نقدی بر امرداد (بخش نخست)

خسرو بهدین1خسرو بهدین: سوت پایان اعتبار گردش ۴۵ انجمن زرتشتیان تهران، به هر تقدیر که بود، به صدا درآمد و دوران فترت آغاز گردید. گرچه آن‌طور که در خبرها خواندم، در این دوره فترت به ابتکار و تایید هیات رییسه انجمن، نشست‌های هیات مدیره ادامه می‌یابد و آرای هموندان هیات مدیره نیز در نظر گرفته می‌شود؛ ابتکاری جالب که امید است در دوران فترت‌های آینده نیز چنین تصمیمی اتخاذ شود.

با فرا رسیدن دوران فترت و در حالی که در جامعه زرتشتی تمامی چشم‌ها به کمیسیون ماده ده احزاب وزارت کشور دوخته شده است تا ببینند چه زمانی دود سفید از دودکش آن بیرون خواهد آمد و گردش ۴۶ انجمن آغاز به کار خواهد نمود، همچنان موضوع داغ جامعه زرتشتی این است که کدام‌یک از برگزیدگان گردش ۴۶ بر صندلی پرمسوولیت ریاست انجمن زرتشتیان تهران تکیه خواهد زد.

افشین نمیرانیان، فرنشین کنونی انجمن زرتشتیان تهران، در شهریور سال جاری و در حاشیه نشست خبری امرداد، در گفت‌وگویی خصوصی و دوستانه، با اشاره به نوشته‌های پیشین من ـ که بارها از عبارت «قدرت فرنشین انجمن زرتشتیان تهران» استفاده کرده بودم ـ یادآوری نمود که فرنشین انجمن بیش از آنکه قدرت داشته باشد، مسوولیت دارد. افشین نمیرانیان، که نه تنها خودش بلکه همه جامعه زرتشتی ایشان را «افشین» خطاب می‌کنند، یکی از شانس‌های اصلی ریاست گردش ۴۶ انجمن به شمار می‌آید.

از من آن‌قدر انتقاد شد که چرا در نوشته‌هایم به جایگاه اشخاص اشاره می‌کنم و نام افراد را نمی‌برم و این‌گونه خواننده گیج می‌شود؛ تصمیم گرفتم در این نوشته از نام اشخاص استفاده کنم. امیدوارم این بار به من تذکر ندهند که بهتر بود به سمت افراد اشاره می‌کردم و از بردن نام آن‌ها خودداری می‌نمودم.

همان‌طور که پیش‌تر نیز نوشته بودم، یکی دیگر از شانس‌های اصلی ریاست انجمن، پدرام سروش‌پور، برگزیده نخست انتخابات گردش ۴۶ است. بالاخره به هر بهانه‌ای که بود توانستم در نوشته‌ام به دوست خوبم پدرام اشاره نمایم.

برای نخستین بار، نوشته‌ای با عنوان «نقدی بر امرداد» در شماره ۷۷ هفته‌نامه امرداد به تاریخ هشتم مهر ۱۳۸۲ به قلم پرتوان موبد پدرام سروش‌پور درج گردید. در نوشته مذکور، پدرام در چهار محور به خبرها و نوشته‌های امرداد انتقاد دوستانه کرده بود و جالب آنکه دو نوشته از این چهار مطلب توسط من نگاشته شده بود.

اکنون، پس از گذشت بیش از دو دهه از درج نوشتار «نقدی بر امرداد» و در حالی که در انتخابات گردش ۴۶ انجمن زرتشتیان تهران، پدرام توانست عنوان برگزیده نخست زرتشتیان تهران را به دست بیاورد، و در سال‌های اخیر این افتخار را داشتم که دوستی‌ام با پدرام بیشتر و صمیمانه‌تر شود، همچنان بر درستی نوشته‌هایم اصرار دارم. اگر زمان به ۲۲ سال قبل بازگردد و یک بار دیگر برای تهیه خبر به پذیرشگاه مارکار یزد ـ که اکنون به پردیس مارکار یزد معروف است ـ بروم، با علم به اینکه روزبه‌روز بر محبوبیت پدرام در جامعه زرتشتی افزوده خواهد شد، باز هم همان جملات را خواهم نوشت.

تنها پشیمانم که آن زمان تلاشی اشتباه و البته ناموفق کردم تا از درج نقد پدرام جلوگیری نمایم، با این استدلال که نقد ایشان درست نیست. امیدوارم کارمای آن اقدام ناشایست، پس از گذشت بیش از دو دهه گریبانگیرم نشود و اکنون در مجموعه امرداد هیچ فردی برای ممانعت از درج نوشته‌ام تلاش نکند.

۲۲ سال پیش، وقتی نقد پدرام را خواندم، هرگز نمی‌توانستم تصور کنم که روزی خودم نیز قلم بردارم و نوشته‌ای با عنوان «نقدی بر امرداد» بنویسم.

هفته‌نامه امرداد از آغاز انتشار تاکنون راهی پرپیچ‌وخم پیموده است. این دوره پر دست‌انداز، که تمامی آن با دنده سنگین طی شده، را می‌توان به دو دوره تاحدودی متمایز تقسیم کرد؛ چراکه این نشریه دو مدیرمسوول با نگرش و دیدگاهی متفاوت داشته است.

جمشید کیومرثی، پایه‌گذار و نخستین مدیرمسوول هفته‌نامه امرداد، کسی است که همواره از او به‌عنوان یکی از نخبگان جامعه زرتشتی یاد می‌کنم؛ فردی با شهامتی بی‌همانند.

او جوان‌ترین هموند گردش ۳۷ انجمن زرتشتیان تهران بود که توانست به خزانه‌داری آن گردش برسد. شاید وی جوان‌ترین یا از جوان‌ترین هموندان هیات رییسه گردش‌های انجمن پس از انقلاب تاکنون باشد.

در اواخر گردش ۳۷ و در حالی که انتخابات گردش ۳۸ نزدیک بود، از جمشید به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی ریاست گردش ۳۸ انجمن زرتشتیان تهران یاد می‌شد؛ انتخاباتی که او هیچ‌گاه در آن شرکت نکرد. اما همزمان با اواخر گردش ۳۸ توانست هفته‌نامه امرداد را تاسیس کند.

بیش از سه سال از آغاز انتشار امرداد گذشت و انتخابات مجلس هفتم نزدیک بود. باز در جامعه زرتشتی از جمشید کیومرثی به‌عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس هفتم یاد می‌شد و حتی پیش از نام‌نویسی گفته می‌شد که نام جمشید کیومرثی از هم‌اکنون از صندوق شمارش آرای زرتشتیان کشور درآمده است؛ انتخاباتی که او هیچ‌گاه در آن نام‌نویسی نکرد.

با توجه به دیدگاه انجمنی جمشید، کاملاً مشخص بود که پیگیری و درج اخبار انجمن زرتشتیان تهران و همچنین گزارش جلسات هیات مدیره این انجمن از مهم‌ترین اهداف امرداد باشد. در آن زمان، امرداد توانست توجه عامه زرتشتیان ایران را بر روی انجمن زرتشتیان تهران، به‌عنوان مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نهاد زرتشتیان کشور، متمرکز کند. این تلاش آن‌قدر مؤثر و کارساز بود که حتی برخی از هموندان وقت انجمن زرتشتیان تهران، که وجود امرداد را به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی جامعه نمی‌پذیرفتند، مجبور به پاسخ‌گویی به جامعه زرتشتی در این نشریه شدند. اثرات این تلاش سخت و بسیار پرهزینه همچنان در جامعه زرتشتی پابرجاست.

جمشید کیومرثی عباراتی مخصوص به خود داشت. با وجود گذشت حدود ۲۵ سال، هنوز هم این جملات و چگونگی بیان آن‌ها در ذهن من حک شده است. «بابک یکی از ستون‌های اصلی امرداد است» عبارتی بود که جمشید بارها و بارها حتی بدون مقدمه بیان می‌کرد. شاید زمانی که این جمله را می‌گفت، می‌دانست که قرار است بابک سلامتی، دبیر سرویس خبر، به‌زودی سردبیر و مدیرمسوول شود. سردبیری و مدیرمسوولی امرداد واقعاً برازنده دوست خوبم بابک است.

این جمله آخر و این مقدمات را نوشتم تا سردبیر محترم به من اجازه دهد در قسمت بعدی نوشته‌ام، دو دوره متمایز مدیرمسوولی را با هم مقایسه کرده و اندکی بر امرداد خرده بگیرم.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

2 پاسخ

  1. با درود به دوست خوبم خسرو جان بهدین گرامی
    نوشته ات بر عکس همیشگی به دلم ننشست چرا که از دانش پنهان استفاده کرده ای و نوشته ای اگر جمشید جان برای فرنشینی انجمن یا نمایندگی شرکت کرده بود حتمن انتخاب شده بود . مگر در گردش 37 بیشترین رای را بدست اورده بود ؟ و یا … . خواهش میکنم پروانه بده تا خود منتخبین برای هیات رییسه انجمن تصمیم بگیرن تا بتواند با هم کار کنند
    با خانواده تندرست و دلخوش باشی

    1. خسرو گرامی خوشحالم که اندیشمند هستی و علاقمند به جامعه. ولی نبش قبر گذشته ها مفید نخواهد بود مگر اینکه همراه با درس آموخته ها و توصیه ها باشد.
      نوشتارهای شما فردمحور است ولی باید موضوع محور باشد. افشین و پدرام و غیره عزیز و محترمند ولی بحث باید بر سر راهکار و روش باشد. امید که موضوع بخش بعدی شما متفاوت و موثر باشد.
      در مورد ابتکار جدید برای دوران فترت مخالفم چون نگاه باید به آینده باشد و نه گذشته. درست بود که منتخبان دوره بعد انجمن به جلسات دعوت می‌شدند و نه افرادی که دوره آنها تمام شده.
      مهمترین اصل اساسنامه انجمن است که می‌گوید در دوره فترت فقط امور روزمره انجمن توسط هیات رئیسه اداره می‌شود.
      ایکاش امرداد از جلسات دوره فترت انجمن گزارش میداد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *