشیم، اما شوربختانه به دلیل کمبود سرمایه و افزایش لگامگسیختهی هزینهها از انجام این کار بازماندیم.
امید داریم که با پشتیبانی پیوستهی نیککرداران، امرداد همچنان پایدار بماند و بتواند در راه آگاهیرسانی فرهنگ و تاریخ ایران گام بردارد.

8 پاسخ
چه بگوئیم
خیلی خیلی متاسفیم
براستی که زحمتهای شبانه روزی امردادیان « سردبیر و کارمندان و نویسندگان و پژوهشگران و تمامی دست اندر کاران امرداد» ستودنی » است»
تنها میتوانیم بگوئیم «سپاس »
ما به کجا میرویم خود نیز نمیدانیم.
چه باید کرد؟ نمیدانیم
اما هنوز امیدواریم که به یاری خوانندگان و یاری دهندگان دوباره امرداد به پا خیزد و نور آگاهی را در جان و اندیشه ما بیفروزد.ایدون باد
با این خبر بسیار اندوهگین شدم. درکش واقعا سخت است. امید دارم که مشکلات اقتصادی که مواجه شده اید برطرف شود .
بازگشت امرداد؛ ققنوسی که باید جور دیگر برخیزد
سایت امرداد اعلام کرده که تنها یک ماه دیگر توان ادامه فعالیت دارد؛ اطلاعیهای که برای بسیاری یادآور تجربه مشابه سال گذشته است—تعطیلی موقت، و بازگشت با حمایت مالی دهشمندان. این بار نیز، بسیاری باور دارند که امرداد بازخواهد گشت؛ شاید با تأخیر، شاید برای حفظ ظاهر با تأخیر، اما بازگشتش محتمل است. چه از مسیر حمایت نهادهای رسمی، چه از راه دهشمندان دلسوز، این رسانه باردیگر جان خواهد گرفت.
اما پرسش اصلی این نیست که آیا امرداد بازمیگردد، بلکه پرسش این است که چگونه بازمیگردد.
آیا بازگشتش همان مسیر پیشین را تکرار خواهد کرد؟ یا فرصتی خواهد بود برای دگردیسی، برای بازاندیشی در شیوه روایت و مسئولیت رسانهای؟
جامعه ما نیازمند رسانهای است که نه فقط خبررسان، بلکه حافظ حرمت و خلوت فرهنگی باشد. چرا باید اطلاعات درونجامعهای، مشخصات خانوادگی، نامها، دانشگاهها و … بیپروا در معرض دید همگان قرار گیرد؟ چرا باید دوربین رسانه وارد محافل خصوصی شود، نیایش فردی را به تصویر بکشد، و خلوت معنوی را به نمایش عمومی بدل کند؟
رسانهای که فرهنگ را روایت میکند، باید نخست حرمت آن را بشناسد.
این نه شفافیت است، نه خدمت به فرهنگ. این نوع روایت، هم باشندگان را در معذوریت قرار میدهد، هم محفل را از درون تهی میکند.
اگر امرداد بازمیگردد—که بازمیگردد—باید همچون ققنوس از خاکستر تجربههای گذشته برخیزد. نه فقط برای ادامه، بلکه برای تحول. رسانهای که به جای نمایش، به تأمل دعوت کند؛ به جای افشای بیمرز، به حفظ حرمت بیندیشد؛ و به جای تکرار، مسیر تازهای در روایت فرهنگی بگشاید.
بازگشت امرداد باید نه تکرار گذشته، بلکه آغاز فصل تازهای در روایت فرهنگی زرتشتیان باشد. با نگاهی نو، مرز میان اطلاعرسانی و حرمتداری را بازتعریف کند.
بازگشت امرداد باید فرصتی باشد برای بازاندیشی در این پرسش بنیادین: رسانه ما برای کیست؟ برای چیست؟ و مرزهایش تا کجاست؟
اگر قرار است بماند، باید جور دیگر بماند.
با درود و سپاس از دغدغه و نگاه نقادانهتان.
امرداد از آغاز راه، خود را نه «رسانه نمایش»، بلکه «رسانه روایت» دانسته است؛ رسانهای برای پاسداری از فرهنگ، تاریخ و هویت ایرانی و زرتشتی، و نیز پیوند دادن نسلهای گوناگون با میراثی که در گذر زمان کمصدا شده است. روایت فرهنگی، بهویژه در جامعهای کوچک و در معرض فراموشی، ناگزیر نیازمند حضور میدانی، تصویر، و ثبت رویدادهاست. هدف، نمایش خلوت نیست؛ بلکه پاسداشت کوششها و چهرههایی است که بینام ماندنشان به زیان حافظه جمعی خواهد بود.
در تمام سالهای فعالیت، امرداد کوشیده تا مرز میان «اطلاعرسانی» و «حرمتداری» را رعایت کند. هیچ تصویر یا گزارشی بدون رضایت برگزارکنندگان یا درونجامعهایها منتشر نشده است. اگر گاهی حضور دوربین یا گزارشنویس در محافل فرهنگی باعث پرسش یا برداشت نادرست شده، آن را فرصتی برای گفتوگو و بهبود میدانیم، نه بهانهای برای سکوت.
باور ما این است که شفافیت و حرمت میتوانند همنشین باشند. رسانهای فرهنگی اگر از بازتاب آیینها، همایشها، نیایشها و کوششهای مردمان خود بپرهیزد، به تدریج به بایگانی خاموش بدل میشود. و اگر در روایت خود دچار هیاهو یا افشاگری شود، از رسالتش دور میگردد. امرداد همواره در جستوجوی میانهای اخلاقی و مسئولانه بوده است.
امروز که از دشواریهای مالی سخن گفتهایم، هدفمان صرفاً تداوم انتشار نیست، بلکه تداوم اندیشهای است که باور دارد فرهنگ، اگر روایت نشود، فراموش میشود. در این مسیر، پذیرای نقد، گفتوگو و بازاندیشی هستیم؛ اما باور داریم که خاموشی، نه دگردیسی میآورد و نه پاسداری.
اگر امرداد بازگردد – و یقین داریم بازمیگردد – نه از خاکستر شکست، بلکه از ریشه تعهد برمیخیزد؛ برای ادامه خدمت به فرهنگ، نه برای تکرار گذشته، بلکه برای استواری در مسیری که از آغاز، راه را با روشنایی حقیقت و حرمت انسان پیموده است.
درود: با سپاس از کوشش های خستگی ناپذیر همه دست اندر کاران مهنامه گرانسنگ امرداد، به گمانم بسیاری از ما خوانندگان آماده ایم که به اندازه توان بیش یا کم خودمان به یاری بشتابیم، ولی سودمند خواهد بود اگر بدانیم چه مبلغی گره گشا خواهد بود. شاید اگر مبلغ بایسته برای فراهم کردن هزینه ها را بدانیم، بتوان پویشی از خوانندگان امرداد و دوستاران ایران و فرهنگ ایرانی (که بسیارند) برای پشتیبانی از این مهنامه ارجمند سازمان داد
امیدوارم تارنمای امرداد همچنان برقرار بماند.
به راستی که یکی از بهترین تارنماهای آگاهی رسانی همکیشان هستید.
درود بر جناب سلامتی عزیز.
اول از همه خسته نباشید بر شما و تیم همراهتان. دستمریزاد . همیشه جلو دار بودید. راه ورسمتان ستودنی است. لطفا برای آگاهی همکیشان و دوستداران امرداد حدود مخارج ماهیان یا سالیانه یک تارنما را بفرمایید تا آگاهی در این خصوص ایجاد شود که یک تارنما چه مخارجی دارد که گاها اصلا برای یک فرد عادی به چشم هم نمی آید.ما در کنارتان هستیم.همتتان بلند
خواهش میکنم بمونید
شما پرچمدار ادب و فرهنگ پارسی و زنده کننده رسم و یادگار نیکان هستید .
من هم اوضاع مناسبی ندارم اما به محض بهبود برای زنده نگهداشتن امرداد کوشش خواهم کرد