موبد سرور تاراپوروالا: اوستا یکی از کهن‌ترین اسناد اندیشه ایرانی است

19 34موبد سرور تاراپوروالا، دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی در آیین رونمایی از کتاب «فرهنگ زبان اوستایی» نوشته نیما سجادی در سخنرانی خود به این نکته اشاره کرد که اوستا یکی از کهن‌ترین اسناد اندیشه ایرانی است و افزود این کتاب بخشی از هویت ما است.

موبد تاراپوروالا در سخنان خود نخست گفت: «اوستا برای زرتشتیان نه‌فقط کتاب دینی بلکه بخشی از هویت است. اوستا برای زرتشتیان شیوه اندیشه، گفتار، کردار، شیوه زیستن، رابطه با طبیعت و دیگر انسان‌ها است؛ اما اهمیت اوستا به جامعه‌ی زرتشتی محدود نیست». سخنران از دیدگاه تاریخی و فرهنگی هم درباره اوستا گفت: «اوستا یکی از کهن‌ترین اسناد اندیشه ایرانی است و بخش بزرگی از مفاهیمی که در فرهنگ ایران جاری است. نخستین صورت‌بندی خود را در این متن پیداکرده‌اند. اوستا از این نظر فقط یک کتاب دینی نیست، بلکه اوستا یکی از پایه‌های شکل‌گیری فرهنگ ایرانی است.» او افزود، سخن گفتن از اوستا، سخن گفتن از بخشی از حافظه تاریخی ایران است، حافظه‌ای که هنوز آگاهانه یا ناآگاهانه، در زندگی ما حضور دارد. وی ادامه داد، زمانی که از اوستا سخن می‌گوییم نه برای آن است که همه را به یک سنت دینی بازگردانیم، بلکه برای آن است که یادآوری کنیم بخشی از اخلاق و فرهنگ‌ها ریشه در متنی دارد که هنوز زنده است و بازتاب آن را هنوز در زبان و شیوه‌ی زیستن ایرانیان می‌بینیم؛ بنابراین اوستا سندی در تاریخ اندیشه ایرانی است و فهم درست اوستا راهی برای فهم درست ایران (سرزمین اهورایی‌مان) است.

خطرهای جدی زبان

دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی در ادامه از خطر جدی سخن گفت: متون باستانی چه دینی، چه حقوقی، چه فلسفی به‌محض آنکه از زبان گویشوران خود جدا می‌شوند در معرض خطر جدی قرار می‌گیرند، خطر فهم شدن با مفاهیم امروز نه فهم شدن با منطق زمان نوشته شدنشان. اوستا یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این وضعیت است. اوستا متنی است که در فاصله‌ای چند هزارساله از ما قرار دارد و نه‌تنها ازنظر تاریخی و زبانی دور است بلکه برای بسیاری از دانشمندان ازنظر مفهومی و جهان‌بینی هم بسیار دور است. با این‌حال اغلب دانشمندان، آن را با معادل‌های مدرن می‌خوانند. واژه‌ای اوستایی را بَر می‌دارند و یک واژه فارسی یا انگلیسی امروز (هر زبان دیگری) کنار آن می‌گذارند و گمان می‌کنند «معنا» منتقل شده است؛ اما در پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی می‌بینیم که این کار اغلب به آناکرونیسم می‌انجامد؛ یعنی خواندن گذشته با ذهنیت امروز. در چنین شرایطی، متن کهن دیگر سخن نمی‌گوید بلکه این ما هستیم که سخن خودمان را به آن تحمیل کرده‌ایم. بسیاری از واژه‌های اوستایی که فقط با توجه به ریشه‌‌ی واژه و با مفاهیم امروز ترجمه می‌شوند در اصل دارای دامنه‌ای بسیار گسترده هستند. دامنه‌ای که شامل مفاهیم دینی، اخلاقی و مناسبات اجتماعی است. وقتی این واژه‌ها تنها به یک معادلِ محدود کاهش داده می‌شوند بخش بزرگی از اندیشه نهفته در متن حذف می‌شود.

موبد سرور تاراپوروالا در ادامه مثال‌هایی برای روشن شدن موضوع آورد: به‌عنوان‌مثال واژه «سپنته مینو» اگر مینوی فزونی بخش ترجمه شود نه‌تنها پیوند میان متن‌ها گسسته می‌شود بلکه تمام جهان‌بینی همراه آن منتقل نمی‌شود (می‌دانم که در زند پهلوی همین واژه مینوی ایزونیک ترجمه‌شده است.) و از آن مشهودتر واژه «اشا» است که اگر نظم، راستی یا قانون ترجمه شود اصلا قانون خلل‌ناپذیری که آفرینش و زندگی بر پایه آن است را به ذهن نمی‌آورد و ترجمه اشا به «‌راستی یا نظم»، کاستن معنای آن است. می‌توان چنین واژه‌هایی را مانند نام خاص در نظر گرفت و به همان صورت در متن ترجمه گذاشت و در پانوشت یا یادداشت‌های متن توضیح، یا شاهدهای واژه در متن‌های دیگر آورده شود.

واژه‌نامه دقیق این دامنه معنایی واژه‌ها را قابل رویت می‌کند. واژه‌نامه وقتی‌که همراه با شاهدهایی از متن‌های مختلف باشد تنها فهرستی از «معادل‌ها» نیست بلکه می‌تواند ابزار مفیدی برای بازسازی شبکه معنایی واژه، نشان دادن بسامد و بافت کاربرد واژه باشد. چنین واژه‌نامه‌ای می‌تواند هر واژه را با واژه‌های مشابه در خانواده زبانی‌اش پیوند دهد و تحولات تاریخی آن را نشان دهد و از همه مهم‌تر می‌تواند تفسیرهای دل بخواهی را محدود کند. بنابراین یک واژه‌نامه خوب می‌تواند به ما کمک کند تا بفهمیم چه چیزهایی را حق نداریم به متن نسبت دهیم.

در پایان سخنران درباره کتاب چنین گفت: من فقط چندصفحه‌ای از نتیجه پژوهش‌های نیما سجادی را دیدم و امیدوارم چنین ویژگی‌هایی را داشته باشد. واژه‌نامه‌ایی که امروز از آن رونمایی می‌شود می‌تواند یک ابزار پژوهشی باشد برای پژوهشگران زبان‌های باستانی، پژوهشگران تاریخ و برای هرکسی که می‌خواهد فهمی درست از اوستا داشته باشد. بشود که همه‌ی نگاهبانان فَرِ ایران در پناه مهر اهورامزدا باشند. صدها سال است که ما زرتشتیان در سکوت و گاه با بیم اوستا را زنده نگاه داشته‌ایم نگهبان اوستا بودیم، هستیم و خواهیم بود و امروز خرسندم که ایرانیان دیگر هم همراه و همدل ما پاسدار این واژه‌های اهورایی، فَرِ آریایی و این کشور «خونیرث وه بامی» هستند. بیش باد.

 

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *