بیگمان کمان و کمانوری پیشینهای بس کهنیک در ایرانزمین دارد. نوشتههای کتاب مینوی نیاکانی یعنی «اوستا» (دوستخواه 1370) تا به زرنوشتههای داریوش بزرگ در تخت جمشید (Kent 1953: 139) کمترین گواه این داستان است. باوجود این، نگارنده در اینجا به بررسی یادگارنوشتههای ارزشمند نیاکانی نخواهد پرداخت. این نوشته به برخی «نو پیکرههای هویتی-ملیتی» برپاشده در شهرها، مهمتر در شهر تهران میپردازد. سخن نگارنده، هدف برپاکنندگان هم نیست؛ سخن از «ناآگاهی ناآگاهانه» در «طراحی» این دست پیکرههای ملیتی است.
این کوتاهنوشته به پیکرههای (مجسمه) «کمانوران ملی» برپاشده در میدانهای شهرهای مختلف کشور میپردازد. بیگمان این دست پیکرهها چون پیکره آرش کمانور و مانند آن، بینیاز از توضیح در«دانشنامه هویت ملی» است. نیم نگاهی بدین پیکرهها، چون پیکره آرش (میدان ونک، نیاوران) و …گواه دانش و آگاهی ابتدایی سازندگان و ناخواسته، ناهمگونی با ساختار هنری ایرانی را بازتاب میدارد. طراحی آن درست رویاروی آرمان سازندگان قرار دارد.

پیکره منسوب به آرش کمانگیر در میدان ونک تهران
اگر دوره ساسانی را پایه قرار دهیم، که باید بدهیم، نمونه نگارههای فراوانی از کمانوران این روزگار به دست ما رسیده است. بیگمان، ساسانیان کاروانسالار تعریف «هویت ملی» با بهکارگیری و مرزنمایی «ایران» در برابر «انیران» هستند. آنجا که آنان اشکانیان میهنپرست را هم، به هر بهانه، انیرانی نگاریدهاند. درباره اثرپذیری ژرف هنر اشکانی از «هنر هلنی» بس گفته و نوشته شده و نیازی به بازگو نیست.
از یادگارهای زیبای کمانوران ساسانی، میتوان به نگاره معنادار تیراندازی خسرو دوم در تاقبستان (کرمانشاه) اشاره کرد. این نگاره در شیوهی کشش زه، بهویژه ساختار کمان، درازا و پهنای آن (که میتوان آن را با سخن استاد توس در داستان رستم و کاموس کشانی سنجید) بهترین نمونه برای «ساخت و طراحی هر نگارهای از کمان ایرانی» است. کافی بود تا برپاکنندگان این دست پیکرهها، بدین نگاره نگاهی افکنند.

نگاره شاه فرهمند ساسانی، خسرو دوم در تاق بستان (کرمانشاه)
افزونبر نگارهی بالا، شماری ارزشمند از یادگارهای زرین و سیمین ساسانی به دست ما رسیده است. این یادگارهای زرین از موزه ایران باستان (موزه ملی) تا به موزههای لوور، متروپلیتن، سنت پیترزبورگ، موزه بریتانیا … قابل فهم میآیند (و نگارههای آنها در دسترس است).

بزرگان/شاهان ساسانی با کمانهای با دو سر برگشته به سوی داخل
نیمنگاهی به سبک طراحی و ساخت کمان ساسانی از یک تفاوت پایه با کمان انیرانی فریاد دارد. دو سر کمان ساسانی هماره بهسوی داخل برگشته و کمان انیرانی چون رومی بهسوی بیرون چرخیده (هم چنین نک.کمان اشکانی بر روی برخی سکهها) است.

کمان رومی با دوسر برگشته به سوی بیرون
نگارنده در این یادداشت نمیخواهد از مزایای برتر کمان ایرانی سخن سر دهد اما موضوع اصلی، خطای کسانی است که ناخواسته کمان رومی را در دستان قهرمانان ملی ایرانزمین در میدانهای شهرهای گوناگون ایران قرار دادهاند؛ بخود بیاییم، دانش و خردورزی را آمیزه کار و دانشمندان را راهنمای خود کنیم. بیگمان بررسیهای کافی، رایزنی با دانشمندان به پیش از انجام، میتوانست از این فاجعه جلوگیری کند. برخی سازمانهای درهمتنیده با کران میراث فرهنگی نیز میتوانستند و میتوانند بدین کارها یاری دهند، اگر آنها نیز «روزمرگی و استفاده از افراد ناکارآمد» را کنار بگذارند.
منابع:
دوستخواه، جلیل. 1370. اوستا (کهن ترین سرودههای ایرانیان). تهران: مروارید.
.Kent, R. G. 1953. Old Persian (Grammar, Texts, Lexicon). New Haven
https://shop.minimuseum.com/en-de/blogs/specimens/roman-arrows-weapon-of-an-empire?
srsltid=AfmBOor_35MchGo8X4U4UzOrksf_pxRT2pFFG7f0DJPxqZRdd9mISfOm
* دکتر داریوش اکبرزاده، پژوهشگر برجسته تاریخ و فرهنگ ایران، زبانشناس و سکهشناس ساسانی
فرتور رسیده است.
6744

7 پاسخ
بسیار مفید ، نمیدانم چرا از قصههای کهن و اساطیری کشور برای ساخت فیلم ،سریال، یا انیمیشن به درستی استفاده نمیشه ، در گذشته نه چندان دور لااقل در قهوه خانه ها پرده خوانیهایی مثل رستم و سهراب ، انجام میشد که هم ایرانی با گذشته آشنا میشد و هم از آن دور نمیشد، در کشور های دیگر حتی در آمریکا اسطوره سازی دروغین انجام وبه بقیه دنیا غالب میشه اونوقت ما با این همه پهلوان واقعی و اسطوره ای غافلیم
درود و سپاس بیکران
برای اشاره به این مهم
شوربختانه در زمانه ای که دیگر کشورها برای الگو دادن به جوانان خویش از داستان های قهرمانان ایرانی فیلم و انیمیشن می سازند
در کهن دیار(ایران زمین) مورد بی توجهی قرار می گیرند
با سلام
احساس و برداشت تجربی خودم به عنوان یک ایرانی این هست که عدهای دوست ندارند ما تمدن ایرانیان را حفظ کنیم مخصوصا عده ای که عاشق تمدن غرب هستند….تمدن ما اصالت محور هست و تمدن غرب اصالت ستیز….اشاره از ما ….
سلام و عرض ادب
چرا بدون مطالعهی کافی دربارهی انواع کمانها اظهار نظر میکنید؟! کمانهای ایرانی از عصر هخامنشی تا روزگار خود ساسانیان ریکرو بودند. یعنی دو سرشون به بیرون مایل بوده. همون قسمتی که در عربی بهش میگفتن “سِیَّةُ القَوس”. در همین تصاویری هم که گذاشتید مایل بودنش به خارج کاملا واضحه. اون چیزی که ظاهرا مد نظر شماست و نتونستید بیانش کنید، فرورفتگی قبضه به داخل و همچنین قسمت انحنای “خانه” یا “خان”های کمان هست. به این میگن کمان “چهارخم” و از اونجایی که رومیها کمان مرکب رو از استپنشینان هون و آوار اقتباس کردند، نمیشه با قطعیت گفت کمان رومی چهارخم نبوده. برعکس در تمام آثار سینمایی با موضوع روم باستان، کمانهای تیراندازان چهارخم طراحی میشه که حاصل کار پژوهشگران معتبره. در این سنگنگارهی رومی هم که گذاشتید، وسط کمان کمی انحنا داره. بله، کمان آرش در این مجسمه اشتباهه ولی به این دلیل که کمانش تقریبا شبیه به کمانهای بسیط (self-bow) نظیر لانگ بوی انگلیسی و کمان عربی هست؛ نه کمان رومی که مرکب بوده (composite-bow).
ایراد بزرگتری که این اثر داره و بعد از چندین ماه که از این مجسمه دیدن کردم و دیدم که هنوز رفع نشده ، این بود که کمان آرش زه نداره، برام خیلی عجیب این بود که توی تمام عکسهایی که از این مجسمه دیدم ، همونطور بدون زه بودن . واقعا چرا؟؟
احسنت ، به نکته ی مهمی اشاره کردید 👍
جناب نویسنده این مقاله میگوید این مرغ همسایه است ک غاز بوده حتی اشکانیان هم از دید ایشان مشکل دارد واحتمالا هخامنشیان نیز همینطور ما ایرانی نا خودمان هستبم احتیاج ب هیچ دشمنی ندلریم