لوگو امرداد
هرمز خسرویانی به جرگه موبدیاران پیوست

معرفی تازه موبدیار در واج‌یشت آتشکده تهران

آیین واج‌یشت سومین گهنبار سال در آتشکده تهران با معرفی هرمز خسرویانی به عنوان موبدیار و پیوستن او به جرگه‌ی دین‌یاران همراه شد.
پیش از برگزاری آیین، هرمز خسرویانی به عنوان موبدیار معرفی شد. ایشان در سال‌های گذشته دوره‌های اوستاخوانی و برگزاری مراسم را زیر نظر انجمن موبدان با موفقیت به پایان رسانده است. موبد پدرام سروش‌پور با بیان این خبر گفت: ایشان از دبیران باسابقه دینی مدارس زرتشتیان هستند که همچون گذشته اما این‌بار در لباس سفید موبدی قصد دارند تا دینیاری خود را ادامه داده و در برگزاری مراسم و آیین‌های دینی، زرتشتیان را یاری دهند. همچنین موبد پدرام سروش‌پور با گرامی داشت یاد موبد اردشیر مانکجیان به بیان خصوصیات ویژه این موبد تازه درگذشته پرداخت. ایشان عشق به آدریان و جامعه و پاکی و آراستگی را از ویژگی‌های ستودنی موبد اردشیر مانکجیان نامید و همراه با گرامیداشت این عزیز از دست‌رفته به خانواده ایشان آرامش باد گفت.
در ادامه موبد پدرام سروش‌پور با توضیح درباره‌ی مراسم واج یشت گهنبار و یسناخوانی به این نکته اشاره کرد که پس از اسلام اوستای بزرگ ساسانیان در 5 بخش جمع‌آوری شد که مهمترین آن یسنا است که شامل 72 سرود یا هات است، سرودهای گاتها یا آسمانی اشوزرتشت در بین این 72 هات از هات 28 تا 54 قرار دارد و یکی از کهن‌ترین و معنوی‌ترین اوستاها نیز به بنام هفتن هائیتی نیز در میان این 17 سرود جای داده شده است. گویا موبدان سعی داشته‌اند این چنین گات‌ها را در دل یسنا با نیرویی مینوی حفظ کنند و به همین دلیل یسناخوانی جایگاه ویژه‌ای در آیین‌های موبدی داشته است و گذشتگان ما این‌گونه تدبیر کرده بودند که اگر به دلیل فشارها، جنگ‌ها و کتاب‌سوزی‌ها نوشته‌ای از مهمترین بخش اوستا باقی نماند دستکم موبدان بتوانند آن را سینه‌به‌سینه در حافظه خود همچون سال‌های دور نگاهبانی کنند. با این‌حال به استناد متون باقی‌مانده تنها یک چهارم اوستای کهن امروزه باقیمانده اما خوشبختانه گات‌ها یا سرودهای اشوزرتشت به صورت کامل به دست ما رسیده است و این بار مسوولیت به کار بستن و شناساندن این آموزه‌های مینوی را برای ما دوچندان می‌کند.
آیین واج یشت گهنبار چهره پیته‌شهیم گاه در تهران با یسناخوانی موبدان مهراب وحیدی و کوروش بلندی از نیمه شب گذشته آغاز شد. در ساعت 6 بامداد اشتادروز گاهشماری زرتشتی برابر با دوشنبه 21 شهریورماه 1401 خورشیدی با باشندگی گروهی از زرتشتیان تهران نخستین گهنبار این چهره از سوی موبدیاران فرهنگ ضیاتبری، سرور تاراپوروالا، هرمز خسرویانی و موبد پدرام سروش‌پور برگزار شد. در پایان با دهش انجمن موبدان تهران از باشندگان پذیرایی شد.

واج‌‌یشت گهنبار یکی از کهن‌ترین آیین‌ زرتشتی است که به تایید انجمن موبدان با همکاری انجمن زرتشتیان تهران برگزار می‌شود. موبدان پیش از سپیده دم، پیش از آغاز هر چهره گهنبار، در مکان سپندینه یشت‌خانه‌ی آتشکده‌ی ورهرام، به نیایش می‌پردازند. در هنگام یسناخوانی و سرودن یسنا، موبدان شربت هوم را از کوبیدن و نرم کردن ساقه‌ی گیاه هوم با آب در هاون برنجی به دست می‌آورند و در پایان آیین واج‌یشت در ظرف‌های کوچکی‌می‌ریزند و به باشندگان در آیین می‌دهند تا بیاشامند. هوم گیاهی است که در اوستا از آن نام برده شده است. گهنبار، آیین و جشنی است که از دیرباز در پهنه‌ی ایران فرهنگی، به‌پا داشته می‌شده، جشنی که نخستین بن‌پایه و مایه‌ی آن گردهم آمدن، هم‌افزایی، همازوری و شادی است. شش چهره گهنبار یادآور شش پله‌‌ی (:مرحله‌‌ی) آفرینش است. «پَیتَه‌شَهیِم» سومین چهره از شش گهنبار سال به چم (معنی) پایان تابستان است. در باور زرتشتیان گهنبار پیته‌شهیم هنگامه‌ی آفریده شدن «زمین» از سوی پروردگار است. باشد که با نیایش‌های برآمده از دل، شادی اهورایی گسترده و آرامش افزون شود.

1 7

آتشکده زرتشتیان تهران

45 1

موبد مهراب وحیدی

3 8

موبد سرور تاراپوروالا

4 5

50

7 4

8 5

موبد کورش بلندی

6 5

9 5

تاج گوهر خدادادکوچکی مادر جانباخته فرهاد خادم و کنشگر فرهنگی اجتماعی

10 5

11 5

موبد پدرام سروش‌پور

46

موبدان از راست: سرور تاراپوروالا، هرمز خسرویانی, فرهنگ ضیاتبری، پدرام سروش‌پور

13 5

14 4

 همازوری موبد هرمزخسرویانی در نخستین نیایش واج‌یشت

15 4

16 4

17 4

18 4

19 4

20 4

27 3

46 1

موبد هرمزخسرویانی

22 3

چهره راست ردیف پشت: افشین نمیرانیان فرنشین انجمن زرتشتیان تهران

23 3

بوذرجمهر پرخیده، مدیر دبیرستان فیروز بهرام

24 3

26 2

30 3

31 2

32 2

42 1

48

44 1

33 1

25 4

34 1

35 1

36 1

دهش صبحانه از سوی انجمن موبدان تهران

37 1

39 1

38 1

40 1

فرتور از همایون مهرزاد است.

2393

به اشتراک گذاری
Telegram
WhatsApp
Facebook
Twitter

12 پاسخ

  1. تبریک فراوان خدمت آقای هرمز خسرویانی و جامعه زرتشتی، الهی همیشه خبرهای خوش از خبرگزاری ها بشنویم.

  2. شادباش به آقای هرمز خسرویانی
    با آرزوی پیروزی و دلخوشی

  3. مس وه به دین پاک دادار اورمزد و شادباش به آقایی خسرویانی برای موبدیاری

  4. هرمز شخصیتی نیکو و روحیه ای مثبت دارد. سالها به جامعه زرتشتیان خدمت کرده، از جمله برگزاری نیایش گروهی شاه ورهرام ایزد. موبدیاری بسیار شایسته و دلسوز. برای هرمز آرزوی سلامتی و سرافرازی دارم.

  5. شادباش به موبد هرمز چون شایستگی پوشیدن لباس سپید روحانی زرتشتی را داشته ودارد.
    خدا کند؛
    هیچگاه در این جایگاه مغرور، چایلوس، خودپسند، دکان دار دین، خرافه گستر، مُقلِد دیگری، تَمجید گو، خدای در آسمان باور، نگردد.
    ‌کاش باور می کردیم که واژه “موبد یار” ساختگی ابتکار حکومت اسلامی مانند نام‌ آیت الله و حجت الاسلام و طلبه در حوزه علمیه است. واژه ای خنده دار که بین روحانیون دانشمند و خوش برخورد و غیر موبد زاده با خونی یکسان از پاکی خون موبدزادگان! و همکیشان روشن اندیش؛ دودستگی وچند دستگی ایجاد کرده و به چالش آورده است!!
    باور می کردیم.
    و از روی تعصب بیجا، به جان و باور هم توهین و ناسزا نمی گفتیم.
    تنها خرد را به گزینش گفته های دیگری، خطکش و مَحَک اندیشه مان برای نیک اندیشی به کار می بردیم. سپاس از امرداد و انجمن موبدان.
    البته جایگاه آیین واژیشت گاهنبار، چهره گوناگون گاهنبارهای فصلی هرسال و پیشینه برگزاری آنها با افزودنی های خوب وبد در هر دوره پیش وپس از اسلام، را در نوشته ها و تارنمایم و کانال تلگرامی وکتاب هایم به ویژه نسک زرتشت و مزدیسنان نگاشته ام. اگرمایلید نگاه کنید و با خرد وآرامش نگاه وبرداشت مرا در برگه خودم نقد بفرمایید.
    سپاسگزار راهنمایی بزرگواران اندیشمند خواهم شد.

  6. به راستی در سخنرانی و معرفی کردن موب سروش پور نگاهی تازه و ارزشمند و بی تعصب به واژه “موبد یار” داشت!. سپاس وآخرین از این اندیشه
    از گفته اش چنین برداشت کردم:
    موید هرمز خسروی که پیش ازین نیز دین یار[نه موبد یار] بود، همچنان‌در لباس موبدی نیز دین یار خواهد ماند…
    دین یاری کننده نیاز دارد
    موبد زادگان چرا به غیر از خونی خود را به پست یاری و پرستاری و یاوری و کمک کاری و گاهی دستور پذیری در را بیگاری! نیاز دارند؟
    نه این به چمار آپار تاید یا تبعیض نژادی یا کافر نگری است که بیگانگان دارند ولی خوشبختانه ” زرتشت” ورجاوند این شیوه از باور پیروانش را ناشایست و نکوهیده می داند!

    1. جناب نیکنام
      اگر می‌شود به زبان و ادبیاتی بنویسید که من و کسانی مانند من هم بفمند که چه می‌گویید.

  7. با سپاس از این خبر و با شادباش به هرمز خسرویانی برای انتخاب وظیفه روحانی بودن برای جامعه زرتشتی. هرمز خسرویانی سال ها پیش در کلاس هایی که برای مدتی در محلی که به ساختمان انجمن موبدان تهران معروف است، تشکیل می شد با گروهی از افراد شرکت داشت. با آن که در آن کلاس ها برای دوره ایی آموزش را بر عهده داشتم اما هرگز متوجه نشدم که برنامه ایی که تدارک دیده شده بود برای چه بود؟! تا انجایی که با برخی از دست اندرکاران آن صحبت کردم از «کلاس هایی برای یادگیری درباره دین زرتشتی» تا «کلاس های مقدماتی موبدیاری» نامیده می شد! نمی دانم سرنوشت آن کلاس ها چه شد و آن افرادی که اغلبشان بسیار علاقه مند بودند در این سردرگمی به کجا رسیدند! احتمالا بسیار از آنها می خواستند مانند هرمز در این ساختار روحانیت وارد شوند! اما واقعا روش چیست؟ امیدوارم که هرمز خسرویانی این موضوع را در نظر بگیرد که تلاش برای دموکرایزه کردن و روشمند کردن هر بخشی از جامعه یکی از وظایفی است که همگی باید برای آن تلاش کنیم.

  8. اما آنچه که آقای نیکنام نوشته اند بیشتر از این که کلی گویی باشد مخلوط کردن دو موضوع هم است! موضوع 1: در این که ساختار انجمن موبدان به عنوان جایگاهی که افراد تنها به دلیل شجره نامه اشان وارد آن می شوند و حتی تلاش می شد که عنوان «موبد» برای آنها باشد و برای بقیه عنوان «موبدیار» تعیین شود، البته مورد نقد است و باید کنار گذاشته شود. آن ساختار سنتی آموزش خانوادگی موبدان که البته در گذشته بسیار هم کارامد بود سال ها می شود که دیگر از میان رفته است! اما ساختار موبدان به جای پذیرش این موضوع و در پیش گرفتن روشی جدید، هنوز به شجره نامه و مراسم نوزوتی چسبیده است! ایده ال این است که در دوران معاصر که دیگر آن ساختار سنتی عملا از میان رفته است؛ هر فردی که علاقه مند است که به این ساختار روحانیت وارد شود با طی مراحل مشخص و روشمند و شفاف بتواند این وظیفه را به عهده بگیرد و این ربطی به شجره نامه اشان ندارد. در این روش نه تنها وارد شدن به سیستم برای هم یکسان و مشخص است بلکه مراسم وارد شدن هم برای همه یکسان است و برای برخی با طلا و زرق و برق و برای برخی بدون مراسم نیست!

    اما موضوع دوم این است که نامگذاری افراد براساس سلسله مراتب و وارد شدن به یک سیستم در صورتی که روشمند باشد، نه تنها مسخره نیست بلکه لازم هم است و این هم از اختراعات اخیر نیست. در متن های پهلوی نشانه هایی از نامگذاری موبدان براساس سلسه مراتب از نظر وظیفه تا تجربه قابل ردیابی است. حتی در ساختار پارسی ها هم که البته اشکال اول را دارد اما سلسله مراتب و نامگذاری وجود دارد. البته ظاهرا اقای نیکنام توانایی این را دارند که از طرف «زرتشت» صحبت کنند، بنابراین گفتگو کمی سخت می شود.

    در هر صورت پیش از هر چیز مهم این است که ساختاری روشمند وجود داشته باشد تا براساس آن بدانیم که موارد چطور تعریف شده است. سال ها می شود که در موارد مختلف در همین یادداشت ها درخواست می کنم که «انجمن موبدان» آیین نامه و روش خود را در مورد تعریف ساختار روحانیت منتشر کند یا این که اگر امکان دارد بتوانم دسترسی به آن داشته باشم تا بهتر بدانیم که روش چگونه است؟ آقای نیکنام هم که برای دوره ایی ساختاری را با عنوان «هیربد» راه انداخته بودند اگر امکان دارد آیین نامه و تعریف های آن روش را منتشر کنند تا بهتر بدانیم که در این روش تعریف ها چگونه است؟

  9. دوست گرامی جناب پرخیده
    از اینکه نوشته مرا نگاه فرمودید سپاسگزارم.
    گفتنی است با شناختی که سال از شما دارم. از نویسندگان زبردست ودبیران مایید و چون باسابقه ترین دانش آموز واستاد در فیروزبهرام بوده اید.
    بیگمان با چند سد هزار نمونه دبیره از فیزیک و ریاضی گوناگون در هرسال آشنا بوده و شاید خودتان نیز به درستی ندانید از آغاز چگونه چند هزار برگه را به درستی خوانده اید!

    به هر روی، باور بفرمایید.
    بسیاری از دوستان به چگونگی نگارش ساده من بارها اشاره و سپاسگزار بوده اند که ساده و خوانا بوده است
    بازهم به چشم
    ساده تر خواهم نوشت.

  10. دکتر مرادیان بزرگوار

    چند اشاره مناسب به نوشته من افزوده ای که سپاسگزارم.
    بسیار کوتاه بیان کنم
    در پی فرمایش شما، به سبب ادامه نداشتن شیوه سنتی موبد شدن که پسر هر موبد همراه پدر خود در خوانش اوستا و برگزاری آیین ها شرکت می کرد. آنگاه که همه بخش های یسنا را از بر داشت با شرکت موبدان بزرگتر آیین نوزادی برگزار می شد و آزمون خود را در پای آتش برگزار و به پوشش موبدی آراسته می گردید.

    در همه دوران نگاه کنیم نخست واژه “مگه” به چمار دانا و انجمن مگوپتان داشته ایم که زرتشت بنیانگذار آن بوده و با چند تن امور دینی را دنبال می کردند.
    گاهی این واژه به مُغ و مغان نیز رسیده چون اعراب واک ” گ” نداشته اند!
    نام هایی که در متن های گذشته برای جایگاه موبدان از آن یاد شده واژه “موبد” بوده (در دوران ساسانی چون برخی فتوا نیز صادر می کردند، گاهی “دستور” نیز گفته شده)، “هیربد” آنکه آموزگار دین بوده و نگهداری آتش را بر دوش داشته است. و واژه ” دهموبد” کسی که ثابت در هر روستا زندگی می کرده و همکار موبد در ساماندهی برگزاری آیین ها بوده است.
    واژه دیگری نداشته ایم!

    پس از انقلاب که کمبود موبد پیش آمده است نخست چند تن از موبدان‌ پارسی از هند و پاکستان به ایران آمده تا کارهای ایران به ویژه درگذشتگان بر زمین‌نماند.
    دوره کوتاهی در تهران و سپس در یزد پیش آمد و  از سال ۶۳ چندین‌نفر به پوشش موبدی آراسته شدند.
    چون تعصب موبد زادگی وجود داشت کسی پیشنهاد واژه ” موبدیار” را داده و از آنزمان بر زبان ها جاری شده است.

    گفتنی است هموندی در انجمن موبدان تنها برای موبد زادگان آزاد است!
    هنوز یسنا خوانی را تنها موبد زاده در واژه یشت گاهنبار برپا می کند!
    و این پرسش برای همکیشان پیش آمده که اگر خویشکاری موبدان انجام درست آیین ها و خوانش اوستا باشد.
    چرا بایستی دو گروه روحانی زرتشتی داشته باشیم.

    به هر روی
    سال ۸۱ – انجمن موبدان، نخستین دوره آموزش “هیربدی” را داشتیم. دوسال ادامه داشت. درس های گوناگون و سرایش درست اوستا و گات ها را برای ۵۰ تن شرکت کننده فراهم کردیم.
    آموزش روزهای آدینه هر هفته بود.  سه تن نیز از یزد و کرمان و اهواز آمد ورفت داشتند.
    پس از آزمون نخست ۲۳ نفر به ترم دوم راه یافتند. پایان ترم نیز تنها ۱۵ نفر را گواهی دادیم که همه اکنون از موبدان سخنران، کنشگر و ارزشمند ما در شهر ها و خارج از کشورند.

    شوربختانه
    این واژه جایگزین واژه موبد یار نشد و تعصب دوگانه بودن همچنان دیده می شود.

    نگرانی من برای ساخته شدن واژه تازه است که پی آمد آن دودستگی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین ها
1402-12-05