خانه فرهنگ و هنر زرتشتیان تهران در آگاهیرسانی خود از برگزاری جشن شب چله در این نهاد فرهنگی خبر داد.
بنابر آگاهیرسانی خانه فرهنگ و هنر زرتشتیان، شب چله ویژه زرتشتیان در شامگاه پنجشنبه 27 آذرماه 1404 از ساعت 18 به همراه برنامههای شاد و گردهمایی خانوادگی برگزار میشود.

2 پاسخ
درود برشما پژوهشگر ومردم شناس از گیلان هستم.در منطقه تاریخی وباستانی اشکور رودسر تیره گالش ها یا دامداران که قبل از اریایی ها در مناطق کوهستانی اشکور می زیستند به احترام وتقدس ععد چهل از چهل نوع شبچره یا تنقلات در شب چله که به عقیده انها از عدد۴۰ گرفته شده به مهمانان وهمسایگان دهش میکنند.برای پژوهش بیشتر تمایل فراوان دراین جشن یا گاهنبار بصورت حضور فیزیکی دارم.
تغییر سبک زندگی؛ در روستاهای گیلان
مسعود صوفی نژادسیویری
سرزمین پررمز وراز گیلان، با تیره های گوناگون از جمله: گیل ودیلم، تات وتالش، گالش وکلاهی، کرمانج وآذری، ارمنی وزرتشتی؛ الگویی از زندگی مسالمت امیز؛ با طبقه بندی زندگی شهری وروستایی وکوچ نشینی هست.زندگی در مناطق روستایی وکوهستانی گیلان از گذشته های دور تا دوره پهلوی دوم ساده وبی پیرایه بود؛ اکنون به غیر از مزارع سرسبز برنج وباغات چای؛ چه چیزی از سابقه زندگی روستایی برجای مانده که مورد پژوهش وکند وکاوعلاقه مندان به مسایل روستا قرار گیرد ؟!… تا پایان دهه چهل وپیش از انقلاب اسلامی ، ما در سطح روستاهای گیلان ، دیوار بلوکی وحصار نداشته وردبخش ورودی خانه های روستایی چیزی بعنوان دروازه اهنی بشکل امروزی نداشتیم.اگر در سطح روستاهای گیلان پرچین۱ وجودداشت؛ به سبک سنتی وتهیه شده از مصالح بومی با ارتفاعی بسیار کوتاه بود.محوطه خانه های روستایی پرچین شده براحتی قابل رویت بود.در روستاهای گیلان؛ همسایگان براحتی از بلته۲ که در حقیقت دروازه چوبی؛ خالی از تکلف های هنری ومدرنیته بوده، وارد حیاط دیگران میشدند.در گذشته های دور؛ خانه های روستایی گیلان به دربازکن تصویری ودوربین مداربسته مجهز نبودند.بنابراین روستازاده برای وارد شدن به محوطه دیگری فریاد میزد: [ خونه خواه با الله، مهمون نخایی= صاحبخانه یا الله، مهمان نمی خواهی؟] از اینطریق صاحب خانه مورد نظر را از آمدن خود باخبر میساخت.طبق یافته های میدانی در نقاط مرتفع کوهستانی اشکور رودسر؛ اشکوریها به ویژه گالش ها به رفتن به روستای دیگر ؛ نزد اقوام یا اشنا؛ با شول و گوره( فریاد با صدای بلند وکشیده) نام طرف مقابل را برزبان می اوردند واز اینطریق افزون برپیغام دادن کارهای روزمره؛ فرد مورد نظر را برای صله رحم مطلع می ساختند. ناگفته پیداست وجود پرچین وبلته بواسطه مانع شدن از خروج بی مورد ماکیان ودامهاو اسب وقاطر والاغ بود وشاید برای جلوگیری از حمله حیوانات درنده مثل شغال وروباه باشد.امنیت روستانشینان با وجود پرچین وبلته که در واقع نوعی از هنر روستایی بشمار می آید؛ خلاصه میشد.اگر موشکافانه به زندگی روستایی در گذشته گیلان بنگریم در خواهیم یافت که وجودپنجره های کوچک نورگیر وتعبیه کلونی۳ در واقع همان تخته چوب شب بند؛ که به پشت درب اتاق متصل بوده، ابزاری برای منع ورود بیگانگان یا دزدها به حریم خصوصی روستاییان گیلانی میباشد.در حالیکه امروزه در روستاهای جلگه ای گیلان شاهد پنجره های بزرگ همراه با شیشه دو جداره تجهیز یافته به حفاظ اهنی ودربهای ضد سرقت فلزی در بخش ورودی خانه هستیم. این امر نشانگر تاثیر فرهنگ مدرنیته شهری بر زندگی ساده زیستی وسبک بومی روستایی در گیلان است!… در سالهای بسیار دور ؛ روستا نشینان گیلان؛ پستوهای ساده وبی تکلف که به دربهای چوبی برش داده از چوب جنگلی تعبیه میکردند تا برخی از اقلام ارزشمند ومدارک وقواله زمین وسجل را در ان نگهداری کنند.وجود صندوق فلزی معروف به بولاکی۴ که بر بدنه چوبی ان ورق حلبی منقوش به تصاویر هنری توسط دستان هنرمند بولاکی سازان شهر رشت بوده؛ در مساکن روستایی به ویژه در روستاهای غرب گیلان وشرق گیلان به وفور یافت میشود.درحالیکه امروزه شاهد گاوصندق رمزدار دیجیتالی خارجی بجای صندوق بولاکی رنگ وارنگ هستیم!.. در اغلب روستاهای گیلان برطبق دانش بومی ومعماری سنتی؛ برای نگهداری شالی برنج ودور ماندن از برف وباران وحیوانات موذی وجونده مکانی به نام کوندوج یا کروج یا کوتی۵ در محوطه حیاط خانه تعبیه میکردند.در حالیکه امروزه پارکینگ مسقف فلزی وحلبی جایگزین کندوج وبه پارک خودرو اختصاص یافته ودیگر از شغل مقدس شالیکاری که با رنج نیک همراه بوده؛ خبری نیست تاچه رسد به انبار کاه وشالی سنتی!.. مطابق اسناد تاریخی برجای مانده؛ روزگاری در حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی ، رشت صاحب کارخانه حریر بافی وگونی بافی بود.کیسه های کنفی که مواد اولیه ان یعنی کنف توسط روستاییان غرب گیلان کشت وتولید میشد؛ برای حمل ونگهداری برنج وگندم روستاییان مورد استفاده قرار می گرفت.این امر سبب کشت کنف وایجاد اشتغال در کارخانه گونی بافی میشد ولطمه ای به محیط زیست وارد نمی ساخت.امروزه با ورود کیسه های نایلونی وغیره ؛ کیسه کنفی منسوخ شده ودیگر خبری از رونق گونی بافی در گیلان نیست.مطابق یافته های میدانی؛ روستاییان گیلان ماکیان در کرک لونه همان لانه مرغ؛ مبادرت به نگهداری دامها در گاچه یا همان طویله برای نگهداری اصولی دامها وچهار پایان میکردند.امروزه در روستاها ، طویله واصطبل از بافت معماری سنتی وبومی روساییان خارج شده وگاوهای دورگه خارجی هلشتاین جای نژادهای اصیل وگاومیش را گرفته وهمچنین دامداری صنعتی ونیمه صنعتی جای پرورش دامها را در گاچه روستایی گرفته است!.. دیگر از ان روزهای بیاد ماندنی گذشته روستاهای گیلان که مردان پرتلاش با پاهای تا زانو در گلهای چسبناک ونمناک فرورفته بهمراه ورزا۶ وجیت یا جید همان گاو اهن امروزی ؛ برای اماده کردن شالیزار وتولید برنج خوش طعم محلی ودر زیر سقف نیلگون وگرمای مستقیم خورشید؛ تلاش بی وقفه میکردند؛ خبری نیست!.. امروزه در روستاهای گیلان شاهدتراکتور وکمباین های پیشرفته ونشازن وتیلر کوباتا بجای همت وزحمت واراده پولادین مردان قوی روستایی وبکار گیری گاونر بومی وتلاش ودغدغه زنان روستایی در امر کشت وتولید برنج در گیلان هستیم که سبب گردیده کشت ارگانیک برنج تبدیل به زراعت مکانیزه برنج در سطح روستاهای گیلان شود !… بی شک کارخانجات مدرن وصنعتی با دستگاهای پیشرفته وانبارهای مسقف بزرگ؛ جای تلمبار وکروج را گرفته است.دستگاهای مدرن خرمن کوبی جای نیروهای پرتلاش روستایی را برای جدا سازی دانه های شلتوک از ساقه که بطور دستی وبوسیله لوسکه وگوچین وجاکوب۸ بوده را گرفته وخط بطلان بر روش سنتی اودنگ ۹ وپادنگ ۱۰ کشیده است. در روزگار قدیم صندوق بولاکی جزو جهیزیه نوعروسان بوده که افزون بر نگهداری لباس وجواهرات وزینت الات کاربردهای فراوان داشت که امروزه به دست نسیان سپرده شده است.چهل تاس یا چل تاس۱۱ بعنوان پیمانه برنج ودر استحمام نوزاد روستایی استفاده میشد وبه دلیل نقوش ایات قرانی واسامی خداوند بران در نزد روستاییان اهمیت بسزایی داشت در حالیکه امروزی دیگر داشتن ای کاسه در خانه روستایی بیمعنا ومفهوم شده است. در گذشته در مرسمهای عروسی وختنه سوران ودیگر شادی های جمعی شاهد مراسم لافند بازی یا طناب بازی؛ کشتی محلی؛ اجرای نواختن ساز ودهل وکمانچه ودیاره بودیم ؛ ولی امروزه دیگر از ان اواها ونواها خبری نیست.در اشورات رودسر در شب عروسی پای داماد را گودله ۱۲ میزدند وبازی شاه ووزیر را انجام می دادند.لباس روستاییان بستگی به نوع معیشت واب وهوا وسبک زندگی داشت که با الهام از طبیعت دنواز گیلان شاهد پوشش لباس قاسم آبادی در شرق گیلان ولباس زیبای زنان در سرزمین تالش بودیم؛ در حالیکه نسل امروزی روستانشین پوشش بومی را کسر شان ومنزلت خود می داند وراضی به پوشیدن لباس حتا در عروسیهای روستایی نیست!!.. کوتاه سخن اینکهفرهنگ مدرنیته ورسوم شهرنشینی بطور کامل بر فرهنگ زندگی روستایی در گیلان غلبه کرده ومیرود تا رنگ وبوی خوش روستا را به زوال ونیستی بسپارد !!!…
پانویس: ۱_ دیواره ای از نی یا ترکه که به دور باغ یا خانه میکشند.۲_ درب مخصوص چوبی برای ورود یا خروج از پرچین.۳_ چوب مکعب مستطیل تراشیده دراز که به پشت درب نصب میشود.۴_ بولاکی همان صندوق بسیار محکم از چوب وحلب.۵_ انباری برای دسته های برنج درو شده از بیجار در روستاها.۶_ گاونر قوی که در شخم زدن بیجار به کار می آید.۷_ قطعه چوب تراشیده وخمیده که برشانه گاو نر قرار میگیردوسر طناب و کلاف سربه ان وصل میشود تاگاو آهن را به حرکت درآورد.۸_ از ابزار کار بیجار کاری وقطعه چوبی برای کوبیدن خوشه برنج۹_ روشی برای کوبیدن برنج به روش فشار آب ۱۰_ روشی برای کوبیدن برنج بوسیله نیروی انسانی ۱۱_ نوعی کاسه فلزی از جنس برنجی ومنقوش به ایات قرانی۱۲_ پارچه گره خورده را بطور شلاق بر پوزه پای داماد می زنند تا در زندگی مشترک مغرور نشود وبه نوعروس ستم روا ندارد.
کارمایه ها: ۱_ فرهنگ گیله گپ_ استاد فریدون نوزاد۲_ مشاهدات وتحقیقات میدانی در روستاهای گیلان.