در خبرهای فرهنگی این روزها آمده بود که پروندهای با عنوان «مینیاتور کمالالدین بهزاد» از سوی کشور افغانستان برای ثبت در فهرست انتظار یونسکو پیشنهاد شده است. این خبر واکنش بسیاری در ایران در پی داشت؛ چرا که استاد کمالالدین بهزاد هنرمندی ایرانی و مکتب نگارگری او اثرپذیرفته از مکتب استادان تبریز و هرات است. هرات نیز تا دوسده پیشT بخشی از ایران شناخته میشد و در کشاکشهای سیاسی از پیکرهی خود جدا افتاده است.

گمانی نیست که ایران و افغانستان دارای ریشههای فرهنگی جدانشدنی هستند و میراث تاریخی، فرهنگی و هنری مشترک دارند، اما نباید نادیده گرفت که این ریشههای مشترک در سرزمینی به نام ایران شکل گرفتهاند. چگونه است که اکنون افغانستان بدون توجه به دل ایرانشهر (ایران) در پی ثبت نامِ استاد بهزاد و هنر او به نام خود است!
آیا افغانستان میتواند بهزاد را به نام خود ثبت جهانی کند؟
هرچند علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در گفتوگو با خبرگزاریها گفته بود که افغانستان بهتنهایی نمیتواند پروندهی «مینیاتور کمالالدین بهزاد» را ثبت جهانی کند و نام ایران را نادیده بگیرد، اما دستدرازی همسایگان ما در سالها و دهههای گذشته به میراث فرهنگی و تاریخی ایران و ثبت آنها به نام خود، سببساز نگرانیهایی شده است. اینکه کشور همسایهای یکی از نامیترین چهرههای هنری ایران (استاد بهزاد) را به نام خود ثبت کند، البته سبب رنجش و خُردهگیریهای بسیار است.
ایزدی همچنین در گفتوگوی خود اشاره کرده بود که: «افغانستان میتواند ذیل پروندهی ما (:نقاشی ایرانی) بگویند این سبک و سیاق در افغانستان هم رواج دارد. اما آنچه متعلق به ایران است، بهزاد با آن شکل و شمایل و ویژگیها، بدون نام ایران نمیتواند ثبت شود». با این همه، باید دانست کمالالدین بهزاد چه جایگاهی در هنر نگارگری ایران دارد و آثار او اکنون در کجا و کدام دیرینکدهها نگهداری میشود؟
گوشههای از زندگی استاد کمالالدین بهزاد
استاد کمالالدین بهزاد، نقاش بزرگ ایرانی در سدههای نهم و دهم مهی، در دربار تیموریان و سپس صفویان شُکوهی بیمانند داشت و همگان ستایشگر هنر والای او بودند. او در نقاشی مینیاتور، نوآور و دارای سَبکی یگانه بود.
سال دقیق زادروز استاد بهزاد بهدرستی دانسته نیست. تنها میتوان گفت که در میانهی سالهای 855 تا 865 مهی در شهر هرات (که تا روزگار قاجار همواره شهری ایرانی بوده است) زاده شد. هنر او نخستین بار در نزد امیر علیشیر نوایی، وزیر شاعر و سخنور و نویسندهی دربار تیموریان، شناخته شد و آوازهی سزاوار یافت. استاد بهزاد در دربار سلطان حسین بایقرا تیموری (842- 911 مهی) در شهر هرات که چندگاهی پایتخت سلطان تیموری بود، نیز جایگاهی بلند و درخور احترام داشت. در آن زمان نخبگان هنرمند بسیاری در دربار سلطان حسین گِرد آمده بودند. بهزاد در آغاز در نزد استاد میرک، نگارگر بزرگ ایرانی، شاگردی کرد و رازهای هنر تذهیب را آموخت. اما این شاگردی دیری نپایید و کمالالدین بهزاد در بیست سالگی به جایگاه استادی رسید. نبوغ و استعداد او در هنر چنان بود که همگان را خیره و شگفتزده میساخت.
استاد بهزاد در میانهی سالهای 886 تا 893 مهی شیوهای نو در نگارگری پدید آورد و در سالهای 894 تا 916 مهی مهمترین آثار خود را در شیوهی نوآوارنهاش آفرید. اما با برافتادن تیموریان، استاد بهزاد رَخت سفر بربست و راهی تبریز شد و در نزد هنرورزان نامدار آن شهر سکنا گزید.
سالهای پایانی زندگی استاد بهزاد در شهر تبریز و در نزد شهریاران صفوی سپری شد. او در سال 928 مهی سرپرست کارگاه دستنویسهای شاه اسماعیل صفوی شد. در زمان شاهتهماسب نیز در نزد شهریار صفوی به کار خود ادامه داد و مدیر کتابخانهی سلطنتی بود. تولید دستنویسهای تذهیبکاری شده و نگارهدار بر دوش او بود و کتابداران، خوشنویسان، نقاشان، تذهیبکاران، حاشیهنگاران، زراندودکاران، زرکوبان و لاجوردشویان در نزد او هنرآفرینی میکردند.
سرانجام استاد کمالالدین بهزاد در سال 942 مهی درگذشت، اما این که در کدام شهر درگذشته است؟ دو بازگفت هست. برخی نوشتهاند که او در هرات درگذشت (که این بازگفتی ضعیف و کموبیش نادرست است) و برخی گفتهاند که در تبریز درگذشت و او را در کنار آرامگاه کمالالدین خجندی، سخنور سدهی هشتم، به خاک سپردند. آرامگاه آن دو در تبریز به نام «دو کمال» شناخته میشود.
هنر بیمانند استاد بهزاد
اوج هنر نوآورانهی استاد بهزاد در نگارگری دو دستنویس «بوستان سعدی» و «خمسهی نظامی» نمایانگر است. این دو دستنویس برای کتابخانهی سلطان حسین بایقرا نوشته و نگارگری شدهاند.
بهزاد بیش از هنرمندان روزگار خود به دنیای پیرامونش توجه داشت. نگارههای انسانی و گیاهی و صخرهها و حیواناتی که او کشیده است، سرشار از حرکت و جُنبوجوش است. این، از ویژگیهای نگارگری اوست. بهزاد به رنگ چهرهها، مهرازی و رفتارهای انسانی در نگارههایش توجهی باریکبینانه داشته است. درختان و گلبوتهها نیز زنده و شاداب بهگمان میرسند. بخشبندی فضاهای نگارههای او درخور نگرش بسیار است و در ترکیببندی و فُرم چیره دست و یگانه بوده است.
از دید دکتر قمر آریان که پژوهش ارجداری دربارهی کمالالدین بهزاد انجام داده است، «مجموعه آثار بهزاد دربردارندهی درونمایهی رزمی و حماسی است، هم متضمن معانی بزمی و عشقی و هم بیان حرکات و احوال و اطوار اشخاص است و در هر دو شیوه استاد است. در جزییات آثار او نشانههای تمایل به گونهای رئالیسم (واقعگرایی) آشکار است. او بهویژه سعی دارد حوادث مورد نظر در قیافهها – با وجود کوچکی و ریزی آنها – و در حرکات نشان دهد و حتا حرکات حیوانات را به دقت ملاحظه و رعایت میکند».
اثرگذاری استاد بهزاد تنها در ایران نبود، او بر هنرمندان آسیای میانه و عثمانی (ترکیهی امروزی) نیز تاثیری ماندگار گذاشت و شاگردانی چون شیخزاده و میرمصّور پرورش داد. اما از میان شاگردان او، قاسمعلی آوازهی بیشتری یافت و به درجهای بزرگ در هنر نگارگری ایرانی دست یافت.
هر چند استاد بهزاد در مکتب هنری هرات (شهری ایرانی) پرورش یافت، اما توانایی شگرف او در ترکیببندی و هماهنگی رنگها در نقاشی ایرانی و در تبریز شکل گرفت. او پیکرههای بیحالت و یکنواخت پیشین را به حرکت واداشت و برای هر پیکره جایی مناسب در نظر گرفت و روشهای هندسی ساختمان ترکیببندی را بهکار بُرد. از یاد نبریم که شهر هرات در زمان شاهاسماعیل و شاهتهماسب صفوی مرکز اصلی کتابتنگاری صفویان بود. استاد بهزاد در تبریز نیز همان مکتب را با نوآوریهایی افزونتر ادامه داد.
آثار استاد بهزاد در دیرینکدههای جهان
دستنویسی که استاد بهزاد با نگارگریهای چیرهدستانهاش از خمسهی نظامی به دست داده است، اکنون در موزهی بریتانیا نگهداری میشود. همچنین جای نگهداری نگارگریهای استاد از بوستان سعدی، اکنون در کتابخانهی قاهره (در کشور مصر) است. در موزهی کاخ گلستان نیز اثری به نام «مُرقع گلشن» نگهداری میشود که نگارههایی از استاد بهزاد را در خود جای داده است. در کتابخانهی ملی انگلیس نیز اثری بینهایت زیبا به نام «قصر خورنق» از استاد کمالالدینبهزاد نگهداری میشود. در شهر منچستر (در انگلیس) و نیز در دیرینکدهی کویت نیز آثار استاد بهزاد یافتنی است. خمسهی امیر علیشیر نیز که آثاری از نگارگری استاد بهزاد را در خود دارد، در کتابخانهی بودلیان (انگلستان) نگهداری میشود. در دیرینکدهی متروپولیتن نیویورک (در آمریکا) برگی از دیوان حافظ هست که اثری از نگارگری استاد بهزاد بر روی آن کشیده شده است. دو اثر به نامهای «پیرمرد و جوان» و «شتر و صاحبش» در دیرینکدهی هنر فریر (در لسآنجلس آمریکا) که هر دو اثر استاد بهزاد است، دیده میشود. در دیگر دیرینکدههای جهان و نیز موزههای خصوصی آثار از هنر والا و چیرهدستانهی استاد کمالالدین بهزاد به چشم میخورد.
به هر روی، نام استاد کمالالدین بهزاد و هنر نگارگری او چنان با هنر ایران گره خورده است که این دو را از هم نمیتوان جدا کرد. ثبت جهانی هنر بهزاد جز با نام ایران البته کاری ناشدنی و نارواست.
یارینامه: کتاب «کمالالدینبهزاد»، نوشتهی دکتر قمر آریان، انتشارات هیرمند، 1382 / جستار «کمالالدین بهزاد و مکاتب نگارگری ایرانی» نوشتهی مژگان کاووسی، مجلهی پژوهش در هنر و علوم انسانی، اردیبهشت 1397، شمارهی 9.
