خسرو بهدین: ساخت شایعات سازمانیافته و پخش شبنامه با اسم مستعار یا بینام و نشان و در برخی موارد حتا با نام واقعی در انتقاد از عملکرد انجمن زرتشتیان تهران قدمتی بسیار طولانی دارد و نمیتوان آن را محدود به دورهای خاص از طول عمر 120 ساله این انجمن دانست. بعید است هیچکدام از گردشهای انجمن از گزند شایعه و شبنامه در امان مانده باشند.
شایعه و شبنامه توسط کوتولههای سیاسی تولید و شعبون بیمخها با شوروشوق فراوان آن را در سطح جامعه انتشار میدهند. در واقع شعبون بیمخها بدون آنکه مطلع باشند به کوتولههای سیاسی برای رسیدن به اهدافشان کمک شایانی میکنند. هنر اصلی کوتولههای سیاسی شناسایی و شکار شعبون بیمخها و تزریق خوراک فکری به آنها است.
گردشهای انجمن تهران معمولا به میانه که میرسد با افزایش نارضایتی هیجانی از عملکرد این انجمن، تولید و پخش شایعات سازمان یافته و شبنامه علیه هموندانش آغاز میشود و این روند در دوران فترت شتاب میگیرد. هرچقدر شایعات در جامعه بیشتر رواج پیدا کند، کارکرد شبنامهها اثربخشتر خواهد شد. شبنامهها نیز باعث رواج بیشتر شایعات میشود.
در بعداز انقلاب رایجشدن شبنامههای کاغذی در بین همکیشان تقریبا از گردش 34 انجمن تهران شدت گرفت و در هر گردش کموبیش ادامه پیدا کرد. همزمان با فعالیت گردش 38 این انجمن، پخش شبنامه در بین زرتشتیان بسیار رواج یافته بود و در دوران فترت گردش مذکور بطور فاجعه باری اوج گرفت. وقتی به گردش 38 انجمن زرتشتیان تهران اشاره میشود نمیتوان از نیکی رستم گوهریزاده فرنشین این گردش یاد نکرد، فرنشینی با تدبیر و درایت فوقالعاده.
اکنون نیز فعالیت برخی از گروههای مجازی که افراد با نام مستعار در آن به تفسیر عملکرد انجمن میپردازند و نابخردانه ناسزا را بدون برهان و مدرک نثار برخی از هموندان انجمن میکنند جای شبنامه را گرفته است.
صدمات شایعات و تاثیرات منفی چنین گروههای مجازی، نزد هیچکدام از دلسوزان جامعه زرتشتی پوشیده نیست و در بیشتر موارد دود ناشی از چنین سخن پراکنیهایی به چشم خود جامعه خواهد رفت.
در سالهای اخیر رواج شبنامههای مجازی باعث دلسرد شدن تعدادی از هموندان انجمن تهران و مانع حضور برخی از نخبههای جامعه زرتشتی به صحنه این انجمن شده است.
در انتخابات گردش 46 گرچه شاهد حضور بسیاری از نخبههای جامعه بودیم ولی به دلیل همین دید منفی که به خاطر جَو شایعه علیه انجمن بوجود آمده است و دیرینگی بسیار فراوانی نیز دارد، برخی از نخبهها ترجیح دادند که از ثبتنام در انتخابات خودداری کنند.
البته در این میان نشریات مستقل نیز نسبت به عملکرد انجمن زرتشتیان تهران انتقاد کردهاند، بدیهی است که موضوع شبنامهها و نشریات مستقل دو مقوله بسیار متفاوت از یکدیگر است. شوربختانه دیده شده است که برخی از هموندان انجمن، متنی انتقادی که در نشریهای مستقل درج شده است را نیز معادل شبنامه قلمداد کردهاند.
اعتراض به عملکرد هموندان انجمن زرتشتیان تهران از طریق نشریات مستقل فقط مختص گردشهای انجمن بعداز انقلاب نیست بلکه در پیشاز انقلاب نیز رواج داشته است.
گرچه در قبلاز انقلاب جایگاه بسیار محکم و قدرتمندی برای این انجمن تصور میشد ولی نمیتوان اعتراض به عملکرد هموندانش را کتمان کرد.
بیشتر هموندان گردشهای قبلاز انقلاب با اتکا به هوشیاری، مهارت و دانش بالای خود توانستند افکار عمومی جامعه زرتشتیان کشور را شکل یا تغییر دهند و نقش اصلی و تعیین کنندهای در مناسبات اجتماعی، دینی، ورزشی و حتا اقتصادی جامعه زرتشتیان ایران داشته باشند.
تا میانه دهه 40 خورشیدی در برخی از موارد اقتصاد جامعه زرتشتی کشور را نیز تعدادی از هموندان انجمن تهران عهدهدار بودند. در واقع قدرت اقتصادی هموندان انجمن در قبلاز انقلاب کمک شایانی کرد که آنها بتوانند در بسیاری از موارد نقش تعیینکنندهای داشته باشند و افکار عمومی جامعه زرتشتی را آنطور که صلاح میدیدند شکل یا تغییر دهند.
ابتدای دهه 30 خورشیدی و همزمان با گردش 23 انجمن زرتشتیان تهران از دورانی است که نارضایتی از عملکرد این انجمن افزایش یافته بود و شاهد توزیع شبنامه و متنهای اعتراضی بسیاری در سطح جامعه بودیم. در نشریه رسمی (نامه مزدیسنان) نیز به شدت از عملکرد انجمن وقت انتقاد میشد. نوک تیز این انتقادات به هیاتمدیره وقت انجمن بهخصوص روانشاد رستم گیو فرنشین انجمن بود.
وفادار تفتی، تیرانداز آرش، فریدون زرتشتی، گشتاسب فیروزگر، اسفندیار یگانگی، اردشیر آذرگشسب، فریدون ورجاوند و سهراب سفرنگ از دیگر هموندان سرشناس انجمن وقت بودند که تحت فشار شدید انتقادات قرار داشتند.
از معروفترین متنهای انتقادی منتشرشده در زمان مذکور ( زنگ خطر) است که بهصورت بسیار گسترده بین همکیشان توزیع شد. زنگ خطر کتابچهای در 65 صفحه است که نویسنده در آن به شدت از عملکرد هموندان وقت انجمن تهران بهویژه فرنشین انجمن انتقاد کرده و این درحالی است که بیش از یک دهه بوده که روانشاد رستم گیو بر مسند ریاست انجمن زرتشتیان تهران تکیه زده و ترکیب اصلی انجمن در چندین گردش قبلاز آن با کمترین تغییر همراه بوده است. نویسنده زنگ خطر همچنین به مجله هوخت انتقاد کرده که خبرها را مطابق میل هموندان انجمن منتشر میکند.
ادامه دارد. …

یک پاسخ
با سپاس از خسرو گرامی و امرداد برای انتشار حقایق تاریخی و دست گذاشتن بر نقاط حساس جامعه و انجمن زرتشتیان تهران.
انتقاد غیر سازنده و به خصوص شایعات غیر واقعی گریبانگیر اکثر دوره های انجمن بوده و دود آن به چشم جامعه میرود. متاسفانه افرادی هستند که در مسابقه به جای ارائه عملکرد بهتر و گزینه های جایگزین به تخریب پیشتازان میپردازند.
خود من قربانی شب نامه در دوره ۴۱ انجمن بودم. متاسفانه در دروازه را میشود بست ولی دهان بدگویان را خیر. چگونه میتوان با دشمن نامرئی مبارزه کرد اگرچه نشانه هایی از تبانی رئیس وقت انجمن علیه نایب رئیس در نشر شب نامه بود.
همانطور که در یادداشت گفته شد شبکه های اجتماعی جای شب نامه را گرفته که افرادی با نام مستعار شایعه و انتقاد مخرب نشر میکنند. وظیفه و مسئولیت اصلی به عهده مدیران شبکه ها است که جلوی شب نامه با اطلاعات جعلی را بگیرند مگر هویت نویسنده تایید شود.
جامعه کوچک ولی هوشمند زرتشتی باید بی اعتنا به منفی بافی و تنگ نظری تعدادی اندک، پشتیبان خدمتگزاران واقعی جامعه باشد. اندک چوپان دروغگو و شعبان بی مخ که برای دیگران پشت پا گذاشته و سد راه میشوند در درازمدت رسوا خواهند بود.