دکتر مهرداد قدردان، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ زرتشتی و زبانهای باستانی، در آیین رونمایی کتاب «فرهنگ زبان اوستایی» این کتاب را بسیار با ارزش نامید و آن را به گونهای پرکنندهی جای خالی اینگونه کتابها در رشته زبانهای باستانی خواند.
سخنران که از کتابش با عنوان «اسناد تاریخ زرتشتیان» در هفته پایانی آذرماه رونمایی شد، نخست با شادباش به نیما سجادی نویسنده کتاب فرهنگ زبان اوستایی، از نوشتن این اثر ارزشمند سپاسگزاری کرد. او همچنین سخنرانی در پیشگاه ژاله آموزگار، استاد پیشکسوت فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه تهران را خشت بر آب زدن و زیره به کرمان بردن خواند.
دکتر مهرداد قدردان سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد:
میخواهم نخست به این کتاب اشاره کنم و اگر وقت داشتم بیشتر به موضوعات این کتاب خواهم پرداخت. البته اسلایدهایم زیاد است، زیرا میخواهم حق مطلب را ادا کنم و در ادامه گفت، این کتاب یک برجستگی ویژه دارد و آن اینکه جای آن در میان کتابهای رشتهی ما خالی بود. بهویژه نکته برجسته آن این است که مولف این کتاب کوشش کردهاست کارهایی که اساتید بعد از بارتلومه در دوره معاصر مانند هومباخ و کلنز و دیگران و نیز اساتید داخل ایران که بر روی قسمتهای مختلف اوستا مانند یشتها و یسنا و دیگر قسمتهای اوستا کار کردهاند را در متن نوشتار خود بیاورد که این کار ارزشمندی است.
مهرداد قدردان پایه سخن خود را بخشی از پیشگفتار شادروان دکتر بدرالزمان قریب بر کتاب کریستیان بارتلومه، زبانشناس و خاورشناس آلمانی سده 19، چاپ اساطیر قرار داد و افزود، «در این کتاب پیشگفتاری وجود دارد که برای شما خواهم خواند»، وی تاکید کرد عبارتی داخل پیشگفتار وجود دارد با عنوان میراث سنتی پارسیان هند که پایه گفتار من را تشکیل خواهد داد. در آن پیشگفتار که بدرالزمان قریب نوشته اینچنین آمده است: «بارتلومه بیشترین بخش زندگی پربارش را به پژوهش زبانشناسی ایران پرداخت، کوشید تا پژوهش زبانهای ایرانی را در چهارچوب زبانهای هندواروپایی بگنجاند، با تلاش خستگیناپذیر و شکیبایی پیگیر خود توانست بسیاری از دشواریهای این پژوهش را پشت سر بگذارد و معماهای ناگشوده متون اوستایی و فارسی باستان را بگشاید و زمینهی زبانشناختی نوینی را برای درک بهتر این متون برقرار سازد و بنیاد تحولهای آوایی و ساختاری واژه را در این زبانها پایهگذاری کند. بارتلومه این مهم را با تلفیق میراث سنتی پارسیان هند و اصول کلاسیک زبانشناسی غربی و پژوهشهای زبانشناختی تطبیقی انجام داد. با این روش بود که تفسیر متون اوستایی از نفوذ سنتگرایی زرتشتیان خارج شد و بهسوی زبانشناسی نوین گام برداشت».
مثلث ترکآباد، شریفآباد و احمدآباد
دکتر قدردان پسازاین نقلقول افزود، «اکنون میخواهم درباره این مثلث تاریخی( ترکآباد، شریفآباد و احمدآباد) بگویم». وی گفت ما حدودا خبرداریم که تا قرن چهارم موبدان چه میکردهاند. چون کتابهایشان موجود است؛ و این کتابها به زبان پهلوی نوشتهشده و موجود است، ولی بعد از قرن چهارم تا هشتم دیگر خبری از آنها نداریم تا زمان نوشتن روایتها که در نیمه قرن نهم آغاز شد. روایت چیست؟ روایت، پاسخ پرسشهای فقهی موبدان پارسی است ازسوی موبدان ایرانی. پژوهشگر تاریخ و فرهنگ زرتشتی و زبانهای باستانی در ادامه سخنان خود گفت: این روایتها جمعا 26 روایت است و این روایتها از این مثلث تاریخی آغاز میشود یعنی آغازگاهش اینجا است و چندین روایت مهم به همراه کتابهای اوستا از این مثلث به هندوستان فرستاده میشود.
دکتر قدردان در ادامه افزود، اکنون میدانیم موبدموبدان از فارس نهایتا با گذر از دامنه شیرکوه به ترکآباد رفته و روستای ترکآباد، روستای موبدنشین(دستورنشین) شده است. وی افزود، دو خاندان مهم موبدان هم به شریفآباد آمدند و در این روستا مستقر شدند. این پژوهشگر افزود، با این اسکان راهبری حیات سیاسی اجتماعی زرتشتیان از این مثلث شکل میگیرد. وی افزود، ما اکنون میدانیم که میراث خراسان در حقیقت از طریق شاهرود و از روی چوپانان به اردکان رسیده است. میراث استخر هم ما میدانیم با موبد موبدان از طریق دامنه شیرکوه و گذر از ده گبران به این مثلث رسیده و میراث شیز از طریق ری باستانی به قم و سپس اردستان و سرانجام به عقدا و به این مثلث میرسد.
ده گبران همان عقدا است
در دوره ساسانی یزد جزو کورهِ استخراست و چنانکه گفته شد موبدان در مسیر مهاجرتی خود از مسیر ابرکوه در دامنه شیرکوه به ده گبران میرسند که احتمال میدهیم با گذشتن از ندوشن به عقدا آمده باشند چون شواهد عقدا را نشان میدهد؛ به احتمال زیاد ده گبران همان عقدا باشد. پژوهشگر زبانهای باستانی ادامه داد، میراث شیز هم با سرریز شدن روی ری، و بعد قم و اردستان و به عقدا رسیده و عقدا در ۴۰ کیلومتری این مثلث قرار دارد. در ادامه سخنران افزود، زمانی که روایت آغاز میشود ما دو یا سه روایت اولیه از خود شریفآباد داریم که در حقیقت موبدان شریفآبادی به علت وسعت دانش دینی راسا این روایتها را صادر میکنند و این منطقه، منطقه مهمی است چرا مهم است؟ به این دلیل که اولا در این منطقه و عقدا نزدیک زیارتگاه پارسبانو است؛ که درباره آن مقالاتی وجود دارد؛ کلا در کنار این مثلث سه زیارتگاه مهم زرتشتیان (پیر هریشت و پیرسبز و پیرپارسبانو) قراردارد. همچنین غار شگفت یزدان که مدتی آتش را به شکل مخفیانه آنجا نگهداری میشد در نزدیکی عقدا و پارسبانو قرار دارد. مهرداد قدردان درباره این اهمیت چنین گفت: «چون عقدا ۴۰ کیلومتر با این مثلث تاریخی فاصله دارد. این مثلث تا یزد نیز 60 کیلومتر فاصله دارد. در این منطقه یعنی در عقدا ما هفتادر را داریم؛ که هفت آتشکده مهم دوره ساسانی در دل خود دارد و در کنار آن در خود عقدا ما آرامگاه مهربانو را داریم.» مهربانو دختر انوشیروان است. از سوی دیگر تاریخنگاران و مورخین میگویند، هنگامیکه برای قباد مشکل سیاسی پیش آمد و از این منطقه گذر میکرد در اردستان توقف کرد و همسری از اردستان گرفت. گفته میشود که انوشیروان برابر شواهد تاریخی مادرش اهل اردستان بوده است. اردستان هم نزدیک این ناحیه قرار میگیرد و آرامگاه مهربانو یکی از دختران انوشیروان درعقدا قرار دارد. وی گفت: «اینها مطالبی است که ما در این منطقه داریم». بین عقدا و این مثلث تاریخی علاوه بر هفت آتشکده هفتادر، هفت دخمه هم داریم که دخمه دیلم در کنار ترکآباد دخمهای تاریخی است و دکتر رهبر روی آن کارکرده است.
امیرمبارزالدین و فرزندان
دکتر قدردان در ادامه سخنان خود به چرایی تشکیل این مثلث تاریخی و بانیان آن پرداخت و افزود، این مثلث تاریخی ترکآباد، احمدآباد و شریفآباد حاصل کارکرد خاندان و فرزندان امیرمبارزالدین است. وی همان محتسبی که در غزلهای حافظ از او یاد میشود است. ما میدانیم امیر مبارزالدین اصالتا عرب است. پس از اسلام اجداد او به خواف خراسان میآیند. او به میبد میآید و در میبد سکونت میکند و حکومت میبد را به دست میگیرد. بعد با دستاندازی، حکومت یزد را به دست میآورد سپس به فارس لشکر میکشد و حاکم فارس میشود. نکته اینجاست شاهشجاع و دیگر برادران شرفالدین مظفر، احمد و ترکان خاتون، خواهرش همگی اهل میبد هستند؛ یعنی زادهی میبد هستند و باعث آبادانی منطقه میشوند. شرفالدین مظفر شریفآباد را میسازد، ترکان خاتون ترکآباد را میسازد و برادرش احمد، احمدآباد را میسازد. در کاوشهای دکتر رهبر که در کتاب جدیدش هم آمده فرق دخمه دیلم ترکآباد با دیگر دخمههای ایران کاملا هویداست، تفاوت این است که این دخمه استودان میانی ندارد؛ یعنی به مانند سنت ایرانی جسد توسط جانوران خورده میشود بعد مانند سنت کوهسپاری فارس که استودان داخل کوه داریم در این دخمه، طاقچههایی را ساخته بودند و استخوانها را داخل آن قرار میدادند. این همان شیوهای که در فارس بوده و دقیقا اینجا هم اجراشده است.
خاندان موبدان شریفآباد
دکتر قدردان در ادامه افزود، نکته اینجا است زمانی که موبدِموبدان در ترکآباد مستقر میشود یک آتش که در سنت زرتشتی آتش برادر گفته میشود و شعلهای است از آتش آذرفرنبغ (آتش کاریان) به صورت رزرو و پشتیبان، در شریفآباد و محل «شاهآذرخروه» قرار میدهد. این آتشکده در شریفآباد و کنار آتشکده شاهورهرام شریفآباد است. ما دو آتش و دو آتشکده در شریفآباد داشتهایم و در سال 1285 خورشیدی یکی میشوند.
سخنران سپس درباره خاندان موبدان شریفآباد چنین گفت: «زمانی که روایت دارابهرمزیار با اسناد دیگر را بررسی میکنیم و روایت ۲۶ گانه را میبینیم متوجه میشویم دو تا خاندان موبدی در شریفآباد مستقر هستند. خاندان دستور نوشیروان و خاندان دستور دینیار این دو خاندان در شریفآباد هستند و موبد موبدان را یاری میرسانند». نریمان هوشنگ، نخستین کسی است که به این مثلث آمده تا پاسخ پرسشهای فقهی موبدان پارسی (روایت) را دریافت کند. او در شریفآباد مهمان نوادگان خاندان موبد نوشیروان میشود و مستقیما پیش شاپور جاماسب رفته است. شاپور جاماسب و پسر عمویش «هوشنگ سیاوخش» این پرسشها را پاسخ میدهند و این میشود روایت نریمان هوشنگ. دو روایت دیگر که روایت ۸۸۰، روایت ۸۸۵ باشد توسط همین شاپور جاماسب و پدرش جاماسب شهریار به همراهی پسر عموهایش هوشنگ و کیخسرو سیاوخش که همگی موبدان برجسته هستند پاسخ میدهند این خاندان در رونویسی کتابهای اوستا هم نقش موثری دارند در آموزش نقش دارند در عین حال که پاسبان شعله آتش کاریان هستند در شریفآباد هستند نسل اندر نسل.
هوشنگ سیاوخش را دکتر مزداپور در مقاله سرآغاز یزشن اینگونه معرفی میکند: «ایشان موبدی است که در قرن نهم هجری در روستای شریفآباد زندگی میکند و به دستور زبان پهلوی مسلط است. آغاز نوشت و پایان نوشت بر یکی از کتابتهای یسنا انجام میدهد که تسلطش بر زبان پهلوی را میرساند و این مایه شگفتی است موبدی در یک روستا در قرن نهم هجری اینگونه چیرگیاش بر زبان پهلوی را نشان میدهد». چنانکه اشاره شد این خاندان سه ویژگی مهم دارند: نخست اوستا را رونویسی میکنند و تکثیر میکنند، دوم پاسخگوی روایتها هستند و سوم در امر آموزش دخالت دارند دراینباره مشاهده میکنیم جاماسب ولایتی از این خاندان است که به هند میرود و علاوه بر کتابت اوستا و پهلوی به آموزش موبدان پارسی همت میگمارد که بدان خواهیم پرداخت.
نکته بعدی خاندان دستور دینیار بود. دکتر قدردان درباره این خاندان گفت: این خاندان که در شریفآباد مستقر میشوند ویژگیهای دیگری دارند یک ویژگی آنها این است که صاحب سبک هستند. بسیار خوشخط و مسلط به زبان پهلوی و اوستا هستند و کتابتهای ماندگار و مهمی را به انجام میرسانند در شریفآباد اوستای نسخه 976 که ثبت یونسکو شده و امروز یکی از کهنترین اوستاهاست را این خاندان نوشتهاند. همچنین کهنترین بندهش در شریفآباد توسط این خاندان نوشته شده، موبدان این خاندان ذوق شعری داشته و شاعر هستند با پارسیان نامهنگاریهایی دارند و گزارشهایی از مردمان این خطه را به پارسیان هند میدهند.
سخنران بهعنوانمثال به یکی از نامهها که نام ۲۵ موبد شریفآبادی در آن است اشاره کرد. این خاندان با کرمان مراوده دارند بعدا فرزندانشان به کرمان میروند و پسوند کرمانی را میگیرند ولی موقوفاتشان در شریفآباد وجود دارد.
جاماسب ولایتی
دکتر قدردان درباره جاماسب ولایتی گفت: او کسی است که خودش روایت جاماسب آسا را به هندوستان می برد و چنانکه گفته شد خودش هم در آنجا آموزش میدهد و او استاد داراب کومانا است و داراب کومانا استاد آنکتیل دوپرون است. دوپرون کسی است که برای نخستین بار اوستا را چاپ میکند. دوپرون با سختیهایی که میکشد و مشقاتی که داشته درواقع ۱۷۷۱ اوستا را چاپ میکند. سال 1720 جاماسب ولایتی این آموزش را انجام میدهد. او علاوه بر اینکه حامل روایت است پاسخ پرسشهای فقهی موبدان پارسی را حضورا میدهد رونویسی کتاب اوستا و متون پهلوی را به انجام می رساند، آموزش حضوری موبدان در هند را هم برعهده دارد. درواقع جاماسب ولایتی استادِ باواسطه دوپرون محسوب میشود و با این جستار میرسیم به میراث سنتی پارسیان هند که در آغاز گفته شد و کار دوپرون و سپس بارتلمه در تلفیق میراث پارسیان با علم زبانشناسی نوین و راهیابی پژوهشگران به عرصه اوستاشناسی، یادمان باشد که وقتی این نویسندگان، روایتها را به هندوستان میفرستادند همراهش مداوم کتاب های اوستا و متون پهلوی هم میفرستادند و این باعث غنای میراث سنتی پارسیان شد.
نوادگان جاماسب ولایتی در ایران که ازخاندان تاثیرگذار دستور نوشیروان (پیشتر گفته شد) هم تا دوران معاصر از موبدان بزرگ و تاثیرگذار بودند.کیخسرو خدابخش موبد موبدان دوره زندیه است و فرزند او دستور نامدار موبد موبدان اوایل دوره قاجار است. پسرش دستور شهریار و نوه او دستور نامدار دوم موبد موبدان دوره قاجار هستند و دستور نامدار دوم پدر سه تن از موبدان بزرگ معاصر است که به ترتیب رئیس انجمن موبدان(کنکاش موبدان) شدند، رستم آذرگشسب، اردشیر آذرگشسب و بعد فیروز آذرگشسب.
در زمان قاجار، محمدشاه قاجار حکمی را به دستور بهمن کیخسرو برادر دستور نامدارکه جانشین اوست میدهد سالیانه 30 تومان مقرری داشته باشد.

