تحول جامعهی بشری بهمانند تحول طبیعت، روندی منطقی و عینی را می گذراند اما انسان در روند تحول اجتماعی حالتی خودکار و کورکورانه ندارد، بلکه انگیزههای فعالیت بشراز دید تاریخی مشروط به شالوده متناسب مادی با آن است.
انگیزهی نگارش تاریخ از منظر علوم اجتماعی ریشههای متعددی با خود به همراه دارد. نیچه گوید: «تاریخ توسط مردان آزموده و برتر نگاشته می شود»(نیچه،1377: 71).
هر واقعیت اجتماعی دارای ماهیتی تاریخی است و تمام دادههای جامعهشناسی در نهایت امر جزیی از تاریخ خواهند شد. از سوی دیگر، ترقی تاریخی به واسطهی ذات قوانینِ عینی و جهان شمول تاریخی که میتوان آینده را بر اساس آن پیشبینی کرد ماهیتی مسلم و الزامآور دارد. بهگفتهی «توین بی» اگر شیوهی برخورد ما با امور بشر قانونمند باشد، باید بپذیریم که چیز منظم و پایداری در تاریخ هست و آن عنصر پایدار و منظم در امور بشر، سرشت آدمی، یعنی تمامی همگونی روان تنی فرد انسان است. اگر به برخورد قانونمند با امور بشر باورمند باشیم، درخواهیم یافت که معیار عینی همین همگونی و تداوم سرشت آدمی است. بنابراین امور بشر را باید به صورت یکجا بررسی کرد و بررسی رشتهها به صورت تنگ و مجزا از یکدیگرچون روانشناسی، مردمشناسی و جامعهشناسی با تاریخ کجروی است (توین بی،1375: 44-45).
وابستگی علوم اجتماعی به تاریخ از بستر گذشتهی تاریخی و نظم اجتماعی و قواعد آن بسیار ضرورت یافته است. این گذشتهی تاریخی هنگامی به نظریهی نظم اجتماعی در علوم اجتماعی منتهی میشود که در جوامع انسانی، مالکیت ابزارهای تولید و روابط قدرت و سلطه سیاسی پدید آمد و آمال و آرزوهایی برای دلیلسازی و مشروعیت آن ساخته و پرداخته شد. ادیان بزرگ از سازندگان تاریخی انواع نظریههای نظم اجتماعی هستند (اشرف، 1393: 3-4). همانگونه که «سی رایت میلز»، جامعهشناس تاریخی آن را تعبیر میکند، تمام عهدهای عقلانی رشتهی علمی، توانا ساختن بشر برای آگاهشدن از ساختارهای اجتماعی و از جایگاه خود آنها در بینشان است.
یارینامهها:
توین بی، آرنولد،(1375). مورخ و تاریخ، ترجمه حسن کامشاد، تهران: خوارزمی.
اشرف، احمد،(1393). نقد و نظری درعلوم انسانی و اجتماعی، به اهتمام سید ابراهیم اشک شیرین، تهران: گستره.
نیچه، فریدریش،(1377). سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی، ترجمه عباس کاشف وابوتراب سهراب، تهران:فرزانروز.
* علی شهزادی، دانشجوی دکتری ایرانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
