بارها در دادگاه دیدهام عزیزانی که با نیت خوب، پای وام یا سفتهای امضا گذاشتهاند و امروز همه زندگیشان گیر افتاده. در حقوق ایران، «عقد ضمان» طبق ماده ۶۸۴ قانون مدنی یعنی اینکه یکی، بدهی کس دیگری را به گردن بگیرد. همین یک امضا کافیست تا شما جای بدهکار بشینید و طلبکار مستقیم بیاید سراغ شما.
به یاد دارم که چند سال پیش درگیر چنین پروندهای بودم، مردی را دیدم که بعد از سی سال کارگری، یک شبه شد بدهکارِ چند صد میلیونی… چهرهی خستهاش هنوز در یادم مانده است.
امضا برای دوستی؛ بدهی برای شما
خیلیها فکر میکنند ضمانت فقط یه کمک اخلاقی به دوست یا فامیل حساب میشود. اما ماده ۶۹۸ قانون مدنی به صراحت میگوید: به محض تحقق ضمان، بدهکار اصلی آزاد میشود و دیگر دِین روی گردن ضامن هست، مگر اینکه خلافش شرط شود یا ضمان به صورت معلق باشد. در عمل هم همیشه نخستین نفر که طلبکار در خونهاش را میزند، ضامن هست. یک بار خودم نزدیک بود برای یکی از رفقای دوران سربازی چنین امضایی بزنم. خدا میداند اگه امضا زده بودم، امروز کجا بودم.
وقتی خانه و دستمزد در خطر است
نمونه روشن: بانویی برای برادرش ضامن وام خرید خودرو شد. برادر اقساط نداد، بانک بدون تعارف، حقوق آن بانو را توقیف کرد. سالها قسط ماشینی را پرداخت که حتی یک بار هم پشت فرمونش ننشسته بود. راستش من بارها شاهد بودم که چنین قصههایی، خانوادهها را از هم پاشید.
قانون چه میگوید؟
قانون مدنی در موادی به آثار ضمان پرداخته:
ضامن بعد از پرداخت، میتواند به سراغ بدهکار اصلی برود (ماده ۷۰۹).
ضمانت دِین آینده باطله (ماده ۶۹۱).
اگر دِین باطل باشد، ضمان هم هیچ اثری ندارد (ماده ۷۰۲).
پس توی چشم قانون، ضامن همان بدهکار هست و بهونههایی مثل «برگه رو نخوندم» یا «به فامیلم اعتماد کردم» توی دادگاه خریداری ندارد.
ضمانت بانکی و شخصی؛ یک سرنوشت
چه توی بانک باشد چه بین آدمها، ضمانت معتبره. فرقش فقط توی اجراست. بانکها معمولاً علاوه بر عقد ضمان، چک یا سفته هم از ضامن میگیرند که «اسناد لازمالاجرا» هستند و طلبکار میتواند بدون دردسر دادگاه، از راه اداره ثبت یا اجرای اسناد، مال و حساب ضامن رو توقیف کند.
چک و سفته؛ خطر همبستگی
در اسناد بازرگانی مثل چک و سفته، طبق ماده ۲۴۹ قانون تجارت، مسوولیت ضامنان و پشتنویسان «تضامنی» حساب میشود. یعنی طلبکار میتواند به هر کدام جداگانه یا به همه با هم رجوع کند. این تضامنی بودن مربوط به قانون تجارت است، نه عقد ضمان مدنی. من خودم یک بار در پروندهای دیدم سه نفر ضامنِ یک نفر شدن، آخرش هر سه تا به خاک سیاه نشستند.
نه گواه لازم است و نه آگاهی خانواده
خیلیها گمان میکنند اگر گواهی (شاهدی) نباشد یا خانواده ضامن خبر نداشته باشند، ضمانت ارزشی ندارد. درحالی که ماده ۶۸۴ قانون مدنی روشن میگوید: «عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمّه دیگری است به عهده بگیرد.» همان امضا کافی هست، هیچ شرط دیگری هم نیاز نیست.
مسوولیت ضامن همیشگی است
دِین مثل سایه تا روز پرداخت دنبال ضامن هست. حتی مرگ یا گریز بدهکار اصلی، ضامن رو خلاص نمیکند (مواد ۷۰۱ و ۷۰۹ قانون مدنی). دلیلش این است که ضِمان یک تعهد مستقل برای ضامن محسوب میشود و باقی ماندن بدهکار اصلی اثری روی آن ندارد. تازه ماده ۳ قانون مدنی هم میگوید: «ندانستن قانون رافع مسوولیت نیست.» یعنی حتی اگر قانون هم ندانید، باز هم مسوول هستید.
سخن پایانی:
از تجربه خودم، همکاران و دوستانم میگویم: ضامن شدن شوخی نداره. حتی برای عزیزترین خویشاوندان هم باید هزار بار بسنجید. اگر مطمئن نیستید طرف خوشحساب یا توانگر هست، پای آن برگه امضا نکنید. یک دقیقه درنگ بهتر از سالها دادگاه و بیخوابی و بدهکاری است. خودم بارها دیدم آدمها به خاطر یک امضای ساده، همه هستیشان رو از کف دادند. این حرف من، حرف کسی هست که از نزدیک زخم این قصه را دیده.
*فرهاد رویینتن، حقوقدان

یک پاسخ
باسلام و درورد
خیلی خیلی ممنون و سپاسگزارم از این اطلاعات جناب رویین تن . به زبان خیلی ساده، قابل فهم و روان می نویسید .
برای اولین بار هست که دارم مطالب حقوقی را دنبال میکنم و ازشون یاد میگیرم و درک میکنم.سلامت و پایدار باشید