دیماه که فرا میرسد، شهر و کوی ایران دچار یک ناسازگاری دیداری آشکار میگردد. کافی است که به خیابان برویم؛ تاقچههای فروشگاهها، قهوهخانهها و شبکههای همگانی، گرچه نانوشته، آکنده از نمادهای کریسمس، درختان کاج آراسته و سرودهای سال نوی فرنگی شدهاند. این رویداد در حالی رخ میدهد که ما در دیماه، چهار جشن بزرگ ایرانی داریم که نماد خرد، روشنی و طبیعتگرایی هستند. با این همه، چنین مینماید که تنها مناسبتی که در رسانههای رسمی و فضای عمومی ما پررنگ است، جشنهای وارداتی چون کریسمس است، در حالی که جشنها و بزرگان ما در غبار فراموشی ماندهاند.
چرا رسانههای درونی ما در شناساندنِ هویت ایرانی و پاسداری از آن تا این اندازه ناتوان بودهاند؟
گزارش میدانی: «۴ دی کریسمس، ۵ دی…؟»
برای سنجش میزان آگاهی همگانی و پژوهش دربارهی این شکاف، به سه بخش پُر رفتوآمدِ شهر رفتیم و با مردم گفتوگو کردیم. پرسشها ساده و گیرا بودند، ولی آسانیِ پاسخها درباره ۴ دی و خاموشیِ پر معنا در برابر ۵ دی، یک شکاف ژرف فرهنگی و یک کمبود رسانهای را فریاد میزد.
هنگام پرسش درباره چهارم دیماه، پاسخها یکسان بود. از دانشجو تا بازنشسته، همه میدانستند که این روز برابر است با زادروز عیسی مسیح و شب کریسمس: «زادروز عیسی مسیح است، شب کریسمس. این روزها همه جا چراغانی میشود و ما نیز در اینستاگرام شادباش میگوییم.» (دانشجو، ۲۲ ساله)
آنچه در بالا آمده است بخشی از نوشتاریست با عنوان «درگذشت زرتشت در سایهی خاموشی» که در تازهترین شماره امرداد چاپ شده است.
متن کامل این نوشتار را در رویهی سوم (مردم) شماره 510 هفتهنامهی امرداد بخوانید.
«امرداد» شمارهی 510 در روزنامهفروشیها و نمایندگیهای امرداد در دسترس خوانندگان قرار دارد.
خوانندگان میتوانند برای دسترسی به هفتهنامهی امرداد افزونبر نمایندگیها و روزنامهفروشیها از راههای زیر نیز بهره ببرند.
فروش اینترنتی فایل پیدیاف شمارهی 510 هفتهنامه امرداد
فروش اینترنتی نسخهی چاپی شمارهی 510 هفتهنامهی امرداد
اشتراک ایمیلی هفتهنامهی امرداد
