نگاهی به کتاب «قربانی در آیین زرتشتی» و بررسی درستی یا نادرستی نتیجه‌گیری نویسنده

2e2bca02 60ce 4164 bb66 28008f7e33e5پیشگفتار

سرزمین ایران و گستره‌های پیرامونی آن، از چین و هند در خاور تا ناحیه میان‌رودان (بین‌النهرین) در باختر، همواره انباشته از کنش‌ها و واکنش‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اندیشه‌ای (ایدیولوژیک) گسترده بوده است که گاه به کشاکش جنگی هم دگرگون می‌گشته است. با این اوضاع تاریخی و با رسیدن به زمانه‌ای که علم و دانش و خرد بیشتر به کار کنش‌های فرهنگی می‌خورد شایسته است که در هر زمینه که می‌خواهیم از بزرگان و اندیشمندان تاریخی میهن خویش ایران‌زمین یاد کنیم حتی اگر به دید نقدگرایانه یا آرمان خرده‌گیرانه باشد بایسته است که با راستی و بدون دشمنی یا بدون پیش‌داوری‌های نادرست و با نگرشی عادلانه درباره آن‌ها داوری نماییم.

در خردادماه امسال نوشتاری دیدم درباره «هجوم به دین زرتشتی» از فرهاد رویین‌تن در تارنمای امرداد که از انتشار رسمی چند کتاب با درون‌مایه توهین‌آمیز نسبت به دین و آیین زرتشتی خبر می‌داد که این کتاب‌ها موجی از نگرانی‌های حقوقی و فرهنگی را در میان ایرانیان زرتشتی و سایر ادیان در ایران برانگیخته بود (رویین‌تن، ۱۴۰۴ خرداد)[1]. مدتی پیش به یکی از این کتاب‌ها برخوردم به نام «قربانی در آیین زرتشتی» نوشته پژوهشی غلامرضا نوادری[2] که در آن پس از بررسی تاریخچه قربانی در دین‌ها و بین اقوام گوناگون، به موضوع قربانی در دین زرتشتی پرداخته بود. دلیل آوردن این نوشتار، روشن ساختن برخی از مسایل آموزشی و پژوهشی در این زمینه به انگیزه نقد و بررسی نتیجه‌گیری این پژوهشگر درباره قربانی در آیین زرتشتی می‌آورم.

یک) ویژگی‌های کتاب و نویسنده آن

این کتاب تمام مشخصات انتشاراتی را شامل نام نویسنده، ناشر و تلفن و ایمیل آن، محل نشر، سال انتشار و تعداد چاپ نخست و تعداد صفحه و … در برمی‌گیرد. هنگامی‌که به جست‌وجوی شخص نویسنده می‌پردازیم متوجه می‌شویم که ایشان حجت‌الاسلام غلامرضا نوادری، دبیر علمی گروه زرتشت و باستان‌گرایی حوزه علمیه قم هستند که در موارد مختلفی از تاریخ پیش از اسلام ایران اظهارنظرهایی داشته‌اند که برخی از آن‌ها به‌ظاهر بر مبنای منابع و سرچشمه‌های تاریخی و پژوهشی بوده است. به‌عنوان نمونه، برای این کتاب اخیر (قربانی در آیین زرتشتی) از بیش ۱۹۵ سرچشمه یاری جسته‌اند. این کتاب هم دارای رده‌بندی دیویی و هم رده‌بندی کنگره و هم شماره کتاب‌شناسی ملی است.

این کتاب یک پیشگفتار در سه رویه (صفحه) و پنج بخش یا فصل دارد که بخش نخست به کلیات موضوع و قربانی در آیین‌های گوناگون می‌پردازد و در این بخش جالب است که از واژه عربی «مجوس» به تعبیری که در کتاب قرآن آمده است یاد می‌کند. در این بخش نقش و جایگاه قربانی را در آیین‌های مختلف، با توجه به سرچشمه‌های گوناگون می‌آورد و سپس به قربانی در آیین زرتشت می‌پردازد. در پایان این بخش نیز نویسنده به پیشینه پژوهش و انواع منابع می‌پردازد. به نظر من روشی که در کلیات به‌کاررفته است به‌گونه‌ای است که این امید را در خواننده می‌سازد که در این کتاب روشی علمی و بدون پیش‌داوری و سمت‌وسو گیری ویژه به کار گرفته‌شده است.

در بخش دوم کتاب به موضوع گوشت‌خواری در ایران باستان و آیین زرتشتی می‌پردازد. در بخش سوم هم به موضوع شکار از نگاه شاهنامه و در اوستا و رابطه طبقات اجتماعی و شکار و شوند شکار کردن می‌پردازد. در بخش چهارم، قربانی در دوره‌های مختلف تاریخی از ماد و هخامنشی گرفته تا عصر ساسانی و مابین اقوام و ادیان مختلف ایران می‌پردازد. این بخش درازترین بخش کتاب است که بیش از یک‌صد و بیست رویه را در برمی‌گیرد. در بخش پایانی یا بخش پنجم هم به موضوع زرتشتیان و قربانی در زمان کنونی می‌پردازد. بااین‌وجود در این فصل جدا از برخی بررسی‌های موضوع قربانی در زمان حاضر، بازهم نویسنده به سرچشمه قربانی از نگاه فلسفه هندویی و آذر کیوانی و بنا بر گاتها و اوستا می‌پردازد. درنهایت هم نتیجه‌گیری از بخش‌های مختلف کتاب در سه صفحه به گونه فشرده پایان می‌یابد.

در نمایه (فهرست) پایان کتاب اگرچه نزدیک به دویست سرچشمه (ماخذ) آورده شده است ولی همچنان جای صدها سرچشمه دیگر هم خالی به نظر می‌رسد که شاید این منابع می‌توانست به‌راستی آزمایی بهتر فرضیه‌های نویسنده و رد نگرش ایشان کمک نماید. بهتر است که همواره در کار پژوهشی، اگر بر بنیان دانشی باشد، بپذیریم که انگاره‌ها (فرضیه‌ها) ی ما در درازای کار تحقیقی ممکن است پذیرفته (قبول)، یا رد (نپذیرفته) شود و یک حالت هم این است که انگاره‌های ما بهسازی شده و دگرگون شوند که این هم به معنای نااستواری انگاره‌ها می‌تواند باشد.

 دو) درباره محتوای بخش نتیجه‌گیری کتاب

دلیل آنکه در این بخش تنها به موضوع نتیجه‌گیری این کتاب می‌پردازم این است که بررسی و نقد پنج بخش اصلی کتاب فرصت و زمان بسیار بیشتری می‌طلبد. با توجه به این‌که این کتاب بیش از ۲۷۰ رویه (صفحه) دارد و به گونه یک کتاب پژوهشی و علمی با نزدیک به دویست یاری‌نامه (ماخذ) فراهم‌شده است دست‌کم نیاز به ده رویه (صفحه) نتیجه‌گیری داشته که بتواند به‌ شکل فشرده همه فصل‌های کتاب را پوشش دهد[3]. به نظر می‌رسد که بخش نتیجه‌گیری بسیار تند و کوتاه پایان‌یافته است.

باوجود کوتاهی ولی در این بخش می‌توان فرضیه‌های نویسنده را دریافت که به نگر من توجه به آن‌ها از خود موضوع قربانی در آیین زرتشتی مهم‌تر هستند. دو مورد را در صفحه دوم نتیجه‌گیری (ص 256 کتاب) می‌بینیم که اشاره دارد به نا آشکار بودن «انتساب گاتها به اشوزرتشت» و دیگر «قطعی نبودن پیامبری» اشو زرتشت که دراین‌باره هم در اینجا به دکتر پرویز رجبی بازمی‌گردد که در کتاب خود به «گم‌شدن زمان ظهور زرتشت در شش هزاره گم‌شده»[4] دست می‌آویزد. بنا بر فرضیه آقای نوادری، نه پیامبری اشوزرتشت اندیشمند و پیام‌آور بزرگ ایرانی مشخص است و نه پیوند کتاب مقدس اندیشه‌ورزانه گاتها به این پیامبر. حالا هنگامی‌که شخصی به خود اصل و پایه موضوعی شک و گمان دارد می‌خواهم بپرسم چه بایستگی یا ضرورتی هست که بر روی قربانی از دید زرتشت و آیین زرتشتی متمرکز گردد؟ اگر به آیین و پیامبری شک و تردید می‌ورزید دیگر این‌که قربانی در آن آیین هست یا نیست چه تاثیری در سازوکار بینش شما دارد؟

در اینجا ناگزیرم یک موضوع بایسته را بیاورم و از دیگر بخش‌های کتاب بگذرم. آن نکته این است که از آنجا که زمان پیدایش اشوزرتشت از کمترین 600 سال پیش از زادروز مسیح تا بیشترین در دو هزار سال پیشتر از آن می‌رسد بنابراین زمان و مکان پیدایش پیامبر را دشوار بتوان به گونه بیگمان و آشکار دریافت به همان‌گونه که اندیشمندان بزرگ و پیامبرانی هم بوده‌اند که حتی با وجود اینکه در زمان‌های بسیار نزدیک‌تر زیسته‌اند ریزه‌کاری‌ها و جنبه‌های گوناگون زندگی آنان هنوز زیر چندوچون فراوان است. به‌هرحال در مورد هرکدام از پیامبران بسته به این‌که طرفدار و پیرو کدام باشید می‌توان به گونه مثبت‌اندیشانه‌تر نگاه و بررسی کرد و هنگامی‌که شما رویارو با اندیشه‌های متفاوت دیگر می‌شوید ممکن است به‌سادگی دنبال فرضیه‌های مخالف باشید.

به‌عنوان نتیجه‌گیری بگویم که تا زمانی که یک جامعه ایرانی باریشه‌های ایرانی هنوز زنده است نام و یاد ایران هم زنده خواهد بود حتی اگر موجودیت آن به شوند نادرست اندیشی و کوتاهی‌های بی‌اندازه گردانندگان به خطر افتاده باشد همان‌گونه که تا زمانی که شاهنامه زنده است زبان پارسی و یاد و نام ایران و ایرانی هم زنده است. به همین‌گونه می‌توانم بگویم تا زمانی که یک گروه زرتشتی هرچند کوچک وجود دارد یاد و پیام اشوزرتشت هم همچنان زنده خواهد بود به شرطی که به اندیشه‌های گاتهایی خردمندانه او با دقت بنگرند و واژه‌های گاتهایی و بندهای آن را درست درک کنند. به دلیل پیچیدگی گاتها و اوستا، بسیاری واژه‌ها از سوی غربی‌ها یا مترجمین ایرانی به نادرستی یا پندارگرایانه آمده است که می‌تواند معنای کلی جمله‌ها یا بندهای گاتهایی را به گونه واژگون بنمایاند. اگر یک نویسنده پایه و ریشه ایرانی‌اَش برایش ارزشمند باشد به‌جای رفتن به‌سوی چمارها (معناها) ی نادرست یا پنداری بهتر است به معناهای نیکو و بهتر بیندیشد و مثلا به‌جای معنا کردن گئوش اروانم به چم «روان گاو» به معنای درست‌تر «روان جهان» یا روان کیهان بیندیشد. این‌که غربی‌ها و انیرانی‌ها (غیر ایرانیان) درباره پیامبر بزرگ ایرانی چه می‌گویند و می‌نویسند چندان مهم نیست و البته باید جست‌وجو کرد و پاسخ داد تا روشن گردند ولی این‌که خود ما ایرانیان به گذشته و تاریخ پیش از اسلام خود و به‌ویژه به سندهای فرهنگی ارزشمند خویش مانند خردورزی اشو زرتشت و مهرورزی کوروش بزرگ شک کنیم و آن‌ها را زیر پرسش بریم از یک ایرانی واقعی بسیار دور است.

سه) نتیجه

یک نکته بایسته این است که درصورتی‌که نگاهی مختصر به بخشی از پژوهش‌های آقای نوادری که به گونه کتاب درآمدهاست بیندازیم متوجه می‌شویم که تعدادی از کتاب‌ها درباره موضوعات بسیار حساس و بحث‌برانگیز بوده است و بیشتر به سمت‌وسوی مخالف در برابر نظریه‌های رایج‌تر رفته‌اند. به‌عنوان نمونه کتاب‌های «ازدواج با خویشان نزدیک یا محارم» و «کوروش یا ذوالقرنین همچنان ناشناخته» که در آن‌ها به ترتیب به رواج ازدواج با خویشان نزدیک در بین زرتشتیان و نادرستی نجات‌بخش بودن کوروش برای مردمان بابل نظر می‌دهد. این شیوه برخورد با مباحث حساس دینی و تاریخی به‌ویژه تاریخ ایران باستان ممکن است که نشان‌دهنده نوعی برخورد به‌ظاهر علم‌گرایانه و دانشی با این موضوعات باشد اما به دلیل جانب‌داری و سمت‌وسوگیری به بیراهه می‌رود. از سویی دیگر پرداختن به این‌گونه مباحثی و جبهه‌گیری در برابر نگرش‌های دیگر شاید به نامور شدن و تندتر شناخته شدن در یک محیط اجتماعی-فرهنگی نگران و بسیار حساس کمک نماید اما این نمی‌تواند به همزیستی بهتر پیروان ادیان گوناگون در ایران بیانجامد. در اینجا بحث خود را با یک نوشته خواندنی از شاعر بزرگ ایرانی قرن نهم هجری عبدالرحمان جامی به پایان می‌برم که دوستی گرامی یادآور شدند:

«در تواریخ چنان است که پنج هزار سال سلطنتِ عالم تعلق به گبران و مُغان داشت و این دولت در خاندان ایشان بود زیرا که با رعایا عدل می‌کردند و ظلم روا نمی‌داشتند. در خبر است که خدای تعالی به داوود علیه‌السلام وحی کرد که قوم خویش را بگوی که پادشاهان عجم «ایرانی» را بد نگویند و دشنام ندهند که ایشان جهان را به عدل آبادان کردند تا بندگان من در وی زندگانی کنند.» قطعه:

عدل و انصاف دان، نه کفر و نه دین / آنچه در حفظِ مُلک در کار است

عدل بی‌دین، نظامِ عالم را  / بهتر از ظلم شاهِ دین‌دار است (جامی، روضه سوم، بخش دوم 1366)[5]

[1] رویین‌تن، فرهاد: تحریف مجوزدار؛ هجوم به دین زرتشتی. تارنمای امرداد، ۴ خرداد ۱۴۰۴، به آدرس: https://amordadnews.com/262228/

[2] نوادری، غلامرضا: قربانی در آیین زرتشتی (۱۳۹۸). ناشر عاصم تبریز، چاپ نخست، ۲۷۷ صفحه در موضوع قربانی در دین‌های گوناگون و در آیین زرتشتی.

[3] در یک کتاب پژوهشی با بیش از ۲۰۰ صفحه مطلب بین پنج‌تا ده درصد از رویه‌ها یا صفحات کتاب به نتیجه‌گیری می‌رسد.

[4] رجبی، پرویز (1380): هزاره‌های گمشده، جلد یک، چاپ نخست، تهران.

[5] جامی، عبدالرحمان: بهارستان. به تصحیح دکتر اسماعیل حاکمی، 1366، انتشارات موسسه اطلاعات، تهران، 112 صفحه. این کتاب در شش فصل است که هر فصل روضه نامیده شده است و روضه سوم به «بیان شکوفه‌های باغستان حکومت و ایالت …» می‌پردازد.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

21 پاسخ

  1. بهترین درودم به دکتر داریوش مهرشاهی گرامی دستت سبز که روشنگری کردی ولی چه سود؟ بزیبایی خودت در نوشته ات که ” هنگامی‌که شخصی به خود اصل و پایه موضوعی شک و گمان دارد می‌خواهم بپرسم چه بایستگی یا ضرورتی هست که بر روی قربانی از دید زرتشت و آیین زرتشتی متمرکز گردد؟ اگر به آیین و پیامبری شک و تردید می‌ورزید دیگر این‌که قربانی در آن آیین هست یا نیست چه تاثیری در سازوکار بینش شما دارد؟” بیان کردی و خود نویسنده هم میداند که این کتاب نمیتواند گفته اشوزرتشت که در گات ها قربانی کردن را ننگ میشمارد را از دید ایرانیان پنهان کند . نوشته های این کتاب من را به یاد “… چون گردکان بر گنبد است” انداخت .
    همگی تندرست باشیم

    1. با درود فراوان. با سپاس از روانه کردن این نگرش. به هر حال به قول مولانا (مولوی) “این جهان یک فکرتست از عقل کل”. ما هم در این رویارویی اندیشه ها باید نگرش خویش را در برابر پاره ای یورش های فرهنگی، تا آن جا که میتوانیم با دست آویختن به عقل و خرد بیان کنیم. امیدوارم که همه ما بتوانیم با عقل، بهتر بسنجیم و با خرد، بهتر درک کنیم. سپاس از شما بزرگوار.

      1. جناب دکتر مهرشاهی، سخن شما در این راستاست که اگر این قسمت از نتیجه کتاب نادیده گرفته شود، باقی مطالب درست است؟ یا اینکه اگر فردی زرتشت را پیامبر و دین او را دین بداند، این مطالب درست است؟!
        ای کاش کمی هم در مورد محتوای ارائه شده در این کتاب که متن آن در سایت ها و کانال ها موجود است پاسخ می دادید!

      2. جناب مهرشاهی الان این نوشته شما نقد از روی خرد و عقل بود؟ آیا نوشتن درباره آداب و رسوم زردشتی مخصوص کسانی است که زردشت را پیامبر می‌دانند؟ متاسفم برای شما که به جای پاسخ به ابهامات و حل کردن تعارضات اینگونه از پاسخگویی فرار کردید؟ جناب مهرشاهی آیا با خود فکر نکرده‌اید چرا موبدان زردشتی یک مقاله در نقد این کتاب ندارند؟ و در پایان باید به شما بگویم ملاک شما در نقد کتاب نسخه رایگان کتاب بود که نسخه نشر خاتم صد صفحه بیش از آن مطلب دارد. در پایان از شما تشکر می‌کنم که بار دیگر موجب تبلیغ رایگان کتاب بنده شدید.

        1. جناب غلامرضا نوادری
          متشکرم از پیامی که فرستادید و نظریات شما. در حال حاضر در مسافرت هستم و دسترسی به رایانه ندارم. در بازگشت تا دو روز آینده پاسخ مواردی که جنابعالی یادآور شدید را میفرستم. امیدوارم و آرزو دارم همه آنها که در این تارنما پاسخ می‌دهند حتما احترام یکدیگر را رعایت نمایند.

      3. چراغی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد (همچنین ریشه اش)

    2. شرط نظر دادن، خواندن کتاب است. در کجای کتاب آمده که زرتشت قربانی را ننگ دانسته. بیش از 20 اوستاپژوه گفته‌اند زرتشت با قربانی مخالفتی نداشته است.

      1. به نگر این کمترین شرط پذیرفتن یک انگاره پیش از بررسی و واکاوی و نقد مردود است. از آن روست که اگر شما در رد اهریمن پرستی بخواهید گفتمان و نگاشته ای داشته باشید نیازی به پذیرفتن و تایید آن آیین ندارید. به هر شکل گفتمان و مناظره دوسویه بین نگارنده کتاب و منتقدان حقیقت بایسته است. اهورا نگاهدار

  2. درود بر زرتشتیان عزیز که دینشان مبدا سایر ادیان است ،متاسفانه برخی به ظاهر نویسنده و متاسفانه متاسفانه به خیال خام خود متدین و با قصد ترویج اسلام چنان ضربه ایی به اسلام زده اند که دشمن نرده ،چند سال پیش کتابی جیبی در مورد آیین زرتشت مطالعه مردم که واقعا به درک و شعور نویسنده شک کردم ،به ظاهرا قصد مقایسه اسلام و زرتشت را داشت ولی آنقدر با وقاحت به زرتشت توهین کرده بود که کتاب را به نیمه نرسانده کنار گذاشتم. آقای نویسنده شما در برابر هجویاتی که مینویسی باید در درگاه ایزد پاسخگو باشی .

    1. تا زمانی که گفته‌های بنده با سند و مدرک است نیازی به توبه نیست.
      شما خود بیشتر نیازمند توبه هستید که کتاب را نخوانده آن را محکوم به هجو نویسی می‌کنید.

    2. دین زرتشت مبدأ سایر ادیان است؟! این همه ابراز تأسف فرمودید ولی به بند آخر حرف خودتون هم پایبند نیستید!

      هر کسی کوچکترین و سطحی‌تربن مطالعات تاریخی هم داشته باشه متوجه میشه این حرف چقدر خنده‌دار هست

      حتی اگر تمام چند هزار سال قبل از حضرت زرتشت هم نادیده بگیریم، یا حتی حضرت ابراهیم هم منکر بشیم و نادیده بگیریم، فرستاده ایشون در ایران یعنی حضرت جاماسب که قبل از حضرت زرتشت حضور داشتند رو که نمی‌تونیم نادیده بگیریم!

      چنین حرف‌های بی‌پایه و مبنا و موهومی با بقیه متن شما سازگار نیست

  3. قبلا هم جناب رویین‌تن با هیاهو بنده رو تهدید به شکایت و … کرد. آقای مهرشاهی هم خوشحال بود که مثلا کاری خواهند کرد. خوب چی شد؟ چرا شکایت نکردید؟ امرداد هم هیچ کدام از پاسخهای بنده رو منتشر نکرد. الان هم می‌توانید به این نوشته آبکی خوشحال باشید که مثلا کتاب نوادری را نقد کردیم.
    در کتاب ذوالقرنین هم حکمی درباره منجی بودن کوروش برای مردم بابل نشده است. لطفا کتابی رو که نخوندید نقد نکنید.

    1. کجا می توان کتاب رو برای مطالعه بدست آورد؟ به نظرم همانطور که جناب مهرشاهی کتاب را مطالعه کردند، ما هم به عنوان فرهنگ دوستان ایرانی و دوستداران دین زرتشتی، باید سخنان این فرد را مطالعه کنیم تا نسبت به چرندیاتی که نشر داده شده بتوانیم پاسخگو باشیم!

      1. کتاب را نخواندید، اما آن را چرند می‌نامید؟ این گونه داوری کردن، درست و خردمندانه است؟

  4. درودفراوان برانوشه روان اشوزرتشت وهمه ی باورمندان به پیام آوری ایشان وهمه ی باورمندان به راستی ودرستی و راه درست…
    این پژوهشگرنمایان را ایرانی دانستن نارواست.زیراکه که اینان خودباختگان وفریب خوردگان تازیانند که درتلاشند چهره ی خورشید راباخاک افشانی و دودپراکنی پنهان ویاتیره کنند.
    آئین زرتشت؛پیوند باخرد،دانش ورهائی مردمان ازنادانی وچندگانه پرستی واندیشه های اهورائی تاهمیشه در تن وروان هرایرانی راستین زنده وجاودان خواهدبود،تاکورشودهرآنکه نتوانددید.سدها سال است که این لجن پرانی ها
    انجام میشود وزرتشت وآئین بهینش همچنان بالنده وشکوفاهست.🙏❤️🙏

    1. شما کتاب را مطالعه کردید؟ من فایل اصلی کتاب رو پیدا نکردم، ولی کتاب پی دی افی که جناب مهرشاهی از آن استفاده کردند و به صورت رایگان در فضای مجازی هست را مطالعه کردم، دیدم محتوا یا از اوستا است یا از مستشرقین نوشته شده است، لذا محتوا به صورت علمی گردآوری شده است و می طلبد جامعه زرتشتیان بجای تهمت خواندن، و نادرستی مطالب، پاسخگوی علمی آن باشند!

    2. الان شما از گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک استفاده کردید؟ برای یک نویسنده ای که معلوم نیست قصدش چیه و هنوز ادعاهاش مورد سنجش قرار نگرفته.
      این شیوه شناساندن به دینان به هم وطنان هست

  5. از شما جناب مهرشاهی انتظار بیشتری داشتم که کتاب را به طور کامل مطالعه و سپس عاقلانه و با دلیل نقد کنید ..
    عزیزانی که تشکر می‌کنند از جناب مهرشاهی ، یا متعصبانه حمایت می‌کنند و یا اصلا کتاب را مطالعه نکرده اند و به نظرم اهل پژوهش هم نیستند .

  6. دوستان به نظر می‌رسد هم وطنان زرتشتیمان مثل بهائیان دوستار تطبیق دینشان با مسائل مدرنیته یا بهتر بگوییم مسائل به وجود آمده در مدرنیته میخواند بکنند

  7. من در نقد بالا هیچ چیزی که نقد مستدل باشد ندیدم بیشتر به مقاله درباره کتاب بود اگر مطالب کتاب نادرست و اشتباه است چرا با دلیل ذکر نمیکنید
    بعد هم این چه حرفیه که کسی که زرتشتی نیست نمی تواند در مورد زرتشت نظر بدهد حداقل چون دین زرتشتی و سایر آداب ایرانی با تاریخ ایران ور ارنباط است هر پژوهشگری میتواند نظر خود را بگوید و شما هم میتوانی نقد کنی

  8. گفتگو (مبتنی بر دانش و خرد) باعث رشد است. اما دیدگاه‌های برخی هموطنان زرتشتی، شتابزده و توهین آمیز است. بدون اینکه کتاب را بخوانند، آن را چرند می‌نامند. یا ایرانیان مسلمان را فریب خورده تازیان مینامند. حال آنکه در این هزار سال، 99 درصد ایرانیان فرهیخته، مسلمان بودند، اسم‌های عربی – اسلامی داشتند، آثار خود را با ستایش محمد و آل محمد آغاز کردند و عاقبت به شیوه اسلامی به خاک سپرده شدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *