در دل تاریکیهای تاریخ، آنگاه که ستمگران بر خاک ایران تاخته و میخواستند هرآنچه را که نشان هویت ماست پاک کنند، گروهی از مردمان ساده اما با ایمان، شبها را به روز میکردند تا شعلهای را زنده نگه دارند که نمادی بود از روح پاک ایرانی.
این داستان نگهبانی از آتش سپند، داستان پایداری است؛ داستان ایستادگیای خاموش ولی ژرف.
آتشکده آذرگشسب: قلب تپنده ایران که نباید میایستاد
در روزگار ساسانیان، آتشکده آذرگشسب در آذربایجان نه تنها پرستشگاهی آیینی، بلکه نماد همبستگی دین و دولت و قلب تپنده ایران بود. این آتشکده به گروه جنگاوران و شاهان ویژه بود و حتا پادشاهان ساسانی برای تاجگذاری راه را تا این آتشکده پیاده میپیمودند. آتش سپند درون آن را «آتش ورهرام» مینامیدند – آتشی که باید همیشه میسوخت و هرگز خاموش نمیشد.
مارکوارت در کتاب «آذربایجان» مینویسد: سال ۶۲۴ میلادی، در تاختوتاز هراکلیوس امپراتور رومی، این دژ ویران شد. اما دلهره راستین، نه فروریختن دیوارها، که خاموش شدن آتش سپند بود. موبدان و هیربدان آتشکده با جان خود از آتش نگاهبانی کردند و آن را از میان ویرانهها رهانیدند.
سالها پس از آن، چون تازیان به آذربایجان تاختند، موبدان آتشکده آذرگشسب با سرداران پیروز پیمانی بستند. برپایهی این پیمان، موبدان باج (:مالیات) میپرداختند تا آتشکده ویران نشود. این نگاهبانان سپند، ۴۰۰ سال دیگر از آتشکده نگاهبانی کردند – با دادن هرآنچه داشتند، ولی هرگز سر فرود نیاوردند.
آنچه در بالا آمده است بخشی از نوشتاری است با عنوان «پایداری مردم در نگاهبانی آتش در درازای تاریخ»، که در تازهترین شماره امرداد چاپ شده است.
متن کامل این گزارش را در رویه سوم (مردم) شماره 508 امرداد بخوانید.
«امرداد» شمارهی 508 در روزنامهفروشیها و نمایندگیهای امرداد در دسترس خوانندگان خواهد بود.
خوانندگان میتوانند برای دسترسی به هفتهنامهی امرداد افزونبر نمایندگیها و روزنامهفروشیها از راههای زیر نیز بهره ببرند.
فروش اینترنتی فایل پیدیاف شمارهی 508 هفتهنامه امرداد
فروش اینترنتی نسخهی چاپی شمارهی 508 هفتهنامهی امرداد
اشتراک ایمیلی هفتهنامهی امرداد
