پیراهن سپید روانت را لکه‌دار مکن؛ روایتی از اندیشه، گفتار و کردار نیک

WhatsApp Image 2025 10 26 at 00.00.27هر یک از ما با پیراهنی سپید و پاک به این جهان گام می‌نهیم؛ جامه‌ای از جنس نور و خرد که بر قامت جان ما دوخته‌شده است. این پیراهن، «روان» ماست؛ آن گوهر مینوی که از سرچشمه‌ی روشنایی، از سوی دادار هستی‌بخش، به ما ارزانی شده تا در سفر زندگی، آن را بر تن داشته باشیم.

نگهبانان نخستین و مسوولیت شخصی

در سال‌های نخستین، پدر و مادر، نخستین نگهبانان این جامه‌ی سپید هستند. آنان با عشق و دلسوزی می‌کوشند تا فرزندشان را از هر گزند و آلایشی دور نگاه‌دارند. هرچند، گاهی ممکن است با سهل‌انگاری‌های ناخواسته یا آموزه‌های نادرست، لکه‌هایی کم‌رنگ بر این پیراهن بنشانند؛ اما با گذر از دوران کودکی و رسیدن به بلوغ فکری، این مسوولیت خطیر به دوش خود ما می‌افتد. ازاین‌پس ما هستیم که تصمیم می‌گیریم این پیراهن را پاک نگاه‌داریم یا به آلودگی‌اش تن دهیم.

اینجاست که آموزه‌های بنیادین دین بهی، یعنی «اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک» (هومَتَ، هوختَ، هُووَرشتَ)، به چراغ راه ما بدل می‌شوند. خرد و دانایی که در مسیر زندگی می‌آموزیم، همچون آب زلالی است که به ما این توانایی را می‌دهد تا نه‌تنها از ایجاد لکه‌های جدید جلوگیری کنیم، بلکه لکه‌های به‌جامانده از گذشته را نیز شست‌وشو داده و پیراهن روان خود را دوباره به پاکی نخستین نزدیک سازیم.

پیراهن روان، گران‌بهاتر از پوست تن

ما برای سلامت پوست و جسم خود چقدر ارزش قائل هستیم؟ از هر زخم و خراشی دوری می‌کنیم و اگر آسیبی ببیند، برای درمانش هزینه‌ها می‌کنیم. این پیراهن سپید، به‌راستی «پوستِ روانِ» ماست. همان‌گونه که پوست، تن ما را از گزندهای بیرونی در امان می‌دارد، روان پاک نیز سپر محافظ ما در برابر آشفتگی‌ها و پلیدی‌های درونی و بیرونی است. ارزش این جامه، صدها برابر بیشتر از کالبد مادی ماست، چراکه این روان است که جاودانه خواهد ماند.

پس باید هوشیار باشیم. هر زمان که وسوسه شدیم کج بیندیشیم، دروغ بگوییم، سخنی زهرآگین بر زبان‌آوریم، یا کرداری ناشایست و زیان‌بار انجام دهیم، به یاد بیاوریم که نتیجه‌ی آن، نشاندن لکه‌ای تیره یا ایجاد پارگی‌ای عمیق بر این جامه‌ی ارزشمند است. هر اندیشه‌ی نادرست، قطره‌ای چرکاب است و هر کردار زشت، زخمی بر لطافت آن.

خطر بی‌تفاوتی و انکار

یک پیراهن تا زمانی که کاملا سپید است، بیشترین توجه و مراقبت ما را به خود جلب می‌کند؛ اما خطر آنجاست که پس از دیدن نخستین لکه‌ها، حساسیت ما کم شود. اگر با بی‌دقتی اجازه دهیم چند لکه‌ی کوچک بر آن بنشیند، کم‌کم به چرکین بودنش عادت می‌کنیم. این بی‌خیالی و بی‌تفاوتی، روان ما را آسیب‌پذیرتر می‌کند و درنهایت ممکن است به‌جایی برسیم که وجود آن پیراهن سپید اولیه را انکار کنیم و خود را در جامه‌ای چرکین و آلوده بیابیم که ترجیح می‌دهیم حتی به آن نگاه نکنیم. این مرحله، آغاز سقوط معنوی و دوری از «اشا» (راستی و هنجار هستی) است.

امانت را باید پاک پس داد

نکته‌ی اساسی که هرگز نباید از یاد ببریم این است: این پیراهن سپید، مِلک ما نیست؛ امانتی است از سوی اهورامزدا. ما در درازای عمر خود، تنها نگهبانان این امانت گران‌بها هستیم. در پایان سفر زندگی، درگذر از پل چینود، باید این امانت را به صاحب اصلی‌اش بازگردانیم.

در آن هنگام، از ما خواهند پرسید که با این جامه‌ی نورانی چه کرده‌ایم. آیا آن را پاک و درخشان نگاه داشته‌ایم یا آلوده و ژنده بازگردانده‌ایم؟ پاسخگویی برای هر لکه و هر پارگی بر عهده‌ی خود ما خواهد بود و سرنوشت ابدی روان ما به پاکی یا آلودگی همین پیراهن بستگی دارد.

سخن پایانی

پس بیاییم هرروز و هرلحظه، نگهبان این پیراهن سپید باشیم. با سلاح اندیشه و گفتار و کردار نیک، آن را از تیرگی‌ها و آلایش‌ها مصون داریم. بیاییم نه‌تنها از لکه‌دار کردنش بپرهیزیم، بلکه با مهرورزی، دانش‌اندوزی، دستگیری از دیگران و پیروی از راه اشا، بر سپیدی و درخشش آن بیفزاییم؛ زیرا بازگرداندن روانی پاک و درخشان به سرچشمه‌ی روشنایی، والاترین کنش و بزرگ‌ترین نیایش هر انسان دین‌دار است.

*نویسنده: آبتین بهمردی، دکترای پزشکی مولکولی

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

یک پاسخ

  1. با درود و سپاس
    متن تمثیلی و بسیار زیبایی و اخلاقی است درباره ی پاکی روان انسان که در آن پیراهن سپید ثمثیلی از روان انسان است
    همان امانتی که از سوی اهورامزدا به ما داده شده است
    متن زیبای دکتر آبتین بهمردی سراسر سرشار از تصویر و معناست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *