پنجاهوچهارمین همایش میانفصلی خردسرای فردوسی با موضوع «آبانگان و مسئله آب» آدینه 23 آبانماه 1404 خورشیدی، در تالار همدم، وابسته به سازمان نیکوکاری همدم، با باشندگی استادان برجستهای مانند دکتر محمدجعفر یاحقی، دکتر فرزانه بهار و مهندس مهدی علایی برگزار شد. همچنین آقای شمقدری، معاون محترم سیاسی امنیتی استانداری خراسان رضوی و آقای رضادوست، مشاور استاندار به عنوان مهمانان ویژه حضور داشتند.
آغازگر همایش، سخنان زیبا و دلنشین دکتر یاحقی بود که در آن به مساله تأثیر«زن» و ایزدبانوان در فرهنگ ایران و جهان به عنوان نمادی از صلح، مهرورزی، باروری و آرامش – که استوره این متن، آناهیتا ایزدبانوی آب است – پرداخت و در مقابل نیز به نقش جنگاور «مرد» با استورۀ بهرام که همواره شمشیر در دست دارد اشاره کرد: «این الهگان هستند که فرهنگ درخشان ما را میسازند: الهه آب، الهه مهر، الهه نور و عشق که همگی زنانه اند و من شرمندهام که مردان همواره جنگیدند»! که با تشویق باشندگان روبهرو شد. زندهیاد باستانی پاریزی در کتابی تمامی آبها و چشمههای سراسر کشور را شناسایی کرده و همه را به الهه آب نسبت داده است.
وی به طور ضمنی فرهنگ مردسالار که از گذشته برایمان مانده است را مورد نقد قرار داده و نکوهش کرد چرا که بیشتر بار زحمات کار خانگی و حتا بیرون از خانه گاهی بر دوش زنان جامعه ما بوده که شوربختانه از آن غفلت شده است. بلکه ما مدیون الهگان و زنان همیشه هستیم، چون عشق، مهر و دوستی و لطافت را ترویج کردهاند و در نتیجه آب که نماد «روشنایی» است به دست ایزدبانویی برای نگهبانی سپرده شده است.
دکتر یاحقی بنا به گفته بسیاری پژوهشگران گفت: «آنها باور دارند که از نظر جغرافیایی نصف النهار مبدا باید در منطقه سیستان قرار میگرفت چرا که نقطه اعتدال جهانی آنجاست زیرا به محض اینکه آفتاب به موازات آنجا میرسد تمام نیمکره شمالی روشن است و زندگیبخش.»
او به سیستم آب لولهکشی در 6 یا 5 هزارسال گذشته در شهر سوخته اشاره کرد که نمودی از فرهنگ والا و درک بیش از حد پیشینیان ما در مدیریت مصرف آب است و اما امروز ما چه کردیم که با این حجم از مدیریت ناکارآمد در آب روبهرو هستیم و باید شرمنده نیاکان فرهیخته خود باشیم. آنها که توانستهاند در این منطقه تمدنی به این بزرگی ایجاد کنند ولی ما وارثان خوبی برای آنها نبودیم؛ چرا که راه را اشتباه پیمودیم و با سرمایهگذاریهای غلط به بیراهه رفتیم که نیاکان ما، ما را نخواهند بخشید. «ما بحران آب نداریم بلکه بحران بیآبرویی داریم». ایشان بود.
در ادامه همایش، دکتر فرزانه بهار، پزشک ایراندوست و پژوهشگر تاریخ ایران باستان به سخنرانی در مورد ریشهیابی ایزدبانو آناهیتا و مقایسه این استوره در دیگر فرهنگهای خاورمیانه از دوران زرتشتی باستان تا دوره کنونی در هندوستان پرداخت.
آغازگر سخنان ایشان، نیایش مشهور پادشاه هخامنشی داریوش بزرگ بود: «خداوندا کشورم را از دروغ، خشکسالی و دشمن محفوظ بدار». او به چهار آخشیج (:عنصر) از دیدگاه ایرانیان باستان که مظهر پاکی و پاک کنندگی بودند اشاره کرد: آب، خاک، باد و آتش؛ که این عناصر هر کدام دارای یک ایزد موکّل بودند. آتش و هوا عناصر مردانه بودند و آب و خاک دارای ایزدبانو بودند. افزون بر این افراد بسیاری ایزدبانو آناهیتا را الهه رودخانه آمودریا (جیحون) میدانند که بعدها ارتقای مقام یافت و تبدیل شد به ایزدبانوی آبها. آنچه امروز از این ایزدبانو برجای مانده سردیس و دستی برنزی که از فلات آناتولی (ارمنستان شرقی) به دست آمده و اکنون در موزه بریتانیا است .
او به روایت نبردهای ایران و توران اشاره کرد: «افراسیاب دستور ویرانی تمام نهرها و کاریزهای ایران را صادر کرد و پس از پایان جنگ، نوه منوچهر که نامش زو بود دستور لایروبی نهرها و کاریزها را صادر کرد و سپس آب در کاریزها جاری میشود. در پی جاری شدن آب، ایرانیان این رویداد را جشن میگیرند و سپس نامش را آبانگان میگذارند». بنابراین هرجا آب جاری بود در کنارش پرستشگاه یا نیایشگاهی میساختند. وی افزود: نام آناهیتا که از دو بخش ساخته شده به چم پاک و بیآلایش است همچنانکه آب را به عنوان پاکترین و ناب ترین عنصر ستایش میکنیم. در اوستا نام او به شکل «اَرِدویسوره آناهیتا» آمده که به چم «رود پاک نیرومند» است. اردوی نام رودخانه مهمی در اوستا بوده که امروزه دقیقا نمیدانیم کجاست. بخش بزرگی از اوستا «آبان یشت» است که به طور ویژه به آناهیتا پرداخته است. نکته جالب اینجاست که این ایزدبانو تنها ایزدی است که در اوستا با تمامی جزییات توصیف شده است: «اندام، زیورآلات و پوشش وی». (بانویی جوان، خوش اندام، زیباروی و بازوانی سپید که به خوش فُرمی بازوان یک اسب است با کمری باریک با کمربندی پهن و طوق زرین بر گردن، گوشوارهای چهارگوش و تاجی هشت پر با صد ستاره درخشان بر سر، کفشهایی درخشان بر پا و بالاپوشی زرین و پرچین وشکن از سیصد پوست سگ آبی).
در اوستا وی سوار بر گردونهای با چهار اسب تیزپای سپید از یک نژاد که وی را در آسمان میکِشَند توصیف شده و هر یک از این اسبهای سپید، باران، برف، ژاله و تگرگ بر زمین فرومیریزند. آناهیتا مالک هزار دریاچه و رود است؛ هریک از این دریاچهها و رودها به درازای چهل روز راه مرد چابکسوار تندتاز است. در کرانه هر یک از این رودها و دریاچهها یک کاخ خوشساخت با یکصد پنجره درخشان و یکصد ستون خوشتراش برای او برپا شده که این کاخ بر روی هزار پایه استوار است. در هر یک از این کاخها بستری زیبا با بالشهای خوش بو و نرم گسترده است. در چنین جایی اردویسوره آناهیتا از بلندای هزاران آدمی فرومیریزد. بغ بانو آناهیتا وظایف دیگری نیز بر دوش دارد: برای دختران همسر مییابد و نطفه مردان و رَحِم زنان را پاک میکند، سبب باروری میشود، زایمان را آسان و شیر مادران را پاک و زیاد کرده و فرزندان بسیار میبخشد، گلهها و رمهها را نیز زیاد میکند و به طور کلی سبب برکت و افزایش ثروت میشود. به پهلوانان و جنگآوران ایرانی برای پاسداری از ایران و چیرگی بر دشمن یاری میرساند.
نکته جالب توجه این است که آبانیشت سراسر حماسی است؛ یشتی است که تمام پهلوانان ایران برای پیروزی بر دشمنان ایران و پیشگیری از ورود آنان به ایران، به درگاه آناهیتا قربانی میکنند و تقاضای پیروزی دارند و آناهیتا خواست آنها را اجابت میکند. میتوان به هوشنگ، جمشید، فریدون، گرشاسپ، کیکاووس، سپهبد توس، جاماسپ و رستم اشاره کرد که دغدغه پاسداری از ایران و نبرد و جانفشانی در راه میهن را دارند. پس آناهیتا دعای آنها را اجابت کرده و سبب پیروزی آنها در کارزار میشود. اما تنی چند از دشمنان ایران مانند افراسیاب، آژیدهاک و دو تن دیگرهمزمان به قربانی برای آناهیتا میپردازند و از او میخواهند که به ایشان یاری رساند ولی آناهیتا نیت شوم آنها را میداند و طرفدار ایران و ایرانی است و چون در ایرانویج جای دارد خواسته آنها را اجابت نمیکند. این بخش یکی از میهنپرستانه ترین یشتهای اوستا است که شاید بتوان گفت روح شاهنامه در آن جاری است و یا وارون این موضوع.
بانو بهار به یک قیاس باستانی تاریخی که داستان گشودن دریا توسط حضرت موسی (ع) است نیز پرداخت: «داستان موسی را فراموش کنید. این درواقع همان معجزه آناهیتاست که در کرده آبانیشت بدین صورت آمده : یکی از پهلوانان ایران به نام گُستهم در کنار رودی بزرگ از آناهیتا میخواهد که راهی را برای او از میان آن رود بگشاید که بتواند سپاهیان ایران را عبور داده و دشمنان ایران را منکوب نماید. آناهیتا خواسته او را برآورده کرده و سپاه ایران از میان رود گذر میکند. بنابراین معجزه حضرت موسی از این مطلب الهام گرفته شده است.»
از نوشتههای زیبای اوستا میتوان به این بخش اشاره نمود :
به سرچشمه آب درود میفرستیم ….
به کوههایی که از فراز آنها آب جاری میشود درود میفرستیم…
بر گذرگاههای آب درود میفرستیم …
به دریا، دریاچهها و استخرها درود میفرستیم …
این سخنان نشان از روح والای اوستاست که به هر منبع آبی به دیده ستایش نگریسته و خداوند را نیایش میکنند. در ادامه، وی به مقایسه آناهیتا در فرهنگهای دیگر شرقی مانند ایزدبانو سَرَسواتی در هندوستان نیز پرداخت که با چهار دست و یک ساز تصویر شده است. هندوان ترکیب شیر و کَره را به عنوان ستایش رودخانه در آب میریزند همانگونه که زرتشتیان ایران ترکیب آبزور را چنین میکنند. همواره یکی از مهمترین مراسم سنتی و آیینی هندوستان در کنار رود گنگ که برای هندوان مقدس است برگزار میشود که ایزدبانوی آن «گنگا» نام دارد. هندوان نیز بر این باورند که غسل کردن در رودخانه گنگ تمامی گناهانشان را پاک میکند.
آناهیتا با سه حیوان در ارتباط است؛ گاو، شیر و سگ آبی. شیر به عنوان نگهبان معابد آناهیتا تصویر شده است و کهنترین اثری که از شیر و خورشید موجود است از فلات آناتولی به دست آمده که اردشیر دوم هخامنشی را نشان میدهد که آناهیتا بر روی شیری نشسته و خورشید پرتوافشانی میکند که این کهنترین نماد شیروخورشید و ایزدبانو آناهیتا دانسته شده است. در ضمن شیر سنگی همدان نیز در گذشته مورد ستایش مردمان بوده و برای او نذر و نیاز میکردهاند. در ایران فرهنگی قدیم همتای آناهیتا ایزدبانو نانا که همیشه سوار بر شیر بوده شناسایی شده است. نانا را مردم شرقی میپرستیدند؛ مردم مناطق باکتریا، سُغد، خوارزم و کوشانیها.
اما در مورد سگ آبی؛ یکی از مهمترین جانوران در اوستاست که بیشترین و بزرگترین مجازات در اوستا برای کشتن و از بین بردن این حیوان مطرح شده است. حدود 4 برگ از وندیداد به این مجازاتها پرداخته است. اما دلیل سپندینگی (:تقدس) این حیوان چیست؟
پس از پژوهشهای طولانی دریافتم که این حیوان آبخیزداری انجام میدهد؛ هر جایی که چشمهها و مراتع خشک میشوند به دلیل از بین رفتن همین حیوان است. سگ آبی بر روی رودخانهها سدسازی میکند و با این سدسازی سبب زنده کردن رودخانهها و سفرههای زیرزمینی میشود. به طوری که امروزه در مناطق خشکیده کشور آمریکا این حیوان را یافته و پرورش داده و پس از مدتی سگهای آبی با لانهسازی و کارهای ویژهای که انجام میدهند سبب زنده شدن آن مناطق خشک میشوند. سگ آبی دارای نامهای گوناگونی است که در پهلوی به آن بَبَر و قندوز میگویند. دلیل دیگر اهمیت این حیوان، جُندِبیدَستر است؛ یک جفت غده جنسی در دو سوی مقعد این حیوان قرار دارد که دارای خواص پزشکی و دارویی زیادی است. بنابراین دو عامل نابودی این حیوان یکی پوست بسیار زیبا، شفاف و درخشان اوست و دیگری همین غده جنسی او.
شوربختانه نسل این حیوان به دلیل کشتار بیوقفه در ایران از بین رفته یا دست کم تاکنون مشاهده نشده است.
بانو بهار افزود : چشمهای به نام آناهیتا در کرمانشاه یافته شده است که در پای آن چشمه مردم هنوز برای اجابت خواستههایشان دخیل میبندند. وی در ادامه به معابد مهم، بزرگ و باشکوه کنگاور، بیشاپور، شوش و همدان پرداخت و گفت: اما نکته درخور توجه این است که همارز آنچه در زمین است در آسمان نیز موجود است و از این رو همتای آناهیتا در آسمان سیاره زهره است.
پایانبخش سخنان بانو بهار نیایشی از اوستا در باب گرامیداشت آب است:
آب از آنِ بداندیش مباد ….
آب از آنِ بدگفتار مباد …
آب از آنِ بدکردار مباد …
آب از آنِ بددین، دوستآزار، مغآزار، همسایهآزار و خانوادهآزار مباد …
در میانه همایش، گروه سرود «دختران همدم» با سرپرستی بانو دکتر حجّت، آقای سپاهی لایین و با مربیگری دکتر امین خَمَّر هنرنمایی کردند و خوانش سرود ملّی ای ایران را اجرا کردند. استاد خمّر نیز به معرفی یکی از نوابغ موسیقی خراسان که این گروه را همراهی میکرد، پرداخت: مهدی بنیادی که دارای معلولیت است کارگاه ساخت سازهای سنتی مانند کمانچه دارد و با وجود شرایط خاص خود، بسیار توانمند است؛ او سازی با سیصدوسی و دو
ترکه و سپس سازی با هزاروهشتصد و چهل و دو ترکه ساخته که در رکورد گینس ثبت شده است. نامی که وی برای سازش گذاشته «تارکمان» است و در حال ثبت است که ترکیبی از سه ساز دو تار، ویولن و تار است.
مجری برنامه بانو دکتر مرسده اسلامی به نکته جالبی در مورد پدیده خشکسالی اشاره کرد: «در اساتیر ایران پدیده خشکسالی صرفا نه یک پدیده اقلیمی بلکه نتیجه کنش مردمان و حاکمان بوده است که پدیدهای اجتماعی در نظر گرفته میشده است … باید به نوشتهای در تاریخ بلعمی اشاره کنم بدین مضمون: پس از منوچهر، افراسیاب مَلِک تُرک بیامد و مُلک بگرفت و شهرها همه خراب کرد و آبها همه خشک شد. پنج سال بِبود و قحط بر ایشان افتاد و آن قحط دوازده سال بمانْد. پس آن زوِ طهماسب بیرون آمد و حرب کرد و او افراسیاب را از زمین ایران بیرون کردند و بازِ ترکستان بردند و آن روز آبانماه بود و آبانروز. و این زو بایستاد و آبادانی کرد و جویهای آب بگشاد و مردمان را کشت و برز فرمود کردند و هفت سال خراج از مردمان برگرفت». به نام تاریخ که ما را داوری خواهد کرد …
در ادامه، مهندس مهدی علایی رییس پیشین کمیسیون آب و محیط زیست اتاق بازرگانی خراسانی رضوی برای سخنرانی به جایگاه آمد.
وی نخست از پیشینه تاریخی پر فرازونشیب ایران سخنرانی کرد که همه دشمنان در مقابل این ققنوس پیر خونین منکوب شدند. همچنانکه اسکندر پس از پیروزی بر ایران، فرهنگ ایران را پذیرفت و از پوشش ایرانی استفاده کرد و افزود: «داستان آب» یکی داستانی است پر آب چشم. در آغاز تاریخ ما متوجه خردمندی، هوشمندی و دانایی نیاکان خود در مدیریت آب میشویم. در هیچ منبع آبی کهن ما رد پایی از خرافات، نادانی و بیخردی نیست. بسیار شرمندهایم که نیاکان کهنمان را چون فاقد تحصیلات آکادمیک (به شکل امروزی) بودند در بسیاری از جاها زیر سوال میبریم و بر خلاف آن گمان میکنیم چون به دانشگاه و فرنگ رفتهایم صاحب کمالات گشتهایم!
مهندس علایی با دلیری مثالزدنی، نخست با تمجید از دانشگاهیان و متولیان مسوول و متعهد، سیاستگزاریهای ناکارآمد در سدسازیهای بیمورد و ندانمکاریهایی که شاید صرفا بوی پول میداد را به باد تند انتقاد گرفت و یادآور شد: ایران در کمربند خشک شمالی کره زمین قرار گرفته است؛ دارای دو شاخص است که شوربختانه همیشه شاخصه دوماش در مساله آب نادیده گرفته شده است. یکی میانگین بارش ایران بوده که تقریبا کمتر از یک سوم میانگین بارش جهانی است و دوم اینکه میانگین تبخیر و تعرق در ایران سه برابر میانگین جهانی است؛ بنابراین ما نسبت به میانگین جهانی 9 برابر کمتر آب خواهیم داشت و شوربختانه بارش و دما در ایران ثابت نیست. ما هیچگاه در مدیریت آب این عوامل را مدنظر قرار ندادیم در صورتی که نیاکان ما آن را لحاظ میکردهاند.
وی در ادامه یک روایت مهم در مورد ایمان ناب نیاکان ما به خداوند را مطرح کرد: آیا میدانید چرا پوشاک مقنیها کرباس سپید بیدکمه است؟ پاسخش این است که اگر در کاریز به رحمت خدا رفتند دیگر نیازی به بیرون آوردن کالبد آنها نیست و باور داشتند که هر کسی که در دل زمین کاریزی بنا کند و آب را به سطح زمین بیاورد بزرگترین نیایش و پرستش خدا را انجام داده است و اگر در هنگام کار درگذشته شود به بهشت خواهد رفت. خب این روایات بیانگر زیست انساندوستانه نیاکان ماست که نه در کشتار دست داشتند و عملیات انتحاری میکردند؛ بلکه برای روشنایی تلاش میکردند و چه سرمایه کهن اجتماعی داشتند. حفاری کاریز قصبه گناباد چیزی حدود 800 سال زمان برده است؛ کجاست آن سرمایۀ اجتماعی؟
مهندس علایی سپس به نکات فنی شگفتآور حفاری در سدههای گذشته پرداخت و گفت: ما از ده هزار سال پیش تا سال یکهزار وسیصد و بیستوپنج مدلی از مدیریت آب داشتیم که سه رکن (: پایه) داشت؛ نخست اینکه مردم مالک آب بودند، (کارل مارکس در کتاب کاپیتالیسم مدعی میشود که ریشه استبدادهای شرقی برآمده از مدیریت آب و زمین است)، باید گفت در تمدن و فرهنگ کاریزی چنین ادعایی هیچ صحت ندارد که در رد این ادعا دکتر محمدحسین پاپلی یزدی و خانم دکتر وثوق در کتاب وزین خود به نام فرهنگ و تمدن کاریزی به صورت مستند خط بطلانی بر این ادعای مارکس کشیدهاند؛ کمتر کاریزی موجود است که متعلق به یک شخص یا یک حاکم باشد. زیرا کاریزی که هفتصد یا هشتصد سال کندن آن به درازا بیانجامد کدام حاکم حاضر است روی آن سرمایهگذاری کند؟ درازای کاریزهای ایران سیصدوهشتادهزار کیلومتر است برابر با ده برابر قطر زمین از خط استوا! این باورنکردنی است ولی حقیقت دارد. بنابراین، آب بزرگترین سرمایه اجتماعی ایرانیان بوده است و نیز موقعیت مکانی خانه مالکان آب را هم تعریف میکرده است که هرچه میزان آب کمتر میشده جایگاهش نسبت به خانه نخست فاصله میگرفته است.
رکن دوم؛ مردمی که با این دشواری به آب میرسیدند با جان و دل آن را مدیریت میکردند پس باز هم مردم مالک آب بودند. این «گمشده»ی بزرگ تاریخ ماست. من در سیوپنج سال خدمتم به هیچ مسوولی نتوانستم این حقیقت را بقبولانم که باید مردم را در مدیریت آب سهیم کنند و در آخر هم نپذیرفتند. چرا که اگر مردم را مشارکت ندهید هیچ دولتی توان مدیریت آب را نخواهد داشت. حتی کُره شمالی و نیز هیچ ملتی هم بدون دولت توان مدیریت آب را نخواهد داشت.
رکن سوم نیز بازار آب است. این سه عامل ایران را ده هزار سال زنده نگه داشت. البته یادمان باشد که ما سختیهای بسیاری دیدیم همچنانکه در چهارهزار سال پیش چنان خشکسالی پدید آمد که به روایتی ایرانیان ایران را رها کردند و به منطقه سیبری پناه بردند و بازگشتند. شهر سوخته یادگار آن تمدن کهن است و در سال چهارصدویک هجری چنان خشکسالی پدیدار شد که اوتبی نماینده محمود غزنوی در نیشابور در کتاب تاریخ یمینی به سلطان محمود اعلام میکند :«چنان اوضاع سخت شده که مادر فرزند میخورَد» … و در هزار و دویست و نودوهفت واپسین خشکسالی بزرگ ایران چنین اتفاقی افتاده است به طوری که در مشهد و اصفهان انسانخواری روی داده است …
وی با تمجید از برنامه نخست توسعه ایران در زمان پهلوی و دوره قوامالسلطنه مبنی بر پرهیز از «سیاسی کردن آب» به سیاسیون تاخت. در برنامه نخست توسعه که بیست و پنج تن از افراد کارآزموده آمریکایی به ایران دعوت شده بودند، آنها برنامهای تدوین کردند مبنی بر اینکه باید محور پیشرفت و گسترش ایران بر مبنای کشاورزی آبمحور باشد که سندش موجود است والبته این برنامهای اشتباه بود و اجرا نشد. برنامه دوم مصادف شد با کودتای سال هزاروسیصد و سیودو و آن هم عقیم ماند. برنامه سوم اما اجرا شد. این برنامه در راستای مبارزه با کمونیسم بود که پیشنهاد کرده بود باید جمعیت روستایی کاهش یابد که البته مختص ایران نبود و ترس آمریکا از گسترش کمونیسم این برنامه را در زمان رییس جمهور وقت ترومن به صورت بسته پیشنهادی ارائه داد که البته در ایران آن را با نام اصلاحات ارضی میشناسیم.
دوم ملی شدن جنگلها و سوم ملی شدن آبها. البته آب و جنگل ملی بود اما دولتی شدند؛ یعنی نهادهای مدنی را که هزاران سال آب را به درستی و پاکی و پایدار مدیریت کردند از میدان خارج کردیم و شوربختانه بسیاری از استاندارانی که بر سر کار آمدند به این مساله باور نداشتند که سفرههای زیرزمینی روزی تمام خواهد شد. پس میبینیم که دشتهای ما همه ورشکسته شدند. دشت مشهد با پهنای سه هزار متر مساحت جایی برای حفر چاه ندارد. سه سد ساخته شده یکی پیش از انقلاب و دو سد پس از انقلاب کاملا بی ربط و غیرضروری هستند. سدهای خراسان به نامهای «دوستی، کارده، طُرُق و اَرداک» امروز خالیاند و پایان عمرشان را میگذرانند و برآیند آن نشست کردن زمین است که این پدیده دیروز، امروز و فردای ما را در خاک خواهد کرد. من باور سالهاست باور داشتم که بزرگترین تهدید امنیتی ایران، تهدید آبهاست.
همچنانکه امروزه میبینیم در دشت نیشابور نود کیلومتر زمین شکاف خورده به عرض پنج تا ده متر و در محدوده بلوار شاهنامه در مشهد، زمین دستکم پنجاه متر نشست کرده است. فرونشست به پل قائم، بیمارستان رضوی و فرودگاه مشهد رسیده است اما بازهم حاضر نیستیم بپذیریم ! حال چه کنیم ؟ آیا هنوز میتوانیم ایران را نجات دهیم؟

مجری همایش؛ بانو دکتر مرسده اسلامی

دکتر محمدجعفر یاحقی

از چپ : آقای رضادوست مشاور استاندار خراسان رضوی، آقای شمقدری معاون سیاسی امنیتی استانداری و دکتر یاحقی

بانو دکتر فرزانه بهار

گروه سرود دختران همدم

مهدی بنیادی؛ سازنده ساز تارکمان 
استاد خمّر در حال معرفی ساز تارکمان


همخوانی با سرود ملی ای ایران

مهندس مهدی علایی 
فرتور از شرمین نصیری است.
6744

3 پاسخ
درود و سپاس
رودها !!
کاریزها…
نویسنده ارجمندی که به جای واژه ی بیگانه یِ ( معنی، معنا ) از واژه یِ ایرانی (چَم) استفاده کرده ای،چرا بجای واژه ی زیبای رود و رودخانه از (نهر) استفاده میکنی؟ ما در جایی که ناگزیر و ناچار باشیم باید از وام واژه ها بهره گیری کنیم وقتی که واژه های زیبا و رسای ایرانی و فارسی وجود دارند چرا واژه گان بیگانه؟
مطالب نگاشته شده بسیار غنی وبرخواسته از فطرت پاک انسانی است ولبریز از همزیستی جمعی است که با ارزش است درود بر بانیان وبرگزار کنندگان همایش راهتان مستدام نگهدارتان ایزد منان
درود آب بعنوان یکی
از
چهار عنصر اصلی در فرهنگ مردم گیلان زمین از جایگاه ویژه ای برخوردار است. جشن تیر ماسینزه که دو جوان از چشمه اب را کوزه میرزند وبه مکان جشن می اورند وبقیه ماجرا واز سویی افسانه اب لاکو واب در باور های بومی اگر از دست کسی بریزد روشنایی تعبیر میشود. مقاله ای تحت عنوان جایگاه اب در فرهنگ مردم گیلان در پرتال جامع علوم انسانی نمایه شده است.