اندیشه اَشو زرتشت و بی‌جان کردن حیوان برای خداوند

Iran geographic map.svgنکته‌ای را در آغاز این نوشتار باید یادآور شوم. این نوشته در پاسخ یا بهتر بگویم راهنمایی به برخی از عزیزانی است که نظریات خویش را برای مقاله پیشین من در امرداد به نام «نگاهی به کتاب قربانی در آیین زرتشتی» (به تاریخ یکم آبان ۱۴۰۴) روانه کرده‌اند. ازآنجاکه پاسخ به همه نظرات امکان‌پذیر نیست به مهم‌ترین موارد در اینجا اشاره خواهم داشت و به موضوع اصلی نوشتار یعنی اینکه آیا اشو زرتشت هیچ‌گاه به بی‌جان نمودن حیوانات در راه خدا اشاره داشته یا خیر می‌پردازم.

نخست چند مورد را باید یادآور شوم.

نخست اینکه هر کار پژوهشی بر پایه علم و دانش و روش‌های درست علمی و پژوهشی نیکوست به‌ویژه آنگاه‌که درباره مسایل و مشکلات روزمره جامعه و کشور باشد. این پژوهش‌ها اگر بتوانند باهدف روشن، روش یا همان متدولوژی مناسب، استفاده از شواهد و داده‌های معتبر و قابل راستی‌آزمایی و نتیجه‌گیری درست حاصل شوند می‌توانند گامی در کمک به بهبود اوضاع جامعه بردارند. کنجکاوی و جست‌وجو و پژوهش درباره مسایلی که به گذشته تاریخی باستانی ما بازمی‌گردد البته می‌تواند سودمند باشد حتی اگر نظریات گوناگون و نتیجه‌گیری‌های رویاروی هم (متضاد هم) برای آن مسایل عرضه‌شده باشد، اما در پذیرش یا رد آن نتیجه‌گیری‌ها دیگران آزاد هستند و هر کس از دیدگاه و نظر خویش ممکن است به این نتایج بنگرد؛ بنابراین نفس کار پژوهشی اگر بر پایه دانشی و با پیروی از راستی و درستی باشد می‌تواند بسیار ارزشمند است.

شوربختانه در بخش نظریات گروهی اندک نسبت به نویسنده کتاب موردبحث با جملات و واژه‌های نادرست تاخته‌اند که در این تارنمای خبری و فرهنگی زرتشتیان واقعا درست نیست. حتی اگر کتابی را از ابتدا تا آخر هم بخوانیم و با آن موافق نباشیم بازهم به کار بردن واژه‌های تند و توهین‌آمیز نادرست است به‌ویژه در فضایی فرهنگی و خبری. ازنظر فرهنگی اینکه چرا چنین واکنش‌هایی به گونه همگانی روی می‌دهد، به‌ویژه در فضای مجازی، باید درروند اوضاع فرهنگی این پنجاه شصت سال اخیر جستجو نمود.

تعداد بسیاری نظراتی فرستاده‌اند که فرصت پاسخ به تک‌تک نیست. دلیل اصلی آن است که این دوستان نوشتار مرا به‌دقت و باحوصله نخوانده‌اند و یا اگر هم خوانده‌اند درک نادرستی از آن یافته‌اند؛ بنابراین جوابی برای آن‌ها ندارم.

نویسنده کتاب در یک نظر نوشته‌اند که بحث من درباره این کتاب «نوعی تبلیغ و پخش آگهی» درباره آن کتاب است که درست گفته‌اند و تصدیق می‌کنم که ناخواسته این‌گونه شده است!

شخص دیگری محبت کرده و نوشته است که «به نگر این کمترین، شرط پذیرفتن یک انگاره پیش از بررسی و واکاوی و نقد، مردود است. ازآن‌روست که اگر شما در رد اهریمن‌پرستی بخواهید گفتمان و نگاشته‌ای داشته باشید نیازی به پذیرفتن و تایید آن آیین ندارید.»

این مثال بخش نخستش درست است ولی برای بخش دوم آن شوربختانه مثالی آورده شده است که حال زیرکانه بوده یا از روی سهو و اشتباه؛ نمی‌دانم، ولی اگر به‌عنوان‌مثال بخواهید رسمی ویژه را به پیامبر بزرگی که ارزش تاریخی و جهانی دارد نسبت بدهید و آن رسم یا کنش ویژه را به او و در پیوند با یک کتاب وابسته به آن پیامبر بدانید، نمی‌توانید بگویید که من خود پیامبری ایشان برایم زیر سوال است! این مانند آن است که بخواهید مثلا بگویید که رسم آتش زدن و کشتن مخالفان و آتش زدن کتاب‌های آنان از اهریمن سرچشمه گرفته است ولی من به اهریمن اعتقادی ندارم!!

بازهم به همه خوانندگان گوشزد می‌کنم که بحث من تنها درباره سه صفحه (رویه) نتیجه‌گیری کتاب نام‌برده است و تمام متن نوشتار پیشین من یک صفحه‌و‌نیم بیشتر نیست. این نوشتار کوتاه اگر با دقت خوانده شود بسیاری از مواردی که در نظریات آمده در آن وجود ندارد.

در ضمن این نوشته اخیر آخرین پاسخ و بحث من با دوستان است. در زمانه حاضر و با حساسیت‌های موجود جایی برای مناظره آزاد بین ایدئولوژی‌ها، تفکرات و ادیان گوناگون رسمی یا غیررسمی وجود ندارد؛ بنابراین دوستان زیاد به مناظره دل‌خوش نباشند. البته قطعا در شرایط مناسب‌تر و زمانی دیگر، این‌گونه مناظره‌ها در حضور مردم و به‌ویژه در حضور دانشجویان بسیار سودمند خواهد بود.

اما می‌پردازم به نوشته کتاب در بخش نتیجه‌گیری و سپس آوردن آنچه خود در مقاله کوتاه اشاره کردم و بعد هم دو سه نوشته یا یادآوری از موبدان ارجمند.

بخش نتیجه‌گیری کتاب از صفحه 256 نوشته نویسنده آقای نوادری

«اما اگر مُراد از این واژگان همان معنای ظاهری باشد در این صورت نیز هیچ بندی در گاتها وجود ندارد که به‌روشنی قربانی گاو و دیگر چارپایان و پرندگان را ممنوع کرده باشد.» و نیز در همان صفحه می‌آید که: «البته نگارنده تلاش ندارد به هر قیمت ممکن سراینده گاتها را مخالف قربانی حیوانی معرفی کند چراکه نه انتساب گاتها به زرتشت مسلم است و نه پیامبری شخص زرتشت.»

بحث اصلی من درباره این دو جمله و این تکه از بخش نتیجه‌گیری در کتاب بود. اینکه نه پیامبری زرتشت را روشن و حتمی بدانیم و نه کتاب سرودهای گاتها را از آنِ این پیامبر، این امر موجب می‌شود که از خود بپرسم پس اثبات وجود یا نبود رسم قربانی (برای خداوند) در آیین زرتشتی برای شما از چه نظر اهمیت دارد؟

نخستین نکته این است که برای قرن‌های متمادی رسم قربانی (به مفهوم مقدس آن) در بین بسیاری از زرتشتیان ایران و هند باقی بود که بخش مهمی از آن به آیین‌های پیشا زرتشت مانند میتراییسم یا آیین مهری بازمی‌گشت. اکثر قربانی‌هایی که زرتشتیان هم داشتند تا آنجا که من به یاد می‌آورم برای ایزد مهر و در روز مهر بود. دراین‌باره من پیش‌ازاین هم چند بار به کشتن گوسفند در زیارتگاه‌های زرتشتیان اشاره‌کرده‌ام که هیچ‌کدام برای اورمزد (خداوند دانای یکتا) نبوده است و نیست. این نوع کشتن حیوانات بیشتر برای نذر و یک رویداد خجسته مانند خانه‌دار شدن و یا عروسی دختر یا پسر و یا به‌ویژه برآورده شدن یک آرزو مثل بچه‌دار شدن یا پس از رهایی از یک بیماری سخت انجام می‌گرفته است و هیچ‌گاه به یاد و به نام خدا کشتاری انجام نمی‌شده است.

نکته مهم در مورد کشتن گاو یا گوسفند برای خدا این است که در سرودهای گاتها درباره بسیاری مسایل اصلا بحثی نشده است که ازجمله آن‌ها کشتن جانوران برای خداوند است. من برای آنکه مفهوم قربانی یک وزن و جایگاه مقدس (: سپند) در ذهن بسیاری از مردم در خود دارد آن را با کشتن جایگزین کرده‌ام که معنای واقعی‌اش را در نظر گیریم؛ یعنی هیچ جا در گاتها اشاره‌ای به کشتن جانوران برای خدا دیده نمی‌شود و درنتیجه چنین چیزی در دین زرتشتی بایسته نیست، اما نکته بسیار ارزشمند آن است که بدانیم که در هات سی و دوم بند 12 گاتها[1] اشوزرتشت می‌گوید:

«با این آموزش‌ها آنان (فریبکاران) مردم را از کردار نیک بازدارند و حیوانات را با فریاد شادی قربانی کنند و با گفتار گمراه‌کننده مردم را بفریبند و عده‌ای را که کوران با چشم و کران با گوش هستند، بدون توجه و ترس از کیفر پروردگار به آشوب و غوغا به جان خلق اندازند تا آنان بتوانند با جور و ستم بر مردم سروری کنند» (صفحه 32 و 33 گاتهای ترجمه شهزادی).

متن بعد از اشوزرتشت در هات سی و دوم بند 14 (همان صفحه 33) چنین است:

«دیربازی است که این گروه گمراه‌کنندگان که چشم و گوش خود را عمدا بر حقیقت بسته‌اند از خیل هواخواهان دروغ یاری می‌جویند که به مردم بفهمانند که با هدیه گوشت گاو قربانی شده و آشام مستی‌آور (هوم) می‌توان تباهی و مرگ را از خود دور داشت».

در اینجا من از خوانندگان درخواست دارم که محبت کرده دراین‌باره بیندیشند و با خرد و وجدان خویش این دو سروده اشوزرتشت را گواه بگیرند که آیا بنابراین گفته‌ها، چنان اندیشمند و پیامبری رسم قربانی را آیا می‌پذیرفته است؟

از سوی دیگر باید توجه داشته باشیم که دینی که دیرینگی آن تا حدود چهار هزار سال می‌رسد رگه‌ها و لایه‌های مختلفی از رسومی از مراحل زمانی پیش از خود را در خود داشته و هنوز هم دارد و نمونه آن رگه‌ها و لایه‌ها به‌عنوان‌مثال از رسم و رسوم میتراییسم یا مهرپرستی هستند. اثری از این رگه‌ها در گاتها که سروده‌های ویژه اشوزرتشت پیامبر است دیده نمی‌شود اما در بخش‌هایی دیگر همانند اوستای آبان یشت از هدیه یا پیشکش کردن شیر، آب، هوم و گیاهان (و به نظر برخی پژوهشگران جانوران اهلی) برای ایزد بانوی اردویسور آناهیتا یاد می‌کند که به رسوم پیش از زرتشت بازمی‌گردد.

سرانجام بایسته است با نکته‌ای ویژه این موضوع را به پایان برم که چنین می‌نماید که در کشور ما از یکسو روحانیان مسلمان با موبدان سپیدپوش و کشیشان مسیحی و کاهن یهودی و نماینده اهل سنت برای همایش پیروان ادیان توحیدی گرد می‌آیند و از سوی دیگر هم برای بزرگداشت جایگاه شهیدان جنگ با عراق (دفاع مقدس از ایران) که در آن تنی چند از جوانان زرتشتی نیز جان خویش را به میهن و مردم خویش بخشیدند همایش تشکیل می‌دهند. در مقابل روحانیانی دیگر برای خرده‌گیری و انتقاد مداوم از برخی آیین که اصلا جزیی از دین زرتشتی نبوده و خود پیامبر بزرگ ما زرتشتیان، برای از بین بردن آن عقاید نادرست بر پا خواسته بود، پافشاری می‌کنند. از یاد نبریم که یکی از شاه‌کلیدهای دین زرتشتی قانون فرشه یا فرشگرد است که به گذشت زمان و پیشرفت اندیشه و خرد و فرهنگ انسان بستگی دارد و با تغییر و دگرگونی ظواهر و روبناهای دینی هیچ‌گونه ناسازگاری ندارد.

داریوش مهرشاهی (دوشنبه پنجم آبان ماه ۱۴۰۴ خورشیدی)

[1] سیری در آموزش گاتها، برگردان به فارسی از روانشاد موبد رستم شهزادی. انتشارات فروهر تهران، 1360، چاپ سوم.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

3 پاسخ

  1. درود بر دکتر مهرشاهی، در گاتها، هیچ اشاره‌ای به قربانی کردن جانوران برای خداوند نیست و این نشان می‌دهد که اشوزرتشت با چنین رسم‌هایی مخالف بوده است. او پرستش را در راستی و اندیشه نیک می‌دانست، نه در خون و قربانی. آیین‌های کهن‌تر مانند مهرپرستی این رسم‌ها را داشتند، اما گاتها از آن‌ها جداست. در همان هات سی‌ودوم هم نکوهش می‌شوند که مردم را به قربانی و فریب می‌کشانند. بعدها در بخش‌هایی از اوستا، یاد از پیشکش شیر و گیاه آمده که بازمانده‌ی رسوم پیش از اشوزرتشت است.اشو زرتشت دینی نو آورد که با خرد و وجدان هماهنگ بود. فرشگرد نیز یادآور همین دگرگونی و پیشرفت اندیشه در گذر زمان است. پس روشن است که قربانی در دین زرتشتی نه جایگاهی دارد و نه نیازی به آن دیده می‌شود.

  2. بهترین درودم به دکتر داریوش مهرشاهی که با قلم شیوا خود انچه بایسته بوده را نوشته است . امیدوارم انهایی که در پست پیشین دیدگاه گذاشته اند با ژرف بینی هر دو را بار دیگر بخوانند و سپس داوری کنند . شوربختانه بسیاری بجای اینکه دیرینه خود را باز یابند کوشش میکند که انرا نه تنها نادیده بگیرند بلکه انرا خراب کنند ، اما باید بدانند که درختی که ریشه دارد خشک شدنی در برابر توفان و سیل و … نیست .
    خرد نگه دار همگان باد

  3. سلام و درود.
    خوشحالم از اینکه این بحث آخرین مطلب شما در این باره است. چرا که شما از ابتدا قصد نقد علمی کتاب را نداشتید. وگرنه اگر کتاب را یک با خوانده بودید می‌دیدید که از نوظر اوستاپژوهان این دو بندی که اشاره کردید کاملا مبهم است و حتی موبدان زردشتی نیز یک ترجمه ندارند. برای نمونه در ترجمه موبد آذرگشسب هیچ اشاره‌ای به محکومیت قربانی گاو ندارد.
    جناب مهرشاهی باید بپذیرید که شما توان بحث در این زمینه را ندارید چرا که تخصص شما جغرافیاست. همانطور که بنده نیز هیچ اطلاعاتی از جغرافیا ندارم و نمی‌توانم با شما بحث کنم. پس بهتر است هر کدام به کاری که در آن زمینه مطالعه داشته‌ایم بپردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *