موبد پدرام سروشپور در آیین آبانگان به میزبانی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، با نگاهی به جایگاه ایزدبانوی آناهیتا در فرهنگ ایرانی، از پیوند آب، زیبایی، داد و خرد سخن گفت و نقش برابری، اندیشه و مسوولیت اجتماعی را در آینده ایران اثرگذار دانست.
هموند انجمن موبدان در آغاز سخنرانی گفت: باعث افتخار است که بار دیگر در یکی از همایشهای ارزشمند و بنیادین پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، در خدمت شما عزیزان هستم تا درباره جشن آبانگان و مهمتر از آن، جایگاه ایزدبانوی اساتیری ایرانزمین، «آناهیتا» سخن بگویم. در این زمینه، پژوهشهای ژرف و گستردهای انجام شده است، اگر بخواهیم چکیدهای از این مطالعات را بیان کنیم، همانگونه که اشاره شد، آناهیتا در استورههای این سرزمین، ایزدبانویی است که بر پایهی آبهای نیرومند، پاک، و بیآرایش تکیه دارد.
آناهیتا؛ ایزدبانوی آب، زیبایی، خرد و داد در فرهنگ ایرانی
موبد سروشپور در ادامه افزود: قدمت این ایزدبانو، به احتمال بسیار زیاد، به دورههای پیش از اَشو زرتشت بازمیگردد و شواهد نشان میدهد که در نواحی پارس و مناطق غربی ایران، قدمت بیشتری داشته است. با گذر زمان و تلفیق با آیین زرتشت، سیمای آناهیتا به شکلی ساده، اما فراگیر، در سراسر ایرانزمین جلوهگر شد.
بخش مهمی از شناخت ما نسبت به آناهیتا، از اوستا و بهویژه از آبان یشت برگرفته شده است. در این متون، آناهیتا چنین توصیف میشود: «دختری زیبا، بسیار نیرومند، خوشاندام، با کمری باریک و میانبسته، راستبالا، آزادهنژاد و شریف؛ از قوزک پا به پایین با زیورهای فراوان آراسته؛ که ردایی پرچین و زرین و گرانبها بر تن دارد.»
در بخشهای مختلف آبانیشت و متون پهلوی که آمده، همانطور که از نامش هم مشخص است، نماد آبزور، نماد باروری، نماد پاکی است. در بخشهای زیادی، شفابخش و درماندهنده است. مهمتر از همه، حامی داد و پادشاهان، پاککننده روان، نیرومند و قوی از ویژگیهایی هستند که ایزدبانوی آناهیتا در فرهنگ ایرانی داشته است.
در یک کلام، این ایزدبانو با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، بهصورت الهه عشق و باروری در فرهنگ ایرانی ثبت شده است. البته در برخی از صفات این ایزدبانو، ما نزدیکی زیادی را میبینیم به ایزد اَشی که یکی دیگر از همکاران ایزد آبان است. همانطور که گفته شد، سپندارمز، آبان، دین، اِرد و مانترهسپند از همکاران ایزد آناهیتا در اَوِستا هستند.
این نزدیکی به ایزد اَشی بعدها در بخشهای دیگر هم بارها دیده میشود. ولی مهمتر از همه این است که این دو، هر دو ایزدها و بانوهای زیبا و دارای گردونه بودهاند. در فروردینیشت، به صراحت آناهیتا آفریده اهورامزداست. با این حال، حتی خود اهورامزدا هم او را میستاید و برای او هوم آمیخته به شیر با بَرسَم در ایرانویج و در کنار رود مقدس دایتی نثار میکند.
این دایتی بعدها همان دئناست. البته در کنار آناهیتا، ایزد مذکر آبها، اپام نپات، هم به چشم میخورد که بهصورت مشخص در مقابل آناهیتا کاملاً تحلیل رفته است. یعنی آن چیزی که مشخص است، آناهیتا بهعنوان ایزد مونث آبها، جایگاه و ویژگی بسیار بالایی داشته است.
شکوه ایزدبانوی آناهیتا در ایرانزمین
در آیین آبانگان، موبد پدرام سروشپور با نگاهی به شکوه تاریخی ایرانزمین، از جایگاه ایزدبانوی آناهیتا در فرهنگ ایرانی چنین گفت: معابد آناهیتا، معابد بسیار باشکوه و پررونقی در ایران باستان بودهاند. مهمترینشان همانطور که گفته شد، معابد آناهیتای همدان بوده، شوش و بعدها کنگاور ساخته و به آنها اضافه میشود.
در یَشت سیزدهم آمده که فریدون بندهای دئنا را از هم میگسلد و در اینجا بهوضوح به آناهیتا اشاره کرده است. همان بحثی که ما در فرهنگ زرتشتی داریم که زمان درگذشت، در حقیقت وجدان انسان یا دئنای انسان در قالب یک دختر زیبارو به پیشواز میآید که همان دئنای خود فرد است.
ولی آن چیزی که مهم است، این است که در طول تاریخ، این ایزدبانو همیشه جایگاه بالایی داشته است. مهمترین آن شاید در دورهی هخامنشیان بوده که جایگاه ویژهای داشته و دورهای بوده که اینچنین به نظر میآید که در حقیقت به مرور، آناهیتا با آیینها و با باورهای زرتشتی شروع میکند درگیر شدن و یکی شدن.
گزنفون میگوید که کوروش بزرگ، اگرچه اهورامزدا را میپرستید، اما از ایزدان دیگر، بهخصوص آناهیتا، غافل نبود و آیین و جشنی به نام ایزدبانو در یکی از پیروزیهای کوروش ثبت شده است.

او در ادامه افزود: پس این بهطور مشخص نشاندهنده آن جایگاهی است که آناهیتا آن زمان داشته. ولی همانطور که باز هم گفته شد، یکی از مهمترین تاثیرگذاران روی جایگاه آناهیتا، اردشیر اول و پروشات، دختر اردشیر اول که مادر اردشیر دوم بوده، در تاریخ ثبت شده که این بانو در گسترش جایگاه آناهیتا و زرقوبرق دادن به معابد آناهیتا در هگمتانه، رونق آناهیتا نقش بسزایی داشته تا جایی که در زمان اردشیر دوم، ما بهصورت مشخص، آناهیتا میآید در کنار مهر و اورمزد، تبدیل میشود به آن سهگانه مهمی که در زمان هخامنشیان شکل میگیرد که اورمزد در راس قرار دارد و میترا یا مهر و در کنار آن آناهیتا، این سه دقیقا در کتیبهها بهصورت مشخص خودشان را نشان میدهند.
سلوکیان، باز چیزی که ازشان در مورد تاریخ آناهیتا مانده، بیشتر آن غارتی بوده که انجام دادهاند، بهخصوص در معبد آناهیتای شوش و آن داستان معروفی که بیان شد، اینکه یکی از پادشاهان سلوکی، حتی زمانی که خزانهاش خالی میشود، قصد میکند که به معبد آناهیتای شوش دستبرد بزند که با مقاومت شدید مردم آنجا مواجه میشود و شکست میخورد. در برگشت، دچار بیماری روان میشود و میمیرد و در تاریخ ثبت شده که این بهخاطر آن تعرضی بوده که به آنجا داشته است.
در دوره اشکانیان هم، معابد متعددی از آناهیتا هست؛ در کنگاور، در کنار فرات، حتی معابدی بنا میشود و آیین آناهیتا حفظ میشود.
و مهمتر از همه، معابد شوش و آنها هم که در زمان سلوکیان غارت شده بودند، دوباره رونق خودشان را بازسازی میکنند.
حاکمیت دین زرتشتی در باورها و فرهنگ ایرانی
موبد پدرام سروشپور در سخنرانی خود در آیین بزرگداشت آبانگان، با اشاره به تاریخ ایرانزمین گفت: دوران ساسانیان دورهای خاص و تعیینکننده در تاریخ ایران است؛ دورهای که شاید برای نخستین بار، موبدان دین زرتشتی توانستند همبستگی درونی و انسجام آیینی را بهوجود آورند و حاکمیت دین زرتشتی در باورها و فرهنگ ایرانی بهوضوح نمایان شد. اگرچه مناظرهها، گفتوگوها و اختلافنظرهایی در آن دوران وجود داشت، اما آنچه مشخص است، آن است که باورهای زرتشتی بهتدریج با تمامی ابعاد فرهنگی و اجتماعی ایران درآمیخت و به وحدت رسید.
با این حال، ریشههای این آناهیتا در همان دوران نیز پابرجا بود. چنانکه اشاره شد، در شهر استخر، آناهیتا وجود داشت. گریشمن یادآور میشود که شاپور اول، آتشکدهای در کنار کاخ خود در بیشاپور، در سطحی پایینتر از زمین بنا کرد که آن را معبد آناهیتا دانستهاند. این بنا به سبک پرستشگاههای ایرانی، بهصورت مربع طراحی شده، دارای چهار در ورودی است و پیرامون آن را چهار دالان فرا گرفته است. در این دالانها، جویهای کوچک متعددی جریان دارد که از طریق پلکانی بلند به درون پرستشگاه فرود میآیند. این ساختار، بهروشنی جایگاه رفیع آناهیتا را در آن دوران نشان میدهد.
در هنر ساسانی نیز، حضور آناهیتا کاملا مشهود است. در نقش رستم، در صحنهای مربوط به پادشاهی نَرسه، ایزدبانویی دیده میشود که حلقه پادشاهی را به شاه اهدا میکند؛ ایزدبانویی است که با ایزد آناهیتا همخوانی دارد و ویژگیهایش با آناهیتا منطبق است. در این نقش، آناهیتا تاجی کنگرهدار بر سر دارد، ردایی بیآستین بر تن، حلقههای مجعد مو از فراز تاجش نمایان است، گیسوان بافتهاش بر گردن و شانهاش فرو ریخته، ردایش با دکمههای نقشدار در زیر گردنبند مروارید و بر روی سینه بسته شده، و کمربندی بر روی ردا قرار گرفته است. این توصیف، با اوصاف مندرج در آبانییشت درباره آناهیتا به درستی همخوانی دارد.
در طاق بستان، در صحنه انتصاب خسرو پرویز، آناهیتا با تنگ آبی در دست دیده میشود؛ نمادی دیگر از استمرار جایگاه این ایزدبانو در فرهنگ ایرانی. تا امروز نیز، آناهیتا در قالب ماه آبان، روز آبان، و جشن آبانگان، جایگاه خود را در حافظه فرهنگی ایران حفظ کرده است.

جایگاه بانوان در فرهنگ ایرانی
به سخن موبد سروشپور، اما آنچه باید بر آن تاکید شود نه فقط جایگاه ایزدبانوی آناهیتاست، بلکه جایگاه ایزدبانوان در فرهنگی که نامش فرهنگ ایرانی است. هنگامی که از فرهنگها سخن میگوییم، یکی از معیارهای بنیادین آنها، نگاهشان به زن و میزان برابری زن و مرد در ساختار آن فرهنگ است.
در فرهنگ ایرانی، هنگامی که از آناهیتا سخن به میان میآید، در آبانیَشت، بهروشنی صفاتی چون زیبایی، نیرومندی، خردمندی، و بهطور مشخص پشتیبان پادشاهان دیده میشود. آناهیتا ایزدبانویی است که پادشاهان برای مشروعیت پادشاهی خود از او رخصت میگیرند؛ اوست که عدل و داد آنان را میسنجد، و در زمان مشخص حتی به پادشاهان سختگیری نیز میکند. خردمندی او، دادگری او، و شکوه او، همگی در سیمای این ایزدبانو متجلی است.
این ویژگیها، ایران باستان را ممتاز میسازد. ما با فرهنگی روبهرو هستیم که چند هزار سال پیش، نگاهی والا، خردمندانه، و انسانی به زن داشته است؛ فرهنگی که در آن، زنان میتوانستند به هر آن جایگاههایی دست یابند که مردان میرسیدند.
او افزود: هرگز ادعا نمیکنم که همهچیز در این فرهنگ همواره کامل و بینقص بوده است؛ امکان داشته، فراز و نشیبهایی نیز وجود داشته باشد. اما اسنادی چون آبان یشت، بیچونوچرا گواهی میدهند که ایزدبانویی چون آناهیتا، جایگاهی بلند داشته است. بانویی چون پروشات، که در تاریخ زاده میشود و در کنار ایزد آناهیتا، پشتیبان میشود و نقش میآفریند، نشان میدهد که در این سرزمین، زنان میتوانستند به پادشاهی برسند؛ در دوره باستانی که بیشتر بر پایه جنگ، قدرت، و منازعه بنا شده بود. این نکتهای است که باید بدان توجه کرد: جایگاه آناهیتا، تنها جایگاه یک ایزدبانو نیست؛ بلکه نمادی است از جایگاه زن در فرهنگ ایرانی.
داد و خرد؛ بنیانهای آینده ایران
سروشپور در ادامه گفت: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری را بهراستی زیربنای فکری و تاثیرگذار سرزمینم ایران میدانم. کارهایی که در اینجا انجام شده، کارهایی بیسروصدا اما بسیار ریشهای و نیرومند بودهاند. در واقع، شما با این تلاشها جامعه را، دولتمردان را، و نخبگان را ناگزیر میکنید که به پای میز خرد بیایند، به پای میز اندیشه بنشینند، و دوباره بکوشند تا پایههای نیازهای آینده این ملت را بر بنیاد خرد و اندیشه استوار سازند.
سرزمین ما، همین امروز، با چالشهای بسیاری در زمینه جایگاهی که باید برای زنان قائل شویم، روبهروست. جایگاهی که زنان در فرهنگ ایرانی داشتهاند، جایگاهی برابر بوده است. در برخی موارد، ممکن است ایزدبانویی چون آناهیتا جایگاهی فراتر یافته باشد، یا در جایی دیگر، ایزدی دیگر برجستهتر بوده باشد؛ اما در نهایت، ما در این فرهنگ، تفاوتی در شان و منزلت نمیبینیم.
مهمتر از همه، نگاهی است که فرهنگ ایرانی به زن داشته است؛ نگاهی که در سیمای ایزدبانوی آناهیتا بهروشنی دیده میشود: خردمندی، نیرومندی، و زیبایی. این نگاه، تفاوتی بنیادین دارد با آنچه شوربختانه امروز در بخشی از ساختار تصمیمگیری جامعه ما دیده میشود؛ نگاهی که زن را صرفا بهعنوان یک عامل محرک جنسی میبیند. کسانی که با چنین نگاهی، به خود اجازه میدهند بنشینند، بیندیشند، و قانونگذاری کنند.
بدترین خطری که میتواند یک جامعه را تهدید کند، آن است که تبعیض، قانونمند شود و شوربختانه در حال حرکت در همین مسیر هستیم. اینجاست که باید بر نقش علوم انسانی تاکید کرد. نقش کسانی که این مسوولیت را بر دوش دارند، نقشی بسیار فراتر از آنچه است که معمولاً تصور میشود. امیدوارم ساختار اندیشه و گفتوگو در این سرزمین حفظ شود.
این سرزمین با آناهیتا زیسته است
موبد پدرام سروشپور در ادامهی سخنرانی خود به گسلهای امروز در ساختارهای دینی و قانونی اشاره کرد و گفت: نکتهی دیگری که باید به آن پرداخت، آن است که وقتی به گذشتهی فرهنگی این سرزمین مینگریم و آن را با آنچه امروز در حال پیادهسازی است مقایسه میکنیم، نه با یک شکاف، بلکه با یک گسل عمیق مواجه میشویم و این بسیار خطرناک است. اما بخش امیدبخش ماجرا آن است که مردم در دل این گسل قرار ندارند. باید صدای مردم را شنید. مردمی که ریشه در فرهنگ این سرزمین دارند. وقتی از فرهنگ سخن میگوییم، از ریشه سخن میگوییم. ریشه را نمیتوان بهسادگی از خاک این سرزمین برکند.
وی با اشاره به جایگاه دیرینهی آناهیتا افزود: این سرزمین، ایزدبانوی آناهیتا را دیده است. این سرزمین با ایزدبانوی آناهیتا نه صد سال، نه دویست سال، بلکه هزاران سال با او زیسته است. این سرزمین میداند که زن و مرد باید در کنار هم و با هم باشند. اگر بخواهیم این حقیقت را از مردم بگیریم، فاصلهای عمیق میان ما و آنان پدید میآید.
امروز دین در سیطرهی مردان
موبد پدرام سروشپور در بخشی از سخنرانی خود، با نگاهی به گذشتهی فرهنگی ایران، ساختارهای دینی امروز را نقد کرد و پرسید: «چه شد که امروز دین در سیطرهی مردان قرار گرفته است؟» او با یادآوری یکی از دورههای پرافتخار ایران گفت: در دوران هخامنشی، هیربدستانهایی وجود داشت که در آنها آموزگاران دینی و موبدان پرورش مییافتند، در این مراکز، دختران و پسران در کنار یکدیگر آموزش میدیدند. چه شد که امروز، تصمیمگیری دربارهی احکام، فقه، و شریعت، تنها در اختیار گروهی از مردان قرار گرفته است، برای جامعهای که نیمی از آن را زنان تشکیل میدهند؟
او با اشاره به پیامدهای قوانین تبعیضآمیز گفت: در حالی که ما هنوز مشکلات فقهی و قانونی خود را حل نکردهایم، دههها گذشته است و همچنان با فجایعی روبهرو هستیم. بهعنوان نمونه، سالانه حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ دختر در این سرزمین بهدست پدران خود کشته میشوند. این آمار ثبتشده است؛ اما رقم واقعی، احتمالا بیش از هزار یا دو هزار نفر است. و این، نتیجهی قوانینی است که بهنام فقه، بهنام شریعت، یا بهنامهایی دیگر، ثبت شدهاند؛ قوانینی که باید مورد بازنگری جدی قرار گیرند.

تعطیلی خانهی اندیشمندان؛ در بند کشیدن اندیشه
موبد پدرام سروشپور در بخش پایانی سخنرانی خود به یکی دیگر از رخدادهای نگرانکنندهی این روزها پرداخت و گفت: من حقیقتا امیدوارم که بتوانیم این نگاه را تغییر دهیم. دوست داشتم امروز، در این جشن، تنها از شادی سخن بگوییم؛ اما ناگزیرم سخنم را با اندوهی دیگر به پایان برسانم.
در روزهای گذشته، شاهد تعطیلی خانهی اندیشمندان علوم انسانی بودیم. من بارها گفتهام که آیندهی این سرزمین به شما، فعالان علوم انسانی، وابسته است. شما هستید که زیربناهای فکری و آیندهی این سرزمین را میسازید. اما آن فیلمی که در فضای مجازی منتشر شد، فیلم شکستن تیشهوار نماد این خانه، بههیچوجه یک اتفاق ساده نبود. این، صرفا شکستن یک قلم نبود؛ بلکه در بند کشیدن اندیشه در این سرزمین بود. رخدادی که شاید هرگز در عمل موفق نشود، اما شوربختانه در تاریخ ما ثبت خواهد شد.
سروشپور ادامه داد: «من شاید از شهردار انتظار چندانی ندارم که به چنین مسالهای بیندیشد؛ شهرداری که یک مکان در یک پارک، چیزی نیست در برابر تمام داراییهایش. اما از متولیان فرهنگ و دانش، از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از وزیر علوم، از وزیر میراث فرهنگی، از رییسجمهور، از همهی کسانی که مسوولیت دارند، انتظار میرفت که با چنین رخدادی، بهسادگی برخورد نکنند. دستکم، صدای کسانی باشند که دغدغهشان این سرزمین است؛ دغدغهشان آزادی اندیشه در این سرزمین است؛ دغدغهشان ساختن آیندهی این سرزمین است. ایدون باد.»
در این همایش که برای بزرگداشت جشن آبانگان و با عنوان «از آبانگان تا جشن کوچک» در تالار پارسه پژوهشکده مردمشناسی برگزار شد، افزون بر موبد پدرام سروشپور، سخنرانانی چون سرور تارا پور والا، مهرداد عربستانی، عباس تحویلدار و مریم دارا نیز به بیان دیدگاههای خود درباره جایگاه آیینها، نقش زنان، و پیوند فرهنگ و جامعه پرداختند. مریم دارا، استادیار پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و متخصص زبانهای باستانی، دبیری نشست «از آبانگان تا جشن کوچک» را برعهده داشت. او در حوزه متون، کتیبهها و فرهنگ ایرانزمین فعالیت علمی دارد و از پژوهشگران فعال در زمینه میراث فرهنگی بهشمار میرود.
در این زمینه سخنرانی موبدیار سرور تارا پوروالا را از تارنمای امرداد بخوانید.
