تمرکزگرایی دولت ساسانی دگرگونیهای ارزشمندی در تجارت آن روزگار پدید آورد. افزونبر آن استقلال شهرهای کاروانی سوریه و میانرودان نیز از میان رفت. بازرگانی زیر فرمانروایی ساسانیان همراه با سلسله مراتب قانونی به خوبی ساماندهی شده بود در واپسین سالهای سده چهارم میلادی، یورش تازیان به آسیای مرکزی و ایران خاوری به گونهای فزاینده مانع تجارت در خاورزمین شد. اما با این وجود گسترش دیوانسالاری پایدار در هر دو امپراتوری بیزانس و ساسانی و رشد ارزش تجارت میان آنها و همچنین تجارت با خاور دور به پیشرفت در روزگار خسرو اول (501 -579 م) و جانشینانش کمک کرد.

در این روزگار سغدیان، پرکارترین بازرگانان راه ابریشم بودند. چینیها میوه، شراب، آثار فلزی (بهویژه از آهن)، زره، ظروف شیشهای و همهگونه سرگرمیهای سغدی را وارد میکردند. برای نمونه اسلوب و درونمایههای هنری ایران ساسانی با طرح طاووس نر و اسبهای بالدار، روبهروی هم بر جامههای کتان ظاهر شد که در آسیای مرکزی، چین و حتا ژاپن عمومیت داشت. ساسانیان برای فروش کالا از مُهرهای گلی سود میجستند.
کشف مهر ساسانی در کاوشهای «مانتای» در سریلانکا بازتاب پیوندهای تجاری بازرگانان ایرانی با سرزمینهای دوردست است.
نشانههای گستره تجارت فراملی (:بینالمللی) ساسانیان در آفریقا نیز دیده شده، سکههای یافت شده در آنجا این مساله را تصدیق میکند.
منابع سریانی، پارسی میانه و تلمودی هم دربارهی تجارت امپراتوری ساسانی، آگاهیهایی به دست میدهند.
در روزگار ساسانی تیسفون مرکز بزرگ تجاری میانرودان (:بینالنهرین) در کرانه دجله، جانشین بابل و سلوکیه شد. هنوز هم راه اصلی که از بالای میانرودان از نزدیک محل امروزی همدان-تهران (ری باستان) به درون فلات ایران امتداد مییافت و از کنار صحرا میگذشت و از راه خراسان به آسیای مرکزی یا به سوی هند میرفت، زنده است.
نقشهها و سفرها پیوستگی برخی راههای تجاری روزگار باستان را آشکار میکند که هنوز در بیشتر آنها آمدوشد صورت میگیرد.
همچنین سفرنامههای برجایمانده از روزگار ساسانی بر پیوستگی راههای تجاری دلالت دارد از سوریه و جنوب میانرودان شمالی تا جایگاه پیوند دجله و فرات ادامه داشت. همان راهی که در روزگار پارتیان نیز مورد استفاده بود افزونبرآن اینکه در همه راهها عوارض و تعرفه از کاروانها گرفته میشد.
رومیان و پارتیان به ترتیب جای خود را به بیزانسیان و ساسانیان دادند که بر سر کنترل تجارت مزبور با هم رقابت میکردند. با وجود جنگهای همیشگی در امتداد راههای اصلی، نمایشگاهها و بازارهای برپا میشد و حجم تجارت پیاپی در حال افزایش بود.
از کتابهای حقوق سریانی و «ماتیکان هزار دادستان» پهلوی اینگونه برمیآید که تجارت ساسانیان تا اندازه بسیاری در اختیار اتحادیهها و شرکتها یا خانوادههای بازرگانی بوده که در زمینه قوانین و مقررات حاکم بر خرید و فروش تولیدات خبره بودند.
از قوانین تقسیم دارایی و توارث که در کتابهای قانون گزارش داده شده، تنها اندکی از آن برجای مانده است. به نظر میرسد مالکیت عمومی کالا، زمین و خانهها بیشتر از مالکیت خصوصی بوده است.
واژه « hamby+h» (شراکت) نه تنها به پیوندهای تجاری بلکه به دیگر همکاریها درباره ساخت کانالهای آبیاری و همانند آنها اشاره میکنند.
در آغاز جریان تجارت، به جای دادوستد بر پایه نظام پولی استوار بود. سکههای نقره با عیار بالا که دولت ساسانی ضرب میکرد، به عنوان پول تا واحد تورفان ترکستان نیز مورد استفاده بودند. این سکهها همچنین در تجارت با گسترههای بالای رود ولگا در روسیه و دریای سیاه نیز دارای ارزش بود.
تجارت کنونی حتی در مقیاس گستردهتر در روزگار اسلامی نیز دنبال شد. درهم نقره ساسانی مدلی برای دیگر پولها در خاور شد. درهم نقره ساسانی مدلی شد برای دیگر پولهایی که در خاور بهویژه نزد هپتالیان و یا در واحد بخارا ضرب میشد.
در روزگار فرمانروایی درازمدت ساسانیان این سکه تنها در موارد اندکی تحت تاثیر مسایل سیاسی، کمارزش شد؛ یکبار در روزگار پادشاهی شاپور اول و بار دوم هنگامی که پیروز ناگزیر شده بود تاوان سنگینی را به هپتالیان بپردازد.
مالیات و بهره بالای وامها شوند (:باعث) محدودیت بازرگانان در ایران روزگار ساسانی میشد. بازرگانان در زمره طبقات بالای اجتماع نبودند، برعکس آن در آسیای مرکزی آنها از احترام بیشتری برخوردار بودند.
در روزگار ساسانی طبقه عیان زمیندار در بالای هرم جامعه بودند. اما در جاهایی همچون بخارا و سمرقند، بازرگانان بزرگ بیشترین نفوذ را در همه کارهای حکومتی داشتند. نکته مهم اینکه منابع نوشتاری آسیای مرکزی کتیبهها و همچنین نامهها بیشتر به ساخت کانالها یا مخازنی برای آب و یا به امور مالی ویژه شدهاند. در صورتی که کتیبههای ساسانی دارای دورنمایهی مذهبی یا سلطنتی هستند.
همزمان با واپسین روزهای روزگار ساسانی، رقابت با بیزانس برای کنترل تجارت هند افزایش یافت. ساسانیان بحرین و عمان را در کنترل داشتند. و در سال 70 میلادی یمن یک پایگاه ایرانی شد. «کوسپاس» رقابت میان بازرگانان بیزانس و ساسانی را در کرانهی باختری هند گزارش کرده و «پروکوپیوس» میگوید ایرانیان تمام تجارت هند را در دست داشتند.
درباره تجارت مناطق شمالی آگاهیها قابل مقایسه نیست اما بسیاری سکههای نقره، ظروف و دیگر آثار ساسانی و یا از آسیای مرکزی در روسیه پیدا شده است. این یافتهها بهویژه هنگامی که با میزان اندک نقره بیزانس مقایسه شود، مدرکی برای چیرگی ساسانیان بر این راه بهشمار میآید. ایرانیان از شمال کهربا، عسل، موم و دیگر کالاها را وارد میکردند.
در درازنای تاریخ طلا، به قیمت بالایی در هند به فروش میرفت. چنین برمیآید این مساله که شوند عمدهی به دست نیامدن اشیای زرین، غیر از سکههای طلا، از آسیای مرکزی و ایران بوده کموبیش از آغاز تاریخ عمومیت داشته است. در اوایل سده دوم بیش از میلاد کوشانیان واپسین سلسله خاور فلات ایران بودند، که به اندازهای بسیار سکههای طلا در روزگار باستان ضرب کردند. فرمانروایان بعدی بیشتر نقره ضرب میکردند. البته بدان معنی نیست که معادن طلای کوههای آلتایی، تیانشان و جاهای دیگر از تولید دست کشیده باشند. طلا بیشتر از آسیای مرکزی و ایران به جنوب برده میشد.
تجارت داخلی شاهنشاهی ساسانی نیز دارای ارزش بود. کالاهای اصلی شامل اجناسی چون مواد غذایی، حبوبات، شراب خشکبار، روغن خوراکی و مانند آن میشد که کمتر جنبه تجملی داشتند. همچنین پارچه، لباس، ظروف شاهنشاهی ساسانی، در آسیای مرکزی یافت میشد. بیگمان در هر دو ناحیه فرآوردههای لبنی، گوشت، پشم و فرشهای بافتهشده با وسایل و ظروف دست به دست میشد. مواد غذایی به دست روستاییان ساکن آماده میشد.
قوانین و مقررات، دادوستدهای داخلی را نیز همانند تجارت فراملی (:بینالمللی) نظم میبخشید. شرکتها آماده کردن نیازمندیهای بازار را بر دوش داشتند که خانوادهها یا بازرگانان بزرگ در آنجا (بازار) محصولات یا خدمات را در معرض فروش میگذاشتند.
آگاهییهایی در دست نیست که آیا سیستم پستی همانند روزگار هخامنشیان بوده است اما پیکها و کاروانها پیامها و کالاها را به هر سو میرساندند. میتوان پذیرفت که سازمانهای خصوصی و حکومتی بازرگانی درون مرزهای شاهنشاهی را اداره میکردهاند. البته درک ما در این رابطه، غیر مستقیم و از راه کتابهای قانونی است.
گسترش تجارت در روزگار اسلامی به اندازهی بسیاری مرهون تجربیات پیشین ساسانیان و مردمان آسیای مرکزی بوده است. اما همچنان که مرزهای خلافت اموی فراتر از حدود امپراتوریهای ساسانی و آسیای مرکزی رفت، تجارت و بازرگانی نیز به جایگاه پیشین خود بازگشت.
نابودی بسیاری از مرزهای داخلی گذشته از انحصارات تجاری بیزانس و ساسانی، پیشرفت فزایندهای بهویژه برای حکومتهای واحد آسیای مرکزی به ارمغان آورد.
* این نوشتار در آذرماه 1387، در رویهی ششم (تاریخ)، شماره 199، هفتهنامه امرداد، چاپ شده است.
