درخواستی از بانو بهشید برخوردار برای پاسداشت نام زرتشتیان در شهر

نام‌هایی که ناپیدا مانده‌اند

photo 2025 10 25 16آغاز سخن: چندی پیش، خبر بازگشایی ایستگاه مترویی به نام «مریم مقدس» و پیشتر نام‌گذاری بوستانی به همین نام در خیابان کریم‌خان زند، در رسانه‌ها بازتاب یافت. کاری که در نگاه نخست، نشان از گرامی‌داشت باورهای پیروان آیین مسیح دارد و از دید بسیاری، نشانه مهربانی و هم‌زیستی دینی است.
با این همه، نکته‌ای کمتر گفته شد: زمینِ این بوستان و محدوده‌ای که ایستگاه مترو بر آن ساخته شد، در گذشته از املاک یکی از نیکوکاران زرتشتی، زنده‌یاد گشتاسب فیروزگر، بود؛ مردی که بخش بزرگی از دارایی‌اش را در راه آبادانی شهر و آموزش فرزندان ایران هزینه کرد و بیمارستان فیروزگر از دهش این بزرگمرد ، همچنان پابرجاست.
با دانستن این نکته، پرسش در دل ایرانیان زرتشتی ژرف‌تر می‌شود: چرا در میان این‌همه خیابان و بوستان و ایستگاه، هنوز نامی از «اَشو زرتشت»، پیامبر راستی و نیکی، دیده نمی‌شود؟

آیا زمان آن نرسیده است که شهرهای ما چهره و جانِ همه فرزندان ایران را بازتاب دهند؟

۱. نام، یادِ ماندگار مردمان است

نام‌ها، نشان‌های زبانی نیستند؛ روایت‌های ماندگارند. هر نام، دریچه‌ای است به گذشته و یادِ مردمانی که با اندیشه و کوشش خود، بر خاک این سرزمین اثر گذاشته‌اند. اگر در شهر، تنها نام گروهی از مردم و باورها دیده شود، تصویر ناتمام و ناقصی از تاریخ به نمایش گذاشته‌ایم.
شهرِ بی‌نام اشوزرتشت، شهری‌ست که بخشی از خود را فراموش کرده است.

۲. ایستگاه «مریم مقدس»؛ گامی نیک اما ناتمام

نام‌گذاری ایستگاه متروی «مریم مقدس» نشانه‌ای است از مهربانی و احترام به دیگر آیین‌ها، اما نبود نامی از پیام‌آور راستی، «اَشو زرتشت»، پرسشی در دل بر جای می‌گذارد.
آیا زرتشتیان، کهن‌ترین باورمندان به یکتایی و پاکی، شایسته آن نیستند که نام‌شان در سیمای شهر دیده شود؟
اشو زرتشت، پیامبر ایران باستان و سفارش دهنده گفتار نیک، کردار نیک و اندیشه نیک در جهان بود. چنین سرچشمه‌ای از خرد و نیکی، سزاوار یادکرد در کوچه و خیابان‌های ایران است.

۳. زرتشتیان، ریشه‌های استوار ایران‌زمین

زرتشتیان، از روزگار هخامنشیان تا امروز، بخشی از جانِ ایران بوده‌اند. آنان با راستی، کار و دانش، فرهنگ ایرانی را استوار نگه داشتند.
از نگاه آنان، زمین پاک است، آتش روشنایی راستی است، و انسان، نگهبانِ نیکی در جهان.
این آموزه‌ها هنوز هم در ژرفای فرهنگ ما زنده‌اند، اما دریغ که در نام‌های شهر، کم‌تر نشانی از آنان می‌بینیم.

۴. بانو بهشید برخوردار، شما فراتر از نماینده‌اید

بانو برخوردار، شما تنها نماینده زرتشتیان در مجلس نیستید، بلکه نگاهِ ایران کهن در کالبد امروزید. شما می‌توانید آغازگر دگرگونی‌ای باشید که سال‌هاست در دل زرتشتیان نهفته است:
دگرگونی در نام‌گذاری شهرها، تا در کنار نام‌های دینی و تاریخی دیگر، نشانی از زرتشت، آناهیتا، آذرگُشسب، یا حتی واژه‌های روشنِ ایرانی چون راستی، نیکی و روشنایی دیده شود.
این خواسته، نه از سر تفاخر، بلکه از سر عدالت و برابری فرهنگی است.

۵. عدالت نمادین در سیمای شهر

در سرزمینی که همزیستی باورها و نژادها در قانون و منش آن جای دارد، عدالت و برابری باید در چهره شهر نیز دیده شود.
اگر شهر تنها بازتاب بخشی از هویت مردمش باشد، دچار کاستی می‌شود. تابلوهای خیابان‌ها، همچون آینه‌اند؛ باید چهره همه فرزندان ایران را در خود بازتاب دهند.
چرا نباید ایستگاهی به نام «اَشو زرتشت» یا «اندیشه نیک» داشته باشیم؟ چنین نام‌هایی، مهر همبستگی‌اند.

۶. نام‌ها، پیوند نسل‌ها

هر نام، پلی‌ست میان دیروز و امروز.
کودکی که روزی از کنار ایستگاه «اشو زرتشت» بگذرد و بپرسد «اشو زرتشت که بود؟»، در همان لحظه، درسی از ریشه و فرهنگ خود می‌آموزد.
در جهانی که روزبه‌روز از ریشه‌ها دور می‌شود، نام‌ها چون ریشه‌هایی‌اند که هویت را زنده نگاه می‌دارند.

۷. از گفتار تا کردار

بانو برخوردار، شما می‌توانید آغازگر این راه باشید؛ راهی برای بازگرداندن نام زرتشتیان به شهر و جان مردم.
اگر امروز این خواسته به گوش و دلِ تصمیم‌گیران برسد، فردا شهرهایی خواهیم داشت که در آن، «راستی»، «نیکی» و «روشنایی» تنها واژه‌هایی در کتاب‌ها نیستند، بلکه در نام خیابان‌ها و بوستان‌ها زندگی می‌کنند.

فرجام سخن: نامی برای ایرانِ همه

این خواسته، تنها خواسته زرتشتیان نیست؛ خواسته همه دوست‌داران ایران است.
زیرا اشو زرتشت، تنها پیام‌آور و پیامبر یک دین و آیین نبود، بلکه آموزگار نخستین اندیشه‌های اخلاقی و خردورزانه این سرزمین بود.
شایسته است در ایران امروز، نام او در کنار دیگر بزرگان، بر سردر شهرها بدرخشد.
بانو برخوردار، شما می‌توانید آن صدا باشید؛ صدای راستی و یاد.
بیایید کاری کنیم تا فردا، آیندگان در ایستگاه «اَشو زرتشت» از مترو پیاده شوند و بدانند این نام، نام بخشی از جانِ ایران است.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

5 پاسخ

  1. فوق‌العاده زیبا نوشتی و به درستی گفتی درود بر شما

  2. آقای رویین تن یک سوال از خود شما دارم؟ شما برای چه فرزندانی سخن می گویید؟ آیا خبر از سقوط جمعیتی در فرزندآوری زرتشتیان دارید؟ خود شما چند فرزند دارید؟

    البته من به عنوان ایرانی، ارزش زرتشت را بالاتر از این می دانم که نام او صرفا در نام یک ایستگاه تبلور پیدا کند…

    1. آقای فرشید
      این عجیب ترین پرسشی بود که میشد در ارتباط با متن جناب روئین تن پرسید مگر امرداد از شما پرسید که چند فرزند دارید تا اجازه انتشار کامنت شما را بدهد ؟ مگر من حق دارم در مورد همسر گزیدن یا فرزند داشتن شما از شما پرسش کنم در ضمن مگر واژگان تا این حد سطحی به نظر شما رسیدند که فرزند را به معنای پدیده تولید مثل ژنتیک دانستید .
      محض اطلاع فرزند ایران اصطلاحی است که به تمام ایرانیان از نوزاد تا پیر تسری دارد .

      1. پس بسیار زیبنده است که نام ایران را بجای زرتشت بر ایستگاه مترو قرار دهند، تا از لحاظ ژنتیک و هم بر نوزاد و پیر ایرانی تسری داشته باشد!

        نکته دیگر هم اینکه من فرهاد هستم، نه فرشید!

    2. درود آقای رویین تن نام اشوزرتشت بار ارزش تر از آن است که نام یک ایستگاه مترو یا خیابان باشد به جای آن بهتر‌است تاریخ درگذشت آن وخشور و یا جشن‌های ملی مهرگان و سده در تقویم رسمی کشور ثبت و ضبط شود تا همیشه به یادگار بماند
      اشوزرتشت پیامبری است که نامش جهانی است و برای شناسایی نیاز به نامگذاری مترو یا خیابان ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *