شنبه، یکم نوامبر برابر با نهم آبانماه 1404 آیین بزرگداشت کوروش بزرگ در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا-اورنج کانتی، برگزار شد.
این آیین با همکاری مرکز زرتشتیان کالیفرنیا و بنیاد میراث پاسارگاد و به پاسداشت هفتم آبان ماه، روز کوروش بزرگ با همراهی دلبستگان تاریخ و فرهنگ ایران به پا داشته شد.


میترا دینیاری
فرمانروایی پیرو خرد، مایهی آرامش مردمان
آیین بزرگداشت کوروش بزرگ پس از “ای ایران” با سخنان میترا دینیاری، از کنشگران هازمان زرتشتی آغاز شد. او با اشاره به فرهنگ راستی و درستی و آرمان گسترش شادی و آرامش در جهان که کوروش در پیش گرفته بود، گفت: “کوروش بزرگ، خردمندی است که بیش از دو هزار و پانصد سال پیش با پیروی از پیام اشوزرتشت و خرد خویش، چنان فرمانروایی کرد که مایه ی سرفرازی و آسایش مردمانش بود.”
میترا دینیاری با یادآوری آن که همواره باید به یاد داشته باشیم که چه بودهایم تا بتوانیم اکنون را آنگونه که سزاوار ایران است، بسازیم، به سرایش بیتهایی آشنا از شاهنامه ی فردوسی پرداخت.
دینیاری با اشاره به این که اگر امروز در پاسداشت کوروش بزرگ در این انجمن گرد آمده ایم از آن روست که او ایرانپرست و مرد خرد بود، گفت: “با او هم اندیشه میشویم که مردمان را در آیین خود آزاد گذاشت، انسان را گرامی داشت و زندگی و آزادی را ستود.” میترا دینیاری در پایان آرزو کرد تا یکایک بتوانیم با تکیه بر خرد و وجدان، چون کوروش بزرگ انسان دوست و آزادی گستر باشیم.
شکوه میرزادگی
صدای بلند استوانه ی خاموشی به نام استوانهی کوروش بزرگ
شکوه میرزادگی، نویسنده و کوشندهی حقوق بشر از دیگر سخنرانان آیین بزرگداشت کوروش بزرگ بود. او به ریشههای بنیادین فرهنگ پرشکوهمان اشاره کرد و گفت: “ما فرهنگی داریم که هیچ نیرویی نتوانسته بر آن چیره شود چرا که دو شخصیت نامدار ایرانی؛ زرتشت و کوروش، یکی پیامبری جایگزین ناپذیز و دیگری رهبری بزرگ و نیرومند، هر دو ایزد خرد یا سرور دانا را میستودهاند.”
این بانوی نویسنده در ادامه افزود: “فرهنگ ملی ما زاییدهی خرد و دانایی است، از همین روست که نه تنها کهنه نمیشود بلکه بهروز میشود، و چنین است که توانسته از سر زمان و مکان بگذرد و تاکنون زنده و کارا با ما باشد.”
او در پاسخ به کسانی که با فرهنگ ملی ایران سر ستیز دارند و آن را غیرواقعی میخوانند، گفت: “فرهنگی که هزاران سال دوام آورده و در سدهی بیست و یکم نیز هنوز توان به روز شدن دارد، غیرواقعی نیست، یک واقعیت مسلم است.”
شکوه میرزادگی در ادامه به 193 کشور عضو سازمان ملل اشاره کرد که همگی به جهانی شدن گسترهی پاسارگاد رای مثبت دادند. او به این دو پرسش که “آیا این کشورها به مشتی سنگ و ستونهای شکسته رای دادهاند؟” و “آیا تنها به امپراتوری رای دادهاند که نیمی از جهان باستان را راهبری می کرد؟” چنین پاسخ داد: “آنها به یادمانهای مجموعهای از خرد و داناییِ فرهنگی رای دادند که در دو هزار و اندی سال پیش از قوانینی نام برده بود که در سدهی بیستم بر اعلامیهی جهانی حقوق بشر نیز حک شد. قوانینی با تکیه بر رواداری، آزادی عقیده و مذهب، حذف بیگاری، منع شکنجه و بخشیدن شادی و آرامش به مردمان.”
او با تاکید بر این نکته که آن چه در منشور کوروش بزرگ آمده، امروز برای ما قابل درک است، گفت: “رسیدن به چنین درکی نه تنها در دوران باستان سخت بود بلکه انسان حتا چند سده پس از آن نیز نمیتوانست به آن برسد و تازه در عصر روشنگری توانست با چنین گفتمانی آشنا شود.”
او در پایان به عدم درک آن چه کوروش بزرگ به آن پرداخته بهویژه در خاورمیانه و در روزگار کنونی اشاره کرد و از زبان “مک گرگو”، فرنشین وقت موزهی بریتانیا گفت: “بحثهای گوناگونی دربارهی خاورمیانه در جریان است اما من فکر میکنم قویترین صدا در میانهی همهی این بحثها، صدای استوانهی خاموشی است که استوانهی کوروش بزرگ نام دارد.”
هومر آبرامیان
نخستین بنیانگذار سکولاریسم
هومر آبرامیان، پژوهندهی فرهنگ و زبان فارسی، در آغاز گفتارش پیرامون کوروش بزرگ، به تورات اشاره کرد و گفت: “در تورات، کوروش با برنامِ “ماشیاح” یعنی مسیح یا رهایی بخش آمده و این برنامی نیست که به هر کسی بدهند به ویژه به کسی که یهودی نیست.”
آبرامیان به این نکته که چنین گمان میرود که کوروش بزرگ رهاییبخشِ یهودیان است، پرداخت و گفت: “نخست این که؛ کوروش همهی اسیران را آزاد کرد اما این تنها یهودیها بودند که او را ارج گذاردند و در گزارشهایشان این آزادی را ماندگار کردند. دوم این که؛ کوروش به مردمی که چندین دهه در بند بودند، مردمی که خانههایشان ویران و شهرهایشان تاراج شده بود، اجازه داد تا در ایران بمانند و به آنهایی که خواهان بازگشت بودند، کمک کرد تا بازگردند.”
به گفتهی وی بنابر روایتهای تاریخی به فرمان کوروش، سپاهی از رزمندگان ایرانی، این مردمی که سپاه نداشتند را همراهی کردند تا نگهدار جانشان باشند. کوروش حتا به این هم بسنده نکرد و برای این که این مردم در بازگشت، ناامید نشوند، خنیاگران و رامشگران را با آنها فرستاد.
هومر آبرامیان گفت: “زمانی که کوروش به نیایشگاه بابلی ها رفت، مردوک را خدای بزرگ نامید، نه آن که به مردوک باور داشت بلکه برای آرامش دادن به مردمی که شکست خورده بودند و شاید دل شکسته.” به باور وی، کوروش بزرگ با این کار، نخستین سنگ بنای سکولاریسم را بنیان گذاشت.
هومر آبرامیان، پژوهندهی فرهنگ و زبان فارسی در ادامه از سپاه ایران و مردانی سخن گفت که به باور او، کمتر بدانها پرداخته شده است. وی در پایان با اشاره به این که از کوروش بزرگ بسیار گفتهاند و بسیار شنیدهایم اما کمتر از سپاهیان ایران گفتهاند که با منش کوروشی با شکست خوردگان رفتار کردند، گفت: “این منش کوروشی که سپاهیانش پایبند آن بودند را باید ارج گذاشت، سپاهی که پس از پیروزی، چپاول نکرد، ویران نکرد، آتش نزد و جانی را نیازرد، وارون آن چه در آن روزگار، دیگر پیروزمندان میکردند.”

اردشیر بابکنیا
کوروش؛ شاه و شهریار انسانیت
اردشیر بابکنیا، پزشک و جراح ایرانی یهودی به پیوند کار کوروش با زندگی امروز پرداخت و گفت: “مفهومی که این جوانمرد به انسانیت داد، نه این که زنده است حتا در پیوند با زندگی امروز ما نیز هست. او مردمان را در دین و ایمان خود آزاد گذاشت در حالی که پس از گذشت سدهها، چنین رواداری، در بسیاری از کشورها هنوز وجود ندارد. پس کوروش شاه و شهریار انسانیت است.”
او در ادامه گفت: “هیچ پیامی نمیتواند پس از مرگ پیامآورش برجا بماند مگر این که فلسفه ی ژرفی داشته باشد. کوروش، زندگی را گرامی می دارد، آزادی را گرامی میدارد، پس میشود فهمید چرا هنوز کوروش زنده و قابل درک است. او فرمان میدهد که هیچ انسانی را شکنجه ندهند در حالی که در سدهی بیست و یکم، کشورهایی که داعیهی آزادیبخشی جهان را دارند، اسیران جنگی را شکنجه میدهند و خبرهایش هر از چند گاهی از گوشه و کنار شنیده میشود.”
اردشیر بابکنیا که افزون بر حرفهی پزشکی، در کارهای هنری نیز فعالیت دارد، در پایان، یکی از کارهای هنریاش را به پاس سالها تلاش و کوشش در راستای گسترش فرهنگ ایرانی به شکوه میرزادگی پیشکش کرد و از سوی بنیاد پاسارگاد از این بانوی نویسنده، سپاسداری کرد.
سودابه ملکزاده
هفتم آبان روز بازیابی هویت جمعی ایرانیان
سودابه ملکزاده، زبان شناس و استاد دانشگاه و از سخنرانان این آیین گفت: “کوروش خود را چنین معرفی میکند؛ من کوروشم، شاه هخامنشی، همین و بس. اما در فرای این سادگی، کوروشی ایستاده که مدیر در میدان نبرد و مدبر در سیاست است. او رهبری با سبک نوین رهبری است؛ با دوستان مروت دارد و با دشمنان مدارا.”
ملکزاده به فرهنگی اشاره کرد که کوروش فرزند آن است و در ادامه گفت: “کوروش آیینهی فرهنگی است که فرهنگ ایرانی مینامیم. فرهنگی که بنابر یافتههای باستانی، زن در آن حق مالکیت داشته، کسی را برده نمیکردند و از کسی بیگاری نمیکشیدند.”
این استاد زبانهای ایران باستان با تاکید بر این که ایرانیها در سیمای کوروش بزرگ، خود را میبینند، گفت: “ایران نیرومند و همبسته برای کوروش اهمیت داشت و به صلح و آزادی میاندیشید و این همان چیزی است که او را به ایران امروز پیوند میدهد. کوروش دریچهای است که ما ایرانیها از او به خود مینگریم و هفت آبان روزی است که ایرانیها، هویت جمعی خود را در آن بازیابی میکنند.”
بیژن خلیلی
کوروش بزرگ، نماد مقاومت فرهنگی
بیژن خلیلی، ناشر و نویسنده، کوروش بزرگ را نماد مقاومت فرهنگی ایرانیها دانست و او را به گواهی تاریخ، پدر ملت ایران خواند، پدری که تا آغاز فتح ایران در دوران مشروطه، بیش از یک هزاره، فراموش شده بود. خلیلی، بنیانگذار “شرکت کتاب”، چرایی این فراموشی را سرکوب فرهنگی دانست و گفت: “بسیار ریاکارانه است که کوروش را ساختگی میدانند و به فردوسی، حافظ و سعدی اشاره میکنند که نامی از کوروش نیاوردهاند اما از سرکوب فرهنگی چیزی نمیگویند.”
او در ادامه از “اردشیرنامه” از “مولانا شاهین شیرازی”، شاعرایرانی یهودی، سخن گفت که میتوان او را نخستین شاعری دانست که در این دورهی دراز فراموشی درباره کوروش سروده است. این کتاب در سدهی هشتم هجری قمری به زبان فارسی و خط عبری نگارش شده است.
آرمان آریانه خویشکاری اجرای این آیین بزرگداشت را بر دوش داشت.👆
رقص ایرانی از پری برقراری
گروه دف مرکز زرتشتیان کالیفرنیا به سرپرستی آرزو کوچکان
نمایش کوروش و کمبوجیه به کارگردانی شهرام عالمی
آیین بزرگداشت کوروش بزرگ که ساعت 16 آغاز شده بود پس از سخنرانیها و برنامههایی چون نمایش، رقص و دفنوازی گروهی، ساعت 20 پایان یافت. در کنار این بزرگداشت نمایشگاهی از کتاب و آثار هنری برپا بود.
فرتورها رسیده است.
4090

4 پاسخ
به نظر میرسد که هر ایرانی ثروتی و تمدن خود را به جهانیان نشان داده است و زبان زده در تاریخ بین الملل بوده و خواند بود ما مردم ایران اتحاد و برخورد آوردن تاریخ خود را نباید فراموش کنیم بله که از اهمیت و ارزش آن به عنوان یک سرمایه بگیرم ون آن را در جوامع گسترش دهیم و از آن پاسداری کنیم و این سرمایه را سرمایه گذاری کنیم و از آن به عنوان یک دست او رد بهر ببریم و از آن به عنوان یک حزب جهانی که متشکل از فرهنگیان و ادیان مترقی ارایه دهیم و جهان را از این آشفتگی و از هم گسیختگی نجات دهیم.
درود بر کوروش بزرگ پایه گذار اولین حکومت سکولار با قوانین انسانی و درود و سپاس از پاسداشت و پیروان او.
من ایرانی ام و افتخارم کوروش است
ریشه ام ز ایران و برگ و بارم کوروش است
ایدون باد ایرانِ همیشه حاوید
کی گفته کوروش بزرگ سکولار بوده کوروش بزرگ و داریوش بزرگ و هخامنشیان همه زرتشتی بودند حکومت آنها بر اساس دین زرتشت و عقل و منطق بود