تارنمای خبری امرداد

دژ بابک بر فراز کوه «بذ» همچنان استوار است

بر ستیغ کوه قلعه گاه بَذ می‌شود عیان / وز پس حصار جلوه می‌کند روح بابکان / بابک غیور از فراز کوه می‌رود به تک / در رکاب او شیهه می‌کشد اسب راهوار… نام بابک خرمدین برای همه‌ی دوست داران تاریخ و فرهنگ ایرانی نامی آشناست. نامی که لرزه بر اندام خلیفه‌ی تازیان (:اعراب) می‌انداخت. جنبش سرخ جامگان نیز یکی از مهم‌ترین جنبش‌های روزگار اسلامی است. درواقع نام بابک برای ایرانیان یادآور دلاوری و فداکاری و نماد میهن‌پرستی است.
به گزارش اَمرداد، دژ بابک یا همان قلعه‌ی بابک در استان آذربایجان شرقی و 5 کیلومتری شهر «کَلِیبَر» بر فراز کوه «بَذ» و بلندای 2300 متری جای گرفته است. از پیشینه‌ی دژ و کاخ‌ها و جغرافیای منطقه آگاهی چندانی در دست نیست. برخی از نویسندگان همانند شادرُوان احمد کسروی باورمندند که این کوه از روزگار هخامنشیان جایگاه «کاسی ها» بوده که در آن پناه گرفته و با دشمنان خود می‌جنگیدند. برخی دیگر از پژوهشگران این دژ را به روزگار میانه‌ی ساسانی نسبت می‌دهند که برای پناه گرفتن از یورش دشمنان در این منطقه ساخته شده است. اما از اشیاء و ابزاری که از دژ بابک به‌دست‌آمده می‌توان سفالینه‌های نقش دار و لعاب خورده‌ای را نام برد که یک دوره‌ی جایگیری (:استقرار) تا روزگار آغازین (:اوایل) سده‌ی هفتم مَهی (:قمری) را نمایش می‌دهند. در برخی از سرچشمه‌ها (:منابع) آمده است که شماری سکه مسی نیز در این دژ یافته شده است که برخی از آن‌ها به انگیزه‌ی ساییدگی و زنگ‌خوردگی فراوان ناخوانا بوده و در میان سکه‌ها شماری وابسته (:مربوط) به اتابکان آذربایجان و هزار سیبان (سده ششم و هفتم) است. درباره‌ی جغرافیای کوه «بَذ» یا «بذین» زنده یاد کسروی می‌نویسد، جایگاه شهر بَذ در جنوب رود اَرس در «قراچه داغ» کنونی و شمال شهر اَهر، اندکی به سوی خاور (:شرق) است. این دیدگاه سپس‌تر مورد تایید باستان شناسان جای گرفت و روشن شد دژ بذ یا جمهور در 50 کیلومتری شمال شهرستان اَهر و در بلندی‌های باختری (:غربی) شاخه‌ای از رود بزرگ «قره سو» در 5 کیلومتری جنوب باختری کَلِیبر جای گرفته است. محوطه‌ی دژ «بذ» دربرگیرنده‌ی دژ و کاخ بر فراز چکادی (:قله) به بلندای بیش از 2300 تا 2600 متر است که پیرامون آن را دره‌هایی به ژرفای 400 تا 600 متر فراگرفته است. «بذ» از دیدگاه جغرافیایی کمابیش منطقه‌ای بسته بود. امروزه رودهای قره سو و سَلین چای و کَلیبر و اَرس آن را از شمال و خاور و باختر می‌بندند و از جنوب نیز کوه‌های «شِیوَر» آن را در برگرفته است.
ویژگی‌های نمایان دژ : ساخت دژ در دو اَشکوب (:طبقه) و سه اَشکوب بوده که پس از ورودی جای گرفته است. پس آن نیز تالار بُنیادین جای دارد که پیرامون آن را هفت اتاق فرا گرفته است، اتاق‌هایی که به تالار میانی راه دارند. در بخش خاوری دژ سازه‌های دیگری آمیخته از اتاق‌ها و آب‌انبارها ساخته‌شده است. سقف آب‌انبارها با تاق جناغی و گهواره‌ای استوار شده‌اند. محوطه‌ی درونی آن‌ها نیز به‌وسیله گونه‌ای ساروج، رِخنه ناپذیر شده و به هنگام زمستان از برف و باران پر شده و در تابستان و هنگام تنگناها و محاصره‌ها از آب آن‌ها بهره‌برداری می‌شده است. در بخش شمال باختری دژ پلکان‌های سرتاسری بوده است که هم‌اینک ویران‌شده و بخش‌هایی از آن بیرون خاک است و تنها راه بالا رفتن به بخش‌های بلندتر دژ است.
راه‌های دسترسی به دژ از سه سو است : 1- گذرگاه دژ «دره سی» و راه جنگلی که در جنوب دژ بوده و راه دشوار و سختی است و بدون راهنما یا افراد بومی نمی‌توان رفت. 2 – گذرگاه هتل بابک که کمی بالاتر از روستای شجاع آباد است و در ورودی آن با مهمان‌نوازی بسیار خوب مُتل و کمپ گردشگری «ائل یوردی» روبه‌رو شده و خاطره‌های خوشی برایتان برجای خواهد ماند 3- گذرگاه تابستانی یا ییلاقی که 2 کیلومتری از راه را می‌توان با خودرو پاترول پیمود و برای افرادی که توانایی کمتری دارند نسبت به دو گذر دیگر بهتر است. در این راه اگر با عیسا حسین پور، راننده‌ی پاترول همان روستا هم‌سفر شوید بی‌گمان لحظه‌های خوشی برایتان رقم خواهد خورد. همچنین پیش از سفر باید از وضعیت آب‌وهوای منطقه به‌ویژه مِه گرفتگی آگاه شوید و خود را برای یک روز کوه‌نوردی سنگین آماده کنید. پوشش گیاهی و سرسبز کوه بذ و منطقه چنان زیبایی را پدید آورده که هر بیننده‌ای را شیفته خود خواهد کرد. بی‌گمان دیدن دژ بابک و کوه «بذ» جدا از یک منطقه‌ی زیبای گردشگری، تجربه‌ای خوب و انگیزه‌ای برای شناخت آن جایگاه و پدیداری غرور ملی خواهد بود.
در خیال من جلوه می‌کند باز بابکان / شعله می‌کشد در نگاه او گرم و آتشین خشم بی‌امان / آن یَل دلیر شیرکوه بذ آن طلایه‌دار / در کنار او سرخ جامگان جمله جان‌سپار / … بابک غیور با ردای سرخ / برنشسته بر پیل کوهوار / همچو شیر نر پر دل و جسور همچو کوه بذ سخت و استوار / … کی فتد به خاک آن درخت سبز / آن که زاده شد از برای عشق / کی شود فنا آن که شد فدا / در ره وطن بهر افتخار؟ 

چکامه‌ها بخشی از سروده‌ی هما ارژنگی با نام «شیر کوه بذ بابک» است.
در زیر نگاره‌هایی را که در یک روز بسیار مه‌آلود و پایان خوردادماه گرفته شده است، ببینید :

 

دژ بابک

برای رسیدن به دژ بذ (قلعه بابک) باید کوه پیمایی سختی را گذراند تا  به دیدار بابک رفت و عشق میهن دوستی اش را ستود

دژ بابک

انبوه یادگاری نویسی ها درون بناها، چهره زشت و زننده ای را برجای گذاشته است

دژ بابک

بخشی از باروهای به جا مانده در میانه راه

دژ بابک

سازه هایی که نیاز به مرمت فوری دارد وگرنه در خطر ریزش است

دژ بابک

سازه های معماری پایین دژ بر جای مانده از آن روزگار که هنوز با تو سخن می گویند

دژ بابک

راه ورود به بالاترین نقطه دژ بذ در بلندترین جایگاه کوه

دژ بابک

درون دژ بابک در بالاترین نقطه کوه بذ

دژ بابک

اتاق هایی که جایگاه نگهداری مصالح ساختمانی شده و در کنار انبوه یادگاری نویسی دردآور است

دژ بابک

مه بسیار غلیظ ، هر چند کار عکاسی را دشوار کرد ولی زیبایی ویژه ای به فضا بخشید که نمی توان وصفش کرد

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

گل های بسیار زیبا و ویژه ای در کوهسار دژ بابک می روید که زیبایی ها را دوچندان می کند

دژ بابک

درون دژ بابک در بالاترین نقطه کوه بذ

دژ بابک

دژ بابک

دژ بابک

شوربختانه مسافران و کوه نوردان اتاق های تاریخی را به ویرانه تبدیل کرده اند و آتش در آنجا برپا می دارند

دژ بابک

تابلوهای میراث فرهنگی که ماه ها است بر روی زمین در مسیر افتاده است

دژ بابک

دیوارهای دفاعی دژ بذ در بلندای کوه

 

فرتورها از سیاوش آریا است.
6744

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.