از غوغای تنش‌های زمانه تا «فرشکردِ» آرامش در پرتو خردِ خود‌بنیاد

نوگردانیِ جان، فراخوانی برای بیداریِ درون

e517ef3d 1db4 46b4 865f 0c3469da0e42پیشگفتار: در جست‌وجوی لنگرگاهی در طوفان؛ ما در دورانی به سر می‌بریم که تلاطم‌های اقتصادی، تنش‌های اجتماعی و هیاهوی بی‌پایانِ دنیای مدرن، آرامش را به کالایی نایاب بدل کرده است. بسیاری از ما در جستجوی راه نجاتی در بیرون از خویشتنیم؛ غافل از آنکه هزاران سال پیش، اشو زرتشت کلیدِ عبور از این بن‌بست را در دستانِ اندیشه‌ی خودِ انسان قرار داد. او به ما آموخت که برای تغییرِ جهان، ابتدا باید «نوگردانی» (فرشکرد) را از اقیانوسِ بیکرانِ درون آغاز کرد. این نوشتار، دعوتی است به بازخوانی میراث گات‌ها و گام نهادن در مسیرِ شکوهمندِ «وخشوری بر خود»؛ مسیری که در آن انسان، نه یک پیروِ چشم‌وبسته، بلکه به پیامبرِ زندگی خویش بدل می‌شود.

۱. وُهومَن؛ گذرگاهِ ذهن به سوی حقیقت

در فلسفه زرتشت، برخلاف سنت‌های مبتنی بر وحیِ منزَل (دیکته شده)، ارتباط با حقیقت از مجرای «وُهومَن» (Vohu Manah) یا «منشِ نیک» صورت می‌گیرد. وهومن یک فرشته‌ی بیرونی نیست، بلکه عالی‌ترین مرتبه خرد و پالودگی ذهنِ انسان است.
زرتشت در گات‌ها می‌سراید: آن‌گاه تو را شناختم که وهومن به درون من آمد. در دنیای امروز که فشار‌های زندگی ذهن ما را مشوش کرده، وخشوری بر خود یعنی بازگشت به این منشِ نیک. وقتی ذهن را از آلودگیِ دروغ و اضطرابِ بیهوده بپالاییم، آرامش و حقیقت را در انتهای مسیر خردورزی خواهیم یافت.

۲. تات ثوا پِرِسا؛ پرسشگری به‌جای انفعال

یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های گات‌ها، دیالوگ پرسشگرانه زرتشت با هستی است که با عبارت «تات ثوا پِرِسا» (از تو می‌پرسم ای اهورا) آغاز می‌شود. او شنونده‌ای منفعل نیست؛ بلکه با تفکر فعال، از چراییِ گردش ستارگان تا چگونگی شکست دادنِ دروغ می‌پرسد. وخشوری بر خود یعنی همین جرأتِ پرسیدن. در دنیای امروز که اخبار ناگوار ما را محاصره کرده، وخشورِ درون به ما می‌گوید به جای پذیرشِ منفعلانه‌ی رنج، بپرسیم: «نقشِ من در آبادانیِ این گوشه از جهان چیست؟» الهام و شهود، پاداشِ کسی است که فعالانه فکر می‌کند و با وجدانی بیدار (سروش) به نوای درونی هستی گوش می‌سپارد.

۳. مَنترَه؛ کلامی برای اندیشیدن

زرتشت سرودهای خود را «مَنترَه» (Manthra) نامید؛ واژه‌ای که ریشه‌اش «مَن» به معنی اندیشیدن است. او خود را یک «مَنترَن» یا «آموزگارِ اندیشه‌ورز» معرفی می‌کند. این تفاوتِ بنیادین، ضرورتِ امروز ماست. وخشوری بر خود به ما می‌آموزد که آموزه‌ها نباید تنها تکرار شوند، بلکه باید در کارگاهِ اندیشه ذوب و به آگاهی تبدیل گردند. آرامشِ واقعی نه در تکرارِ دعاها، بلکه در درکِ عمیقِ معنایِ زندگی و صلحِ با خویشتن نهفته است.

۴. سه‌گانه‌ی تحول: آگاهی، عشق و بیداری

برای عبور از بحران‌های اجتماعی، نیازمندِ سوختی هستیم که در کتاب «وخشوری بر خود» به درستی به آن اشاره شده است: پیوندِ آگاهی و دل.

  • آگاهی (وهومن): درکِ نظمِ حاکم بر هستی (اشا) و خردی که فراتر از اطلاعات کتابی است.
  • عشق (آرمئیتی): مهرورزیِ بی‌دریغ به کلِ آفرینش که به عمل جان می‌دهد.
  • بیداری (سروش): لحظه‌ای که انسان صدایِ وجدانِ اخلاقیِ خود را در میانِ غوغایِ نفعِ شخصی می‌شنود. وقتی این سه در وجودِ انسان به وحدت برسند، او از یک فردِ نگران به یک لنگرگاهِ آرامش برای جامعه‌اش تبدیل می‌شود.

۵. سوشیانت؛ منجی در آینه است

در اندیشه زرتشت، «سوشیانت» (سودرسان) تنها یک شخصیت تاریخی در آینده نیست؛ بلکه هر انسانی که با آگاهی و عشق باری از دوشِ هستی بردارد، جزیی از نیروی سوشیانت است. تحولِ بزرگ اجتماعی زمانی رخ می‌دهد که ما از انتظار برای آمدنِ یک منجی، به تلاش برای «سوشیانت شدن» تغییر جهت دهیم. در عصرِ تنش‌ها، وخشوری بر خود یعنی پذیرفتنِ این مسئولیت که: «منجیِ جهان، همان خردِ بیدارِ من است.»

بخش ویژه: نیایشِ خردورزانه (زمزمه‌ای برای بیداری)

ای هستی‌بخشِ دانا، از تو می‌پرسم و با خردِ خویش می‌جویم: در میان غوغایِ نیازها، چگونه چراغِ «وهومن» را در دلم روشن نگاه دارم؟ یاری‌ام ده تا با «آگاهی» ببینم، با «عشق» بپذیرم و با «بیداری» عمل کنم.  باشد که من، نه یک پیرو، بلکه وخشوری باشم که صلح را ابتدا در خود و سپس در جهان می‌آفریند.

نتیجه‌گیری: رستاخیزِ خرد در زندگی روزمره

اشو زرتشت مسیر را به ما نشان داده است: مسیری که در آن نه تقلید، بلکه «گزینشِ آزادانه» بر اساس خردِ ناب حکمفرماست. او از ما نمی‌خواهد چشم‌بسته اطاعت کنیم، بلکه می‌گوید: «سخنان را با گوش هوش بشنوید، با اندیشه روشن بنگرید و سپس آزادانه راه خود را برگزینید «وخشوری بر خود» یعنی در دست گرفتنِ سکانِ کشتیِ زندگی در میان طوفانِ بحران‌ها. زمانِ آن فرا رسیده است که هر یک از ما، با نگاهی نوگردان (فرشکردی)، پیامبرِ صلح و آبادانی در دنیای خویش باشیم.

منابع و مآخذ برای پژوهش بیشتر: ۱. گات‌های اشو زرتشت: ترجمه‌های معتبر (پورداوود، آذرگشسب)؛ برای درک فرآیندِ دریافت حقیقت از طریق اندیشه. ۲. وخشوری بر خود (یک صد و یک راهکار و پرسش برای بیداری): نگارش فرهاد اردشیری مبارکه؛ به عنوان راهنمای عملی برای بیداری درونی. ۳. یشت‌ها و یسنا: (بخش‌های کهن) برای مطالعه در مفاهیم «سروش» و «فرشکرد». ۴. تاریخ فلسفه شرق: برای بررسی جایگاهِ «انتشار آزاد» و «اختیار» در اندیشه ایرانی.

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
X
LinkedIn
Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *