خسرو بهدین: همزمان با گردش 22 انجمن زرتشتیان تهران مجله هوخت شروع به انتشار کرد. روانشاد رستم صرفه صاحب امتیاز این مجله از هموندان انجمن بود.
به مدت کمتر از دو سال از آغاز به کار مجله هوخت، نشریه (نامه مزدیسنان) نیز بهطور رسمی شروع به انتشار کرد. این نشریه بهشدت منتقد عملکرد انجمن تهران بود. نویسنده اصلی نامه مزدیسنان، شادروان رستم پارکی بود که از ایشان میتوان بهعنوان (پدر روزنامهنگاری زرتشتیان ایران) یاد کرد.
انتقادات اواخر دهه 20 و اوایل دهه 30 خورشیدی نسبت به عملکرد انجمن تهران، روانشاد رستم گیو فرنشین وقت را وا داشت تا در زمستان 1331 توضیحاتی تحت عنوان (بیان حقایق) در 45 صفحه چاپ و بین همکیشان توزیع کند.
فرنشین وقت انجمن تهران در پاراگراف نخست کتابچه مذکور چنین نوشته است (همکیشان گرامی، بهطوریکه همگی کموبیش اطلاع دارند از 6 سال پیش تاکنون نشریههایی چه خطی و چه چاپی تحت عناوین نهضت ملت، جمعیت جوانان، نامه مزدیسنان، زنگ خطر و اوراقی چه خطی و چه چاپی با امضاهای ساختگی و مستعار از روی بیاطلاعی یا احساسات جوانی و یا نادانی و غرضورزی که مندرجات آن اکثرا غیرواقع و تهمت و توهین میباشد چاپ و بین جماعت منتشر شده است.)
روانشاد رستم گیو در ادامه ذکر کرده است (نویسندگان و ناشرین نامبرده از روی بی تجربگی و نادانی و یا غرض ، ضمن ایراد توهین و تهمت و افترا به اشخاص ، انجمن و انجمنیان و موسسات اجتماعی و فرهنگی زرتشتیان که مایه افتخار و سربلندی جماعت است را دستخوش افکار ناهنجار و اتهامات ناروای خود قرار میدهند.)
فرنشین وقت انجمن تهران در قسمت دیگری از کتابچه بیان حقایق، با اشاره به نوشتارهای انتقادی نامه مزدیسنان نسبت به عملکرد هیاتمدیره انجمن، اضافه کرده است (نامه مزدیسنان با چاپ این نوشتارها موجبات بیآبرویی جامعه زرتشتیان کشور نزد ایرانیان غیرزرتشتی را فراهم آورده است.)
در کتابچه مذکور، روانشاد رستم گیو به فروش 20 هزار متر از اراضی متعلق به انجمن زرتشتیان تهران بهمنظور جبران کسری بودجه در گردش 16 اشاره کرده است و از روانشاد رستم صرفه صاحب امتیاز مجله هوخت میخواهد که مطالب این کتابچه در مجله مذکور نیز درج شود.
با تداوم نارضایتی از عملکرد انجمن زرتشتیان تهران، در میانه دهه 40 خورشیدی بهتدریج نیروهای تازهای وارد این انجمن شدند. روانشاد فرهنگ مهر بر مسند ریاست انجمن تکیه زد. جناح منتقد کمکم امور انجمن را در دست گرفت و انجمن ترکیب سیاسی تازهای به خود گرفت.
در اواخر دهه 40 خورشیدی، روانشاد ماهیار اردشیری به مقام جانشین فرنشین رسید و توانست نقش پررنگی در اداره انجمن ایفا کند همچنین روانشاد رستم پارکی نیز به دبیری انجمن زرتشتیان تهران درآمد و مدیر مسوول نشریه رسمی انجمن با نام (ماهنامه زرتشتیان) شد.
منتقدان گذشته به طرفداران پر و پا قرص انجمن تبدیل شدند. جناح منتقد سنگرها را یکی پس از دیگری فتح نمود و نبض جامعه را در دست گرفت . این آرایش سیاسی تا آخرین روزهای حکومت پهلوی پابرجا ماند .
با درگذشت روانشاد اسفندیار یگانگی نماینده وقت زرتشتیان در مجلس شورای ملی در اوایل دهه 50 خورشیدی و پیروزی ناباورانه و مشکوک روانشاد بوذرجمهر مهر برابر روانشاد فریدون ورجاوند در انتخابات تابستان 1352، آخرین سنگر کشتیبانان دهه 30 و 40 خورشیدی نیز توسط جناح منتقد فتح شد و قدرت در جامعه زرتشتی به طور کامل منتقل شد.
از آن زمان تا ابتدای انقلاب، جامعه زرتشتی کشور روزبهروز تکقطبیتر شد. انجمن تهران و نماینده زرتشتیان در مجلس ملی با هم بسیار هماهنگ بودند. ماهنامه زرتشتیان نشریه وابسته به انجمن زرتشتیان تهران خبرهای این انجمن را بازتاب میداد و تریبونی برای منتقدان وجود نداشت.
در سال 1353 و همزمان با انتخابات گردش 31 اما منتقدان تلاش آشکاری را برای به دست آوردن کرسیهای انجمن نمودند، این تلاش گرچه به شکست انجامید ولی زمینهساز عدم ثبت پروانه این گردش در اداره ثبت شرکتها شد. به این ترتیب یکی از طولانیترین دورانهای فترت تاریخ 120 ساله انجمن زرتشتیان تهران رقم خورد.
در سالهای پایانی دهه 50 خورشیدی و همزمان با پیروزی انقلاب اما ساختار انجمن زرتشتیان تهران به کلی دگرگون شد. با وقوع انقلاب، جامعه زرتشتی ایران در یک لاک محکم دفاعی فرو رفت و تمامی پنجرههای تعامل با دنیای بیرونی را یکی پس از دیگری به روی خود بست.
تعداد زیادی از هموندان انجمن تهران از کشور مهاجرت کردند و آن تعدادی که در ایران ماندند دیگر برای هموندی در هیاتمدیره این انجمن تمایلی نشان ندادند.
با شروع به کار گردشهای جدید بعداز انقلاب، چهرههای تازهای به جامعه زرتشتی ایران معرفی شدند که توانستند از خود کارکرد بسیار مثبتی نشان دهند.
درسالهای نخستین بعداز انقلاب خطر انحلال انجمن زرتشتیان تهران وجود داشت اما برخی از هموندان تازهوارد این انجمن با آیندهنگری و تلاش خود این خطر را برطرف کردند.
گردشهای سالهای ابتدایی انقلاب یکی از درخشانترین دوران انجمن زرتشتیان تهران است و رضایت نسبتا بالایی در سطح جامعه نسبت به عملکرد هموندان انجمن وجود داشت ولی همزمان با پایان جنگ تحمیلی، موضوع زمینهای قصر فیروزه به یکی از دلایل اصلی نارضایتی جامعه زرتشتی از عملکرد انجمن تبدیل شد. از آن روز تا کنون هر گردش مقداری از این نارضایتی را کم یا زیاد کرد و آن را به گردش بعدی منتقل نمود.
